مبارزان کمونيست می پرسد.در باره دهمين دوره "انتخابات" رياست جمهوری،
۱_ در اطلاعيه مبارزان کمونيست راجع به انتخابات به ويژيگی های اين دوره انتخابات و تلاش جناحها اشاره شده است، در صورتيکه جناحهای درون رژيم همواره با هم اختلاف داشته اند و از نظر شما ويژه گی اين دور با دفعات قبلی در چيست؟
نسان نودينيان: تعابير و تفاسير مختلف و ناهمگونی در مورد به اصطلاح ويژگيهای ايندوره انتخابات رياست جمهوری در ميان اپوزيسيون وجود دارد. در طيف نسبتا وسيع اپوزيسيون طرفدار جمهوری اسلامی به عبارت صحيح تر٬ طيف سازمان و احزابی که کليت حاکميت و انتخابات را بعنوان روند عادی يک دولت متعارف در نظام جمهوری اسلامی را پذيرفته و قبول دارند از تفاوتها ويژه گی هايی نسبت به دوره های قبل صحبت ميشود و بر مبنای اين پوزيسيون کاهش رويکرد انزواجويی و تحريم يکی از آنهاست. پشتبند اجتماعی و دکترين سياسی اين طيف بر اساس مطالبه محوری استوار شده است. اين طيف که کم هم نيستند و در ميان اپوزيسيون مشروع و ملی مذهبی و ناسيوناليستهای رنگارنگ هستند٬ دارند در روز روشن بر روی پيشرويهای جنبشهای اعتراضی مردم در چند سال گذشته و بويژه پيشرويهای جنبش اعتراضی کارگران٬ زنان٬ دانشجويان و جوانان به نفع منافع طبقاتی و سياسی خود سرمايه گذاری ميکنند و مطالبه محوری را پيش کشيده اند. ميگويند: «فشار جامعه و فشار از پايين، کار خودش را کرده است. برخیها پی بردهاند که فشار از پايين در دههی گذشته و تلاشهای بیوقفهی نهادهای مدنی و حرکتهای اعتراضی در جامعه بسيار کارآمدتر از چانهزنیها در بالا از کار درآمده است». بطور واقعی و مسلم اعتراضات توده ای مردم و در راس جامعه اعتراضات به وقفه و دائمی جنبش کارگری و جنبش زنان و دانشجويان و جوانان خيليها را به اين قناعت رسانده است که در جامعه ای که يک نظام و دولت سرکوبگر به تمام معنا حاکميت دارد٬ بطور متوسطه روزانه يک تا دو نفر اعدام و حلق آويز شده و ميشوند٬ فقر و فلاکت وسيع در ابعاد و دامنه وسيع اجتماعی که حتی آمارهای دولتی خودشان به ارقام ميليونی از فلاکت و نداری و فقر مطلق صحبت ميکند٬ فشار جنبش کارگری و ديگر اقشار جامعه مهر و جايگاه طبقاتی و سياسی خود را به اوضاع سياسی ايران زده و جای هيج انکار و بی باوری به مبارزه طبقاتی کارگران و مزدبگيران جامعه نيست. اگر تفاوت و ويژگی هايی را در ايندوره و در آستانه دهمين انتخابات رئيس جمهور قائل بود٬ همين واقعيت ابژکتيو و فشار اعتراض اجتماعی توده مردم بويژه جنبش کارگری و جنبش برابری خواهانه زنان در جامعه است که ميرود صف بندی طبقاتی و سياسی اش را در مقابل کل حاکميت سياه نظام جمهوری اسلامی قوی و قوی تر کند. حضور مردم معترض به نظام جمهوری اسلامی٬ و نه بزرگ و آگاهانه جنبش کارگری به انتخابات آن ويژگيهای ابژکتيو و ملموسی هستند که جمهوری اسلامی را در آستانه "خطر" قرار داده است. دکترين«آزموده را دوباره بايد آزمود» و «عنايت به شرايط حساس کشور و اوضاع منطقه، بنا را بر مشارکت در انتخابات بر اساس سياست مطالبهمحور». ترفند و "گفتمان" آندسته از عناصر اپوزيسيون است که در نزد جامعه و مردم٬ کارگران٬ زنان و دانشجويان و جوانان محلی از اعراب ندارد. زمان توهم و کشيدن مردم به پای صندوقهای رای با اين نوع تز و دکترينها بسر رسيده است. مردم انتخاب خود را کرده اند٬ اگر "حس شنوايی" سران و کانديداهای رئيس جمهوری در ترک برداشتن اوضاع سياسی ايران "حساس" است. ديگر جايی برای مطالبه محوری نيست. مردم در ايران ديگر فريب اين نوع تز و مشارکتها را به نفع نظام جمهوری اسلامی نمی خورند٬ اوضاع منطقه به هر درجه خطير و بيش از اين هم خطيرتر شود. اقبال و سعادت مردم٬ و دنيای بهتر برای تامين يک زندگی انسانی با رفاه و آسايش و امنيت٬ با عدالت اجتماعی و لغو کار مزدی در گرو سرنگونی و رفتن جمهوری اسلامی است٬ مردم اين يکی را انتخاب ميکنند.