|
|
|||
| |
به سايت کارگران
ايران خوش آمديد |
|
|
تحولات جاری و مواضع اولترا راست حزب حکمتيست
سرعت تحولات دو هفته اخير در ايران به گونه ای بود که سيما و آرايش دنيای سياست و احزاب و جريانات سياسی را دگرگون کرد. خيلی ها را سراسيمه نمود، جريانات سياسی از چپ و راست در اپوزسيون را به همکاريها و همسويهای سوق داد. مسله قدرت سياسی و آينده آن در ايران را به صدر اخبار دنيا برد. در غرب دولتها تا سياستمدارنشان، محققين تا ترانه سراها و نويسندگان انسان دوست همگی را به عکس العمل در مقابل و يا تائيد اين رويدادها کشاند. در يک کلام اين تحولات به گونه ای بود که هنوز هم با وجود افت در حرکات اعتراضی روزانه مردم بدليل سرکوبگريهای رژيم، بحث حول آن در صدر اخبار دنياست . در يک کلام همگی از موافقين و مخالفينش از آن بعنوان تحولی در جهت عبور مردم از رژيم اسلامی نام می برند. صحنه های پرشور حضور ميليونی مردم و تلاشهای که با وجود سانسور شديد رژيم از طرف مردم برای هدايت و پيشبرد اين اعتراضات و رساندن صدای آن به گوش جهانيان و تصاوير و فيلمهای ارسالی از اين اعتراضات بخوبی نشان داد که تلاشهای هر دو جناح رژيم چه جناح حاکم با سرکوبگريهايش و سانسور شديدش در مقابله با مردم و چه جناح مغلوب با نشان دادن خاصيت و تلاشش برای به ترمز کشاندن و مهار اين اعتراضات، نتوانست تلاش مردم را برای عبور از اين تندپيجها مهار کند. روز شمار اعتراضات مردم نمايشی از تلاش آگاهانه مردم برای عبور و در هم شکستن اين سياستهاست. آنها با ابتکارات خود توانستند تا انجا که امکان بود رنگ خود را به اين اعتراضات بزنند. موسوی و کروبی مسجد و تکيه و نماز جمعه را برای تجمعات مردم فراخوان دادند، مردم کوچه ها و خيابانها را محل اعتراض خود قرار دادند آنها ابطال انتخابات را در فضای " آرام و سکوت" تجويز کردند مردم مرگ بر ديکتاتور، آزادی انديشه با ريش و پشم نيمی شه ، زندانی سياسی آزاد بايد گردد. و حتی مرگ بر جمهوری اسلامی را سر دادند. آنها بارها از حمايتشان از قانون ( حتی جسدش) را اعلام نمودند زنان با حضورشان حجاب را پرت کردند. در يک کلام مردم نشان دادند که اعتراضشان به کل اين نظام است نشان دادن رژيم اسلامی را نمی خواهند. تلاش مردم تا جای بود که جناح حاکم مردم را سرکوب نمود و موسوی در فردای آن روز اعلام نمود بدليل سواستفادههای که از اعتراضات مردم شده تعدادی جان باخته اند و عملا جنايات رژيم را پرده پوشی نمود و نتيجاتا خواستار جداسازی صف خود يهايشان از مردم شد. در خارج کشور نيز در همان يکی دو روز اول تلاش جريانات و شخصيتهای معلوم الحالی که می خواستند با باند و پرجم سبزشان اعتراضات مردم را بحساب موسوی شال سبزيها بريزند، با ابتکارات نيروهای چپ و سوسياليست عملا تا حدود زيادی خنثی گرديد. اين تحولات بحدی سريع بود که آرايش احزاب و جريانات را به هم زد. از يک طرف نيروهای چپ و سوسياليست درتلاشی برای اعمال هژمونيشان بر اين اعتراضات در سطح خارج کشور با پرچمهای مطالباتی و شعارهای راديکال در نمايندگی اميال و خواست مردم در کنار هم قرار گرفتند. کميته های همبستگی با مبارزات مردم در ايران تشکيل گرديد. تظاهراتهای عظيم چند هزار نفر برگزار گرديد و هر روز در مجادلات و مباحث و سخنرانيهای خيابانی الترناتيوهای گوناگون را در مقابل مردم قرار داد.فضای فعال سياسی ايجاد شد که هر روز هزاران نفر از ايرانيان مقيم خارج در خيابانها کنار هم قرار گرفته و در مورد آيند اين تحولات بحث و تبادل نظرمی پرداختند . در اين ميان حزب حکمتيست با مواضع اولترا راستش يکی از جرياناتی بوده است که اين تحولات آنها را بشدت به مسيری انداخت که سير و سياحت در آن را از قبل و با تئوريهای راست دبير کميته مرکزيشان مبنی بر " متعارف شدن" رژيم اسلامی و پايان دوره سرنگونی خواهی آموخته بودند.اينها در کنار موسوی و کروبی و خاتمی و بلندگوهای تبليغی دولتهای غرب به اين همت گماشتند تا وانمود کنند که جنبش اعتراضی مردم در چهارچوب حکومت اسلامی و اسلام سير ميکند و راه برون رفت از آن هم پايان دادن به اعتراضات اخير است. و قول خامنه ای و موسوی را مبنی بر اينکه مردم به حکومت اسلامی وفادارند را تکرار کردند.اينها با بيان اينکه".جنبش جاری ناشی از کشمکش جناحهاست " و به مردم ربطی ندارد، و يا به گفته دبير اولشان" در اين شرايط بدليل اينکه چنين توازن قوايی وجود ندارد نبايد شعار سرنگونی داد" عملا وظيفه تبليغ و ترمز و سد کردن جنبش اعتراضی مردم را عهددار شدند. کاری را که عمری حزب توده عهددار آن بود امروز اينها بعهده گرفتند. اينها در طول اين دوهفته گيج شده و نميدانستند چه بايد کنند.ابتدا با تئوری جنگ جنا حها از مردم خواستند و آژيتاسيون نمودند که مردم در اعتراضات شرکت نکنند، با اوج گيری اعتراضات و گسترش آن به شهرهای ديگر، اعلاميه مقاومت صادر کردند و مردم را به مقاومت فراخواندند و در چند شهر در خارج کشور به اکسيونها آمدند. اما با اوجگيری سرکوبگری وحشيانه رژيم که نه تنها مردم ايران، بلکه جهانيان از اين همه سبعيت و وحشيگری دچار هراس و همچنين خشم شدند، اينها زبانشان باز شد و پررو و وقيح در سايتهای اينترنتی شان پديدار شدند تا رجز بخوانند. خامنه ای و احمدی نژاد و کل رژيم جمهوری اسلامی زمينه اين رجزخوانی آنها را با سرکوب وحشيانه مردم فراهم ساختند. اينها که صفشان در مقابل يورش مردم به جمهوری اسلامی گيج و سردرگم شده بود، امروز با سرکوب مردم به حال آمدند و جزء صف پيروزمندان هستند. اما اين پيروزی بسيار موقتی خواهد بود.زمانی که دوباره اينها به خلسه فرو روند و سر درگم و گيج شوند دور نيست. کيهان از آتش زير خاکستری حرف زده است که روزهای آينده زبانه خواهد کشيد و اين خود بايد هشداری به حکمتيستها باشد که زياد دور ور ندارند و حداقل در بددهنی کمی محطاط تر باشند. از قرار معلوم " انقلابيگيری " اينها در شدت هتک حرمتها و بدهنيشان است. مش قاسمهايشان مجداد با " ابتکار کم نظيرشان" در وصف اين سياست طلايی " متعارف شدن رژيم" و تحميل عقبگرد به جنبش توده ای مردم سرمست شدند و دست به قلم بردند. حزب حکمتيست که مواضع ارتجاعی اتخاذ کرده است و به تکرار سياستها و تئوريهای ايرج آذرين پرداخته است، در بددهنی گوی سبقت را از همه و هر کس ربوده اند. اگر در سياست و تئوری عقب مانده اند، در بددهنی به يک عنصر پيشرو تبديل شده اند. ما در سال ٩٩ ايرج آذرين و رضا مقدم را به دليل اتخاذ همين سياستهايی که امروز حزب حکمتيست در پيش گرفته است مورد نقد قرار داده ايم و امروز نيز اين سياستها از طرف هر جريانی ارائه شود، مورد نقد ما قرار ميگيرد. به آنها دوخردادی گفته شده بود، نه به خاطر اينکه آنها طرفدار خاتمی بودند، بلکه به خاطر اينکه سياستهايی نظير سياستهايی که حزب حکمتيست امروز اتخاذ کرده است آنها را عملا در زمينه دو خرداد قرار ميداد. منصور حکمت در مصاحبه با عليرضا ميبدی در باره علت استعفای رضا مقدم و ديگران از حزب کمونيست کارگری گفته است: " موضوعی که گفتنی است به اين معنی نيست که کسی در حزب کمونيست کارگری طرفدار خاتمی است. کسی خيلی بايد پس رفته باشد که از حزب کمونيست کارگری به اين جهت جدا شود. ولی به اين معنی هست که آينده سياسی روند درازمدتتری خواهد بود، مردم از حمله سياسی به حکومت جمهوری اسلامی دست کشيدهاند و خواست سرنگونی جمهوری اسلامی الآن بعد از اين انتخابات خواست فوری نبوده و نيست و بايد کار عمقی درون طبقه کارگر کرد و برای مثال کار تئوريک کرد در سطح ديگری، به عنوان يک سوسياليست فوريت مسأله سرنگونی و شرکت در مبارزه برای سرنگونی، کمرنگ ميشود. خودشان بايد سايه روشن بحثشان را روشن کنند ولی اين يک رگه بحث بوده است. اين بحث در ديالوگی که يک هفته زودتر از رفتن دوستان شروع شد بود. ولی کسانی که رفتند در آن لحظه خودشان را به اين بحث گره نزدند، ولی بعدا ظاهرا به صورت يک بلوک همديگر را ميبينند و برای کارشان طرح ميريزند، ميتوانيم فرض کنيم که ديدگاه مورد بحث قدرت بيشتری بينشان دارد که به نظرم اين ديدگاه غلط است." به سياست و تئوری حکمتيستها نگاه کنيد مو به مو تکرار حرفهای ايرج آذرين و رضا مقدم است و انگار منصور حکمت در مقابل حکمتيستها دارد حرف ميزند. حکمتيستها با ايرج آذرين و رضا مقدم يک تفاوت " کوچک" دارند. ايرج آذرين و رضا مقدم وقتی که ١٨ تير پيش آمد طور ديگری برخورد کردند ولی حمله به منصورحکمت و مشی کمونيستی را ادامه دادند ، اما حکمتيستهای شير دل در اين راه بسيار پيشرو هستند. آنها همه حرکتهای اعتراضی مردم از حمله به بسيج و سپاه تا شعار مرگ بر خامنه ای و...را به جای موسوی و اسلام سبز مينويسند. کسی طرفدار دو خرداد و جنبش سبز موسوی است که در صحنه سياسی ايران امروز جنگ جناحها را ميبيند، اما قادر به ديدن فوريت مسئله سرنگونی و مبارزه مردم برای اين امر که جنگ جناحها هم نتيجه آن است نيست. و اين حزب، حزب حکمتيست است، نه کسانی که پس از " بدنبال انتخاب خاتمی" روندهای اصلی جامعه را بدرست در جهت رفتن جمهوری اسلامی ديده اند و برای آن کار کرده اند. برای ما که شناخت دقيقی از اين جريان داريم هيستری کنونيشان و هجوم گسترده کلوپ دبير در لندن قبل از اينکه نشانه ای از جايگاه و تاثيرات آنها در جامعه باشد، تلاشی است برای مقابله با ناراضيان به اين سياستهای اولترا راست در دورن خودشان ( که اينجا و انجا در مقالات و سخنان کسانی در ميان صفوفشان بروز کرده .) اينها خوب می دانند که در خارج از ديوار و مرز تشکيلاتشان مردم برای چنين تلاش های " مجدانه ای" در لجن پاشی به تحولات و رويداهای اين دوره مردم در ايران و هتک حرمت ديگران نه تنها تره خورد نمی کنند بلکه از آن انزجار دارند. کارکرد اين تلاشهای کلوپ دبير همواره قبل از هر چيز درون تشکيلاتی بوده است. امروز بايد اين مسله هم برای منتقدين خط رسمی اين حزب روشن شده باشد که با چنين خط فاصله های نخواهند توانست اين سياستهای راست را در اين حزب دور بزنند. ما، مبارزان کمونيست و مردم فراز و نشيبهای جنگی را که بدان برای يکسره کردن رابطه خود با اين رژيم هار اسلامی بر ميگردد بدان واقفيم. ما تلاشمان را خواهيم کرد و همانگونه که در بدو اين تحولات در بيانيه خود نوشتيم : "در صورتيکه مردم نتوانند صف خود را از جناح دوخرداديها و اصولگرايان بطور قطعی و کامل جدا کنند، خطر تحميل عقب گرد به جامعه و امکان جنگ و رقابت و تصفيه های خونين بين جناحها و براه انداختن موج کشتار فعالين چپ و کمونيست ها بسيار زياد است. امکان اينکه هر آيت الله و فرمانده سپاه و بسيج و مرتجعی در رقابت با هم برای جلب نيروهای مذهبی و قومی و جريانات فرقه ای در سطح ايران تلاش بنمايند و به جان مردم بيفتند بيشتر شده است. در هم چون وضعی نيروهای ناسيوناليست ايرانی می توانند وارد گود شوند و بر خرابی اوضاع بيفزايند. دوره کنونی مقطعی و گذرا است، روزهای ديگری با حوادث گوناگون و افت و خيز هايش در راه است. بايد برای دخالت در تغيير مسير حوادث به نفع مردم در دل همين رويداد ها فداکارانه و بطور مستمر بکوشيم" بيانيه مبارزان کمونيست اعتراضات مردم و احتمالات ممکن در ايران ۱۸ ژوئن ۲۰۰۹ با دخالت فعال تلاش خواهيم نمود مسير اين رويدادها را به نفع مردم پيش ببريم. قطعا اين دوره از تحولات در اوضاع سياسی ايران تا کنونش آنچه را که مسجل نمود اين بوده است که مردم اين رژيم را نمی خواهند . اين رژيم تا همينجا با اعتراضات کنونی صفوفش به هم ريخته و ديگر همان رژيم قبل از انتخابات در تقابلش با مردم نخواهد بود . مبارزات مردم از گذرگاهای مختلفی خواهد گذشت اما حکم مردم در نه گفتنشان به اين رژيم، امروز به امر روز همه کس در ايران تبديل شده تلاش برای تحقق اين خواست ميليون وظيفه ما کمونيستهاست. حزب حکمتيست را بايد گذاشت تا همراه موسوی و کروبی و خاتمی و خامنه ای و...به اين وظيفه همت گمارد و تبليغ کند که اعتراض مردم در چهارچوب رژيم و بر سر انتخابات آن است و مردم به نظام اسلامی وفادارند. حزب حکمتيست را بايد گذاشت تا مانند موسوی مردم را از شعارهای" ساختار شکنانه" مانند " مرگ بر خامنه ای" و مرگ بر جمهوری اسلامی" بازدارد. اسد نودينيان ۳ ژوئيه ۲۰۰۹ |
|||
|
|
|||
|
» مطالب ديگرى از همين نويسنده |
|||
|
|
|||
|
Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com |
|
||