به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  از میان مقالات: کشتارهای دهه ٦٠ و شرايط کنونی

کشتارهای دهه ٦٠ و شرايط کنونی

مرجان افتخاری

٨ اوت ٢٠٠٩


سی خرداد سال ٦٠ که با اوج گيری بحران قدرت سياسی و اقدام و مداخله مستقيم سازمان مجاهدين در حمايت از بنی صدر آغار شد ضربه مهلکی بود برای تمامی سازمانها، گروه های سياسی، تشکلهای دمکراتيک و بويژه جنبش چپ. تعداد دستگيريها و اعدامهای پس از سی خرداد سال ٦٠ در سراسر کشور بخصوص در تهران هراسی به پهنای ايران بوجود آورده بود و همه جا بوی وحشت، مرگ و اعدام ميداد. هيچکس حتی مادران اين فداکارترين فدا کاران در آن شرايط دهشتناک يارای اعتراض نداشتند. در آن شرايط آنها ساکت با چشمانی هراسان و نگران مزارها را در جستجوی آشنائی در می نورديدند. سايه شوم اعدام جوانان، زنان و مردان در همه جا پراکنده بود و آزاديخواهان، انقلابيون و کمونيستهای کشورمان در اين دهه بهای سنگينی برای آزادی بدون دست يابی به آن پرداخت کردند. اگر چه تاريخ کشورمان پر از حوادث و فجايعی است که "سرکوب" جزء جدا ناپذير آن است ولی دهه ٦٠ و سرکوب وحشيانه اين دوران بعلت وسعت آن ويژگی ديگری دارد.

 

فجايع سال ٦٠ و جنايت سالهای پس از آن بخصوص کشتار سراسری زندانيان سياسی در تابستان سال ٦٧ را نميتوان فراموش کرد و يا به سادگی از کنار آن گذشت. از همين رو و به هبمن دليل دهه ٦٠ به نام زندانی سياسی ثبت شده است. هيچ شاعر، نويسنده و تاريخ نويسی نيست که اين دهه را با ياد زندانيان سياسی شروع و خاتمه ندهد. آنچه که در اين سالها در زندانهای جمهوری اسلامی گذشت در تاريخ مبارزات مردم و جنبش کمونيستی کشورمان ثبت شده است.اين دهه بخشی از مبارزات هزاران هزار زن و مرد، پدران، مادرانی و هر آشنائی است که بايد به هر شکل و شيوه ای مستند شود تا نسلهای آينده و جوانان فردا با تاريخ واقعی و آنچه که در واقعيت اتفاق افتاد آشنا شوند، از آن بياموزند و اجازه ندهند که تاريخ يک بار ديگر به صورت کمدی تکرار شود. که نسلهای آينده بياموزند که آزادی را تنها با مبارزه ميتوان بدست آورد و حفظ کرد. که مذهب بخصوص اسلام غير از سرکوب آزاديهای دمکراتيک اعدام، قصاص، سنگسار، نا آگاهی، فريب، خرافات و نکبت برای مردم هيچ چيز ديگری نخواهد داشت. بياموزند که مذهب خصوصی ترين مسئله هر انسانی است و نه چيزی بيش از آن. که مذهب و مذهبيون حق دخالت در امور دولتی و آموزش و پرورش و بطور کلی جامعه را ندارند. بياموزند که در طول تاريخ بشريت مذهب هميشه با "آزادی" در ستيز بوده. تجربه عملی سی سال حکومت اسلامی به جز سرکوب آزاديهای دمکراتيک، انديشه، بيان، قلم، حق تشکل، حق انتخاب و در نهايت سلب حق زيستن بگونه ای انسانی چيزی ديگر نداشته است و به گفته فيلسوف بزرگ قرن ما مارکس" مذهب ستم پوشيده  ای است" که هرگونه حقی حتی انديشيدن در پنهان را از انسان سلب ميکند.

امسال سالگرد اعدامهای دهه ٦٠ را در شرايط ديگری برگزار ميکنيم. شرايطی که برای مردم ما تعين کننده و سرنوشت ساز است. پس از سی سال سرکوب مطلق و همه جانبه بار ديگر صدای آزاديخواهی مردم ايران در سراسر دنيا مطرح شده است. بر عکس آنچه که تکرار ميشود موج مبارزات مردم از "انتخابات" و "تقلب انتخاباتی" آغاز نشده است آنچه که امروز شاهد آن هستيم از يک روند مبارزاتی که با حرکت سنديکای کارگران شرکت واحد، سرکوب شديد آن و دستگيری تعدادی از اعضاء اين سنديکا شروع شد و سپس با اعتصابات کارگران در لاستبک سازيهای البرز و کيان، خودروسازی و هفت تپه که همه نويد تداوم واعتلاء مبارزاتی را نشان ميدادند ادامه پيدا کرد.

 

در ادامه حرکتهای پراکنده کارگران در واحدهای توليدی و صنعتی برای مطالبات اقتصادی و سياسی، اعتصاب و حرکت سراسری معلمان باز هم مژده اعتلاء مبارزات را به ما ميداد. در کنار آن و همزمان جنبش زنان و حرکتهای اعتراضی مداوم آنها که "برابری طلبی" را در مقابل قوانين ارتجاعی و تبعيض آميز اسلامی قرارميداد باز هم نشانه های اميد بخش روند رو به اعتلاء مبارزات را مشخص ميکرد.

 

حرکتها و اعتراضات دائمی دانشجويان اين نسل هميشه بيدار در سراسر کشور و حرکت اخير آنها در ١٣ آذر سال ٨٦ همه حاکی از استمرار مبارزه طبقاتی و آزاديخواهانه است که ما امروز شاهد بر آمد آن هستيم. به همين دليل اختصاص دادن جنبش مردمی يک ماه و نيم گذشته به "انتخابات" و "تقلب انتخاباتی" اشتباه بزرگی است که روند مبارزات کارگران، زنان، دانشجويان و جوانان را ناديده ميگيرد. مبارزات مردم در جريان "انتخابات" و پس از آن نقطه ثقل و همگرائی مبارزاتی است که بصورت پراکنده و از سوی صنفها و لايه های اجتماعی در اين چند سال در جريان بود.

جنبش سبز ارتجاعی

از ابتدا مشخص نيست چرا و از سوی چه کسانی و يا چه گروهی واژه "جنبش" بکار برده شد ولی حتی اگر اين واژه را بپذيريم آنچه که مشخص است اين جنبش از بالا و توسط جناحی از حاکميت کنونی در مقابل جناح ديگر سازماندهی شده است. جنبشی که اساسا اسلامی است و رنگ آنرا از نام "ميرحسين" گرفته اند. جنبشی که طيفی از رانده شدگان از قدرت سياسی و مخالفان قدرت مطلقه ولايت فقيه يا همان اصلاح طلبان و روشنفکران مذهبی (عبادی، گنجی، حجاريان دفتر تحکيم وحدت، و...) را در بر ميگيرد اين طيف با هزاران رشته فکری، مذهبی، سياسی و افتصادی به نظام و حکومت اسلامی وفادار است و هرگز نميتواند سرنگونی طلب باشد، بر عکس در حفظ و نگهداری جمهوری اسلامی همه تلاش خود را خواهد کرد. جنبش سبز تنها و تنها در پی تعديل قدرت مطلقه ولايت فقيه و کسب و تقسيم قدرت سياسی بوجود امده است. از همان ابتدای شکل گيری، رهبران آن با ملاحظه کاری و دور انديشی تمام تلاش خود را در محدود کردن آهنگ حرکتهای مردمی و راديکاليزه شدن آن بکار بردند.

رهبران جنبش سبز تا امروز هيچ بيانيه و يا اطلاعيه ای که حاکی از حمايت از مبارزات مردم در مقابل سرکوب وحشيانه و يا محکوم کردن جناح ديگر حکومتی نداده اند و هيچ خواسته ای بجز باز شماری آرای انتخاباتی ندارند. جنبش سبز از ابتکارات راديکال مردم و طرح شعارهای سرنگونی ميترسند به همين دليل از زاويه حفظ نظام موجود جنبش سبز ارتجاعی با سرکوب مردم موافق است و از آن برای رسيدن به اهداف خود استفاده ميکند همانگونه که در دهه ٦٠ از سرکوب نيروهای انقلابی و کمونيستها برای تثبيت قدرت خود در آن سالها استفاده کرد.

در اين ميان اگر چه حزب توده و اکثريت در خارج از کشور سعی در تقويت جنبش سبز دارند ولی در داخل کشور در همين مدت کوتاه سبز ارتجاعی بسيار کمرنگ تر از آن شده که بتوان باور کرد.

حتی اگر اين جريان به حيات خود ادامه دهد خواهی نخواهی با گسترده شدن مبارزات کارگران، دانشجويان و زنان به کنار گذاشته خواهد شد. زيرا مير حسن موسوی و ديگر اصلاح طلبان که زمانی در جنايات اين رژيم دست داشته اند از آزادی و دمکراسی که مردم در جستجوی آن هستند وحشت دارند. آزادی و مبارزات آزاديخواهانه امروز مردم در تقابل کامل با هر گونه حکومت مذهبی و بنيادهای مذهبی است. نمود چنين آزاديخواهی را در شعارهای اخير مردم" مرگ بر ديکتاتور" و " اسقلال، آزادی، جمهوری ايرانی" که جدائی خود را از جنبس سبز منعکس ميکند ميتوان جستجو کرد. اگر چه هنوز مفهوم جمهوری ايرانی نا روشن و مبهم است ولی ضديت خود و نفی سيستم ولايت فقيهی و مذهبی را در خود منعکس ميکند.

جنبش چپ و وظايف ما

ضريه ای که جنبش چپ و کارگری در دهه٦٠ متحمل شد قابل جبران نيست. تعداد زيادی از کادرها، اعضاء و فعالين آن در اين دهه يا کشته و يا در زندانها اعدام شدند بطوريکه باز سازی دوباره آن عملا کاری غير ممکن بود. از طرف ديگر بحران ايدئولوژيک جهانی هم بر پراکندگی نظرات در جنبش چپ و انشعابات متعدد بی تاثير نبود،.بطوريکه اکنون ما با يک طيف بزرگ و غير متشکل چپ ايرانی مواجه هستيم که حتی بر روی ابتدائی ترين مطالبات هم نميتواند نقطه نظر مشترک داشته باشد.

جنبش کارگری کشورمان در نبود تشکلهای واقعی خود عليرغم بيکاری، گرانی سرسام آور، اخراج ها و تمام شرايط مادی در موقعيتی نيست که بطور مستقيم در جريان رويداهای کنونی کشورمان نقش محوری و يا تاثيرگذار داشته باشد.

شايد بتوان گفت که آنچه که در حال حاضر در ايران در جريان است و آنرا جنبش اعتراضی ميناميم بيشتر متشکل از زنان و مردان جوان نسل پس از بهمن ٥٧ است که در راس مبارزات قرار گرفته اند، يا همان خرده بورژوازی شهری است که با از خود گذشتگی بسيار در مقابل رژيم تا دندان مسلح ايستاده است. خرده بورژوازی که پس از سی سال سرکوب، تبعيض، نابرابری، نقص حقوق ابتدائی با مذهب و حکومت مذهبی از در مخالفت به پا خواسته است و آزاديخواهی و آزاديهای دمکراتيک را در راس مبارزات خود قرار داده است.

از سوی ديگر اختصاص دادن تمامی مبارزات ازاديخواهانه ای که در حال حاضر در جريان است به سبز ارتجاعی به صرف اينکه طبقه کارگر در راس آن قرار ندارد و عدم حمايت از مبارزات کنونی زنان، معلمان و دانشجويان اشتباه بزرگی است. در حالی که در طی اين سالها و در دفعات متعدد و مشخص تمامی سازمانهای چپ و ما فعالين چپ مستقل از مبارزات آنها حمايت کرده ايم.

در حال حاضر و با توجه به پراکندگی جنبش چپ و کارگری به علت سرکوب وحشيانه، دستگيريها، شکنجه های مرگ آور در زندانها ما فعالين چپ و زندانيان سياسی سابق بر اساس پرنسيپ سياسی و انسانی بايد از همه امکانات خود در داخل و خارج در پيش برد خواستهای اين دوره از مبارزات مردم و برای ارتقاء مبارزات کارگری استفاده کنيم. از اين رو مطالبات زير تنها پالتفرم عملی هستند که ميتواند با توجه به شرايط کنونی و وضعيت جنبش کارگری با آن اتفاق نظر داشت.

آزادی بی قيد و شرط تمامی زندانيان سياسی

ممنوعيت شکنجه

لغو مجازات غير انسانی اعدام

جدائی کامل مذهب از دستگاه دولت و اموزش و پرورش

اين مجموعه خواستهای حد اقلی هستند که در شرايط کنونی ميتوانند محور اتحاد عمل و نظری ما باشند.

Eftekahri_marjan@yahoo.com
 


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com