فردين غزايی:نگاهی بر وضعيت دانشجويان و کارگران در ايران

دانشگاه در همه جوامع سنگر علم و دانش است اما در ايران دانشگا هها را به پا دگا ن تبديل کردند , هر روزه شاهد رفت و آمد نيروهای اطلاعا تی و بسيج در دانشگا هها هستيم .
دانشجويا ن شهرهای مختلف ايران را که برای آزادی بيا ن و عقيده ,لغو آپارتا يد و دمکراسی و.......فعا ليت و مبارزه می کنند را دستگير و با زداشت می کنند ,آنا ن را تحت شکنجه های وحشيا نه روحی و جسمی قرار می دهند.در حا لی که دست و پا ,سر و بدن دانشجو يا ن را در زندان می شکنند,آنها را به ديگر زندانيا ن نشا ن می دهند تا در آنا ن ايجا د رعب و وحشت کنند .
تا به حا ل ابراهيم لطف الهی وعليرضا داودی و چند دانشجوی ديگر,تحت شکنجه ها ی وحشيا نه در با زداشتگا هها ی اطلاعا ت رژيم جا ن خود را از دست داده اند.به دانشجويا ن و کا رگرا ن در زندان قرصها يی می خورانند که تا حدودی حافظه خود را از دست می دهند و پس از آزادی دچا ر بيما ريها يی می شوند و مدت زيا دی زنده نمی ما نند .
دانشجويا ن و رهبرا ن کا رگری و زندانيا ن سيا سی در بند را تحت فشا ر می گذارند تا از آنها اعترافا ت مذخرف تلويزيونی تهيه کنند.
نشريه های دانشجويی را می بندند و دست اندر کاران آن را به کميته های انظبا طی مذخرف فرا می خوانند,دانشجويان را اخراج و ممنوع از تحصيل می کنند,امکا نا ت خوابگاهی و تسهيلات دانشجويان را کاهش می دهند.
برای آزادی دانشجويان در بند رژيم وثيقه های سنگين ميليونی قرار می دهند که شما ری از خا نواده آنان توان تهيه مبا لغ را ندارند .
استا دان دانشگا هها و معلمان را که خواها ن عدالت وآزادی و دمکراسی هستند را با زداشت و مجبور به با زنشستگی يا اخراج می کنند .
معلما نی از جمله فرزاد کما نگر را به اعدام محکوم می کنند وديگر معلما ن را مانند سا سا ن با بايی و انور حسين پنا هی را به حبس های دراز مدت محکوم می کنند,فعا لان مدنی از جمله يعقوب ميرنها د را اعدام می کنند.
روزنامه نگاران و وبلاگ نويسان را بازداشت می کنند و آنها را به زندان محکوم می کنند,روزنامه ها و سايت ها را می بنند.
در چند سا ل گذشته رژيم ايران برای عضويت در سازمان جهانی کار برخی از مقا وله نامه ها را قبول کرد و خا نه کارگر را که برخی از سنديکا ها زير نظر آن بودند را به کارگران قا لب نمود,تا خا نه کارگر با سا زش با کارفرما يا ن و سرمايه داران مطالبات
کارگران را دنبا ل کند,در اين ميا ن انگيزهای پليد رژيم رو می شود وعده ای از کا رگران آگاه با استعداد سازما ن دادن ديگر کارگران,ابتکا رعمل به خرج می دهند و کميته هما هنگی و شورای هما هنگی برای ايجا د تشکل مستقل کارگری را تشکيل می دهند.
در اين راه هر روزه عده ای از کارگران ايران با زداشت می شوند,کارگرانی که برای دست يا بی به حقوق و مطا لبا ت خود,برای افزايش دستمزد و کا هش ساعا ت کار دست به اعتراض و تحصن می زنند .
تشکلات و کميته های کارگری ,که برای دست يابی به تشکل مستقل کارگری فعال هستند را تحت فشا ر می گذارند و رهبران کا رگری را هما نند منصور اسا نلو ,ابراهيم مددی و....را روانه زندان می کنند و آنا ن را با پرونده سا زی و اتها ما ت واهی همکاری با احزاب مخا لف رژيم و ....به احکا م اعدام و حبس های طولانی مدت محکوم می کنند,به جا ن فعا لا ن کارگری از جمله مجيد حميدی سؤ قصد می کنند .
حکومتی که بقا ی خود را در سرکوب ,شکنجه و اعدام ببيند نشا ن می دهد که با بن بست روبه رو است و نه راه پيش دارد و نه راه پس ,بنا براين محکوم به فروپا شی و اضمحلا ل است .
زنده باد آزادی و برابری ,حکومت کارگری
فردين غزايی(آلما ن)