توطئه جديد حکومت اسلامی عليه جنبش انقلابی مردم کردستان را بايد خنثی کرد؟
فرهاد شعبانی
در چند روز گذشته و به مناسبت ترور چند عنصر و عامل سرسپرده، بی خاصيت و منفور حکومت اسلامی در سنندج، شماری از کارگزاران دستگاههای قضائی، امنيتی و انتظامی حکومت، از جمله محمد رضا رحيمی کارگزار منفور و عامل اجرائی ۳ دهه سرکوب و جنايت حکومت اسلامی در کردستان؛ سياست تشديد ارعاب و تهديد مردم کردستان را در پيش گرفته اند.
گرچه طی ۳ دهه گذشته سياست کلان حکومت اسلامی در برخورد به مردم کردستان، سياستی مبتنی بر سرکوب و ميليتاريزه نگاه داشتن جغرافيای کردستان و در يک کلمه نگاهی امنيتی بوده؛ و برای دست زدن به جنايتهای دوره ائی حتی نيازی به بهانه و توجيه نداشته اند، اما توطئه گری اين دوره حکومت معنا و مفهوم و اهداف ديگری دارد و بر متن اوضاعی صورت می گيرد که بدون شک در حيات ۳۰ ساله اين حکومت ويژه و تجربه نشده است.
بر همگان آشکار است که جنبش انقلابی مردم کردستان يکی از سنگرهای محکم و از فاکتورهای مهم جلوگيری از تثبيت و مشروعيت حکومت اسلامی طی ۳ دهه گذشته بوده، و به اين اعتبار خاری در چشمان سران اين رژيم است. تسلط بر اراده مردم کردستان يکی از آن آرزوهائی بوده که بسياری از سران اين حکومت آن را با خود به گور بردند و بدون شک امثال رحيمی ها هم از اين قاعده مستثنی نخواهند بود.
با علم به اين موقعيت جنبش انقلابی مردم کردستان، نگاهی گذرا و جامعه شناسانه به رويدادهای چند ماه اخير در ايران هر انسان منصفی را به اين نتيجه گيری می رساند که مهر عدم مشروعيت گسترده و توده ائی اين حکومت در اين دوره ابتداء در کردستان خورده شد. بالاترين مقام مذهبی اين حکومت که در عين حال بالاترين مقام سياسی – نظامی آن نيز هست، تمام پرستيژ خود را هزينه کرد و در سفری ۸ روزه به کردستان به تمام راههای ممکن، توسل به فريب، حيله و سرکوب تلاش کرد مردم کردستان را وادار به شرکت در مضحکه بنام انتخابات کند؛ و اتفاقا مهره مورد نظر خود برای پست رياست جمهوری را در آن روزها معرفی کرد؛ اما مطابق آمارگيرهای غيره علمی و استاندارد بدست آمده خود حکومت از نتايج شرکت مردم در آخرين نمايش حکومتی نيز آشکار شد که نه مردم کردستان به حکومت اسلامی در ايندوره بزرگتر از تمام نه های ۳ دهه گذشته بود.
بنابراين در آخرين رودروئی تاکنونی حکومت اسلامی با مردم کردستان "پرستيژ آغا" قبل از پائين کشيده شدنش تصاويرش در تهران، در کردستان لگد مال شد. طبيعی بود که اين ضربه بر ذهن سياست گزاران و تمام دستگاههای حکومتی چه محلی و چه سراسری سنگينی ميکرد و ميبايست درصدد جبران باشند.
فرصت بعد از نمايش مضحک انتخابات را مناسب ديدند تا با لشکر کشی به کردستان و به خيابان ريختن اراذل و اوباش حکومتی جوانان و مردم کردستان را تحريک و با دست زدن به کشتار آنها اين شکست را جبران کنند، اما درايت، درک و تشخيص قابل تحسين مردم کردستان و فعالين و پيشروان جنبش های توده ائی امکان چنين فرصت طلبی را به سياست گزاران حکومت نداد و راند دوم را هم نيز باختند.
ترديدی نبود در حاليکه اين حکومت بيش از هر زمان ديگری از حيات خود در محاصره نفرت و بيزاری توده های وسيع مردم در جای جای ايران قرار دارد و تظاهراتهای عمومی و هر روزه سران حکومت را هراسان و در بعد بين المللی و اتفاقا" در اين دوره نه تنها در اذهان دولتها و نهادهای بين المللی بلکه درافکارعمومی مردم دنيا رسواتر از هر دوره ديگری است، درصدد اجرای نقشه های توطئه آميزی برای فرافکنی و رهائی خود از چنگال اين خشم فروخورده برآيد.
در چنين موقعيتی و در باور بيمار اتاقهای فکری حکومتيان تحميل عقب نشينی به جنبش به جريان افتاده توده های مردم ايران را بايد از يکی از سنگرهای محکم و پايدار آن (يعنی جنبش انقلابی مردم کردستان ) بايد به سرانجام رساند، از سنگری که در اين دوره هم همانند ۳ دهه گذشته عدم مشروعيت حکومت اسلامی مهر خورد. آنها به خيال خود با در پيش گرفتن اين سياست افرادی مثل محمد رضا رحيمی و گروسی و امثالهم عقده های خود را خواهند ريخت و خود انتقام لگد مال شدن قبای آغا در کردستان را خواهند گرفت و هم توده های بجان آمده در بقيه نقاط ايران را مرعوب خواهند کرد.
اما پاسدار- سياستمداران حاکم بر ايران از درک يک مهم عاجزند، دنيای امروز دنيای دهه ۶۰ نيست. ايجاد يک جغرافيای نظامی و امنيتی کردن کردستان با سربه نيست کردن چند مهره بی خاصيت و کشاندن مردم کردستان به اين زون تاکتيک ناشناخته ائی نيست. گرچه هيچوقت آتش بسی مابين مردم کردستان و احزاب سياسی مورد اعتماد آنها از يک طرف و حکومت اسلامی از طرف ديگر برقرار نشده است؛ منتهی توسل به اشکال مبارزه و اولويتها ی مبارزاتی را مردم کردستان و رهبران جنبش انقلابی تعيين خواهند کرد و دنباله رو خواست حکومت نخواهند شد. اين سربه نيست کردنها کار خود حکومت است و ربطی به مردم کردستان ندارد و از اين نقطه نظر نمی تواند و نبايد گذاشت ترور چند عنصر سوخته به بهانه ائی برای لشکر کشی و توطئه گری عليه جنبش های اجتماعی در کردستان تبديل شود.