به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  از میان مقالات: انقلاب اکتبر،مواضع کمونيستی در قبال آن و موضع سوسياليزم بورژوايی

انقلاب اکتبر،مواضع کمونيستی در قبال آن و موضع سوسياليزم بورژوايی

انقلاب اکتبر،مواضع کمونيستی در قبال آن و موضع سوسياليزم بورژوايی
به مناسبت سالگرد انقلاب اکتبر
انقلاب اکتبر به حق بزرگترين انقلاب کارگری دنيا و يکی از رويدادهای عظيم در تاريخ جامعه ی بشری و از بزرگترين دستاورد ها برای طبقه ی کارگر و کل کمونيسم جهانی است.اين انقلاب به رهبری حزب بلشويک و لنين به مثابه ی راهنما،رهبر و آژيتاتور آگاه اين حزب و طبقه ی کارگر روسيه به پيروزی رسيد.فارغ از تمام نقدهايی که ممکن است از زوايای مختلف به اين انقلاب وارد باشد دستاورد های اين انقلاب برای بشريت و طبقه ی کارگر در تمام زمينه ها انکار ناپذير است.هيچ کس نمی تواند آزادی هايی که اين تحول عظيم برای طبقه ی کارگر و کل زحمتکشان روسيه به دست آورد را انکار کند.
در زمينه ی انقلاب اکتبر، قدرت گيری پرولتاريا،لنين و لنينيسم نظريات مختلفی مطرح شده است که من در اين مطلب هر چند به صورت خلاصه اما از ديدگاه مارکسيسم(کمونيسم علمی) به بررسی آن می پردازم.شکست اين انقلاب و قدرت گيری سرمايه داری دولتی به رهبری استالين و ديگر تحولاتی که با شکست انقلاب جامعه ی شوروی به آن دچار شد مورد بحث اين نوشته نيست، در اينجا فقط به ارزيابی از انقلاب و نظريات لنين در برخی از آثارش در قبال اپورتونيست ها و سوسياليزم بورژوايی اشاره می کنم.اميد است در نوشته های بعدی در بتوانم در اين زمينه بيشتر صحبت کنم.
بسياری از مخالفان لنينيسم( به مثابه ی ادامه ی کمونيسم علمی مارکس ) معتقدند که انقلاب اکتبر انقلابی غير کارگری و غير سوسياليستی بوده است و حتی برخی از صاحبنطران مارکسيست يا بهتره بگويم موسوم به مارکسيست اين انقلاب کبير پرولتری را تا حد کودتا نزول می دهند. (مثلا کورنيليوس کاستوريادس)،در دوره ی لنين و انقلاب اکتبر کم نبودند اپورتونيست هايی که زير نام مارکسيسم به بزرگترين دستاورد های کمونيستی حمله می بردند و مواضع پاسيفيستی خود را در قبال اين انقلاب و ديدگاه های لنين اعلام می نمودند. بر همه روشن است که انقلاب اکتبر عليرغم هر نقدی که به آن وارد باشد،به رهبری طبقه ی کارگر و حزب پيشتاز آن طبقه يعنی حزب بلشويک صورت گرفت.
برای سالهای طولانی لنين ممعتقد بود که جامعه ی روسيه برای رسيدن به سوسياليزم بايد يک انقلاب بورژوا_دموکراتيک را از سر بگذراند،برای همين لنين در اثر معروفش" دو تاکتيک سوسيال دمکراسی در انقلاب بورژوا _ دمکراتيک" به ضرورت دخالت طبقه ی کارگر در اين انقلاب به همراه متحدينش يعنی دهقانان و ساير اقشار فرودست جامعه اشاره می کند و موضع پاسيفيستی منشويک ها را که می گفتند چون انقلاب ۱۹۰۵ بورژوايی است،بنابراين بايد رهبری آن هم در دست بورژوازی باشد را به شدت افشا می کرد و شعار ديکتاتوری  انقلابی دمکراتيک دهقانان و پرولتاريا را در آن مقطع برگزيد.لنين معتقد بود که در شرايط تاريخی پرولتاريا مطالبات مختلفی دارد.برای نمونه(مطالبات حداقل و مطالبات حداکثر)،به همين خاطر است که در آن مقطع اين مطالبات  به مطالبات کمونيست ها تبديل شده بود  و بعد ها هم به موضع بسياری از کمونيست های معتقد به راه لنين تبديل شد.
در تمام آثار لنين که در دوره های مختلف تاريخی نوشته شده اند ما شاهد بررسی مسائل مختلف از ديدگاه کمونيسم علمی مارکس هستيم.تاثيرات لنين بر کمونيسم و تکامل نظريات مارکس و انگلس در آثار و نوشته های لنين باعث شد که  در بسياری موارد مارکسيسم _ لنينسم به جای کمونيسم به کار برده شود.تا قبل از دوره ی لنين  مارکسيسم را معادل کمونيسم می شناختند،اما تاثيرات گرانبهای لنين بر علم مارکسيسم باعش شد که لنينسم به مارکسيسم افزوده شود و مارکسيسم _لنينيسم به معادل کمونيسم تبديل شود.
لنين با تحليل مشخص از اوضاع مشخص و تطبيق نظريات انقلابی مارکس با جوامع مختلف و عملی نمودن انقلاب سوسياليستی که از جانب بورژوازی تحت عنوان اتوپيا و غيره نام نهاده می شد،مشت بزرگی را بر دهان تمام اپورتونيست ها و مخالفين کمونيسم علمی که لباس کمونيسم را به تن کرده بودند کوبيد و عملی و علمی بودن نظريات سوسياليسم را با انقلاب اکتبر و قدرت گيری پرولتاريا اثبات نمود.
همان طور که اشاره شد تا قبل از ۱۹۱۷ و آوريل اين سال لنين در موردقدرت گيری پرولتاريا و انقلاب کارگری در روسيه با بسياری ديگر از مارکسيست ها هم عقيده بود،اما او در تزهای مشهور خود معروف به تزهای آوريل نظراتش را در اين زمينه تغيير داد و اين تزها نقشه ی داهيانه ی حزب بلشويک در راه انتقال از انقلاب بورژوا _ دمکراتيک به انقلاب سوسياليستی گرديد.در شرايطی که انقلاب فوريه ناکام مانده و حزب بلشويک زمينه ی رسيدن به قدرت سياسی را داشت،تاخير و تعلل در گام برداشتن به سوی قدرت سياسی و ميدان خالی کردن برای بورژوازی موضعی نبود که لنين برگزيد،بلکه تلاش های پيگيرانه و دخالتگری و گام برداشتن به سوی قدرت سياسی را به جای پاسيفيسم و کناره گيری از رهبری انقلاب برگزيدند.
لنين با اين تزها برنامه ی آتی برای کشور شوراها را ارائه داد. تب و تاب انقلابی در اروپا به خصوص در آلمان لنين را خوشبين کرده بود که اين انقلاب می تواند جرقه ای باشد که انبار باروت بورژوازی را منفجر می کند و اين انقلاب به بيش قراول انقلاب های سوسياليستی در دنيا تبديل خواهد شد،اما متاسفانه انقلاب سوسياليستی به دلايل مختلف در اروپا پيروز نشد و يکی از دلايل شکست انقلاب اکتبر ايزوله شدن انقلاب در کشوری بود که منابع توليد در آن جامعه پاسخگوی نيازهای کل مردم نبود.برنامه ريزی برای اقتصادی کردن روسيه توسط استالين در دهه ی ۳۰ برای جواب به کمبود منابع توليد و اداره ی جامعه بود که به سرمايه داری دولتی تبديل شد.(اين بحث را در نوشته های بعدی باز خواهم کرد).
شعار های استراتژيک لنين در اين انقلاب نان،صلح و آزادی بودند.لنين در شرايطی اين شعار ها را برگزيد که موقعيت روسيه بيش از هر زمانی اين شعارها و مطالبات را می طلبيد.در شرايطی که مردم روسيه از تبعات ناشی از جنگ و قحطی در گرسنگی به سر می بردند  مطالبه ی نان به مطالبه ی جمع کثيری از طبقات پايين جامعه تبديل شده بود.در شرايطی که جنگ جهانی اول سالهای پايانی خود را سپری می کرد و مردم از هر لحاظ از جنگ و خونريزی به ستوه آمده صلح می خواستند و در شرايطی که سيستم حکومتی سرکوبگر و ديکتاتور روسيه(تزاری)  بر سر کار بود و پايين ترين آزادی ها را از مردم سلب می کرد مردم شوروی بيش از هر زمانی به آزادی نياز داشتند و مطالبه ی آزادی به يکی از مطالبات اصلی جمع کثيری از مردم به خصوص کارگران و اقشار فرودست جامعه تبديل شده بود.به همين دليل طرح به موقع اين شعار ها از جانب لنين و حزب بلشويک موجب شد که اين حزب به يک جريان توده ايی در جامعه ی رسيه تبديل شود که مطالبات واقعی مردم را نمايندگی می کرد.
با بررسی آثار لنين در دوره های مختلف به عمق راديکال بودن و انقلابی بودنشان پی خواهيم برد و رد پای نظريات کمونيستی مارکس و پايبندی او به اين نظريات را، برخلاف داعيه ی بسياری از مخالفان کمونيسم که تلاش دارند بين نظريات مارکس و لنين گسست ايجاد کنند ،می رسيم.
در اينجا به بررسی مختصر برخی از آثار رفيق اوليانف می پردازيم هر چند بررسی تک تک آثارش از حوصله ی اين مطلب کوتاه خارج است.
لنين در کتاب يک گام به پيش دو گام به پس مواضع کمونيستی خود را در مقابل سازمان شکنی منشويک ها اعلام می کند و از حزب در مقابل سازمان شکنی دفاع می کند و بالاخره توانست حزب تراز نوين پرولتاريا يعنی حزب بلشويک را بنيان نهد، اگر چه در ابتدای امر لنين و همفکرانش در حزب سوسيال دمکرات روسيه اقليت کمی بودند اما به دليل ديدگاه های انقلابيشان توانستند در نهايت حزب بلشويک را بنيان نهند.در اين اثر لنين به محفل بازی به شديد ترين شيوه حمله می کند و مخالفين درون حزبی را بی امانانه به چالش می کشد.کتاب چه بايد کرد؟هم به ضرورت حزب کمونيستی و پرولتری اشاره دارد.
در کتاب امپرياليزم به مثابه ی بالاترين مرحله ی سرمايه داری راديکالترين و علمی ترين نظريات کمونيستی در مورد امپرياليزم و سرمايه داری انحصاری را مطرح نموده و آلترناتيو راديکال را در قبال شرايطی که سرمايه داری انحصاری است و در گنديدگی به سر می برد را معرفی نموده و امکان پيروزی سوسياليسم و انقلاب سوسياليستی در يک کشور خاص را اشاره می نمايد.لنين در اين اثر اشاره می نمايد که انقلاب سوسياليستی نمی تواند به صورت همزمان در تمام کشورهای دنيا صورت گيرد بلکه او معتقد است که انقلاب ابتدا در يک يا چند کشور ممکن است صورت پذيرد و بعد از آن به ديگر کشورها سرايت کند.
کتاب دولت و انقلاب شامل عميق ترين و دقيق ترين نظريات در زمنيه ی دولت از نقطه نظر علم مارکسيسم است.لنين در اين اثر دولت را ابزار دست طبقات حاکم برای حفظ نظم موجود در هر عصری می نامد و ماهيت بورژوايی نظريات اپورتونيست هايی همچون کائوتسکی، آنارشيست ها و ... در زمينه ی دولت را افشا می کند و آموزش مارکسيسم در زمينه ی دولت،ديکتاتوری پرولتايا،انقلاب،سوسياليزم و کمونيزم را مطرح می نمايد.
لنين در اين اثر در زمينه ی الغای دولت می نويسد که "از هر ۱۰۰۰۰ نفری که در باره ی زوال دولت چيز هايی شنيده و يا خوانده اند ،۹۹۹۰ نفر آنان اصلا نمی دانند و يا به ياد ندارند که ،که استنتاجات از اين حکم را انگلس تنها متوجه آنارشيست ها نکرده است،از ۱۰نفر باقی هم به احتمال قوی ۹ نفر نمی دانند که دولت آزاد خلقی يعنی چه و چرا حمله به اين شعار حمله به اپورتونيست هاست.
کسانی که به غير سوسياليستی بودن انقلاب اکتبر معتقدند و بارها تلاش نمودند که اين انقلاب صورت نگيرد يا کسانی که بعدها موضع پاسيفيستی و بورژوايی خود را در مقابل اين انقلاب اعلام نمودند، از نظر من کسانی که به غير کارگری بودن اين انقلاب معتقدند در جبهه ی بورژوازی قرار دارند و درکی از کمونيزم مارکس و انگلس ندارند.بررسی تمام نظريات لنين به همراه آثارش نمی تواند در اين نوشته ی کوتاه صورت گيرد.در اينجا به بررسی برخی از مهمترين آثار لنيين پرداختم در آينده سعی خواهم نمود هر کدام از آثار لنين را بنا يه ضرورت صورت جداگانه بررسی نمايم.
حسن معارفی پور
اکتبر ۲۰۰۹
 برگرفته از جهان امروز شماره ۲۳۶


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

  • چپ دانشجويی؛ گفتگوی اشتراک با حسن معارفی پور
  • نگاهی به امپرياليزم و بررسی نظريات برخی از صاحبنظران در اين زمينه
  • انقلاب اکتبر،مواضع کمونيستی در قبال آن و موضع سوسياليزم بورژوايی
  • آنچه در راه وقوع استبه مناسبت بازگشايی دانشگاه ها و اعتراضات روزهای اخير در دانشگاه ها
  • نگاهی گذار به پروسه شکل گیری جنبش دانشجویی در ایران , بخش سوم و پایانی
  • نگاهی گذار به پروسه ی شکل گيری جنبش دانشجويی ايران ، بخش دوم
  • نگاهی گذار به پروسه ی شکل گيری جنبش دانشجويی در ايران،بخش اول
  • ضرورت تحزب کمونيستی،ضرورت تحقق کمونيسم
  • سخنی کوتاه در باب يک مقوله ی فلسفی کمونيسم ايدئولوژی است يا نگرشی علمی به جهان؟
  • تحولات اخیر ایران،شکاف جدی درون حاکمیت رژیم وظایف کمونیست ها
 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com