آیا شما هم مانند "حکمتیستها" و یا "حزب کمونیست کارگری"...؟
آيا شما هم مانند "حکمتيستها" و يا "حزب کمونيست کارگری"...؟
ستون آخر
به دنبال پاسخ سئوالش بود. از قرار تحولات و شرايط جديد امکان دسترسی با آرامش خاطر به اينترنت را از او سلب کرده بود. بنظر نتوانسته بود نشريات و ادبيات حزب ما را در اين مدت دنبال کند. در يادداشت کوتاهی پرسيده بود: "آيا شما هم مانند حکمتيستها سياست خانه نشين کردن مردم را دنبال ميکنيد و يا مانند حزب کمونيست کارگری از سبزها حمايت ميکنيد؟" جوهر سياست راست و پوپوليستی اين دو حزب را بيان کرده بود. خواهان توضيح بيشتر از جانب ما بود. پاسخ اش را گرفته بود. صريح و روشن...
حزب اتحاد کمونيسم کارگری در عين حمايت از مبارزات سرنگونی طلبانه توده های مردم آزاديخواه و برابری طلب در عين حال منتقد جدی جريانات اصلاح طلب حکومتی و جريان سبز حکومتی است. ما از مبارزات مردم دنباله روی نميکنيم. تلاش ميکنيم اين مبارزات را رهبری و سازماندهی کنيم. جوانب ارتجاعی و عقب مانده موجود در آن٬ نفوذ گرايشات راست پرو غربی و ملی – اسلامی در اين اعتراضات را عميقا نقد ميکنيم. ما سياست "همه با هم" نداريم. ما سياست اتحاد گرايشات راست و چپ نداريم. ما برای تامين هژمونی کمونيستی و کارگری بر اين جنبش تلاش ميکنيم. ما مردم را به اردوی آزاديخواهی و برابری طلبی و سوسياليسم٬ به اردوی کمونيسم کارگری٬ فرا ميخوانيم. جنبش سبز مانند جنبش دوم خرداد يک جنبش و حرکت ارتجاعی است. هدفش کنترل و مهار اعتراضات سرنگونی طلبانه توده های مردم و قرار دادن اين اعتراضات در چهارچوب جدال جناحهای حکومتی و بمنظور تحکيم موقعيت يک جناح در قبال جناح ديگر رژيم اسلامی است. به دنبال مردم روانند تا آنها را به عقب بکشند و در نيمه راه متوقفشان کنند. ارزش مصرف مبارزات مردم برای اين جريان٬ تحکيم موقعيت جناحی شان است.
اين اعتراضات ميتواند به سرنگونی انقلابی رژيم اسلامی منجر شود. اين جوهر تلاش ماست. سازمان دادن انقلاب کارگری اساس تلاش ما در شرايط کنونی است.
ما بر خلاف حزب "حکمتيست" عقل و هوشمان را از دست نداده ايم. صاعقه زده نشده ايم. بر خلاف آنها جامعه را صحنه جدال دو جناح ارتجاعی رژيم اسلامی نميدانيم. ما سالهاست که اعلام کرده ايم جدالهای جامعه ايران سه جناح دارد. مردم جناح ديگر اين کشمکش ها هستند. کشمکشهای جناحهای حاکم خود واکنشی به اعتراضات مردم و تلاشی برای مقابله آن است. ما حساب مردم را از حساب جناح اصلاح طلب حکومتی جدا ميدانيم. ما بر خلاف "حکمتيستها" اين مردم را کت بسته تحويل جناح سبز و سياه جمهوری اسلامی نداده ايم. ما برای پيروزی مبارزات مردم و نه اعلام شکست آن تلاش ميکنيم. اين مردم حکم به سرنگونی رژيم اسلامی داده اند. مساله بر سر تامين شرايط و ملزومات پيروزی اين مبارزات از نقطه نظر ماست.
از طرف ديگر ما بر خلاف سياست رهبری کنونی "حزب کمونيست کارگری" سياست ارتجاعی برخورد دوگانه به جناح اصلاح طلب حکومتی را در دستور خود قرار نداده ايم. از نقطه نظر ما تقسيم رژيم اسلامی به جناحهای مترقی و ارتجاعی٬ جناحهايی که قابليت قرار گرفتن در "کنار ما مردم" و "همراه ما مردم" را دارند٬ يک سياست توده ايستی است. هر دو جناح رژيم در تاريخ و کارنامه خونين رژيم اسلامی شريکند. جريان موسوی را با ده من سيرش هم نميتوان در "کنار ما مردم" و "همراه ما مردم" کرد. هيچ ميزان از تقابل جريان موسوی٬ خاتمی و کروبی با دولت احمدی نژاد و خامنه ای اين جريانات را در کنار مردم آزاديخواه و برابری طلب قرار نميدهد. اينها جرياناتی هستند که قتل عامهای سال شصت و سال شصت و هفت را سازمان دادند. دهها هزار نفر را برای حفظ حکومتشان اعدام کردند. جريان موسوی – خاتمی - کروبی تغييری نکرده است. هدفشان حفظ نظام آدمکاشان رژيم اسلامی است. خواهان بازگشت به شرايط "طلايی" خمينی و دوران حاکميت خط امامشان هستند. آنها تغيير نکرده اند٬ "همراه" و در "کنار مردم" نشده اند. آن جريان پوپوليست اکنون به سرانجام مفتضحانه برخی از سياستهای راست خود رسيده است. ما جناح سبز انقلابی نداريم. ما تجديد نظری در سياستمان در قبال جناحهای رژيم اسلامی نکرده ايم. برخلاف رهبری "حزب کمونيست کارگری" برخی از سران رژيم اسلامی را از فهرست جنايتکاران حکومتی خارج نکرده ايم. ما برخلاف اين جريان به دنبال "وحدت" جريانات چپ چپ و راست راست نيستيم. گسترش اين تزها تنها دست جريانات راست و ارتجاعی را برای به مسلخ بردن اعتراضات مردم و تبديل اين اعتراضات به سکويی برای پرش جريانات راست و ناسيوناليسم پرو غربی هموار ميکند. ما اجازه نميدهيم سياست "همه با هم" را به جامعه بقبولانند. نتيجه اين سياستهای پوپوليستی از پيش روشن است. ما بر خلاف آنها با جريانات راست و سبز "هم خون" نيستيم. "يک حرف را" نميزنيم. اختلافمان "دو سليقه بيانی" نيست. از نظر ما نميتوان ميان نيرويی که برای سوسياليسم و لغو کار مزدی و نابودی استثمار مبارزه ميکند و جريانی که به زعم خودش برای "سلطنت مشروطه" و در شرايط فعلی در چهارچوب رژيم اسلامی مبارزه ميکند٬ وحدت و اتحاد عملی ايجاد کرد.
ما همواره تاکيد کرده ايم که کمونيسم کارگری برای پيشروی بايد به حزب و نيروی سازمانده و رهبر تبديل شود. بايد به ظرف در برگيرنده رهبران عملی و کارگری و رهبران اعتراض زنان و جوانان تبديل شود. تحولات معاصر گوشه ای از اين تزهای پايه ای ما را اثبات کرد. نشان داده شد که چنانچه در زمين و جامعه ريشه نداشته باشيد٬ زمين خواهيد خورد. همانطور که "حزب حکمتيست" زمين خورد. همانطور که نازايی سياستهای پوپوليستی "حزب کمونيست کارگری" نشان داده شد. ما بر خلاف اين جريانات پرچم انقلاب کارگری را در اين تحولات به اهتزاز در آورديم.