به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  از میان مقالات: سرمقاله :پرسه شمار۱ - نشريه دانشجويی دانشگاه تهران

سرمقاله :پرسه شمار۱ - نشريه دانشجويی دانشگاه تهران

 پرسه شمار۱ - نشريه دانشجويی دانشگاه تهران
شورای سردبيری
سرمقاله
بيش از ۵ ماه از وقوع اعتراضات مردم عليه وضعيت موجود می‏گذرد و دوره جديدی از تعرض به جنبش‏های کارگری، دانشجويی و… از سوی حاکميت آغاز گشته است. موج‌ عظيم اعدام، بازداشت و زندانی کردن فعالين کارگری و دانشجويی، سرکوب رسانه‌ها، ممنوع‌التحصيل کردن و معلق ساختن دانشجويان و… همه و همه نشان از به کارگيری ابزار سرکوب به صورت تمام و کمال دارد و اخيرا نيز دولت به تعرضات خود با تصويب طرح حذف يارانه‌ها، شکل و بعد جديدی بخشيده‌ است که طبقه کارگر و زحمتکش جامعه را مستقيما زير فشارهای طاقت‏فرسای معيشتی قرار می‏دهد؛ اما عليرغم تمام شرايط فوق‏الذکر ديکتاتوری نتوانسته است بر جنبش توده‌ای فائق آيد.
هر چه از انتخابات خرداد ۸۸ دورتر گشتيم، از حجم اعتراضات عظيم خيابانی مردم کاسته شد و بنا بر تقويم و مناسبت‏های رسمی چون روز قدس يا ۱۳ آبان ادامه پيدا نمود که هر يک فصل جديدی از مبارزات مردم بودند.  
اما بازگشايی دانشگاه‌ها، همراه با پر کردن خلا تظاهرات‏ها و اعتراضات خيابانی مردم در دانشگاه‏ها توسط دانشجويان بود.
همان گونه که پيش‏بينی می‏شد با گشوده شدن دانشگاه‏ها در آغاز سال تخصيلی جديد، موجی از اعتراضات دانشجويی آغاز گرديد که طی ۳۰سال گذشته بی‏سابقه بود. جنبش عظيم توده‌ای اين بار بر خلاف گذشته در پيشاپيش جنبش دانشجويی به حرکت درآمد و پس از سپری کردن ۳ ماه پر تنش که با تجربيات گرانبهايی توامان بود، چشم اميد خود را به دانشگاه، اين سنگر آزادی دوخت.
توده‌ مردم انتظار داشتند (و ما معتقديم هنوز هم دارند) که دانشگاه پرچم مبارزه را در دست گيرد و چشم‌انداز نوينی به ادامه مبارزه با سرکوب، ديکتاتوری، فقر، گرسنگی، تبعيض، تحقير و… بگشايد و تا به صحنه آمدن جنبش طبقه کارگر که پيکارگر اصلی اين عرصه است، برای اين جنبش اعتراضی زمان بخرد.
دانشگاه نيز اين بار از زير بار مسئوليتی که جنبش عظيم و ميليونی مردم بر عهده‏شان نهاده بودند سربلند بيرون آمدند و ما هر روزه شاهد اعتراضات گسترده و پيوسته‏ای در دانشگاه‏های مختلف کشور بوديم و به ويژه، حضور پر رنگ دانشگاه‏های آزاد در زنجيره اعتراضات بسيار حائز اهميت و گامی به پيش برای جنبش دانشجويی در همراهی با جنبش توده‏ای عليه ديکتاتوری بود.
همچنين اين بار شايد برای نخستين بار پس از سی سال، ما شاهد آن بوديم که شعارهای دانشجويان، از خيابان‏ها و از ميان جنبش مردم به داخل دانشگاه‏ها راه يافته بود، اين بار ديگر دانشگاه‌ها پيرو مردم و جنبش عظيم آنان بودند و نه بالعکس، و دانشجويان، که پيش از شروع سال تحصيلی جديد جزئی از جنبش عمومی مردم عليه ديکتاتوری بودند، حال بر مبنای نقش و موقعيت دانشجو بودن خود، اين اعتراضات را در دل دانشگاه‏ها نيز پيگيری کردند.
 دانشگاه‏ها اکنون در اوج التهاب و فشار از سوی دولت به سر می‏برند، اکنون عده کثيری از دانشجويان در بازداشت به سر می‏برند و نيز عده‏ای در زندان‏ها هستند و برخی به نقاط نامعلومی منتقل شده‏اند که اخبار دقيقی از آنان نيست و اين روند رو به افزايش ادامه دارد؛ اما دانشجويان دست‏بردار ادامه اعتراضات و مبارزات خود در ظرف دانشگاه‌ها نيستند و فصل جديدی از مبارزات دانشجويان گشوده شده است.
 
ماهيت جنبش توده‌ای جاری
حتی اگر عده‌ای خوش خيال در ابتدا باور داشتند که مردمی که پس از اعلام نتايج به خيابان‌ها ريخته‌اند، دوستدار "مير حسين"، نماد سبز وی و اصلاح‌طلبان سياسی هستند، اينک ديگر با اعترافات امثال "عليرضا بهشتی" يا "صادق زيبا کلام" و نيز بيانيه‏های زنجيره‏ای و  تاسف‏بار خود مهندس موسوی بايستی هر گونه توهمی را در اين رابطه به کنار نهاده باشند.
واقعيت اين است که اگر حتی هنوز عده‌ای مذبوحانه می‌کوشند تا برای جنبش توده‌ای جاری ظرف و قيد خاصی بتراشند، ديگر نه از سر برداشت‌های غلط تئوريک و سياسی‌شان بلکه از سر حب و بغض‌هايی است که آنان را به جريانات گوناگون متصل کرده است.
کسانی که برايشان توده‌ها و سياست توده‌ها تنها در آستانه انتخابات مطرح می‌گرديد و تنها سهم توده‌ها برای ايشان از کل دارايی و امکانات اين سرزمين، حق شرکت در انتخابات و رای دادن بود، ديگر جز مضحکه کردن خويش با لاطائلات‌شان چيزی عايدشان نخواهد شد. برای اينان اينک تنها راه برون رفت از منگنه‌ای که در آن قرار گرفته‌اند و تنها راه نجات‌شان از غرق‌شدن هميشگی توسل به توده‌ها و تلاش در جهت دادن و کاناليزه کردن اعتراضات توده‌ای جاری است.
صرف اينکه توده‌ها شعار تجديد انتخابات سر می‌دهند يا نام موسوی را فرياد می‌کنند (هر چند رفته رفته از اين هم عبور کرده‌اند و اينک دست به ريشه‌های عميق‌تری برده‌اند) را تنها ساده‌لوحان و کسانی که هيچ برداشتی از سير تحول تاريخ و جنبش‌های اجتماعی ندارند، می‌توانند حمل بر تعلق جنبش حاضر به خود کنند. اين گونه شعارها برای توده‌ها تنها اهرم فشاری است برای پيشبرد مبارزات در توازن قوا.
اين روشن است که موسوی و اصلاح طلبان ممکن است در مسير چالش خود با دولت مستقر با اليگارشی آشتی و سازش نمايند و تا اين زمان، به جنبش ضد ديکتاتوری مردم نيازمند هستند و انتقادی از خطوط راديکال در اين جنبش نمی‏کنند و صرفا سعی می‏کنند پايبندی خود را به آرمان‏ها و اصول اوليه انقلاب اسلامی بارها و بارها تکرار و تاکيد نمايند، اما بديهی است که اينان تا چه حد تلاششان بر اين است که به وفاقی در چارچوب منافع رژيم اسلامی دست يابند و در اولين لحظه‏ای که به اين وفاق نائل بيايند، به جنبش ضد ديکتاتوری، خواست‏ها و مطالبات مردم پشت می‏کنند و زمينه سرخوردگی شديد بخش‏هايی از مردم حاضر در جنبش ضد ديکتاتوری که بدان‏ها اميد بسته بوده‏اند را فراهم می‏آورند.
اما خواست‏ها و مطالبات اين جنبش اعتراضی از نام و شعارهای آن پيدا است، عمق و دامنه آن بر همه روشن است و بديهی است که موسوی و اصلاح طلبان به محض آنکه در اين مسير لحظه‏ای برای ادامه حرکت درنگ نمايند، اين جنبش از روی آنان عبور خواهد کرد و رهبران واقعی خود را از دل جنبش‏های اجتماعی جاری و از بين رهبران عملی آنها، برخواهد کشيد.
 
وظايف چپ دانشجويی در شرايط جديد
يکی از مهم‏ترين وظايف چپ در جنبش دانشجويی، اکنون بيان دلايل ناتوانی موسوی و اصلاح طلبان و ناپيگير بودن آنان در مبارزه عليه ديکتاتوری، تناقضات نظری و فرصت‏طلبی‏های عملی خط ليبرالی سازشکاری به طور مستند است. اکنون يکی از اصلی‏ترين فعاليت‏های بخش چپ جنبش دانشجويی بايد معطوف به توضيح برنامه‏های سياسی و طبقاتی هر يک از جريانات سياسی ديگر که در درون جنبش دانشجويی نيز حضور دارند، باشد.
همچنين، جنبش دانشجويی اگر بخواهد در مسير اعتراضات جاری مردم عليه ديکتاتوری به طور جدی فعال و تاثير گذار باشد، چاره‏ای جز متشکل شدن ندارد. روشن است که تشکل‏يابی در امر مبارزه تا چه حد اهميت دارد، مبارزات در مسير پيشروی خود به نقطه‏ای می‏رسد که ديگر نمی توان بدون سازمان و تشکل به پيش رفت و اگر تشکل‏های مستقل و توده‏ای وجود نداشته باشند، عملا هرگونه کنشی در جا زدن خواهد بود و گاهی حتی مبارزات را به عقب می‏برد.
فاکتور تشکل‏يابی، بين تمام جنبش‏ها، اعم از کارگری، زنان، معلمان و دانشجويی مشترک است. و با توجه به شرايط جديد چنين به نظر می‏رسد که حقيقتا بدون تشکل‏های مستقل امکان پيمودن ادامه مسير مبارزه ضعيف است. بحث تشکل‏های مستقل دانشجويی چندين سال است که توسط چپ دانشجويی طرح شده است، در اين زمينه فعاليت‏های عملی نيز صورت گرفته است. مساله اين است که تشکل‏های مستقل و توده‏ای چيزی بيش از حاصل جمع تعداد نفرات اعضا آن تشکل هستند. سازمان با کاناليزه کردن، وحدت بخشيدن و هدفمند ساختن مبارزات، با فراهم آوردن امکان رايزنی در سطحی عمومی‏تر، مبارزه عمومی را جهت می‏دهد، تحرکات منفرد و پراکنده را يک جا جمع می‏کند، به اخذ تاکتيک‏های صحيح و منطبق‏تر با شرايط و استراتژی کلی منجر می‏شود و قدرت مداخله‏گری در جنبش را افزايش داده  و همچنين استمرار مبارزات را تضمين می‏کند.
 اين درست آن چيزی است که اصلاح‏طلبان از آن می‏ترسند. آنها بدون شک ترجيح می‏دهند که در مسير سازشکاری احتمالی، با توده غير متشکلی مواجه باشند که توانايی دخالتگری يا مطالبه خواست‏های خود و استنطاق اصلاح‏طلبان را نداشته باشد و نتواند در مقابل اين سازش درون حکومتی مقاومتی را سامان دهد و جنبش ضد ديکتاتوری را ادامه دهد.
بدين ترتيب چپ دانشجويی بايد پيگير ايجاد تشکل‏های مستقل و توده‏ای داشنجويان که به طور واقعی بر مبنای خواست‏های عمومی دانشجويان و در پيوند با جنبش ضد ديکتاتوری اخير ايجاد شده‏اند، باشد. چنين تشکل‏هايی نقش بسيار کليدی در هدايت نيروها و جلوگيری از سرخوردگی عمومی ايفا می‏کنند و با سازمان دادن مبارزه جنبش را از رهبران خودخوانده و پوشالين بی‏نياز می‏کنند. دانشجويان چپ بايد بکوشند که نه تنها پيشگام در ايجاد چنين تشکل‏هايی باشند، بلکه بايد با انسجام نظری و سازمان‏دهی خود، موقعيت خود در درون اين تشکل‏های مستقل را ارتقا ببخشند.
تشکل‏های توده‏ای و مستقل دانشجويی، اکنون که سيلاب دستگيری‏های دانشجويان در آستانه ۱۶ آذر به راه افتاده است و مبارزات پراکنده و متعددی در دانشگاه‏های کشور به وقوع می‏پيوندد، اکنون که بسياری از دانشجويان ممنوع‏التحصيل، ستاره‏دار و ممنوع‏الورود به دانشگاه‏ها گشته‏اند، و فضای امنيتی شديدی بر دانشگاه‏ها حاکم گشته است، يک ضرورت انکارناپذير است که بتواند خواسته‏های دانشجويان را پيگيری و محقق نمايد و ضريب مقاومت دانشجويان را افزايش دهد.
بنابراين تشکل توده‏ای و مستقل دانشجويان درست مثل چنين تشکل‏هايی در جنبش‏های اجتماعی ديگر چون جنبش کارگری، زنان، معلمان و… در شرايط کنونی هم استراتژی و هم تاکتيک است، بايد بتوان پتانسيل اعتراضی دانشجويان را از به هرز رفتن نجات داد و زنجيره اعتراضات را تداوم بخشيد و در مقابل سرکوب‏های شديد از سوی دولت، مقاومتی را سامان داد، تمام اين اهداف جز در پرتو جنين تشکل‏هايی غير قابل تحقق است.
http://parsehmag.blogfa.com/
http://www.socialist-students.com/ 

 


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com