به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  از میان مقالات: عليرضا خباز: کارگران، کجای اين جنبش ايستاده‌اند؟

عليرضا خباز: کارگران، کجای اين جنبش ايستاده‌اند؟

دوست دارم شروع نوشته‌ام را با نقل يک گفتگو آغاز کنم که در يک کارگاه کوچک ساعت ناهاری با همکاران خود داشتم. در اوضاع واحوال بعد از انتخابات واعتراضات بعد از آن، من در يک کارگاه کوچک با حدود ۱۵ نفر از کارگران آنجا آشنا شدم. در موقع ناهار تلاش می‌کردم که مسائل سياسی بيرون را بين کارگران به بحث بگذارم.  بعد از کشته شدن ندا نظر آنها را در مورد اين اعتراضات جويا شدم.

کارگر»الف«- به نظر من نبايد نسبت به وضعيت بيرون بی‌تفاوت باشيم وبايد در اعتراضات شرکت کنيم.

کارگر»ب«- اين اعترضات برای ما چه چيزی دارد ايا نفعی برای ما دارد يا نه؟  چرا ما بايد برويم و کشته شويم.

کارگر»ج«- من می‌ترسم بروم تظاهرات اين‌ها بی‌رحم هستند و همه را می‌کشند.  اگر برای من اتفاقی بيافتد تکليف زن وبچه من چه می‌شود؟ چه کسی از آنها مراقبت می‌کند؟

کارگر»دال«- ولی واقعا شجاعت می‌خواهد که جلوی اين‌ها بايستی. دمشان گرم! حيف که ما نمی‌توانيم برويم و درتظاهرات  شرکت کنيم.

در ادامه اين گفتگو و تحليل‌ها در مورد  اينکه روزبروز اوضاع کارگران بدتر می‌شود صحبت کرديم . وبعد از اين‌که ساعت نزديک ۱، يعنی پايان وقت ناهار شد، يکی از کارگران گفت بحث سياسی را تمام کنيد. در هر صورت هرکسی که حکومت کند، ما بايد با همين وضعيت کار کنيم. شرايط برای ما تغيير نخواهد کرد.

نمی‌خواهم با طرح گفتگويی که در بالا آمد، اين نظريات را به کل طبقه کارگر تعميم دهم. کارگاهی که مثال زدم کارگرانش حتی قراردادی هم نيستند و به شکل پروژه ای کار می‌کنند. يعنی اين‌که با شروع پروژه جديد کارفرما آنان را با خبر می‌کند وبا شرايطی که خودش تعيين می‌کند، تا اتمام پروژه با انها کار می‌کند و وقتی پروژه تمام شد با آنها تصفيه حساب می‌کند. اين کارگران از ساعت ۷ صبح تا ۸ شب، حتی روزهای تعطيل وجمعه‌ها نيز کار می‌کنند. نمونه های زياد وبدتری از اين کارگران با اين شرايط  کاری در جامعه ما وجود دارد. در اين جنبش نيز بودند کارگرانی که  علی‌رغم دشواری کار وامکان بيکاری ودادن هزينه‌های زياد شرکت داشته‌اند .سوال کارگران از اين جنبش اساسی است. اين جنبش چه چيزی را برای ما به ارمغان دارد. اگر اين جنبش، جنبش اصلاح‌طلبان است که ما نيش آنها را از همان به قدرت رسيدن خاتمی که با رای ما به قدرت رسيد تجربه کرده ايم. آن زمانی که خاتمی رئيس جمهور بود ومجلس نيز در دست اصلاح طلبان، قراردادهای سفيد امضا را تجربه کرديم. قلع وقمع فعالين کارگری را شاهد بوديم و اخراج‌های دسته جمعی، تعديل‌های گسترده وتصويب واجرای قانون خروج کارگاه‌های ِزير ده نفرازشمول قانون کار را هم  شاهد بوديم . اگر اين جنبش طرفداران رفسنجانی هستند که ما در اوج قدرت ايشان -در زمان رئيس جمهوری او- شاهد تصويب بخشنامه‌های قرارداد موقت بوديم که زندگی طبقه کارگر را به نابودی کشاند وبازخريدهای گسترده واجباری وتعديل نيروی ده هزار نفری را تجربه کرديم. ماليات‌های سنگين و دستمزدهای حداقلی و...

طبقه کارگر ايران در اين سی سال شاهد همه جور جريانات از ليبرال‌های اول انقلاب گرفته تا اصول‌گراهای ضد کارگر واصلاح‌طلب‌ها بوده است. در دوره اوج قدرت اصلاح طلبان که اداره تشکل‌های کارگری وکارفرمايی وزارت کار در دست ِهوشمند رئيس انجمن صنفی روزنامه نگاران بود، اين آقايان حتی با انجمن صنفی کارگران نيز که خود آن را در مقابل شورای اسلامی خانه کارگر علم کرده بودند، به واسطه اين‌که اين تشکل کارگری مستقل بود، آن را نپذيرفتند. کارگر ستيزی اين آقايان برای ما کارگران، حال به هر رنگ و لباسی که در بيايند، شناخته شده است. اين جنبش با وضعيت فعلی چه آينده ای برای کارگران رقم می‌زند؟

ما می‌گوييم هيچ چيز. در کل مناظره‌های تلويزيونی انتخاباتی، آقای موسوی چند بار از حق وحقوق کارگران صحبت کرد؟ آيا درمورد قراردادهای موقت کار که عامل بدبختی کارگران ايران بوده وهست، سخنی به ميان آورد؟  آيا در مورد افزايش حقوق کارگران حرفی زد؟ نبايد هم می‌زد! چون ايشان نماينده قشر خود بودند و هستند، نه کارگران. در همان رقابت‌های انتخاباتی، فعالين کارگری در زندان‌های جمهوری اسلامی به خاطر دفاع از خواستهای به حق کارگران وايجاد تشکل‌های مستقل کارگری در زندان بودند، ايا ايشان واصلاح طلبان  جنبش سبز، تا به‌حال خواستار آزادی اين زندانيان شده اند؟ حتی وقتی در تظاهرات‌های بعد از انتخابات، شعار آزادی زندانيان کارگر داده می‌شد، اقايان با بغض واخم با اين شعار برخورد می‌کردند. در اين سی سال حکومت اسلامی در ايران اين کارگران بودند که در اوج خفقان واستبداد درمقابل اخراج‌ها، تعديل‌ها، تعطيلی کارخانجات و دستمزدهای عقب افتاده وخواست ايجاد تشکل‌های مستقل کارگری اعتراض اعتصاب وتظاهرات کردند وهمين آقايان دستور سرکوب ودستگيری کارگران وفعالين کارگران را صادر می‌کردند. روز ۱۱ ارديبهشت، به شکل علنی تظاهرات ضد دولتی برگزار می‌کردند.

همان سالی که اقای مهاجرانی که امروز از خارج بيانيه می‌دهد وخط مشی برای جنبش تعيين می‌کند، در مجلس شورای اسلامی استيضاح می‌شد کارگران از ميدان بهارستان تا جلوی مجلس تظاهرات کردند وپشت درهای بسته مجلس سرکوب شدند .۱۱ ارديبهشت ۸۸ -روز کارگر امسال- کارگران وفعالين کارگری در پارک لاله مراسم علنی روز کارگر را برگزار کردند که حدود ۲۰۰ نفر با کتک وتوهين دستگير شدند. چرا اين آقايان مدافع حقوق بشر از اين زندانيان دفاع نکردند؟

واقعيت اين است که جنبش سبز بايد پا سخگوی سوالات اساسی کارگران باشد. آيا آن آزادی ودموکراسی که نويد‌اش را می‌دهد، در زندگی کارگران تغييری ايجاد خواهد کرد؟ آيا اين ازادی که مد نظرشان است، تحمل وجود تشکلات مستقل کارگران را خواهد داشت؟ آيا به لغو هرگونه قرارداد موقت رای مثبت خواهد داد؟ ما می‌گوييم نه! اگر اين جنبش به اصلاح‌طلبان، اصول‌گرايان و ليبرال‌ها تعلق خاطر دارد، برای ما چيزی ندارد. چرا که تجربه به ما نشان داده است که  همه اين گرايشها دشمن قسم خورده طبقه کارگر هستند.ما کارگران اگر در اين جنبش شرکت کنيم، به اميد نشانه رفتن به قلب نظام سرمايه داری است وبا پرچم مستقل خود ومطالبات طبقاتی خود مشارکت کرده وهزينه خواهيم داد. ما کارگران به تمامی شهدای اين جنبش درود می‌فرستيم واميد داريم که آرمان اين شهدا، دست‌مايه‌ای برای معاملات پنهانی بين کسانی که خود را رهبر اين جنبش می‌نامند نشود. آزادی ودمکراسی از نظر کارگران يعنی عاری شدن جامعه از هرگونه تبعيض طبقاتی ومذهبی و.... که انسانها بتوانند بدون هيچ گونه ارعاب وسرکوب و ترس از زندان، از حق آزادی بيان و داشتن يک زندگی انسانی برخوردار باشند. و اطمينان خاطر داريم که اين امکان نه از دروازه اصلاح طلبان می‌گذرد و نه از حاميان نظام سرمايه داری که زندان هايشان مملو از فعالين کارگری وسياسی، بوده و خواهد بود.

اين جنبش بدون حضور طبقه کارگر وحذف مطالبات کارگران تبديل به ابزار سهم خواهی جريانات درون حکومتی و در بهترين حالت افتادن در دامان سرمايه‌داری ليبرال خواهد شد.

عليرضا خباز
 


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com