به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  از میان مقالات: نسان نودينيان :مروری کوتاه بر درس و آزمونهای قيام ٢٢ بهمن.

نسان نودينيان :مروری کوتاه بر درس و آزمونهای قيام ٢٢ بهمن.

 
در آستانه ٢٢ بهمن هستيم. درسهای قيام ٢٢ بهمن در شرايطی که توده عظيم ميليونی مردم در خيابان هستند، بيش از هر دوره ای ضروری و شيرين است. خاطرات دوره قبل و روز ٢٢بهمن و  روزهای حاکميت مردم بر سرنوشت خود، روزهايی که هنوز دستهای سياه و جنايتکار جمهوری اسلامی بر سر جامعه حاکم نبود جذاب ترين خاطره نسل ما است. آنروزها همه چيز را قدرت و اراده مردم تعيين ميکرد. نفرت از رژيم و دم ودستگاهش با چنان صراحت و قدرتی ابراز ميشد که کار بدستان و عاليجنابان برای فرو نشاندن وحشتشان اينجا و آنجا با دليل و بی دليل عجز و لابه ميکردند که "ما کاره ای نبوديم"، "مجبور شديم"، "فريب خورده بوديم"، امروز کم نيستند افرادی از نيروهای بسيج و مسلح جمهوری اسلامی که به روزهای دوره قيام ٢٢بهمن افتاده اند، از سرنوشت سياه و همکاری با رژيم پشيمانند. دشمنان مردم عقب نشسته بودند و سراسيمه خود را در سوراخها از چشم مردم پنهان ميکردند.

احساس آزادی و رهائی را ميشد در چهره های همه مردم تماشا کرد. آنروزها در واقع روزهای جشن و خوشی و پيروزی ما مردم قيام کرده بود. در تهران و بسياری شهرهای بزرگ خانواده های فقير که شب ها را زير حصير حلبی آبادها به صبح ميرساندند با متواری شدن گزمه هائی که از مستغلات بساز و بفروش های ثروتمند و طماع محافظت ميکردند، صاحب خانه شده بودند. بخش و بلوکهايی از شهرک اکباتان که ما روزهائی از تعطيلات تابستان همراه رفقا برای کار در ميان کارگران در آنجا کار ميکرديم به تصرف خانواده های کارگر و فقير درآمده بود.

کارگران در کارخانه ها بساط زورگوئی کارفرمايان و سرپرستان را جمع کرده و برای خودشان آقائی ميکردند. امروز با وجود هزاران اعتصاب کارگری، فضای اتحاد و همبستگی طبقاتی، با وجود بيش از سه دهه بر پايی روزهای با شکوه اول ماه مه، با ايجاد اولين و ابتدائی ترين امکانات تحرک طبقاتی، کارگران به مثابه صاحبان قدرت سياسی و جامعه ميتوانند، جامعه و کل نظام سياسی آتی و قدرت سياسی را در اختيار خود بگيرند. دير نيست آنروزی که طبقه کارگر در صحنه سياست حرف اول و آخر را بزند.

در مدرسه ها ديگر از کنترل پليسی و و سانسور خبری نبود و شاگردان و معلمان از هر چيزی که ممنوع و حرام بود، از سياست و کشورداری هر چه  ميخواستند ميگفتند و مينوشتند. امروز در شرايطيکه در آستانه اعتلای جنبش مردم برای سرنگونی هستيم، در شرايطيکه جامعه در حال خفقان بود، جنبش آزاديخواهی معلمان اميدهای خفته رهايی از چنگ اين نظام را با شعار سوسياليسم بر خيز برای رفع ستم به اهتزا در آوردند. افق و آرمان اعتراض و مبارزه را در شکل وسيع و سراسری به نمايش گذاشتند. و دير نيست آنروزهايی که در مدارس حجابها پرت شوند. و فضای سکولار و مدنی  بر مدارس مجددا برقرار شود.

 در خيابانها و قهوه خانه ها همه جا بساط بحث و سياسی و نطق و خطابه و مناظره بر قرار بود. مردم تلافی يک عمر نچشيدن مزه آزادی بيان و اجتماع را بخصوص پس از چندين ماه حکومت نظامی بی رحمانه، اکنون در کوچه و خيابانها در مياوردند. پليس و امنيه جرات برچيدن اين تجمعات را که نداشت هيچ، ديگر جرات خود نشان دادن هم نميکرد. امروز خيابانها در تصرف مردم هستند. ٦دی امسال جلوه های بسيار زيبا از تصرف خيابانها و پاکسازی مزدوران جمهوری اسلامی به نمايش درآمدند. دير نيست آن روزهايی که رقص و پايکوبی و پرت کردن حجاب با جلوه های باشکوهتر آزادی بيان و تجمعات بدور از سرکوب و جنگ و گريز، خيابانها به تصرف مردم در بيايند. در ده سال گذشته از ١٨تير ١٣٧٨ ببعد اين جلوه های باشکوه اعتراض خيابانی  توسط مردم انجام گرفته. 

همه کتابهائی که سالهای سال زير سانسور بودند در آن دوره کرور کرور چاپ شدند و به بازار آمدند. امروز، اما به يمن انقلاب انفورماتيک نسل جوان ما در ايران به نسل انقلاب فيس بوک و تويتر و يوتوب نام گذاری شده. اگر آندوره برای نسل ما برای باز تکثير آثار مارکسيستی و چه بايد کرد ميبايست شبهای طولانی به بازنويسی و کپی اين آثار ميپرداختيم، اما امروز با انقلاب انفورماتيک و وبلاگ نويسی دسترسی به آثار و متون سياسی و مارکسيستی و انقلابی سهل و ساده شده است. نسل جوان ما در ايران امروز نسل انقلاب در عرصه وبلاگ نويسی و فيس بوک و تويتر و يوتوب است. دير نيست روزی که سانسور و فيلتر نظام جمهوری اسلامی برچيده شود، مردم ايران و نسل فعال سياسی اين جامعه در رديف اولين های اين انقلاب انفورماتيک در سطح جهان قرار گيرد. 

در آنرمان هيچ جای دنيا از ايران آزادتر نبود و با مردم هيچ جای دنيا همانند مردم آنروز ايران به احترام رفتار نميشد. در آنروزها ما قيامی همگانی را در صحنه سياست و اعتراض خيابانی به نمايش گذاشتيم که در نوع خود منحصر بفرد بود. قيامی مردمی با قامتی ميليونی، با صدايی رسا مرگ بر شاه. مردم دنيا و مشتاقان راه آزادی و برابری و رهائی بعد از سالهای دهه شصت و هفتاد اينبار در قامت قيام مردمی ما، بار ديگر فضای آرمانخواهی و انقلابی را تجربه کردند.

قيام مسلحانه مردم نقطه اوج اين جشن همگانی بود. مردم مسلح به تفنگ و تپانچه و کوکتل آتشزا آخرين پايگاه های مدافعان استبداد سلطنتی را به محاصره در آوردند، ارتباط آنها را با بستن جاده های اصلی  شهر قطع کردند و با حملاتی جانانه به پادگانها، مقرهای ساواک، کاخ سلطنتی، زندانها، فرودگاه ها، راديو تلويزيون، آخرين مقاومت آشکار آنها را در هم شکستند و به اين ترتيب اثبات کردند که هيچ نيرويی در برابر اراده انقلابی آنها تاب مقاومت ندارد.

اما پر شکوهترين جنبه قيام و کلا روزهای اوج انقلاب که هر بيننده ای را خيره و محسور ميکرد رابطه مردم با يکديگر بود. همبستگی و مودتی که درميان آنها موج ميزد در هيچ زمان ديگری نظير نداشت. گوئی همه برادران و خواهران تنی يکديگر شده اند. در هر خانه ای را که ميزدی بگرمی راهت ميدادند، انگار که همانجا بدنيا آمده ای به هر جمعيتی که وارد ميشدی تحويلت ميگرفتند. گوئی از قديم آشنايشان بوده ای. به حرفهايت گوش ميدادند شريک صحبت ها و نظراتت ميشدند. مسئولانه اشتباهاتت را يادآوری ميکردند، کاری که مربيان دلسوز هم بزحمت حوصله اش را دارند. در خيابانها اگر زمين ميخوری و کمک ميخواستی دهها دست بسويت دراز ميشد گوئی که کودکی تازه پا گرفته ای. اگر از درد ناله ميکردی دهها کس در آغوشت ميکشيدند انگار که صدها مادر و پدر از آنت شده است. کافی بود که کمی آب بخواهی تا چندين تنگ آب پر از يخ هديه ات کنند. انگار نه انگار که اينها همان مردمی هستند که آب زرشک تقلبی را تنها پس از گرفتن پولش بدستت ميدادند يا بخاطر تنه ای که نا غافل به تنشان زده بودی در همان خيابان فحش نثارت ميکردند و يا برای قاپيدن مزد ناقابل يک روز بيلداری و عملگی در همان ميدان يقه ات را ميگرفتند و بر زمينت ميکوفتند. آن روزها سر آمده بود، انسانهای ديگری متولد شده بودند، ديگر غريبگی معنائی نداشت. بياد مارکس ميافتادی که ميگفت در اين نظام مسخ کننده، جائی که همه چيز برای مبادله است بشر از بين ميرود و تبديل به پول ميشود، فرديت و اخلاق بشری به کالائی خريدنی تبديل ميشود، پيوند اجتماعی بين افراد به رابطه بين اشيا مبدل ميشود و بشر با ذات خودش با خودش بيگانه ميشود. با خود ميگفتی که اگر فقط ترکی کوچک و سطحی بر پوسته اين نظام جهنمی بتواند تغييراتی چنين باور نکردنی در عرض مدتی کوتاه در رفتار انسانها با همنوعانشان يعنی با خودش پديد آورد، با انهدامش به چه آرزوهائی ميشود تحقق بخشيد. در ايران امروز اما، دشواری های از خود بيگانگی و فاصله ثروتمند و طبقات دارا با طبقه کارگر و اقشار ميليونی مردم زحمتکش بمراتب سخت تر و عميق تر است. راه های سخت و دشواری در راه ايجاد همبستگی مردم با همديگر پيموده شده است. همبستگی و مودت مردم در شکل ميليونی در خيابانها به نمايش درآمده است. ششم دی ماه امسال نمونه سمنليک اين همبستگی و اتحاد اعتراضی بود. همه از نسل جوان از زن و مرد، پير وجوان قدرت اعتراض يکپارچه و تنفر عميق از نظام جمهوری اسلامی را در خيابانها به نمايش گذاشتند. آنچه ماشين سرکوب و اختناق را درهم شکست اين اتحاد اعتراضی و ميليونی بود. با وجود تمام اين درخششهای روشن، اما راه های بس دشوار و سختی هنوز بايد پيموده شوند. در جامعه ای خفقان زده، با رژيمی سرکوبگر، در جامعه ای که فقر و فلاکت بيداد ميکند، فاصله دارا و ندار با هيچ ارقام و درصدی ها قابل بيان و تعريف نيست، جنايت و کشتن و دزدی و غارت ساختار مدنی جامعه را در چنگ سرمايه داران احاطه کرده، کينه و دشمنی، خون در مقابل خون، در سايه سياه اين رژيم جانی فرهنگ بخشی از جامعه شده، زن ستيزی و سنگسار و مردسالاری در قوانين و دادگاهها قانونی است، درسهای قيام ٢٢ بهمن و رابطه مردم و همبستگی طبقاتی و سياسی و اعتراضی  بيش از هر دوره ای ضروری شده است. بگذاريد ما اين تجارب را امروز در شرايطيکه جمهوری اسلامی در سراشيب سقوط و سرنگونی قرار گرفته با در سهای قيام ٢٢ بهمن ٥٧ به درس و راه های آزمونهای بزرگتر تبديل کنيم. جامعه آرمانخواه و نسل ميليونی جوان امروز، جامعه سکولار و مردم بيدار ميروند که اين آزمونهای بزرگ را با همبستگی و اعتراض خيابانی، با قيام  توده ای به نمايش بگذارند. آينده روشن در سالگرد قيام ٢٢ بهمن و بعد از سی سال آزمونهای بزرگ انقلابی در راه است. با وجود تمام سختيها، ما در آستانه و تدارک برداشتن قدمهای بزرگ و بزرگتری تا سرنگونی رژيم اسلامی و شروع انقلاب و مبارزه سياسی و طبقاتی قرار داريم.
١٢ بهمن ١٣٨٨


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

  • نسان نودينيان :مروری کوتاه بر درس و آزمونهای قيام ٢٢ بهمن.
  • در آستانه كنگره هفتم و شعار آزادی برابری حكومت انسانی. نامه دوم
  • بياد كمونيست جنبش كمونيستي٬ جعفر شفيعي!
  • مبارزان کمونيست می پرسد.در باره دهمين دوره "انتخابات" رياست جمهوری،
  • روز شمار تاريخ ويژه اعتراضات و مسائل كارگري در سال ۱۳۸۸
  • روز شمار تاريخ ويژه اعتراضات و مسائل كارگري در سال ۱۳۸۸
  • برگی از تاریخ!در ضرورت مروري بر تاريخ حزب كمونيست كارگري!
  • ستون آخر!پيشرو كردي شماره ۲۵۷ ارگان كميته مركزي كومه له.
  • داستان زندگې غم انگېز قربانېان ناامنې محېط کار!
  • در حمايت از فراخوان «فدارسيون جهاني كارگران حمل و نقل»
 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com