به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  از میان مقالات: بهرام رحمانی: شکل جديد تروريسم حکومت اسلامی ايران را خنثی کنيم!

بهرام رحمانی: شکل جديد تروريسم حکومت اسلامی ايران را خنثی کنيم!

بهرام رحمانی
bamdadpress@ownit.nu 

اخيرا حکومت اسلامی ايران و اينترپول¬(پليس بين¬المللی)، عليه اپوزيسيون حکومت اسلامی همکاری-هايی را به مرحله اجرا گذاشته¬اند که نشان¬دهنده شکل جديدی از تروريسم حکومت اسلامی است.
حکومت اسلامی ايران، به اندازه سی و يک سال حاکميت و عمر نکبت¬بار خود، سابقه تروريستی و آدم¬کشی دارد. اين حکومت جانی، تاکنون نه تنها ده¬ها هزار انسان سياسی و غيرسياسی را از پير و جوان و زن و مرد در شکنجه¬گاه¬های خود در زير شکنجه و تجاوز به قتل رسانده و يا اعدام و سنگسار کرده است، بلکه حتا صدها تن از فعالين سياسی مخالف خود را نيز در کشورهای مختلفی چون ترکيه، پاکستان، فرانسه، آلمان، سوئيس، اتريش، سوئد و غيره تعقيب و ترور کرده است. در داخل کشور نيز آمار دقيقی از آن بخش از فعالين سياسی و فرهنگی که نخست توسط ارگان¬های اطلاعاتی حکومتی ربوده شدند و سپس جنازه مثله شده آن¬ها در حاشيه شهرها و يا منازل¬شان کشف شد، در دست نيست. برای نمونه، مختاری و پوينده از اعضای هيئت دبيران کانون نويسندگان ايران و فروهرها از فعالين سياسی داخل کشور، از جمله کسانی هستند که توسط مامورين وزارت اطلاعات حکومت اسلامی به طرز فجيعی به قتل رسيدند. اين حکومت تروريستی، فقط حدود ۴۰۰ نفر از مخالفين سياسی خود را در کردستان عراق ترور کرده است. بنابراين و بر اساس واقعيت¬ها حکومت اسلامی، حکومت جهل و جنايت، ترور و وحشت، مافيايی و غارتگر است!
اما دست¬کم در دهه اخير، به دليل اين که موقعيت حکومت اسلامی در داخل کشور و در سطح منطقه و جهان متزلزل شده است، جرات ترور ندارد. اما اين مساله نبايد به اين شکل تغبير شود که گويا ماهيت تروريستی حکومت اسلامی تغيير کرده است؛ نه خير سران حکومت اسلامی از خمينی تا خامنه¬ای و غيره، پايه¬های خود را با ترور و سرکوب و کشتار بينان گذاشتند و حاکميت خود را نيز با رعب و وحشت و ترور شکنجه و اعدام نگه می¬دارند.¬
حکومت اسلامی، هم¬چون سابق نمی¬تواند اعضای اپوزيسيون خود را در خارج کشور ترور کند به اشکال ديگری از تروريسم دولتی متوسل شده است. يعنی سران و کارشناسان تروريستی حکومت اسلامی، نخست در دادگاه¬های جهل و جنايت خود، برای اعضای اپوزيسيون پرونده¬سازی می¬کنند و سپس يا اينترپول¬(پليس بين¬المللی) وارد معامله می¬شوند تا ليست و عکس اعضايی از اپوزيسيون را به عنوان «مجرم» و «تحت تعقيب» در سايت اينترپول قرار ¬دهند.
حدود سه ماه پيش، پس از آن که دادگاه انقلاب اسلامی سنندج، برای ۱۲ نفر از اعضا و رهبری حزب کمونيست کارگری¬(حکمتيست) پرونده¬سازی کرد مقامات امنيتی - پليسی حکومت اسلامی با پليس بين¬المللی وارد معامله شدند تا اين که سرانجام اسامی و تصاوير اين ۱۲ نفر را در سايت اينترپول قرار دادند.
حدود سه ماه بعد اسم ديگری به نام آقای شهرام همايون به اين ليست اضافه شده است که وی مديريت يکی از تلويزيون¬های فارسی زبان لوس¬انجلس را به عهده دارد. اين دو نمونه متفاوت نشان می¬دهند که حکومت اسلامی، سياست تروريستی جديدی را با همکاری پليس بين¬المللی آغاز کرده است.
بدين ترتيب، اينترپول با اين اقدام خود وارد يک همکاری بر عليه اپوزيسيون حکومت اسلامی شده است و اين که در پشت پرده چه معامله¬ای بين حکومت تروريستی حکومت اسلامی و پليس اينترپول در جريان است اطلاعی در دست نيست. در حالی که آرشيو خود پليس بين¬المللی و هم¬چنين آرشيوهای بيش¬تر دولت¬های جهان پر از اسناد و مدارکی در رابطه با اقدامات جاسوسی و تروريسم حکومت اسلامی بر عليه اپوزيسيون و غيره است. در اين ميان، ظاهرا توجيه مقامات پليس بين¬المللی اين است که کشورهايی که عضو اين ارگان هستند اگر دادگاهی در آن کشور، افرادی را مجرم بشاسند و از پليس ايترپول بخواهند که آن شخص را تحت تعقيب بين¬المللی قرار دهد به همين «سادگی» می¬پذيرد. چرا که اين کشورها، از جمله ايران عضو اينترپول هستند. حيرت¬انگيز است که روز روشن جای حاکم و محکوم تغيير داده شده است و حيرت¬انگيرتر اين است که براساس قوانين قضايی کشورهای دمکراتيک غربی، اصل بر برائت مجرمين است. يعنی تا جايی که دادگاه مجرم بودن کسی را با تحقيق و اسناد و شواهد کافی نشان ندهد کسی حق ندارد حتا کسی را که بر سر جرم نيز دستگير شده است مجرم بنامد.
هنوز نه دادگاه سنندج و نه اينترپول اعلام نکرده¬اند که «جرم» اين افراد چيست و به چه دليل تصوير و اسامی آن¬ها را به عنوان مجرم در سايت پليس بين¬المللی قرار داده¬اند؟!
اين موارد به راحتی به همه اپوزيسيون حکومت اسلامی از منفردين شناخته شده تا اعضای سازمان-ها و احزاب و نهادهای دمکراتيک، به ويژه سرنگونی¬طلب¬ها بسيار هشدار¬دهنده است. چرا که چنين اقدامی تعرض آشکار تروريستی به همه مخالفين حکومت اسلامی است، هم¬چنان که ترور بختيار، رجوی، غلام کشاورز، صديق کمانگر، فرخزاد، قاسملو، شرفکندی و غيره صرفا تعرض تروريستی به يک شخصيت و يک سازمان نبود، بلکه تعرض به همه اعضای قعال اپوزيسيون بود که به درستی هم از اپوزيسيون راست تا چپ بدون اين که در اين مورد با همديگر نشستی داشته باشند و يا ارگان مشترکی به وجود بياورند هر کدام نسبت به توانايی¬ها و امکانات خود، با قدرت عليه تروريسم حکومت اسلامی موضع گرفتند و در چهارگوشه جهان، دست به افشاگری زدند.
در رابطه با اين شيوه اخير تروريستی که حکومت اسلامی با همکاری انترپول در پيش گرفته است نيز اصلا نيازی به اين نيست که کسی و سازمانی و نهادی مخالف و يا موافق حزب حکمتيست و يا شهرام همايون و غيره باشد و يا با آن¬ها در ارتباط قرار گيرد، بلکه مهم اين است که همه اپوزيسيون و به ويژه اپوزيسيون سرنگونی طلب، آزادی¬خواه و چپ، اين تعرض تروريستی را تعرضی به خود بداند و موضع محکم و افشاگرانه¬ای عليه اين مدل از تروريسم حکومت اسلامی را در دستور فعاليت¬های خود قرار دهد.
در اين ميان، پيگيری اين مساله از جنبه حقوقی و قضايی، بسيار مهم است و وکلای مترقی مخالف حکومت اسلامی، می¬توانند نقش بسيار مهمی را در اين راستا ايفا کنند. چرا که آن¬ها، حکومت اسلامی و انبوه جنايات و تروريسم آن را به خوبی می¬شناسند. آن¬ها، با پيگيری¬های حقوقی خود، قادرند همکاری مشترک تروريستی حکومت اسلامی و پليس اينترپول عليه اپوزيسيون را افشا و خنثی کنند به طوری که پليس انترپول وادار به به عقب¬نشينی شود و تصاوير اعضای اپوزيسيون حکومت تروريستی اسلامی را از سايت خود بردارد. در غير اين صورت و هر نوع کوتاهی در اين مورد به خصوص به ضرر آن بخش از اپوزيسيون است که به طور جدی در جهت سرنگونی حکومت اسلامی و برای برقراری يک جامعه آزاد و برابر و انسانی در ايران مبارزه می¬کند، تمام خواهد شد.
شايان ذکر است که من شخصا هيچ رابطه سياسی با حزب حکمتيست و يا شهرام همايون نداشته و ندارم و بر عکس، در بسياری از زمينه¬های سياسی با حزب حکمتيست اختلاف نظر دارم اما اعضا و کادرهای اين حزب را می¬شناسم، انسان¬های شريف و مبارزی هستند که در جهت سرنگونی کليت حکومت جهل و جنايت اسلامی مبارزه می¬کنند. يا اصلا سياست¬های شهرام همايون را قبول ندارم و تاکنون از نزديک نيز شانس آشنايی با ايشان را نداشتم. اما به عنوان يک عضو فعال سياسی و فرهنگی جنبش کارگری کمونيستی، مخالف سرسخت حکومت اسلامی و به عنوان کسی که به آزادی بيان، قلم، تشکل و مبارزه سياسی، اجتماعی و فرهنگی متشکل عميقا باور دارم وظيفه خود می¬دانم که هر اقدام ممکنی را که از دست خودم، رفقايم، دوستانم و همکارانم بر می¬آيد، در افشای تروريسم حکومت اسلامی هم¬چون سی و يک سال گذشته کوتاهی نکنيم. اين کم¬ترين انتظاری است که همه ما انسان¬های آزادی¬خواه، برابری¬طلب، عدالت¬جو و کمونيست بايد از خود و جامعه¬مان داشته باشيم.
مسلما نه دادگاه¬های حکومت اسلامی که تاکنون برای ده¬ها هزار انسان سياسی و غيرسياسی حکم اعدام صادر کرده¬ و توسط جوخه¬های مرگ خود به مرحله اجرا گذاشته¬اند کم¬ترين ارزش حقوقی و اجتماعی و سياسی قائل شد و نه به موجوديت نکبت¬بار و چندش¬آور کليه دم و دستگاه حکومت اسلامی. اين حکومت در کليت خود ننگ و شرم بشريت است که بايد هر چه زودتر با قدرت اجتماعی و مبارزه متحد مردم آزاده جامعه¬مان بايد به زباله تاريخ فرستاده شود!
اکنون نزديک به نه ماه است که مردم ايران با مبارزه پيگير خود حداقل به اين دستاورد مهم رسيده¬اند که با خبر، گزارش، تحليل، تصوصی و فيلم¬های خود، به مردم جهان نشان دهند اکثريت مردم ايران، اين حکومت جانی و آدم¬کش را نمی¬خواهند. اکنون حکومت اسلامی، از کم¬ترين پايگاه اجتماعی برخوردار است و به همين دليل، فقط با سياست سرکوب و ترور و وحشت خودش را سر پا نگه داشته است. در حالی که همگان می¬دانند که هيچ حکومتی با زور و ظلم و ترور و شکنجه و اعدام و نيروی پليسی - امنيتی نمی¬تواند آينده خود را تضمين کند. از اين¬رو، حکومت اسلامی، محکوم به شکست است و دير و يا زود با قدرت و همبستگی ميليونی مردم از حاکميت ساقط خواهد شد.
طبيعی است که هر انسان و سازمان و نهاد آزادی¬خواه و مخالف حکومت جهل و جنايت اسلامی، صريحا اين اقدام اينترپول را محکوم می¬کند و از اين سازمان می¬خواهد که هر چه سريع¬تر دستور تعقيب اين افراد را پس بگيرد. بنابراين، بايد در مقابل اين اقدام اينترپول بايد قاطعانه ايستاد و آن را به عقب¬نشينی وادار کرد.

ششم اسفند ۱۳۸۸ - بيست و پنجم فوريه ۲۰۱۰


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com