به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  از میان مقالات: مجيد حسينی:سالگرد انقلاب ۵۷ و کابوس جمهوری اسلامی!

مجيد حسينی:سالگرد انقلاب ۵۷ و کابوس جمهوری اسلامی!

رويدادهای ششم ديماه ، سالگرد انقلاب ۵۷ را به کابوس هولناکی برای جمهوری اسلامی و اپوزيسيون خودی آن تبديل کرده است. خامنه ای و احمدی نژاد همراه با سردمداران اپوزيسيون رسمی و خانوادگی رژيم، رفسنجانی و موسوی و کروبی و خاتمی از اين روز وحشت دارند و جملگی آنها در سايه سرکوب و دستگيريهای وسيع جناح حاکم، جنگ تبليغاتی گسترده ای را عليه مردم سازمان داده اند. دولت اسلامی بر روی مراسم های "عاشورا" و بهره برداری از جنبه های مذهبی آن و با استفاده از شعارهای ضد آمريکائی و اسرائيلی از موضع ارتجاع اسلامی برای مهار و سرکوب اعتراضات مردم  حساب باز کرده بود. اما اين برنامه ها نگرفت و مردم اين روز را به روز عزای رژيم تبديل کردند و با تعرض انقلابی خود به نيروهای سرکوبگر و نهادهای دولتی خواب و خيال سران ريز و درشت نظام اسلامی را بر هم زدند.

از آن روز به بعد فاز ديگری در اوضاع سياسی جامعه ايران شروع شده است. فازی که صف آرائی مردم در آن در مقابل نظام اسلامی و اپوزيسيون رسمی اش بطور فشرده تر و برجسته تر از پيش قرار گرفته است. اين صف آرائی جايگاه مهم و حساسی به ۲۲ بهمن به چگونگی رو در روئی مردم با نيروهای جمهوری اسلامی در آن داده است. جامعه و افکار عمومی جهانيان متوجه تدارک آرايش جنگی رژيم با مردم شده اند و آرامش نسبی فعلی خيابانها در ميان کاربدستان ريز و درشت نظام اسلامی و نيروهای مزدورش وحشت ايجاد کرده و علاقه مندان به تحولات سياسی ايران را بفکر واداشته است. همه به سالگرد انقلاب ۵۷ چشم دوخته اند، همه بدنبال پرسو و جو در باره اتفاقات اين روزند و  ۲۲ بهمن امسال نفس را در سينه ها حبس کرده است. همه متوجه اند رژيم چکار ميکند و دارند می بينند که اعمال ۳۰ ساله اش را ادامه ميدهد. همه می بينند که اين نظام آدمکش با اعدام، با دستگيری هزاران نفراز جوانان مبارز و انقلابی، با جنگ روانی و نسبت دادن افراد دستگير شده به عوامل خارجی، با تبليغات حول حضور نظامی آمريکا در خليج و علم کردن خطر حمله اسرائيل و غيره جنگ بقايش را با مردم پيش می برد و برای ۲۲ بهمن تدارک و آماده سازی ميکند. اما نمی توان بطور دقيقی عکس العمل مردم در اين روز و جنبش آنها برای بزير کشيدن حکومت اسلامی را پيش بينی کرد. ولی روشن است که مکانيسم آمادگی و سازماندهی تدارک توده ای با تمام قدرت کار ميکند. آماده کردن صفوف توده های مردم و ارتباطات آنها با هم و ديگر ابتکارات مبارزاتی که انجام ميدهند بستگی به اقدام فعالين و رهبران اين جنبش در محل و تناسب قوای طرفين و بسياری فاکتورهای ديگر دارد که در بخش آخر اين نوشته بدان خواهيم پرداخت. صف آرائی فشرده و سخت مردم و نظام اسلامی در برابر هم  و خطر سرنگونی نظام اسلامی ظاهرا  و موقتا جناحهای نظام اسلامی را بهم نزديک کرد، اما در اصل ميزان تشتت در ميان صفوف هر دو جناح دولتی را از يک طرف و از طرف ديگر عميق تر شدن اختلافات مابين دو جناح را به همراه آورده است. در اين دوره دو جناح نظام بهم نزديک نشده اند، بلکه ترس از تکرار رويداد ۶ ديماه، سبزها و بدرجه ای جناح حاکم را ناچار کرد بهم رو آورند و محتاج همديگر شدند و با کدهای خانوادگی با هم صحبت کنند. مصاحبه کروبی با فايننشال نمونه برجسته ای در اين رابطه است. فايننشال تايمزمی پرسد: موضع شما در مورد رهبری چيست؟ کروبی: "من ولايت فقيه را می پذيرم. جمهوری اسلامی را می پذيرم و قانون اساسی را می پذيرم. با شعارهايی که ساختار شکن هستند موافق نيستم." اين روی آوری و تمايل به سازش با جناح حاکم پايدار نخواهد بود فشار مردم می تواند با سرعت بيشتری آنها را از هم دور کند و خصمانه تر از پيش بر سر و روی هم بکوبند. جنبش اعتراضی مردم فعلا آنها را به کنج صدور بيانيه ها و آشتی طلبی کشانده و حتی کيهان شريعتمداری از آشتی طلبی صحبت کرد. همين اندازه از ابراز همدردی و  روی آوری جناحها بهم خيل سخنگويان مدافع حفظ نظام و ايدئولوگهای هوادار جنبش سبز را به جلو کشيد و با جيغ و داد حول پرهيز از "خشونت" و تاکيد بر"قانون گرائی" و "آشتی طلبی" هم آواز با جنايات رژيم ميزان حملات تبليغی خود را عليه مردم و کمونيستها بالا بردند. اين دوره ها در سير تحولات ايران موقتی است شاخص اصلی در تعريف و معرفی اوضاع ايران نيستند. سازش و کنار آمدن دوجناح حکومتی با هم ممکن نيست و خيزش مردم امکان توافق را از هر دوی آنها گرفته است. اگر جناح حاکم بتواند از پس مردم بر آيد به حساب جناح "فتنه" درون خود هم خواهد رسيد. اما بايد توجه کرد که اگر سبزها در مقابل جناح خامنه ای و احمدی نژاد زانو بزنند و سر تسليم دراز کنند احتمال کودتا و خونريزی بيشتر از طرف جناح خامنه ای بالا ميرود. ترس از مردم جناحهای حکومتی را بهم نزديک کرده و هر دو طرف برای مقابله با مردم و چپ و نيروهای سياسی سرنگونی طلب محتاج آنند. جريانات مجاز و اپوزيسيون خودی تا وقتيکه مردم در ميدان باشند می توانند جست و خيزکنند. هر دو جناح متوجه بيزاری مردم از نظام اسلامی از نوع "سبز" و "سياه" آن و قوانين مذهبی آنند، مردم دولت اسلامی تعديل يافته را در هيچ رنگی نمی خواهند.

 با وجود تمام اينها سوال اين است که احتمالات ممکن در ۲۲ بهمن چيست؟ آيا توده های مردم به خيابان خواهند آمد؟ آيا دولت اسلامی می تواند اين روز را بدونه اعتراضات توده ای و بسلامت از سر بگذراند؟ بالاخره کدام اتفاق و رويدادی در اين روز نشانه تغيير فضای سياسی ايران بنفع مردم و به ضرررژيم است؟ اولا، احتمال زيادی هست که توده های مردم سرنگونی طلب و ناراضيان از دولت در اعتراض به رژيم به خيابانها بريزند. امکان زيادی هست مردم اين روز را هم مانند روزهای ۱۳ آبان و ۱۶ آذر و روز "عاشورا" از دست رژيم در آورند و به روز اعتراض خود تبديل کنند. اگر در اين روز اعتراضاتی از جانب مردم صورت بگيرد اتفاق مهمی روی داده است، چنين اتفاقی تنها فاکتور تغيير دهنده در اوضاع سياسی است و گويای مرحله تازه ای از جنبش مردم برای سرنگونی نظام اسلامی است. به ميدان آمدن مردم در ۲۲ بهمن بمعنی تثبيت مرحله تعرض انقلابی مردم است که در ششم ديماه آغاز شد. اينجا منظور اين نيست که مردم در اين روز به نيروها و نهادهای حکومتی تعرض ميکنند و يا اگر تعرض کردند اين نتيجه را بدنبال خواهد داشت. مسئله اين است که جدال سياسی مردم با دولت بمرحله ای رسيده است که صرف حضورمردم و صف جداگانه اعتراضی و قابل روئيت آنها در سالگرد انقلاب ۵۷، بمعنای شکست رژيم و بی حاصل بودن تقلاهای يکماهه اخير سران حاکم و اپوزيسيون رسمی آن است. اگر وقوع تظاهرات و اعتراضات توده ای در ۲۲ بهمن نشانه پيشروی جنبش مردم برای سرنگونی به شکل تقابل و تعرض توده ای و در ادامه آن آغاز جنگ توده ای و خيابانی با نيروهای رژيم است، عدم روی ندان اعتراضات مردم در اين روز به هيچ وجهی نشانه عقب نشينی اين جنبش و دست بالا پيدا کردن رژيم نيست. نتايج سياسی و اجتماعی حاصل از هر کدام از اين رويداد ها يکی نيست. اگرهم در اين روز مردم دست به اعتراض نزنند و بنا به آرايش سياسی و نظامی که رژيم بخود گرفته است تناسب قوا را برای حضور خود در خيابانها مناسب ندانند، روزها و مناسبت های  زيادی از اين نوع را پيش رو دارند از جمله ۸ مارس و چهارشنبه سوری و نوروز و تمام روزهای هفته را.

همگان متوجه اند که دولت اسلامی دوره اضمحلال و فروپاشی و عقب نشينی خود را در برابر با مردم  طی ميکند و تا کنون ضربات کاری بر پيکر آن وارد آمده و بطور يقين اين نظام با اين قوار و شکل باقی نخواهد ماند. در هر صورت مردم جلو آمده اند و هم اکنون در جامعه نمای وحشت زده جمهوری اسلامی از ۲۲ بهمن و تدارک آن برای مقابله با اين روز قابل ديدن است. سران نيروهای بسيج و سپاه پاسداران بطور مرتب دور هم جمع ميشوند، مردم را تهديد ميکنند، مجلس جسله ميگيرد، قضات مزدور مجازات اعدام را بالای سر جامعه گرفته اند و انگار که دولت و نهادهای گوناگون آن تدارک جنگ با يک کشور خارجی را می بينند. اينها متوجه نيستند که جدال مردم با رژيم حاصل عبور و پشت سر گذاشتن از تمام اين موانع است. انقلاب ۵۷ استبداد شاهنشاهی را بزير کشيد و شکی نيست که خيزش اخير مردم استبداد مذهبی و خامنه ای ديکتاتور سال ۲۰۰۹  را به همان سرنوشت دچار خواهد کرد.

۳۱ ژانويه ۲۰۱۰
مجيد حسينی
majid.hosaini@gmail.com
k.mobarez@yahoo.se


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

  • جنبش مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی، چپ جدال بر سر استراتژی مشترک،استراتژی و آلترناتيو کمونيستی کدام است؟
  • جنبش مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی، چپ جدال بر سر استراتژی مشترک،استراتژی و آلترناتيو کمونيستی کدام است؟
  • ارزیابی از انشعابات و مصاف های کمونیسم کارگری در ایران:قسمت اول
  • در آستانه اول ماه ۱۳۸۷وشلاق زدن کارگران
  • پلنوم هفت و تنها قرار علنی آن
  • در باره قرارهای پیشنهادی به پلنوم هفتم!
 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com