به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  از میان مقالات: حداقل دستمزد و نبرد مرگ و زندگی برای کارگران

حداقل دستمزد و نبرد مرگ و زندگی برای کارگران

روز شنبه این هفته، معاون وزارت کار و امور اجتماعی جمهوری اسلامی، میزان حداقل دستمزد کارگران را اعلام نمود. وی گفت: "ستاد مزد و کارگروه تخصصی مزد از نیمه اول سال جاری به جهت تعیین حداقل مزد سال ۱۳۸۹ تشکیل و از نیمه دوم سال با تشکیل بیش از ده جلسه مشترک با حضور اعضای کارگروه تخصصی و نمایندگان کارگران و کارفرمایان به بررسی حداقل دستمزد پرداخت." وی افزود: "برابر آخرین نرخ تورم اعلام شده توسط بانک مرکزی در بهمن ماه ۸۸ نرخ تورم در کل کشور معادل ۳ / ۱۱ درصد بوده است." نهایتاً تصمیم گرفته شد که حداقل حقوق برای سال ۸۹ با محاسبه افزایش نرخ تورم ۱۵ درصدی، در هر ماه، ۳۰۳ هزار تومان باشد.
سرمایه‌داران و دولت آن‌ها بدون این که کارگران نقشی در تعیین دستمزد داشته باشند، خودشان می‌بُرند و می‌دوزند و هر کار دلشان خواست می‌کنند و سرانجام مبلغی ناچیز را که کفاف نان خشک و خالی خانوار کارگری را نمی‌دهد به عنوان حداقل دستمزد در سال آینده اعلام می‌کنند. این ماجرا در تمام دوران حکومت اسلامی به همین شکل ادامه دارد و سال به سال وضعیت مادی و معیشتی کارگران را وخیم‌تر می‌سازد. معاون وزیر کار از حضور نمایندگان دولت، کارفرمایان و کارگران در این تصمیم‌گیری خبر می‌دهد. در واقعیت اما کارگران ایران نه تشکلی دارند که نماینده آن‌ها محسوب شود و نه نماینده‌ای به این اجلاس‌ها می‌فرستند. فرد یا افرادی که به نام نماینده کارگران در این اجلاس شرکت می‌کنند، نماینده سرمایه‌داران و دولت در تشکل‌های زرد موسوم به شوراهای اسلامی هستند که دربست وابسته به رژیم جمهوری اسلامی‌اند. دولت نیز، خود نماینده طبقه سرمایه‌دار و پاسدار منافع این طبقه است. بنابراین، تصمیم‌گیرنده واقعی، سرمایه‌داران‌اند که تعیین می‌کنند، حداقل دستمزد در هر سال چقدر باشد. اما برای این که چیزی هم از کارگران طلب‌کار باشند و بگویند، بیش از نرخ تورم، حداقل دستمزد افزایش یافته است، بانک مرکزی هم باید وظیفه خودش را در خدمت طبقه سرمایه‌دار بر سر مسئله حداقل دستمزد انجام دهد. بانک مرکزی راه‌های مختلفی را برای محاسبه نرخ تورم دارد که به حسب سیاست سرمایه‌داران و دولت آن‌ها، می‌تواند نرخ تورم را بالا و پایین‌تر از آن‌چه که در واقعیت هست اعلام نماید. بنابراین تعجب‌آور نیست که گاه در فاصله یکی، دو ماه، نرخ تورم حتا تا ۱۰ درصد کم می‌شود. هر کس با یک محاسبه سرانگشتی می‌تواند دریابد که در طول یک سال اخیر، اصلی‌ترین وسایل مصرفی مورد نیاز مردم، لااقل ۲۰ درصد افزایش یافته است. بانک مرکزی اما با روشی که مطلوب دولت و سرمایه‌داران است، این رقم را ۱۱ درصد اعلام می‌کند. سرمایه‌داران نیز برای این که دستمزد واقعی کارگران را افزایش ندهند به آمار و ارقام اعلام شده از سوی بانک مرکزی استناد می‌کنند و بعد هم منت سر کارگران می‌گذارند و می‌گویند حدود ۵ / ۳ درصد هم بیش از نرخ تورم بر دستمزدها افزوده می‌شود. اگر ادعای سرمایه‌داران و دولت آن‌ها حقیقت می‌داشت، در آن صورت هر سال می‌بایستی سطح رفاه و معیشت کارگری بهتر بشود و ارتقا یابد، در واقعیت، اما هر کارگری می‌داند که سال به سال فقیرتر شده و سطح زندگی‌اش تنزل کرده است. یعنی در واقع به خاطر افزایش مداوم نرخ تورم، دستمزد واقعی مدام کاهش یافته است. اما حداقل دستمزد کارگران نه برای سالی که گذشت، بلکه برای سال آینده تعیین شده است. با توجه به سیاست ارتجاعی و ضد کارگری دولت برای آزادسازی قیمت‌ها در سال آینده، همه ارزیابی‌ها حاکی از افزایش نرخ تورم لااقل بین ۳۰ تا ۵۰ درصد است. هنوز هیچ مقام و یا نهاد اقتصادی دولتی هم پیدا نشده که نرخ تورم سال جدید را کم‌تر از ۳۰ درصد اعلام کرده باشد. محاسبه و ارزیابی بانک مرکزی بیش از ۳۰ درصد است و محاسبه مرکز پژوهش‌های مجلس تا ۵۰ درصد. اما اگر نرخ تورم در کم‌ترین میزان ممکن یعنی ۳۰ درصد هم افزایش یابد، در آن صورت نیز نه فقط ۱۵ درصد بر حداقل دستمزد افزوده نشده، بلکه ۱۵ درصد در مقایسه با سال جاری کاهش خواهد یافت. حالا ببینید که یک کارگر، به ویژه در شهرهای بزرگ از نمونه تهران که خط فقر در آن‌ها مبلغ ۱ تا ۵ / ۱ میلیون در هر ماه برآورده شده است، با حداقل دستمزد تعیین شده ۳۰۳ هزار تومان در سال آینده چه می‌تواند بکند؟ شاید در مناطق حاشیه‌ای تهران با این مبلغ بتواند هزینه‌های اجاره، آب، برق و از این نمونه‌ها را بپردازد. تکلیف غذا و پوشاک این خانوار ۴ تا ۵ نفره کارگری چه می‌شود؟ از کجا باید آن را تأمین کند؟ این جا دیگر نقطه‌ای‌ست که کارگران باید تصمیم بگیرند. دولت و سرمایه‌داران تصمیم خود را گرفته‌اند. آن‌ها مصمم‌اند که کارگران را به فقری کمرشکن‌تر از امروز سوق دهند. سال آینده، سالی وحشتناک برای کارگران و زحمتکشان خواهد بود. هیچ راهی هم در پیش ندارند، جز این که به نبرد مرگ و زندگی برخیزند و تکلیف سرمایه‌داران و دولت آن‌ها را روشن کنند و اگر چنین نبردی رخ ندهد، با فقری هولناک‌تر از همیشه رو به رو خواهند بود. کارگران برای نجات از وضعیت اسف‌باری که با آن رو به رو هستند برای رهایی از فقر و گرسنگی که نظم سرمایه‌داری و دولت آن‌ها پدیدآورنده آن هستند، باید در سال جدید، مبارزه خود را تا سرنگونی رژیم و نظم موجود وسعت دهند. این تنها راهی‌ست که در برابر کارگران قرار گرفته است


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com