امیر پیام: مژده شوم: « سنديکاهای کارگری می آيند! »

مژده شوم:
« سنديکاهای کارگری می آيند! »
سرتيتر سايت اينترنتی « اخبار امروز » در ۷ مرداد ماه سال جاری مطلبی بود با عنوان «سنديکاهای کارگری می آيند! »، مطلبی که از واقعه ای شيرين و پر اميد خبر می داد. حقيقتا هم همينطور است، برای فعالين کارگری و چپ ها و کمونيست ها و هر انسان دلسوز و دوستدار جنبش کارگری هيچ خبری خوش تر و مسرت بخش تر از خبر ايجاد سنديکاهای مستقل کارگری و تلاشهای فعالين مستقل جنبش کارگری در اين جهت نيست. روزهای تولد سنديکای کارگران شرکت واحد و سنديکای کارگران نيشکر هفت تپه از روزهای تاريخی و بياد ماندنی جنبش کارگری ايران است. چرا که ايجاد هر تشکل کارگری که مستقل از همه جناحهای رژيم اسلامی و کل نظام حاکم و تشکل های « کارگری » دولتی و مزدور از قبيل خانه کارگر و شوراهای اسلامی و انجمنهای صنفی* و اتحاديه های دست ساز آنان برپا شود مايه سرور و شادی است.
اما شومی مژده « سنديکاهای کارگری می آيند! » از طرف سايت اخبار امروز در اينست که نام شرافتمند سنديکای مستقل کارگری به ابزاری برای تطهير تشکل های « کارگری » دست ساز و مزدور رژيم اسلامی بدل شده است. ماجرا از اين قرار است که بدنبال توافق و همکاری وزارت کار و خانه کارگر می خواهند « کانون عالی انجمن های صنفی کارگری ايران » تشکيل دهند و سايت اخبار امروز همين تلاش ضد کارگری را به عنوان « سنديکاهای کارگری می آيند! » معرفی می کند.
نزاع خانگی وزارت کار احمدی نژاد با خانه کارگر هرچه که باشد و به هر جا که بکشد ذره ای از اين حقيقت نمی کاهد که هر دو آنها به مثابه بخشی از جناح بنديهای رژيم و جنگ ارتجاعی آنها، دشمن خونبار طبقه کارگر و جنبش مستقل آنند. اينها ضمن نزاع برای تصاحب سهم بيشتری از امکانات سياسی و مالی قدرت حکومتی شان اما لحظه ای از امر و تلاش مشترکشان برای مهار و کنترل و انحراف مبارزات کارگری و سرکوب فعالين و تشکلات مستقل کارگری غافل نيستند.
وزارت کار مدتی سعی داشت با تضعيف نقش خانه کارگر، شوراهای اسلامی کار را به کنترل خود درآورد که زود متوجه شدند شوراهای اسلامی کار نزد توده های کارگر منفورتر و منحوس تر از آنند که قادر باشد نقشی در مهار و کنترل مبارزات کارگری ايفا کنند و خيری هم به تقويت موقعيت اين جناح برسانند. سپس « کانون عالی مجمع نمايندگان کارگری » را علم کردند که کاری جز دعا و ثنا گويی برای علی خامنه ای ندارد. همينطور طی چند سال اخير وزارت کار و خانه کارگر هر دو به ايجاد انجمن های صنفی کارگری روی آوردند تا آلترناتيو جديدی برای مهار و کنترل جنبش کارگری و نيز ابزار ديگری برای تقويت موضع رقابتی خويش عليه يکديگر در اختيار داشته باشند. وزارت کار و خانه کارگر می پندارند از آنجا که انجمن های صنفی کارگری فاقد صفت اسلامی و پيشينه منفور خانه کارگر و شوراهای اسلامی کارند و در ظاهر قانونی نيز بر خلاف شوراها ظرف مشترک کارگر و کارفرما نيستند، قادرند که اين انجمن ها را در داخل به ظرف جايگزين تشکلات مستقل و واقعی کارگری بدل کنند و در خارج نيز به عنوان تشکل کارگری منطبق با مقاوله نامه های سازمان بين المللی کار معرفی نمايند. اکنون هر دو به توافق رسيده اند که با ايجاد « کانون عالی انجمن های صنفی کارگری ايران » سلاح موثرتری را در مصاف با جنبش مستقل کارگری ايجاد نموده و رقابت بين خود را با هدف اعمال نفوذ و کسب رهبری به درون آن منتقل کنند.
اين توافق و همراهی را خبرگزاری ايلنا وابسته به خانه کارگر در ۱۸ خرداد سال جاری به نقل از غلامرضا خادمی عضو هيئت موسس کانون عالی انجمن های کارگری ايران چنين بيان می کند:
« اين فعال کارگری با يادآوری اينکه سنگ بنای تشکيل کانون عالی انجمنهای صنفی کارگری برای نخستينبار به سال ۸۳ باز میگردد،گفت: دراين سال انجمنهای صنفی کارگران خباز، کارکنان فنی داروخانهها، رانندگان کالا و مسافر و کارکنان بيمارستان خاتمالانبيا با همکاری واحد انجمنهای صنفی کارگری خانه کارگر جلسه مشترکی را برگزارکردندکه اولين گام برای تشکيل کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران ايران به حساب میآيد.
وی با بيان اينکه در سال ۸۵ و در ادامه نشست قبلی، اولين گردهمايی انجمنهای صنفی کارگری کشور با حضور نمايندگان ۱۲۰ انجمن صنفی کارگری با کمک و پشتيبانی معاونت تنظيم و نظارت بر روابط کار وزارت کار و امور اجتماعی در محل هتل استقلال برگزار شد.گفت: هرچند اين نشست به تشکيل کميته دفاع از تشکيل انجمنهای صنفی کارگری منجر شد اما به دليل برخی حساسيتهای بیمورد در ميان مسوولان وقت سازمان تشکلهای کارگری و کارفرمايی وزارت کار و امور اجتماعی هيچگاه گام موثری در جهت تشکيل کانون عالی انجمنهای صنفی کارگری ايران برداشت نشد.
عضو هياتموسس کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران ايران گفت: رويه مذکور تا زمستان سال گذشته که رئيس سازمان تشکلهای کارگری و کارفرمايی وزارت کار و امور اجتماعی تغييرکرد ادامه داشت.
وی گفت: دراين سال موضوع تشکيل کانون عالی انجمنهای صنفی کارگری درديدار با شيخالاسلامی وزيرکار مطرح شد که شخص وزير پس از اطلاع و احراز اطمينان از قانونی بودن و مزايای تشکيل اين کانون عالی دستورات لازم را به سازمان تشکلهای کارگری و کارفرمايی وزارت کار و امور اجتماعی داد و سازمان را مامورتشکيل اين کانون عالیکرد ».
بنابراين به روشنی پيداست که ايجاد کانون عالی انجمن های صنفی کارگری ايران پروژه مشترک خانه کارگر و وزارت کار است. اما جنگ و صلح و رقابت و توافق وزارت کار و خانه کارگر بر يک متن گسترده و عميق ضد کارگری و در دل جدال مشترک کل اين طيف ارتجاعی و مافيای قدرت حاکمه عيله طبقه کارگر و جنبش ومستقل و نوپای آن قرار دارد. در اين متن و در اين جدال مشترک، وزارت کار و کانون عالی شوراهای اسلامی کار و کانون عالی مجمع نمايندگان کارگری اش جنايتکار تر و مزدورتر و کارگر ستيز تراز خانه کارگر وشوراهای اسلامی و اتحاديه ها و انجمن های کارگری دست ساز و وابسته به آن هستند، و متقابلا نيز خانه کارگر و همه اعوان و انصارش جنايتکار تر و مزدورتر و کارگر ستيزتر از وزارت کار و باندها و اوباش متصل به آن می باشند. هر دو اين طيف در ستيزی جنايت بار عليه طبقه کارگر و جنبش مستقل آن گوی سبقت را از هم ربوده اند. ايجاد « کانون عالی انجمن های صنفی کارگری ايران » هم ترفند جديدی است در امتداد همين روند و برای تحکيم و تقويت سياست سی ساله تحميل فقر و فلاکت و بی حقوقی و ناامنی و بی حرمتی به طبقه کارگر و مهار و کنترل جنبش کارگری و سرکوب مبارزات آن. قدمت و ابعاد اين سياست جنايت بار آنقدر هست که حتی امکان ظاهر سازی و دگرنمايی را به « مقامات کارگری » اين جبهه نمی دهد. به عنوان نمونه، حميد حاج اسماعيلی عضو هيئت موسس کانون عالی انجمن های صنفی کارگری ايران و از مدافعين و پيگيران اصلی ايجاد اين کانون که تلاش می کند خود را متمايز از خانه کارگر و گاها منتقد شوراهای اسلامی کار بنماياند (به گزارش روزنامه کار و کارگر ۲ مرداد ۸۹) معتقد است: ۱- « در ايران هيچگاه کارگران مورد استثمار و بردگی حتی در طول تاريخ قرار نگرفته اند»، ۲- « حذف قراردادهای موقت به معنی افزايش تنش بين کارگر و کارفرما و پايين آمدن نرخ اشنغال خواهد بود»، ۳- « همچنين ساماندهی حدود يک ميليون وچهارصد هزار نفر کارگر غير مجاز خارجی که فرصت های شغلی کشور را بدون داشتن مهارت و رواديد اشتغال کرده است نيز از ضروريات است».
اما چه نيازی به اين آلترناتيو جديد است و کدام ضرورت توجيه کننده ايجاد کانون عالی انجمن های صنفی کارگری می باشد؟ طبعا بحران همه جانبه اقتصادی و سياسی که جامعه ايران را فرا گرفته و چشم انداز اعتلای مجدد جنبش های اعتراضی و در راس همه جنبش کارگری را بسيار نيرومند تر از قبل در آينده نزديک ترسيم می کند از دلايل مهم به تکاپو افتادن رژيم عيله جنبش کارگری است. دليل ديگر اينست که ابزار سنتی رژيم عليه حنبش کارگری يعنی شوراهای اسلامی بدنبال انزجار گسترده کارگران از آن سالهاست که برای مهار و کنترل جنبش کارگری خاصيت و کاربردی ندارند. اما مهمتر از همه عروج قدرتمند تشکلات مستقل کارگری است که در شرايط بحران کنونی و نضج جنبش های اعتراضی توده ای به تهديدی رشد يابنده تبديل شده اند. خيزش های جنبش مستقل کارگری در دو اول ماه مه گذشته و قطعنامه های سياسی آن اين تهديد را به نمايش گذاشت.
رژيم اسلامی اکنون در مصاف با جنبش کارگری در موقعيتی مشابه اوايل دهه شصت قرار گرفته است. يعنی در متن بحرانی همه جانبه و تحرک جنبش های اعتراضی همچنين با يک جنبش مستقل کارگری قوی و پر تحرک مواجه است. اگر در سی سال پيش شوراهای اسلامی کار بهمراه سرکوب جنبش مستقل کارگری پا به ميدان گذاشتند و گام به گام با قلع و قمع آن خود را مستقر نمودند، امروز هم دقيقا همين واقعه در حال تکوين است. کانون عالی انجمن های صنفی کارگری از طرف وابستگان جناحهای رژيم اسلامی ( وزارت کار و خانه کارگر) يعنی همانهايی که برای سی سال جنبش کارگری را به فلاکت و روزگار سياه نشاندند، در شرايطی ايجاد می شود که جنبش مستقل کارگری و تشکلات آن زير ضرب اخراجها و پيگردها و دستگيريها و سرکوب سخت قرار گرفته اند. سناريوی کهنه مجددا اجرا می شود. جنبش مستقل کارگری را سرکوب و حذف می کنند تا کانون عالی انجمن های صنفی کارگری بختک شوم خود را بر جنبش کارگری پهن کند.
اين تحرکات رژيم عليه جنبش مستقل کارگری از ديد فعالين کارگری پنهان نيست. اما سوال اينست که چرا سايت اينترنتی « اخبار روز » که بلندگوی خط اکثريت است اين توطئه ضد کارگری يعنی ايجاد کانون عالی انجمن های صنفی کارگری را به عنوان « سنديکاهای کارگری می آيند! » معرفی می کند؟ چرا درست در شرايطی که تشکلات مستقل کارگری و سنديکاهای اصيل و واقعی آن تحت سرکوب اند و هر روز شاهد دستگيری فعالين و رهبران آن هستيم، اخبار روز برای ايجاد کانون عالی انجمن های صنفی کارگری جشن گرفته است؟ پاسخ روشن و آشناست. جريان اکثريت هيچگاه نقش سياسی ای غير از تطهير سياست های جنايت بار و ضد کارگری رژيم اسلامی و حمايت از جناحهای مختلف آن نداشته است. در اين مسير جريان اکثريت تا اعماق توطئه و همدستی با جنايت کاران حاکم پيش رفت. طی سالهای اخير سياست اکثريتی عليه جنبش مستقل کارگری توسط حسين اکبری در داخل و صادق کارگر در خارج دنبال شد. آنها بطرز ناموفقی بی وقفه تلاش کردند تا با ممزوج نمودن خانه کارگر و تشکلات وابسته اش با تشکلات مستقل کارگری مرز حياتی بين اين دو جبهه متخاصم را برهم زنند. جار زدن کانون عالی انجمن های صنفی کارگری به عنوان « سنديکاهای کارگری می آيند!» اقدامی حساب شده در امتداد همين تلاش است. اکثريتی ها با سنديکا ناميدن انجمن های صنفی و همتراز قرار دادن آنها با تشکلات مستقل کارگری کنونی، به فعالين کارگری می گويند سنديکايی که می خواهيد همين انجمن های صنفی است و برويد آنجا کارکنيد. تا به همان ترتيب که سی سال پيش شوراهای اسلامی را تشکل کارگری ناميدند، اکنون بار ديگر با حل نمودن فعالين مستقل کارگری در انجمن های صنفی سر جنبش مستقل کارگری را زير آب کنند. اگر توجيه سياسی شان برای اين جنايت بزرگ در آن مقطع ضد امپرياليست بودن جناح خط امامی رژيم خونبار اسلامی بود، توجيه امروزشان آزاديخواه بودن جناح ارتجاع سبز موسوی و کروبی متعلق به همان رژيم اسلامی است.
اين ترفند سايت «اخبار امروز» بار ديگر ياد آوری می کند که حفظ و تحکيم و تقويت جنبش مستقل کارگری با همه تشکلاتش نه فقط در گرو حفظ فاصله شفاف و استقلال قاطع آن از خانه کارگر و وزارت کار و شوراهای اسلامی و اتحاديه ها و انجمن های صنفی کارگری دست ساز و ابزار دست آنان است، بلکه همچنين در گرو هشياری کامل و دايمی نسبت به توطئه های جريانات اکثريت و توده ای عليه جنبش مستقل کارگری می باشد. همانطور که همه منافع آنی و آتی طبقه کارگر و تجربيات جنبش کارگری در سه دهه اخير نشان می دهد، توانمندی و پيشروی اين جنبش و دست يابی آن به مطالباتش بخشا منوط به بدور ريختن کل جبهه ضد کارگری مقابل است. سنديکاهای اصيل و واقعی و تشکلات مستقل کارگری بر روی ويرانه های خانه کارگر و تشکلات کارگری مزدور و دست ساز آن و وزارت کار برپا می شود. اين تنها را ه پيشروی موفق جنبش ماست.
امير پيام
۲۶ مرداد۸۹
۱۷ آگوست ۲۰۱۰
* در سالهای اخير معدودی انجمن صنفی کارگری از طرف فعالين مستقل کارگری به عنوان بهره برداری از حداقل امکانات موجود ايجاد شدند. مستقل از قضاوت ما در باره اين روش کار، اينها استثنايی بر قاعده عمومی بوده و مخاطب اين برخورد نمی باشند. هدف برخورد ما شبکه اصلی انجمن های صنفی کارگری (بيش از پانصد انجمن ) است که توسط خانه کارگر و وزات کار ايجاد شده و به آنها وابسته اند.