به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  از میان مقالات: چه کسانی تجديد نظر کرده اند؟

چه کسانی تجديد نظر کرده اند؟

صالح سرداری

 اختلافات در حزب حکمتيست متاسفانه به حد اعلای خود رسيده است. ۵ نفر از اعضای دفتر سياسی با دادن اطلاعيه ای در تاريخ ۱۴ دسامبر خود را رهبری حزب ناميده اند و از اکثريت دفتر سياسی خلع صلاحيت نمودند. اين اقدام انحلال طلبانه و ضدحزبی در نوع خود در تاريخ احزاب چپ و راست بی سابقه بوده است. دليل اقليت دفتر سياسی برای اين اقدام ضد حزبی تصويب پلاتفرم هيات دائم در دفتر سياسی بود. اينها يک شبه خود شاکی و قاضی شدند، حکم صادر کرده و بر عليه رهبری قانونی حزب "شورش" نمودند. فرياد "زنده باد کودتا" را سر دادند و ...
بر خلاف رويه معمول در همه جريانات، نهادها و احزاب سياسی،که در زمان بروز اختلافات و حاد شدن آن به قوانين و موازينی که خود وضع کرده و تائيد نموده اند مراجعه می کنند اينها راه قانونی و تشکيلاتی را در پيش نگرفتند و حزب را در وضعيت بسيار نامناسبی قرار دادند. می گويند اين پلاتفرم بر خلاف سياستهای تاکنونی حزب است اما اين ادعا ذره ای حقيقت ندارد. تمام بند بند پلاتفرم بر مبنای مصوبات رسمی حزب است. و اکنون نيز بافراخوان تجمعی از هواداران خود تحت عنوان کنگره به بيرون رفتن خود از حزب رسميت می دهند.
واقعيت اين است که اين اختلافات سياسی نبود، که حزب را به اين روز کشانده است بلکه شيوه برخورد به اختلافات و رعايت نکردن و زير پا گذاشتن موازين و قوانينی است که يک حزب سياسی برای پيشبرد اختلافات به آن نياز دارد. می شود در چهارچوب يک حزب سياسی، مطابق موازين و قوانين موجود در اصول سازمانی و متممهای آن با هم اختلاف داشت اما حزب را به اين روز نرساند و اختلافات را مطابق موازين و قوانين حزبی به پيش برد و به سرانجام رساند، اما اين رفقا به حزب فرصت ندادند.در ادامه سعی ميکنم به مواردی از ادعاهای اين رفقا بپردازم.
احتلافات و تجديد نظر طلبی
اين رفقا ادعا می کنند که ما در حزب اختلافات خود را زير فرش کرده و در جلسات و مجامع حزبی طرح نکرده ايم و اکنون که در هيئت دائم و دفتر سياسی اکثريت شده ايم، پلاتفرم خود را به تصويب رسانده ايم. اين ادعا به هيچ وجه واقعيت ندارد. جهتی که ما از آن دفاع می کنيم از وقتی که در حزب اختلا ف پيش آمده اکثريت را در همه حزب با خود داشته است. حداقل بعد از کنگره چهارم که اين اختلاقات بروز علنی پيدا کرد، در تمام پلنوم ها در مورد اوضاع سياسی ايران، در مورد جنبش کارگری،در مورد اولويت های حزب، و در مورد شيوه رهبری، قطعنامه ها و سياست های متفاوت داشته ايم و در راستای اين اختلاقات برای پست های رهبری حزب از جمله دبير کميته مرکزی و رئيس دفتر سياسی هر دو جناح کانديد خود را داشته اند و با توجه به اکثريت قاطع ما در کميته مرکزی و دفتر سياسی در همه اين موارد کانديداهای آنها رای نياورده اند.در همه اين موارد به اسامی کانديداها در اطلاعيه های پايانی پلنوم ها اشاره شده است.
ادعای اينکه ما نظرات خود را در حزب طرح نکرده ايم به شهادت همه اسناد نوشتاری و صوتی در کنگره ها و پلنوم ها و نشست های حزبی خلاف حقيقت است. اميدوارم همه اين اسناد بزودی در اختيار عموم قرار گيرد تا همه در مورد ادعاهای رفقای انحلال طلب ما قضاوت کنند. واقعيت اين است در حزب حکمتيست از همان روزهای اول بعد از تشکيل آن اختلافات جدی وجود داشته است.
در کنگره چهارم حزب نه تنها نمايندگان بلکه بيش از صد نفر از مهمانان هم شاهد قطعنامه ها و قرارها و اسناد دو طرف بودند. در کنگره شخصا به نمايندگان و اعضای حزب هشدار دادم که بحث حزب و قدرت سياسی منصور حکمت که يکی از ارکان استراتژی حزب ماست زير سوال رفته است.
اگر ما اين اسناد را مثل شما و يا کورش مدرسی پخش علنی نکرده ايم، فقط ناشی از پايبندی ما به قرارها و موازين حزبی بوده است که شما هم پای آن را امضا کرده ايد! ما در مقابل تعهدی که داده بوديم وفادار مانديم و شما نامسئولانه زير همه تعهدات و قوانين حزبی زديد. اکنون که پلنوم اجازه داده اين اسناد منتشر شوند مشخص خواهد شد اين ادعای شما کذب است.
جه کسی تجديد نظر کرده است ما يا شما¬؟
ادعا کرده اند که ما در سياست های تاکنونی حزب تجديد نظر کرده ايم. اين ادعا تنها برای توجيه اقدام انحلال طلبانه ای است که عليه حزب انجام داده اند.منظور انحلال طلبان از سياستهای تاکنونی مباحثات و جهتگيريهای اين يکی دو ساله رفيق کورش مدرسی است که در هيچ ارگان و مرجع حزبی تا کنون مصوب نشده اند. جهت گيريهايی که در مورد اوضاع سياسی ايران، موقعيت جمهوری اسلامی، تحزب کمونيستی، تشکلهای توده ای کارگری و اهرمهای قدرت، ارزيابی از موقعيت حزب ،همه و همه مورد اختلاف بوده اند. درهيچکدام از جلسات و پلنوم ها و کنگره های حزبی اين نظرات رفيق کورش و همفکرانش در موارد مورد احتلاف تصويب نشده است.
در مورد تشکلهای توده ای کارگری از روز اول که حزب حکمتيست را تشکيل داده ايم، طی قراری همه مصوباتی که در دوران منصور حکمت تصويب شده بودند به مصوبه حزب حکمتيست تبديل شده اند، از جمله قطعنامه شورا و مجمع عمومی به عنوان تشکل توده ای کارگران که به سياست اين حزب تبديل شده ولی متاسفانه اين رفقا اکنون به جای تبليغ شورا و مجمع عمومی به عنوان تشکل پايه ای کارگران سنديکا را باد می زنند. سياه بر سفيد نوشته اند چون جريانات ديگر شورا و مجمع عمومی را تبليغ می کنند ديگر شورا و مجمع عمومی قابل دفاع نيستند.
ازموارد ديگری که مورد اختلاف است و بايد به آن اشاره کرد اختلاف در مورد تحزب کمونيستی است.سند کميته های کمونيستی مصوبه رسمی حزب است اما اين رفقا اين مصوبه حزب را ناديده گرفته و بحث رفيق کورش در سمينار "طبقه کارگر و تحزب کمونيستی"، در مورد "جنبش کميته های کمونيستی" را آلترناتيو سياست مصوب "کميته های کمونيستی" کرده اند. اين سمينار رفيق کورش در هيچ مرجع وارگان حزبی مصوب نشده است. رفقای جناح اقليت دو بار اين بحث را برای تصويب به پلنوم و جلسه دفتر سياسی آورده اند اما با محالفت اکثريت روبرو شده و دست آخر آن را به رای نگذاشته اند. اما بر خلاف موازين حزبی، آنها منتظر تصويب اين بحث نشده و آن را در نشريه سازمانده کمونيست به عنوان سياست حزب منتشر کردند که رئيس دفتر سياسی ودبير کميته مرکزی و در پلنوم هم به اين کار غير حزبی اعتراض شد و مورد انتقاد قرارگرفت . رفقا واقعا چه کسی غير حزبی رفتار کرده است؟
مورد ديگر اختلاف ما در ارزيابی از موقعيت و جايگاه حزب حکمتيست است.همه ما در جلسات و مراجع حزبی و در آخرين کنگره از توانايی و ظرفيت اين حزب برای تبديل شدن به حزبی قدرتمند در صحنه سياسی ايران متفق القول بوديم همه می گفتيم تنها جريان کمونيستی که بتواند به نفع کارگر و زحمتکش آن جامعه کاری انجام دهد همين حزب حکمتيست است شاهد اين ادعا سخنرانی کورش مدرسی در کنگره ۴ است اما دو ماه بعد در سمينار (طبقه کارگر و تحزب کمنيستی) با طرح "جنبش کميته های کمونيستی"، رفيق کورش اين ارزيابی را کنار گذاشته و در کمال ناباوری حزب را مانند بقيه  احزاب چپ بی تاثير و ناتوان قلمداد کرده و ادعا کرد که اين حزب هم مانند بقيه چپ هيچ تاثيری در جامعه ندارد. رفقا چه کسی تجديد نظر کرده است؟
 از مسائل ديگری که اين اقليت و کورش مدرسی در مورد آن تجديد نظر کرده اند موقعيت حزب در کردستان و تشکيلات آن است. بعد از جريان داب و ضربه خوردن آن، کميته کردستان با يک سری اقدامات و فعاليت ها و با تهيه امکانات زياد توانست نقش بسزايی در نجات رفقای داخل ايفا نمايد. در اين رابطه در پلنومی که درآن هنگام در شهر استکهلم برگزار شد،رفيق کوروش گفتند اگر فعاليتهای تشکيلات کردستان نبود حزبی باقی نمی ماند، اما همين رفيق دو پلنوم بعد از آن اظهار داشت تاريخ مصرف کميته کردستان به سر رسيده زنها در آن ريش در آورده اند و ... واقعا  می توان با اين برخورد دوگانه در فاصله دو پلنوم  کسی را قانع کرد؟در فاصله زمانی بين اين دو پلنوم چه اتفاقی افتاده است که اين ارزيابی صد و هشتاد درجه عوض می شود؟
 از موارد ديگر اختلافات، شيوه برخورد به حزب، به قوانين و موازين و مخالفين سياسی است.
ما در اين مورد هم باهم اختلاف داشته ايم اگرچه ما هم مبرا از برخورد نادرست به مخالفين خود نبوده ايم اما موارد زيادی در مقابل اين هتک حرمت کردن ها ايستاده ايم. نقد فرهنگ مش قاسم هر چند بروز علنی پيدا نکرد اما در موردآن جلسه برگزار گرديد،اگر آن روزها علنا نقدش می کرديم شايد اين فرهنگ تا اين اندازه مجال ظهور پيدا نمی کرد که به اين راحتی به کمونيست ها بی حرمتی شود.شخصا از اين بابت به جنبش مان و کسانی که مورد هتک حرمت قرار گرفته اند بدهکارم. بايد با اين فرهنگ وداع کرد و آن را برای نويسنده مش قاسم و همفکرانش جا گذاشت.
نکته ديگری که می خواهم بدان اشاره کنم و جريان اقليت آن را در بوق و کرنا کرده است و از آن حقانيت خود را نتيجه می گيرد،محکوم کردن اقدام ضد حزبی و انحلال طلبانه آنها از طرف احزاب و جريانات و فعالين سياسی بوده است. کسی که اين را برای خود، نشانه و دليل حقانيت ذکر می کند هيج ربطی به تاريخ ما و مارکسيسم ندارد. کسانی که بجای تحليل درست و اصولی اختلافات به اين گونه توجيهات ساده لوحانه پناه می برند، فقط ورشکستگی و استيصال خود را نشان می دهند. مگر ما در دوره ای که علی جوادی و آذر ماجدی و بقيه چنين برخوردی را به حزب کمونيست کارگری کردند اطلاعيه نداديم و اقدام آنها را محکوم نکرديم؟
در ثانی چرا تا بدين حد از درست کردن مخالف و دشمن خوشحال هستيد؟ رفقا !
هيچ مارکسيستی حقانيت خود را از تعداد مخالفين و زيادی دشمنان خود نتيجه نمی گيرد. اختلاف سياسی با احزاب و جريانات سياسی واقعی اند. نقد تيز کمونيستی از سياستهای آنها جای خود دارد. مگر ما در موارد زيادی خطاب به احزاب فراخوان نداديم که در مقابل فلان مسئله يا فلان رويداد موضع بگيريد، اگر اين احزاب از اقدام ضد حزبی و نا مسئولانه شما پشتيبانی می کردند، همين را می گفتيد؟
نکته ديگری که مدام در حزب مورد مشاجره و اختلاف بوده، شيوه ای است که مرتب به هر دليلی تلاش می کرد بجای ايجاد انسجام و اتحاد و همدلی در صفوف حزب، انشقاق و اختلاف را دامن بزند، بحث های سراپا نادرست، ايجاد تقابل ميان نسل جديد و قديم، کردستانی و غير کردستانی و .....از اين نمونه ها هستند.
برای کمونيست ها و يک حزب کمونيستی اين شيوه ها مردود و ارتجاعی اند. يک حزب کمونيستی برای انقلاب کارگری به همه انسان های کمونيست و آزاديخواه در هر سن و سالی و در هر جغرافيايی در گوشه و کنار اين دنيا نياز دارد. اين فرقه ها و سکت های ايدئولوژيک هستند که فقط به اعضای سکت خود محتاجند. يادش بخير چند سال قبل در جريان اختلافات در حزب کمونيست کارگری کوروش مدرسی بدرست در مقابل مصطفی صابر و آذر ماجدی که مسئله کميته کردستان را طرح کردند، ايستاد و آنها را مورد نقد و تعرض قرار داد. اما امروز هم کوروش مدرسی و هم اقليت انحلال طلب توهين نامه مش قاسم را که بی حرمتی به نسلی از کمونيست های ايران و کردستان است،تائييد می کنند. جای تاسف است.
نکته ديگری که می خواهم به آن اشاره کنم ضد اجتماعی بودن اقدام ضد حزبی اين رفقاست. اگر اين شيوه درست باشد که شما به آن دست زديد، دراختلافاتی که فردا پيش می آيد چگونه می توان به شما اعتماد  کرد که بازی را بر هم نزنيد؟ من يقين دارم اين گرايش اهل درست کردن هيچ نهاد و تشکيلاتی نيست، نشان داد نه تنها نمی تواند دست چند نفر را در دست همديگر قرار دهد، اگر هم چند نفر بخواهند باهم کاری انجام دهند با اين شيوه از فعاليت متفرق شان می کنند، مثل همين کاری که با اين حزب کردند. اما با تمام اينها گيريم از فرط علاقه ای که به سنديکا پيدا کرده ايد،در سنديکايی عضو و يا فعال باشيد اگر فکر کرديد هيئت مديره سنديکا آن طوری که شما در عالم خود فکر می کنيد کارها را پيش نمی برد، چکار می کنيد؟ مطابق اين اقدام انحلال طلبانه ای که در حزب کرديد بايد عليه آنها هم دست به شورش بزنيد، درست است؟
اوضاعی که حزب حکمتيست را به اينجا رساند نه ناشی از تجديد نظر ما بلکه ناشی از نظرات تازه رفيق کوروش مدرسی است که رفقای اقليت هم آن را دربست قبول کرده اند.البته رفيق کورش مختار است هر ايده و نظری که دوست دارند داشته باشند و شما هم آزاديد از آن طرفداری کنيد اما حق نداريد اسم آن را سياستهای رسمی يا به قول خودتان  "خط رسمی"حزب بگذاريد.
اين نظرات جديد از طرف رفيق کوروش طی چند سال اخير در پلنوم ها و جلسات حزبی مطرح شده اند اما اکثريت حزب با آن موافق نبوده اند و در مقابل آن سد بسته اند. رفيق کوروش به دلايلی و از جمله دليل پزشکی از حزب رفت، در کنگره همه ما برايش آرزوی سلامتی و موفقيت کرده و با احترام بدرقه اش کرديم.اما متاسفانه از همان روزهای اول به خط و نشان کشيدن بر عليه رهبری منتخب و قانونی حزب دست زد، در نامه هايی رهبری حزب را تهديد کرد و دست آخر با جمع ۵ نفره دفتر سياسی شورش عليه رهبری و ارگان های حزبی را سازمان دادند، برايشان متاسفم.
اين نظرات جديد احتياجی به حزب و سازمان ندارد چون فکر می کنند، رژيم تثبيت شده است،سرمايه داری در ايران بحران ندارد و سرنگونی جمهوری اسلامی بعيد بنظر می رسد،بايد رفت و در ميان کارگران کار سوزنی و کار آرام سياسی کرد، ديگر به تشکيلات،ارگانها و اهرم های قدرت نيازی نيست، دانشجو با خوردن يک سيلی به همه چيز اعتراف می کند، کميته کردستان تاريح مصرفش تمام شده است و تشکيلات خارج هم که هيچ نقشی ندارد.در نتيجه حزبی را که حاصل سالها زحمت و خون دل خوردن هزاران کمونيست است،به انحلال می کشند.
در پايان از همه رفقای حزبی می خواهم که بدقت مسائل را تعقيب کنند. نبايد اين جار و جنجال تبليغاتی خلاف واقع را از انحلال طلبان قبول کرد. نبايد در اين قانون شکنی و اقدامات ضد حزبی شريک و همراه آنها شد، نبايد در تجمعی که تحت نام کنگره سازمان داده اند شرکت کرد، کنگره قانونی حزب بر اساس انتخابات قانونی نمايندگان ارگانها و کميته های حزبی بزودی بر گزار خواهد شد، در اين کنگره شرکت کنيد.
۲۸ ژانويه ۲۰۱۲
۸ بهمن ماه ۱۳۹۰
 


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com