<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>از میان مقالات</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/atom.xml" />
   <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Maqale//2</id>
    <link rel="service.post" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2" title="از میان مقالات" />
    <updated>2010-03-10T09:01:33Z</updated>
    
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.2</generator>
 
<entry>
    <title>بخشهايی از مقاله روز زن- کلنتايی الکساندرا کولنتای / پرا ودا شما ره چهل ، ١٧ فوريه ١٩١٣ ، سنت پيترزبورگ</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2010/03/post_59.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=6067" title="بخشهايی از مقاله روز زن- کلنتايی الکساندرا کولنتای / پرا ودا شما ره چهل ، ١٧ فوريه ١٩١٣ ، سنت پيترزبورگ" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Maqale//2.6067</id>
    
    <published>2010-03-10T08:59:16Z</published>
    <updated>2010-03-10T09:01:33Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/">
        <![CDATA[<p><strong><font size="1" face="Times New Roman"><p><img style="WIDTH: 46px; HEIGHT: 83px" border="0" hspace="0" align="baseline" src="/Maqale/qalam4537802.jpg" width="46" height="83" complete="true" /></p></font></strong></p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>   </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>بعضی ها خواهند گفت : چرا » روز زن ويژه« ، چرا اعلاميه های ويژه زنان کارگر، چرا جلسات و کنفرا نس ها ی ويژه زنا ن طبقه کارگر؟ چرا بدين طريق زنان کارگر را از بقيه طبقه کارگر جدا می کنيد ؟ آ يا اين کاردر نهايت قايل شدن يک امتيا ز ويژه برای فمينيست ها و بورژواهای طرفدار حق رأی برای زنان نيست ؟ تنها آن کسا نی که تفا وت ها ی ريشه ای ما بين جنبش زنان سوسياليست و بورژاهای طرفدار حق رأی را درک نکرده با شند، چنين طرز تفکری دارند.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>هد ف فمينيست ها چيست ؟ هدف آ نها کسب موقعيت مشابه ، قدرت مشابه و حقوق مشابه همانند همان موقعيت هايی می باشد که در حال حاضر همسرا نشان ، پدرانشا ن و برادرانشا ن در جا معه سرمايه داری از آ نها برخوردار هستند.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>هدف زنان کارگر چيست ؟ هدف آ ن ها ا ز ميا ن بردن و لغو تمام امتيا زا تی   است که از رابطه های ارثی و يا دارائی ا فراد نشات گرفته است . برای زن کارگر فرقی نمی کند که  کارفرما، زن با شد يا مرد. به اين دليل که زن کارگر قادرخوا هد شد که به همراه تمام اعضاء طبقه خود شرايط کاری خود را بهبود بخشد.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>فمينيست ها هميشه و در همه جا حقوق برابر می خواهند . زنا ن کارگر پاسخ می دهند : ما خواهان احقاق حقوق همه شهروندان هستيم، چه مرد وچه زن . اما در همان حال، اين واقعيت را هم حاضر نيستيم فراموش کنيم که ما نه تنها کارگر و شهروند هستيم ، بلکه ما در نيز هستيم ! و به عنوان مادران ، به عنوان زنانی که خالقان آ ينده اند، ما خواهان مطا لبا ت ويژه ای نسبت به شرايط خود و فرزندانمان هستيم و خواستار حما يت های ويژه از طرف دولت و جامعه می با شيم .</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>فمينيست ها برای به دست آوردن حقوق سياسی مبا رزه می کنند ، به هر رو ، در اينجا جهت و راه ما جدا ست .</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>برای زنا ن بورژوا ، حقوق سياسی به سا دگی به اين مفهوم است که خودشان را مجاز بدانند که در دنيايی که بر مبنای استثمارتوده زحمتکش پايه ريزی شده، اموراتشان را راحت تر و مصون تر به پيش برند . در حا لی که ، برا ی زنان کارگر ، حقوق سيا سی تنها يک گام در امتدا در راهی سخت و دشوار می باشد که منجر به حاکميت نيروی کار می گردد.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>مسير مبارزاتی زنا ن کا رگر و بورژواهای طرفدار حق رأی، مدت ها قبل از هم جدا شده اند. در حقيقت ، جريان زندگی، ما بين اهد اف و ا فق های مبارزاتی اين دو، تفاوت بسيار بزرگی قرا ر داده است . ا ختلاف های بسيار عظيمی ما بين منا فع يک زن کارگر و منا فع خانم مالک وجود دا رد ، بين يک خدمتکار و ا رباب او تضا دهای بسيار بزرگی نهفته است ..... هيچ گونه همسوئی ؛ هيچ نقطه تلاقی و هيچ گونه امکا ن آشتی بين اين دو ، نه وجود دارد و نه می تواند وجود داشته با شد .</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>بنا براين، مردان کارگر نبايد از برگزار شدن روز ويژه ای به نام روز زن، يا از کنفرانس ها ی ويژه زنان کارگر ، و يا ا ز نشريا ت ويژه زنا ن کارگر وحشت داشته با شند. هر گونه شکل روشن و مشخص فعاليت در بين زنا ن طبقه کارگر، در وا قع وسيله ای است در جهت آگاهی زنان کارگر و کشاندن آ نان به سمت صفوف ا نسان هايی که برای آ ينده ای بهتر مبارزه می کنند . روز زن و هر گونه کوشش و تلاش خستگی ناپذيری که در جهت روشنگری در ميان زنا ن کارگر و خود آ گاهی آنان صورت گرفته، نه در جهت تفرقه، بلکه در خدمت به اتحاد طبقه کارگر قرار دارد.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>با شد که احساس شعف خدمت به طبقه کارگر در راستای نيل به اهدا ف مشترک طبقاتی و همزمان خدمت در راه مبارزه برای رها ئی زن ا لهام بخش زنان کارگر برای شرکت درجشن روز زن گردد .</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>****</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong> برگرفته از نشريه سوسيالسيت – شماره اول<br /> </strong></font></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>میثم مردوخ:پیشروی جنبش زنان بر پرتو کدام استراتژی سیاسی ؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2010/03/post_58.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=6066" title="میثم مردوخ:پیشروی جنبش زنان بر پرتو کدام استراتژی سیاسی ؟" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Maqale//2.6066</id>
    
    <published>2010-03-10T08:56:50Z</published>
    <updated>2010-03-10T08:57:50Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 51px; HEIGHT: 81px" border="0" hspace="0" align="baseline" src="/Maqale/1120.jpg" width="51" height="81" complete="true" /></p>]]>
        <![CDATA[<p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 5pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-pagination: none" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font face="Times New Roman"><strong>طي فراز و نشيبهايي كه جنبش زنان ايران در دوران مختلف از حيات مبارزات خود داشته، اكنون در شرايطي بسر میبرد كه به يكي از پايه هاي مبارزه توده اي عليه بي حقوقي هاي مضاعف كه تحت حاكميت سرمايه داري اسلامي بر آنان وضع شده، تبديل شده است. زنان در جامعه ايران تحت قوانين زن ستيز سرمايه داري آميخته به فرهنگ سنتي و مردسالاري و مذهبي از كليه حقوق پایه ای و انساني محروم هستند. آپارتايد جنسي دراشكال مختلف و خشونت، تحقیر، آزار و بی حرمتی هر روزه زنان توسط خانواده و جامعه در اشکال گوناگونش، تحمیل قوانین ضد انسانی و ارتجاع مذهبی، راندن زنان به کنج آشپزخانه و کار خانگی، تحمیل خودکشی و خود سوزی، خرید و فروش زنان توسط مافیاهای سرمایه جهت رونق بازار سرمایه داری، اعمال تبعیض بر زنان در محیط های کار، رواج تن فروشی، تنها نمودهایی از موقعیت فرودست زنان در جامعه سرمایه داری اسلامي ايران است. <p /></strong></font></span></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 5pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-pagination: none" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Times New Roman"><strong><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>ايفاي نقش و حضور پرشور و جسورانه زنان مبارز و آزادي خواه در صف مقدم اعتراضات توده اي چند ماه اخير عليه بي حقوقي ها و سركوب ديكتاتوري سرمايه داري وكسب آ‍زادي و برابري، به وضوح نشان از ارتقاء سطح مبارزات زنان ستم ديده ايران است. اما اگر زنان در سطح توده اي تري از مبارزات سياسي پا به‌ عرصه مبارزه نويني نهاده اند و عملا در رويارويي با حاكميتي به پا خواسته اند كه بيش از سه دهه تحت شنيع ترين خشونتهاي سياسي و اجتماعي را نسبت به آنان روا داشته<span style="mso-spacerun: yes">  </span>مورد ستم و استثمار دوچندان قرار گرفته اند، اما<span style="mso-spacerun: yes">  </span>جنبش زنان هنوز از عدم تشكل يابي و<span style="mso-spacerun: yes">  </span>استرات‍ژي صحیح رنج مي برد، جنبش زنان متاثر از جريان موسوم به اصلاح طلبان هنوز هژموني اين جريان بر فضاي مبارزاتي زنان در قالب </span><span dir="ltr"></span><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: SV" dir="ltr" lang="SV"><span dir="ltr"></span>»</span><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA">كمپين يك ميليون امضا</span><span dir="ltr"></span><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: SV" dir="ltr" lang="SV"><span dir="ltr"></span>«</span><span dir="rtl"></span><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><span dir="rtl"></span> سنگيني ميكند كه شناخت ماهیت طبقاتی و سیاسی این جریان و يافتن راههاي پيشروي و عبور از تند پيچي كه کل مبارزات آزادیخواهانه ایران و مشخصا زنان در آن قرار گرفته اند، را مي طلبد .<p /></span></strong></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 5pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-pagination: none" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Times New Roman"><strong><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA">اصلاح طلبان و ليبراليسم ايراني با تمام جناحهاي مختلف به قدمت فعاليت سياسيشان و با تمام تلاش، مبارزات رهايي جويانه زنان را به قصد اهداف سياسي خود در به بيراهه بردن، كنترل و عقيم كردن آن از روياروي با ريشه ستم و استثماري ناشي از حاكميت بورژوازي معطوف کرده اند و از هر کوششی کوتاهی نکرده اند. كمپين يك ميليون امضا<span style="mso-spacerun: yes">  </span>كه تجلي يافته سياست جناح راست و ارتجاعي جنبش زنان ايران است ظرفيتهاي انقلابي جنبش زنان را به محدود كردن فعاليت در چهارجوب قانون اساسي و جمع آوري امضا براي فشار از بالا بر روحانيون و ولايت فقيه حاكم بر ايران، و همچنین جنبش زنان را به مثابه يك ابزار هم براي سهم خواهي از قدرت حاكمه و هم براي كنترل حركت راديكال و پیشرو زنان بكار می گيرند. زنجير كردن زنان در چهارچوب قوانيني كه زنان را در اسارت بارترين شيوه ممكن به بردگي كشانده و هر روز<span style="mso-spacerun: yes">  </span>گسترده تر و به انحا‍ء مختلف در جامعه نهادينه و بر زنان تحميل مي شود.ستروني كميپين يك ميليون امضا و بي افقي ليبراليسم كه هر روزه رسوايي خود را به عيان آشكارتر ميكند كه نه تنها هيچ راه حلي براي برون رفت زنان از قيد و بند قوانين زن ستيز و برد</span><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt" lang="AR-SA">ه‌وار و فرودستی زنان </span><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA">در چنته<span style="mso-spacerun: yes">  </span>ندارند،<span style="mso-spacerun: yes">  </span>بلكه<span style="mso-spacerun: yes">  </span>عملا زنان مبارز و برابري طلب را به خودداري از مبارزه سیاسی و به اصطلاح خشونت آميز فرا ميخوانند و بيش از پيش تهي كردن ظرفيتهاي مبارزه جويانه جهت پيگيري احقاق مطالبات<span style="mso-spacerun: yes">  </span>انسانیشان، سیاست و استراتژی سیاسی آنها بوده و هست. <p /></span></strong></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 10pt 0in 5pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Times New Roman"><strong><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA">فراخواندن زنان به تبعيت از قوانين وضع شده با رفرم مبهم از بالا و در چهارچوب قوانين اسلامي چيزي جز كشاندن زنان از چاله به چاه نيست و بجز تداوم زندگی اسارتبار و فرودستی زنان و تداوم مناسبات طبقاتی و راهی دیگری را پیش پای زنان نخواهند گذاشت، و اين است ماهيت جريانات راست و ليبرال بورژوايي در جنبشهاي اجتماعي و مشخصا در جنبش زنان.</span><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" dir="ltr"><p /></span></strong></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 5pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Times New Roman"><strong><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA">اكنون كه زنان در مبارزه توده اي اخير يك پايه ثابت مبارزه براي رهايي از بندگي و بردگي سرمايه و قوانين اسلامي و زن ستيز هستند، و عليرغم اعدامهاي گسترده، زندان و شكنجه قرون وسطایی، سركوبهاي وحشيانه نيروهاي امنيتي رژيم عليه مبارزات آزاديخوانه مردم ايران و زنان مبارز جهت مرعوب كردن آنان - زناني كه به قدمت حيات زندگي خود جز خشونت و نابرابري و ستم و استثمار تحت چنين حاكميتي چيزي ديگري عايدشان نشده است- نه تنها نميخواهند به چنين وضعي ادامه دهند بلكه عملا فراتر از رجز خوانيهاي سران كمپين يك ميليون امضا و اصلاح طلبان رانده شده از قدرت رفته اند و عملا یکی از ارکان اصلی جنبش مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی هستند<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و جز به آزادي و برابري<span style="mso-spacerun: yes">  </span>قانع نخواهند شد. راديكاليزه شدن روند رو به پيش اعتراضات مردم و حضور پرشور وشوق زنان آزاده، وجود ظرفيتهاي سياسي و آزاديخواهانه زنان، جناح اصلاح طلب حكومتي را به همان اندازه به وحشت انداخته كه جناح حاكم به هراس افتاده و با تمام توان سعي دراعمال سركوب بر فعالين سياسي و مخصوص زنان بودند و هنوز هم<span style="mso-spacerun: yes">  </span>شدیدترین شیوه های ممکن اعمال میشود. جناح رانده شده رژيم از قدرت و اين چكمه ليسان استبداد و ارتجاع ، از روند راديكاليزه شدن و شعارهاي ساختار شكنانهً فرا قانونی، به هراس آمده اند و در قالب سخنگو، رهبر و ناجيان خود خوانده مردم در داخل و خارج، توده هاي معترض را به<span style="mso-spacerun: yes">  </span>همین خاطر سرزنش ميكنند و نمي خواهند از چهارچوب قوانين سود محور سرمايه و ارتجاع مذهبي پا فراتر گذارند.</span><span dir="ltr"></span><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-ansi-language: SV" dir="ltr" lang="FA"><span dir="ltr"></span> </span><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA">جریان موسوی و کروبی<span style="mso-spacerun: yes">  </span>تافته جدا بافته ای از وضع حاکم بر ایران نبوده و نیستند و به همین خاطر هم است که تمام تلاششان را برای کنترل اوضاع کنونی معطوف کرده اند و خود بهتر از هرکسی می دانند که موجودیتشان بر تداوم وضع موجود و حفظ نظام حاکم بر ایران گره خورده است،<span style="mso-spacerun: yes">   </span>و هر تغییر و تحولاتی در آینده ایران عملا دست آنها را هم از استثمار و حاکمیت کوتاه خواهد کرد و پایان آنها هم خواهد رسید برای همین چنین شتابزده در اعلام موضع و دادن بیانیه بر اصل نظام حاکم بدون کم و کاستی تاکید و اعلام بیعت می کنند.در بطن اين اوضاع سياسي و تحولات جاري، جنبش زنان بر دوراهي متضاد با منافع جداگانه از هم قرار گرفته و ميبايستي جنبش زنان مابین انتخاب دو استراتژي متضاد سياسي سوسياليسم و ليبراليسم در پيگيري و متحقق كردن مطالبات و خواست هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي سير پيشروي خود را با يكي از دو استراتژي سياسي گره بزنند. <p /></span></strong></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 5pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-pagination: none" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Times New Roman"><strong><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA">جنبش زنان يا بايد فعاليت خود را محدود به فعاليت تحت سيستم و چهارچوب قوانين مردسالار و ضد زن، تداوم فلاکتباری و ستم کشی زنان و به نيروي ذخيره ليبراليسم، يا اينكه بايستي گامهاي خود را فراتر از آنچه اصلاح طلبان و ايدولوگها كمپين يك مليون امضا نوحه سرايي ميكنند بگذارند و با اتكا به نيروي متشكل خود زنان و با در پيش گرفتن يك استراتژي ناب سوسياليستي در پيوند عميق با ساير جنبشهاي راديكال<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و مشخصا جنبش طبقاتي طبقه كارگر تا دست یابی به حقوق پایمال شده خود، فعالانه شركت نمايند و طبیعتا هر دستاوردي در هر گام مبارزه زنان بر پيش گرفتن چنین استراتژي متحقق خواهد شد.</span><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" dir="ltr"><p /></span></strong></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 5pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font face="Times New Roman"><strong>از آنجا كه جناح رانده شده از قدرت همسو با ساير جريانات راست و ليبرال در داخل و خارج ( همانطور كه بنا به ماهیت سیاسیشان قابل پيش بيني بود) عملا در مقابل روند راديكاليزه شدن مبارزات توده اي مردم شوكه شده و هراسناك عقب نشيني كرده و نداي صلح<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و سازش با جناح حاكم برقدرت سر مي دهند و<p /></strong></font></span></p><p style="TEXT-ALIGN: right; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 5pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font face="Times New Roman"><strong>از آنجا که بر عدم به رسمیت شناختن دولت کنونی تاکید می ورزیدند، اکنون نه تنها اعتراف به وجودش کردند بلکه برای حفظ آن هم از هر کوششی کوتاهی نخواهند کرد. از آنجا كه جنبش توده اي از كنترل آنها خارج شده و بدون تمايل به فراخوانها و نصيحت هاي آنان عملا ميدان مبارزه را نه تنها خالي نكرده اند بلكه از هر شيوه ممكن اعتراض خود را به وضع موجود فریاد می زنند، تا <p /></strong></font></span></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 5pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font face="Times New Roman"><strong> <p /></strong></font></span></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 5pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font face="Times New Roman"><strong>بتوانند خواست و مطالبات پایه ای خود را از حاكميت بستانند یا به حاکمیت تحمیل کرد. به زانو درامدن اين جريانات راست و ارتجاعي و بي افقي و سردرگمي آنان در پيوند با مبارزات مردم زحمتكش و آزاده، زمينه عيني را براي رشد جنبش چپ و سوسياليستي فراهم آورده است. اكنون ضروری<span style="mso-spacerun: yes">   </span>است که جنبش در حركت<span style="mso-spacerun: yes">  </span>را فعالان سوسياليست جنبشهاي اجتماعي رهبري و به پيش ببرند.<p /></strong></font></span></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 5pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-pagination: none" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Times New Roman"><strong><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA">نقد و افشاي ماهيت طبقاتي و سياسي همه جانبه جريانات اصلاح طلب و ليبرال در همه اشكال نظري و عملي زمينه رشد ونمود جنبش سوسياليستي را فراهم خواهد آورد و توهمات بخشي از زنان به اين جريانات را از بين خواهد برد. بدون بر ملا كردن بي پايه بودن استراتژي ليبراليسم در محقق كردن مطالبات زنان در سطوح مختلف مبارزات سياسي و اجتماعي، نمي توان زنان را حول مبارزات سوسياليستي جهت پيگيري ابتدايترين حقوقشان به ميدان مبارزه سياسي و جدي كشاند.از اين رو نقشي كه اكنون بر دوش فعالين سوسياليست جنبش زنان سنگيني ميكند بر دو محور اصلي متكي است. از يك سو شركت توده اي زنان در اعتراضات اخير و عدم رهبری، تشكل توده اي و راديكال همراه با عدم وجود يك استراتژي راديكال در پرتو اين اعتراضات عملا مبارزات زنان به هرز مي رود. فعالين سوسياليست جنبش زنان بايستي با اتحاذ تاكتيك و سياست درست و به موقع و شركت فعالانه در اعتراضات توده اي و سمت سو دادن به آن زمينه شكل گيري جنبش متشكل با رهبري مسنجم و ملزومات پيشروي و پیروزی اين جنبش را فراهم آورند. پرچمداری شعارها و خواست هاي راديكالی كه بتواند توده وسيعتري از زنان را حول آن متشكل كرد بايد در اولويت فعالين سوسياليست جنبش زنان قرا گيرد و از اين طریق<span style="mso-spacerun: yes">  </span>تشكل يابي جنبش زنان ماديت پيدا خواهد كرد و استراتژي سوسياليستي در پرتو چنين سياستي به نيروي مادي تبديل خواهد شد. </span><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" dir="ltr"><p /></span></strong></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 5pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font face="Times New Roman"><strong>شعار لغو حجاب اجباري، برابري اقتصادی، سیاسی و حقوقي با مردان، لغو آپارتايد جنسي در همه عرصه هاي مختلف سياسي، اجتماعي و فرهنگي، آزادي تشكل واعتصاب و اعتراض، آزادي زندانيان سیاسي<span style="mso-spacerun: yes">  </span>زمينه شكل گيري و شركت زنان در ابعاد وسيعتري این امکان را به فعالين سوسياليست خواهد داد تا ملزومات وزمنیه شکل گیری تشكلهاي توده اي و راديكال زنان را بر متن همين اوضاع سياسي بوجود آورند. فعالين سوسياليست با شركت و دخيل بودن در اعتراضات و مبارزه هر روزه جنبش زنان با اتخاذ سياست و مواضعي كه تحقق خواست زنان ميسر گردد، امكان اين را به آنها خواهد داد مهر راديكاليزم خود را بر سير پيشروي جنبش زنان بكوبند و عرصه هاي مختلف مبارزه را از جريانات رفرميست و بورژوايي بگيرند و پرچمدار دفاع از حقانيت مبارزه زنان باشند، باید اذعان کرد که هژموني استراتژي سوسياليستي در اوضاع كنوني در گرو چنين سياستي متحقق خواهد شد.<p /></strong></font></span></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 5pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-pagination: none" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Times New Roman"><strong><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA">از دگر سو جنبش زنان بنا به موقعيت اجتماعي<span style="mso-spacerun: yes">  </span>که دارند بدون اتكا به نيرويي كه بتواند دستاوردها و زمينه پيشروي آنان را تضمين كند، امكان تحقق دستاوردهايشان ضعیف است يا حداقل دستاوردهاي حاصل شده پايدار نخواهند ماند و امكان گرفتن آن از سوي حاكميت فزوني مي یابد. جنبش زنان از اين رو كه بخش اعظم آن را زنان كارگر و زحمتكش تشكيل داده اند و بي حقوقی و ستمكشي و نابرابري مضاعف آنان ناشي از همين موقعيت طبقاتيشان است. زنان كارگر و زحمتكش اگرچه همانند هم طبق</span><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt" lang="AR-SA">ه‌</span><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA">اي هاي خود مورد استثمار سرمايه جهت انباشت سود به كار گرفته مي شود اما بنا به خصلت نماي سيستم سود محور سرمايه و تبعيض جنسي در محل كار، زنان از حقوق برابر با مردان كارگر برخوردار نیستند. رهایی از فرودستی و عدم استقلال اقتصادی زنان و كسب حقوق برابر زنان و مردان در جامعه در گرو پيوند مبارزات زنان با جنبش طبقاتي طبقه كارگر حول مبارزه روزمره برای بهبود شرایط اقتصادی و زندگی مرفه<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و استقلال اقتصادی زنان میسر خواهد<span style="mso-spacerun: yes">  </span>بود و از همین روست که تاکید بر مبارزه متحدانه و همبستگی سراسری جنبش زنان با جنبش کارگری از اهمیت به سزایی برخوردار است. </span><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" dir="ltr"><p /></span></strong></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 5pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-pagination: none" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font face="Times New Roman"><strong>مبارزات زنان برای رهایی از ستم مضاعف یک وجه دیگر مبارزه طبقاتی است<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و برای این مهم بايستي پيگيري و تحقق خواست زنان را از كانال مبارزه طبقاتي عبور داد. فعالين سوسياليست جنبش زنان از همين روست كه بايستي با به ميدان كشيدن زنان كارگر و زحمتكش در ابعاد<span style="mso-spacerun: yes">  </span>سراسری<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و گسترده زمينه شكل گيري تشكل توده اي و طبقاتي زنان كارگر و زحمتكش را به مثابه یک ضرورت عاجل و عینی، همگام با جنبش كارگري و ساير جنبشهاي راديكال و دمكراتيك امكان تحميل خواست های برابري طلبانه و راديكال زنان ستمكش را بر نظام حاكم فراهم آورد. پيوند مبارزات جنبشهاي اجتماعي پيوندي استراتژيك، سرنوشت ساز و تعيين كننده است و پيشروي هر گام اين مبارزات در پرتو یک استراتژي رادیکال و سوسياليستي ميباشد.<p /></strong></font></span></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 5pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-pagination: none" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font face="Times New Roman"><strong><span style="mso-spacerun: yes"> </span>پیشروی و کسب هر درجه از خواست و مطالبات زنان در گرو اتحاد با جنبشهای موجود در مبارزات عرصه سیاسی، تشکل یابی و سازماندهی و آگاهی به حقوق انسانی و برابری طلبانه زنان است. طبعا تشکل یابی، پیشروی و رسیدن به مطالبات زنان را تنها گرایش سوسیالستی قادر به انجام آن خواهد بود. از آنجا که مبارزات سوسیالیستی افق رهایی بخش مبارزات طبقاتی و اجتماعی توده های کارگر و زحمتکش علیه بی حقوقی و نابرابریهای سیستم سرمایه داریست، بایستی مبارزین وفعالین سوسیالیست در جنبش رهایی زنان با تبلیغ وترویج ایده های سوسیالیستی ومتقاعد کردن توده های بیشتر زنان کارگر و زحمتکش به سوسیالیسم، زمینه های عینی یک جنبش عمیق و اجتماعی سوسیالیستی را شکل دهند. اگر بر این امر مهم واقف هستیم که تنها وجود یک جنبش ملییونی وسازمانیافته سوسیالیستی و طبقاتی توان کسب آزادی و حقوق لگدمال شده توده های زحمتکش جامعه و مقابله با نظام سرمایه داری را خواهد داشت، بنابراین باید تلاش کرد تا افق سوسیالیستی را در ابعاد اجتماعی بگسترانیم.<p /></strong></font></span></p><p style="TEXT-ALIGN: center; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 5pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-pagination: none" dir="rtl" class="MsoNormal" align="center"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font face="Times New Roman"><strong>مارس 2010<p /></strong></font></span></p><p style="TEXT-ALIGN: center; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 5pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-pagination: none" dir="rtl" class="MsoNormal" align="center"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 12pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font face="Times New Roman"><strong>برگرفته از نشریه سوسیالیست شماره اول<p /></strong></font></span></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>فرشيد شکری:جايگاه سرنگونی طلبی و انقلاب برای اپوزيسيون بورژوائی رژيم</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2010/03/post_57.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=6065" title="فرشيد شکری:جايگاه سرنگونی طلبی و انقلاب برای اپوزيسيون بورژوائی رژيم" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Maqale//2.6065</id>
    
    <published>2010-03-10T08:53:00Z</published>
    <updated>2010-03-10T08:55:59Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 63px; HEIGHT: 98px" border="0" hspace="0" align="baseline" src="/Maqale/farshid.jpg" width="63" height="98" /> </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>مفهوم انقلاب<br />در دنيای ما تعاريف و تعابير مختلفی از انقلاب وجود دارد و مفهوم و مضمون انقلاب نزد طبقات اجتماعی و جريانات سياسی وابسته به طبقات متخاصم کاملاً متفاوت است. امروزه گذشته از اقليتی که صرفاً به اصلاح و تعديلاتی در ساختارهای روبنائی اعتقاد دارند و الزامی به کنار زدن نظام های کنونی احساس نمی کنند، اکثريت قريب باتفاق فعالين سياسی مستقل، و يا متشکل در احزاب سياسی چپ و راست که سر ناسازگاری شديدتری با حکومت ها و شرايط حاکم بر جوامع و محل زندگی اشان دارند، خود را انقلابی می شناسانند و خواهان ايجاد تحولات آنی با پيکارهای غير مسالمت آميز و قهری می باشند. اما انقلاب چيست؟ اصطلاح انقلاب نخست به معنی زير و رو کردن يا قيام گروهی برای واژگون کردن يک حکومت است، با اين وصف به صورت مجازی در مورد هر تغيير و تحول دامنه دار جامعه بکار می رود، مثلاً تحولی که عامل آن دانش و تکنولوژی باشد. در هر صورت انقلاب تحولی عظيم در يک جامعه است و از اينروی نمی شود يک قيام ضد استعماری، و يا خيزش عليه ستم ملی را انقلاب دانست چراکه نه بيرون کردن استعمارگران به تحولات ريشه ای در ممالک استقلال يافته انجاميد و نه بمقصد رسيدن مبارزات آزادی بخش عليه ستم ملی اين دگرگونی ها را درپی دارند. حال بر اساس مفهوم و تعريف انقلاب، اين پرسش مطرح است که آيا يکچنين تحولی الزاماً بايد به امر رهائی ستمکشان خدمت کند؟ اگر پاسخ مثبت است، چه انقلابی آزادی واقعی انسانهای فرودست را درپی دارد؟ يا کدام انقلاب موجب خلاصی از مشقات و محروميت های تحميلی می گردد، و محو تمامی بی عدالتی ها و مظالم موجود را تضمين ميکند؟                                                                                                                   <br />با آنکه از انقلابات دموکراتيک بورژوائی به بعد تا تحولات همين چند سال اخير در اوکراين و گرجستان که به انقلابات مخملی در اين دو کشور موسوم شده اند، انقلابات متعددی در جهان بوقوع پيوسته، وليکن وقتی به کشورهائی که در آنها انقلاب روی داده است می نگريم، به روشنی می بينيم که چون اندک تغييری در بنياد شيوۀ توليدی حاکم داده نشد و سرمايه از هر گزندی مصون ماند، هيچ نشانی از تحولات ابتدائی و محدود ناشی از آن انقلابات باقی نمانده است. تأسفبارتر اينکه سرکوب جنبش های کارگری و اعمال بی حقوقی های سياسی، اقتصادی و اجتماعی عليه توده های کارگر و زحمتکش، در رأس وظايف دولت های بورژوائی جديد قرار گرفت. <br />بنابر اين به صرف کنار رفتن و انهدام رژيم های خودکامه و استبدادی – که در جای خود از اهميت فراوانی برخوردار است – و يا کسب رفرم های اقتصادی، سياسی و لحاظ شدن خدمات اجتماعی از مجرای بهبود در سطح توليد و توزيع، و غيره، نجات از شر ستم و نابرابری های تثبيت شده در جوامع کاپيتاليستی ممکن نيست. بی شک تنها انقلابی که پس از تکامل پروسۀ شکل گيری اش، قدرت سياسی را به همت يگانه طبقۀ انقلابی (طبقۀ کارگر) از چنگ طبقات حاکم می گيرد و در نهايت به تحول در زيربنای اقتصادی می انجامد پاسخ صحيح به پرسش های مطروحه است، و نه روی کار آمدن يک رژيم بورژوائی بظاهر دموکرات و پايبند به رعايت حقوق اهالی بجای حکومتی مستبد و يا ديکتاتوری. معنای اصلی انقلاب براندازی طبقۀ بورژوازی – با  قصد و عمد – از راه مبارزات قهری توسط طبقۀ کارگر آگاه، برای خود و متشکل است. آنچه در فرانسه در ۱۸۷۱ رخ داد و آنچه در اکتبر ۱۹۱۷ در روسيه بوقوع پيوست دو نمونۀ کامل انقلاب به معنای اخص کلمه بودند.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>- اهداف بورژواها از تأکيد بر قيام توده ها<br /> در اينروزها سخنگويان احزاب بورژوائی &quot;سرنگونی طلب&quot; ايرانی نيز مرتباً بر منبر می روند و با حرارتی زياد در مورد قيام و شورش سخن سرائی می کنند. اينان که پس از دلسرد شدن از خاتمی و دوم خردادی ها – در دورۀ دولت و مجلس اصلاحات – همۀ اميدشان را به دخالت های قدرت های امپرياليستی بسته بودند و آرزوی تکرار سناريوی افغانستان و عراق را در ايران داشتند، ناگهان با ديدن عزم مبارزاتی توده های معترض در خاتمه دادن به عمر نظام ضد بشری ايران در ماههای اخير، اينبار و بدنبال سالها سرگردانی در برهوت تغيير و جابجائی قدرت از بالا، بطور مستمر مردم بپاخاسته را به تجمع در خيابانها و تداوم قيام فراخواندند و همچنان به مناسبت های مختلف اين فراخوان را می دهند. <br />از فعاليت های تبليغی اين بخش از احزاب اپوزيسيون ليبرال در اين دوره پيداست که کاملاً خود را برای نبردهای نهائی هم در درون جبهۀ سرمايه يعنی عليه جناح حاکم سرمايه داری ايران، و هم در ستيز با جبهۀ کار آماده کرده اند. کلیۀ اين جريانات که بعضی هايشان از مساعدت اتاق های فکر قدرت های سلطه گر جهانی بهره مندند، از سوئی همانند بی بی سی و صدای آمريکا با تلاش برای پاشيدن رنگ سبز به خيزش های مردمی (به منظور بند و بست با رهبران جنبش سبز)، و از سوی ديگر با دادن فراخوان های پی در پی مبنی بر سرازير شدن مردم عاصی به خيابانها، می خواهند هر طور شده رهبری اين قيام مردمی بدون رهبر را به کف آورده و بدين سان کشمکش حاد طبقاتی در درون جامعه را به نفع خود و سرمايه داری ايران خاتمه بخشند. بايد پذيرفت، ادعای استبداد ستيزی و سرنگونی طلبی اين بخش از بورژوازی مخالف جناح حاکم سرمايه داری ايران، همراه با حرف های فريبنده، و برنامه های سياسی اشان برای آيندۀ کشور، ظرفيت جذب توده های کارگر و مردم زحمتکش را بسوی اين جريانات دارند. بايد قبول داشت، شعارهای آزادی، جدائی دين از دولت و سکولاريسم، مدرنيسم، برابری ميان زن و مرد، رفع تبعيضات ملی و مذهبی، تأمين رفاه اجتماعی و قص عليهذا همچنان می توانند سيمای مطبوعی از اين جريانات ارائه داده، و جمعيت ديگری از کارگران، زنان، جوانان و مليت های تحت ستم را بسوی آنها متمايل سازند.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>- رسالت چپ ها و کمونيست ها <br /> در وضعيت پر تلاطم ايران و در بطن جدال‏های جاری که هر يک از نيروهای بورژوائی راهبردها و  دورنمای خويش را عرضه می‎دارند، وظايف سخت و دشوارتری پيشاروی گرايش چپ و سوسياليستی جامعه قرار گرفته است؛ زيرا اگر هر کارگر کمونيست و هر فعال چپ جنبش های اجتماعی می داند اين نيروها در راستای رهيابی به اهداف طبقاتی اشان به سياست ها و تاکتيک های مزورانه ای دست می برند و هربار به رنگی درمی آيند، اما اکثر توده های کارگر و مردم زحمتکش هنوز به ماهيت اين نيروها و جوهر واقعی پلاتفرم های سياسی دشمنان قسم خوردۀ کارگران و توده های محروم پی نبرده اند. اگر هر کارگر کمونيست و هر چالشگر راديکال جنبش های اعتراضی می داند حمايت اين احزاب از اعتراضات مردمی کوششی برای تحت تأثير گذاشتن شهروندان بستوه آمدۀ ايران، و سود بردن از خيزش های آنها برای به چنگ آوردن قدرت سياسی، و تاراج ثروت های کشور است، ليکن هنوز اين ميزان از آگاهی و تشخيص در بين مردم جامعۀ ما موجود نيست. هر چند نمی شود منکر اين واقعيت شد که در طول سی سال گذشته قسمت هائی از جامعه به چپ و کمونيسم سمپاتی پيدا کرده اند، با اين حال ليبراليسم و ناسيوناليسم کمابيش از طرفدارانی در بين مردم فرودست کشور برخوردارند. با اينکه گرايش چپ و سوسياليست جنبش های کارگری، زنان، دانشجوئی و جنبش انقلابی کردستان دستاوردهای مبارزاتی زيادی در گذر از اين سالها داشته است، ولی هنوز به علت کم کاری ها و کاستی های فراوان امر تحميل عقب نشينی به گرايشات خرده بورژوائی و بورژوائی در اين جنبش ها و بطور کل در سطح جامعه از جانب چپ ها و کمونيست ها به خوبی پيش نرفته است. <br />اکنون که بيشتر نيروهای بورژوا- ليبرال سرنگونی طلب بر ادامۀ قيام و خيزش توده ها برای تحول در ساختار سياسی فعلی اصرار ميکنند، ضروريست تا کارگران و زحمتکشان از اهدافی که در پس اين موضع گيريهای مقبول نهان اند، اطلاع يابند. آشکار کردن نيات سوء اين جريانات در رابطه با تشويق مردم به شورش های خيابانی، کمکی است به منحرف نشدن مبارزات توده های کارگر و مردم زحمتکش از طرف اينها که درحقيقت قرابتی با انديشۀ تغييرات انقلابی توسط پائينی ها ندارند. <br />بايستی بيش از دوره های گذشته سيمای حقيقی مرتجع ترين و ضد انسان ترين احزاب و عناصری که در پس عبارات دهان پرکن و عامه پسند مخفی شده اند و با حيله گری سنگ دفاع از مظلومين و ستمکشان کشور را به سينه ميکوبند، و خود را انقلابی معرفی می کنند، برای جامعه آشکار کرد. بايستی نگذاشت رهبری سياسی و عملی مبارزات جاری بدست خرده بورژواها و بورژواها بيافتد و توده های کارگر و زحمتکش به نيروی ذخيره و کمکی نمايندگان سياسی اين طبقات و اقشار اجتماعی مبدل گردند. بايستی مانع از اين شد که ثمرۀ از خود گذشتگی و فداکاری های آنان در آينده به سرمايه داران و جريانات سياسی اشان برسد و مجدداً بهره کشی و بردگی در شکل جديد خود ابقاء شود. بايستی اجازه نداد يک بار ديگر مشتی مفتخور و بيکاره [ولی خوش لباس و خوش ترکيب] که خودشان و همپالکی هايشان در جهان اکثريت قاطع انسانها را از ابتدائی ترين نيازمندی های معيشتی و ملزومات زندگی محروم ساخته اند، شانس اين را بيابند تا در فردای هر دگرگونی ای زمام امور را بدست گيرند و همچون حکومت اسلامی- سرمايه داری از گردۀ نيروهای مولده طناب رد کنند و خونشان را بمکند. بايستی کارگران و توده های ستمديده دريابند که دولتهای سرمايه داری خواه دموکرات و خواه مستبد، برای حراست از منافع سرمايه داران و حفظ ستم و نابرابری در جامعه پديد آمده اند و قوای مسلح اشان، زندانهايشان و کل ماشين سرکوب اشان در خدمت بقای اين روابط توليدی اند. سرانجام بايستی از راه فعاليت های آگاهی دهنده، به اين واقعيت تلخ پی ببرند که برغم گسترش بيمه های درمانی، از کار افتادگی، بازنشستگی، يا برغم رشد خدمات اجتماعی، بهداشتی و رفاهی، افزايش دستمزدهايشان و غيره – که بدون مبارزات پر هزينۀ خودشان کسب نمی گردند – باز تغييری در موقعيت برده وارشان ايجاد نمی شود چنانچه در تحولات آتی دوباره بورژواها بر سرنوشت اشان حاکم شوند. <br />می توان با تشريح کامل و دقيق اينکه انقلابات بورژوا- دموکراتيک يا انقلابات رنگی اين دوران چه نتايجی برای توده های کارگر و زحمتکش درپی داشته اند، تلاش های اين جريانات که پرچم ايجاد يک نظام بورژوا- دموکراتيک و سکولار را بلند کرده اند، ناکام گذاشت. با بيان تفاوت های اساسی انقلاب کارگری با اين قسم از انقلابات و برشمردن اهداف انقلاب کارگری است که کارگران و توده های ستمکش ايران خواهند دانست که چه می خواهند و چه نمی خواهند، و خود را برای نبردهای بی امان با زورداران و ثروتمندان و دولت آنان مجهز و آماده می کنند. <br />برپایۀ دادن تصوير شفافی از انقلاب کارگری و تحولات پس از آن توسط حکومت کارگری که به ايجاد جامعه ای بدور از استثمار، بدور از فقير و غنی، و آزاد و برابر منتهی می شود؛ توليد کنندگان ثروت جامعه بدون درنگ و از همين امروز برای تحقق انقلاب کارگری و برچيدن بنياد اين شيوۀ توليدی که همۀ ستم های موجود از فقر و گرسنگی و کار کودک گرفته تا تبعيض نژادی، جنسی و..  حاصل آن است به ميدان خواهند آمد. اين بخشی از کار آگاهگرانه يا همان انتقال آگاهی طبقاتی است که همانگونه گفته شد سبب جمع شدن توده های کارگر و زحمتکش به دور کمونيسم [به مثابه تنها آلترناتيو رهائی بخش در مقابل مناسبات نابرابر و استثمارگرايانۀ سرمايه داری] می شود، و نگاه آنان را فقط به چشم انداز انقلاب کارگری، و مبارزه برای ايجاد سوسياليسم معطوف می گرداند. <br />وظيفۀ رهبران راديکال کارگری و ديگر جنبش های اجتماعی، و کمونيست ها در ايران اينست که در کنار فعاليت های روتين خود و همزمان با آشنا کردن کارگران و فرودستان جامعه با منافع اشان، و کمک به متشکل شدن کارگران در تشکل های مستقل و طبقاتی خود، همچنين تمايزات انقلاب ها را برای ايشان مشخص کنند. بی گمان اقتضا و ضرورت اين کار روشنگرانه با توجه به اوضاع سياسی پرتلاطم جامعه در ايندوره چندين و چند برابر شده است. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>                                                    ششم اسفند ۱۳۸۸ <br />                                                             </strong></font></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>عليرضا خباز: کارگران کجای اين جنبش ايستاده‌اند؟ (٢)</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2010/03/post_54.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=6060" title="عليرضا خباز: کارگران کجای اين جنبش ايستاده‌اند؟ (٢)" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Maqale//2.6060</id>
    
    <published>2010-03-09T12:35:14Z</published>
    <updated>2010-03-09T23:41:56Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 46px; HEIGHT: 76px" border="0" hspace="0" align="baseline" src="/Maqale/1120.jpg" width="46" height="76" complete="true" /></p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>در اين نوشته من قصد پاسخ گويی نکته به نکته به نقدهايی که به نوشته اخيرم شد را ندارم، بلکه می‌خواهم به قول دوستان شفاف‌تر ومبسوط‌تر به تحليل اوضاع کنونی از زاويه ديد خود بپردازم . بديهی است با شرايطی که جنبش کارگری در آن قرار‌گرفته است و در نظر گرفتن ميزان ارتباط فعالين کارگری و کميته‌های مختلف کارگری با طبقه کارگر، نمی‌توان انتظار داشت که فعالين کارگری با دادن بيانيه واطلاعيه قادر باشند، به رابطه ميان کارگران و جنبش سبز جهت دهند. به اين معنی که کارگران را وارد مبارزه خيابانی در کنار جنبش سبز کنند و يا آن دسته از کارگرانی که شرکت کرده اند را از همراهی سبزها بازدارند. اما معتقدم بايد ما تکليف خود را در مورد جنبشی که بعد از انتخابات به عنوان جنبش سبز معروف شد، مشخص کنيم. از مطالعه نوشته‌های اخير به سه ديدگاه مشخص در اين رابطه می‌توان رسيد: <br />١ . اين جنبش به طور کامل يک جنبش ارتجاعی وضد کارگری است وشرکت کارگران در اين جنبش به معنای شرکت در يک حرکت جدای از منافع کارگران بوده وبه زيان کارگران تمام خواهد شد.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>۲.  ديدگاه دوم اين جنبش را جدای از کارگران ندانسته و معتقد است که در اين جنبش حضور ۵۰ تا ٦٠ درصدی کارگران به چشم می‌خورد. از همين رو کارگران را تشويق می‌کند که در قالب دفاع از بخشی از اين جنبش حضور حداکثری پيدا کرده وکارخانه ها را به تصرف خود درآورده و... - در اينجا تاکيد می‌کنم که حضور منفرد کارگران و فعالين کارگری را به منزله حضور حداکثری کارگران نمی‌دانم-. <br />٣. ديدگاه سوم بر خلاف دو گروه ياد شده، نه توهم حضور حداکثری کارگران را دارد که به مثابه آن به اشغال کارخانه‌ها بيانجامد ونه نگاهش به اين جنبش نگاهی است که آن را کاملا ارتجاعی وضد کارگری بداند. <br />برای اينکه بتوانيم تحليل درستی از جنبش سبز داشته باشيم، ضروری است که به پيش از انتخابات برگرديم. بخش قابل توجه‌ای از کارگران از تجربه شرکت در انتخابات‌های پيشين کم و بيش به اين حقيقت پی برده بودند که هيچ يک از جناح‌های موجود درون حاکميت نه تنها توجه‌ای به خواسته‌ها ومطالبات طبقه کارگر ندارند بلکه با تصويب واجرای قوانين ضد کارگری همواره در جهت استثمار و سودجويی هرچه بيشتر کارگران حرکت کرده‌اند. از همين رو به انتخابات رياست جمهوری اخير با شک وترديد می‌نگريستند. طبيعی است حتی به فرض اين که کارگران در اين انتخابات حضور صد در صدی هم داشته باشند، انتظاری از اين جناح يا آن جناح برای حل مشکلات کارگری نداشتند. طبقه کارگر ايران هيچ گاه توهمی به خروج از وضعيت اسفناک فعلی با کمک جناح‌های حکومتی ندارد. گرچه آمار دقيقی از ميزان مشارکت کارگران و رای آنها در دست نيست اما به نظر می‌رسد که بيشتر کارگران ساکن در شهرستانهای کوچک به احمدی نژاد رای دادند. در تهران و شهرهای بزرگ نيز کارگران – که جمعيت بزرگی از آنها در شرکتهای بزرگ و صنعتی کار می‌کنند- يا در انتخابات شرکت نکردند و يا ميان دو گزينه احمدی‌نژاد و موسوی، بيشتر متمايل به اولی بودند. که يکی از دلايل اين ارجحيت، حمله احمدی‌نژاد به رفسنجانی در مناظره تلويزيونی و متهم کردن باند او به فساد اقتصادی بود. تحليل‌های متفاوتی از ترکيب اقشار و طبقات مختلف در اعتراضات اخير ارائه شده است. در هفته اول بعد از انتخابات اعتراضات با حضور حداکثری اقشار متوسط آغاز شد که به نظر می‌رسيد رهبری جريان سبز در دست اصلاح‌طلبان حکومتی- بخش ميانه رو سبزها- بود. اما با سرکوب شديد معترضان و پس از شنبه خونين که به عبور از شعار« رای من کجاست» منجر شد، بخشی از فعالين کارگری پيگيرتر در اين اعتراضات شرکت کردند. با حضور اين فعالين در تظاهرات‌های بعدی بخشی از مطالبات طبقه کارگر- هرچند کم رنگ- همچون «کارگر زندانی آزاد بايد گردد» مطرح گرديد. در محلات کارگری نيز که ابتدا به اين اعتراضات با شک و ترديد می نگريستند، ترديدها کمتر شد. به گونه‌ای که حتی از برخی از حاشيه‌های تهران، تعدادی از خانواده‌های کارگری به شکل دسته جمعی در اعتراضات شرکت می‌کردند. کارگران جوانی هم که امکان دسترسی بيشتر به اينترنت را داشتند حضورشان پررنگ تر بود. گرچه در شروع اعتراضات رهبری به دست اصلاح طلبان بود و اعتراض حول «مطالبه رای» شکل گرفته بود اما در ادامه و در مواجه با سرکوب، جمعيت محافظه کار پا پس کشيدند و تنها بخش نسبتا ‍راديکالتر جنبش سبز در صحنه مبارزه باقی ماندند. که به نظر می‌رسيد اين جريان راديکال را بخش فقيرتر طبقه متوسط که مطالباتش به مطالبات کارگران نزديکتر است- همچون معلمان- و يا دانشجويان، تشکيل می‌دادند. در نتيجه در ادامه اعتراضات مطالباتی برجسته‌تر شد که متفاوت با خواسته‌های جريان اصلاح‌طلبی بود. اين طيف مستقل از اصلاح‌طلبان شجاعانه در صحنه ماند و هزينه‌های سنگينی نيز پرداخت. شايد عبور از اصلاح‌طلبی باعث شد که بخشی از کارگران و فعالين کارگری پشت اين شعارها ومطالبات صف‌بندی کنند. به نظر بنده در ترکيب اين طيف ِ مستقل بخشی از کارگران و خانواده آنها و فعالين کارگری نقش داشتند هر چند نقشی کم رنگ.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>حضور اين طيف مستقل فرصت ويژه‌ای است برای طرح مطالبات کارگران به شرطی که طبقه کارگر و فعالين کارگری دنباله رو يا تماشاگر محض نباشند و بتوانند با گذشت زمان هژمونی خود را بر اين طيف مستقل ديکته کنند. اين‌که طبقه کارگر نسبت به تحولات سياسی بی‌تفاوت باشد و از چنين فرصتهايی برای برای طرح مطالبات خود استفاده نکند، به هيچ رو قابل دفاع نيست. هرچند در بعضی ديدگاه‌ها اين موضوع مطرح می‌شود که کارگران به سبب مطرح نشدن شعارهای اقتصادی در جنبش سبز نبايست در اين جنبش شرکت کنند، بنده معتقدم که حتی اگر چنين جنبش‌هايی صرفا جنبش مطالبات طبقه متوسط باشد و به هيچ رو ظرفيت پيوند با مطالبات اقتصادی کارگران را نداشته باشد، حداقل مزيت آن برای کارگران فراهم آمدن يک فرصت ويژه‌- در فضای سياسی ناشی از اعتراض طبقه متوسط- برای طرح مطالبات کارگری در محيط‌های کار است. در چنين شرايطی بسته به ميزان آگاهی طبقاتی طبقه کارگر، کارگران می توانند منافع خود را درنظر گرفته و در نتيجه مشارکت و يا عدم مشارکت آگاهانه داشته باشند. که متاسفانه در اين اعتراضات ضعف آگاهی طبقاتی کاملا در طبقه کارگر مشهود و مشخص شد. البته نه بخاطر اينکه شرکت يا عدم شرکت در جنبش سبز، بلکه از اين جهت که اساسا حرفی برای گفتن نداشتند. کارگران يا بی‌تفاوت بودند يا حضور منفردشان در راستای شعارها و مطالبات طبقه متوسط بود. متاسفانه فعالين کارگری که شاهد و ناظر اين قضايا بودند به تحليل اين شرايط نپرداختند که تحليل آنان دراين شرايط می‌توانست برای کارگران جوان راه گشا باشد . <br />طبقه کارگر ايران پوست انداخته است. تحصيل کرده است و افکارش تحت تاثير وسايل ارتباطی – هم‌چون اينترنت، ماهواره و ..- با گذشته تفاوت بسيار دارد. نکته مهم ديگر خواستگاه اين کارگران است که عمدتا از خانواده های کارگری شهری هستند، پدر يا مادر کارگر دارند و ريشه دهقانی ندارند. ما با نسلی از طبقه کارگر مواجه هستيم که بسيار جوان است و در نتيجه در بسياری از نيازهای جوانان طبقه متوسط – که جنبش سبز بر دوش آنها شکل گرفته است و پيش می‌رود- با آنان احساس نزديکی می‌کند. مسلما وقتی در ميان طبقه خود روزنه ای برای اعتراض ندارد، مبارزات آتشين جنبشی متعلق به طبقه‌ای ديگر برايش تا اين اندازه جذاب است. زندگی اين کارگران جوان متفاوت با نسل ماست. گرچه پتانسيل بالايی دارند برای مبارزه اما در اثر فقدان حلقه ‌های ارتباطی ميان نسل قديم کارگران فعال و مبارز، محروم از تجربيات مبارزاتی کارگران قديم هستند. طبيعی است که اين کارگران جوان که در کارخانجات به شدت تحت ستم قرادادهای موقت و هراس از اخراج هستند، در نتيجه غيبت فعالين کارگری و سازماندهی کارگری در محيط‌های کارگری، فريادهای اعتراض خود را نسبت به تبعيض، اخراج و شرايط کار را در بيرون از کارخانه و پشت سر جريانات غير کارگری سر دهند. غافل از اين که اين جريانات هم ممکن است ذی نفع در استثمار آنان باشد. <br />از طرف ديگر روحيه نسل جديد کارگران به نحوی است که نمی‌توان آنان را با تحليل‌های سنتی وادار ساخت که هر آنچه که ما می‌خواهيم انجام دهند. در حال حاضر مسئوليت فعالين کارگری در محيط های کار بسيار پيچيده و سنگين است. برای جلب اعتماد آنان بايستی با اين کارگران زندگی کرد از نزديک رابطه گرفت. اين وظيفه هم بر دوش فعالين کارگری است. فعالين بايد از اين گسست استفاده کرده و پلی جهت انتقال تجربيات مبارزات کارگری به نسل جديد باشند. و اين امر مهم نمی‌تواند صورت بگيرد جز از طريق ارتباط و پيوند واقعی با بدنه طبقه کارگر، ايجاد نطفه‌های تشکل‌های کارگری در محيط‌های کار و پيوند دادن آن با ديگر نهادهای کارگری در کارخانجات وکارگاه‌ها. فعالين کارگری در بيرون از محيط‌های کارگری هم می توانند تاثير گذار باشند. محيط اينترنت امکان خوبی است برای انتقال تجربيات کارگری و آموزش نسل جديد که البته به انتشار نشريات و مقالات کارگری در محيط‌های کارگری نيز کمک شايانی می‌کند. کارگران جوان زيادی هستند که نسخه‌های اينترنتی را پرينت گرفته و در کارخانه ها مورد بحث قرار می‌دهند. <br />در مورد جنبش سبز نيز، همانطور که شاهديم با گذشت زمان و بالارفتن هزينه‌ اعتراضات لايه‌های مرفه و نيمه مرفه آن ريزش کرده و طيف‌ راديکال جنبش سبز تقويت شده ‌است. اين طيف به مرور زمان و نااميدی از اصلاح‌طلبان، نياز به حضور طبقه کارگر را بيشتر احساس خواهد کرد و در نتيجه برای همراهی کارگران به اين ضرورت می‌رسد که بايد مطالبات طبقه کارگر را به رسميت بشناسد. اين تمايل به نزديکی، فرصت ويژه‌ای است که جنبش کارگری در آستانه روز کارگر بايد بتواند از آن بنحو احسن در جهت طرح مطالباتش سود بجويد . می‌توان اين را جنبش ضد طبقه کارگر ناميد و صدها مقاله و رساله در مذ مت آن نوشت که کارگران نبايستی در آن شرکت کنند و منتظر فرصتی باشند که بتوانند مطالبات خود را در حرکت‌هايی که مستقل سازمان داده‌اند مطرح کنند و يا از آن سوی بام افتاد و امر به اشغال کارخانه ها داد. به عقيده بنده هيچ يک از اين نفی يا تائيد، تاثير واقعی و ملموس بر اراده و آگاهی کارگران ندارد. در حقيقت مسئله عمده طبقه کارگر، تحليل گروه‌ها و جريانات حاضر در جنبش سبز نيست، مسئله فعالين کارگری هستند که واقعيتهای طبقه کارگر را يا نمی‌بينند و يا از کنار آن بی تفاوت می‌گذرند. آيا اگر همين امروز کارگران را دعوت کنيم که برای طرح مطالبات کارگری همچون لغو قراردادهای موقت و يا آزادی ايجاد تشکل‌های کارگری به خيابان بيايند، پاسخی خواهيم گرفت؟ <br />آيا کميته‌ها و فعالين کارگری با فراخوان برگزاری اول ماه‌ مه موفق شدند جمعيت چشمگيری از کارگران را در پارک لاله گردهم آورند؟ علی‌رغم اين‌که به اعتقاد بنده آن حرکت نقطه عطفی در جنبش کارگری محسوب می‌شد، ضعف ما فعالين کارگری را در پيوند با بدنه طبقه کارگر به وضوح آشکار ساخت. پاسخ اين‌ سوال که چرا وقتی تشکل‌های مستقل کارگری همچون سنديکای کارگران شرکت واحد و يا نيشکر هفت تپه که با صرف هزينه‌های بسيار گزاف کارگران شکل گرفته‌اند، مورد تهاجم قرار می‌گيرند کارگران به حمايت از حرکت آنان برنمی خيزند، در ضعف خود ما فعالين نهفته است. <br />در حال حاضر ما فرسنگ‌ها از محيط‌های کارگری فاصله گرفته‌ايم. شعار تشکل‌های کارگری را فرياد می‌زنيم اما صدای ما را آنها که بايد تشکل را ايجاد کنند نمی‌شوند! بدون کارعملی برای ايجاد بسترسازی تشکل کارگری در کارخانه، نسخه تشکل کارگری را خارج از محيط کارگری می‌پيچيم! زمانی هم که کارگران با انتخاب خود، دست به ايجاد تشکل‌های کارگری می‌زنند، بسياری از ما در عوض پشتيبانی و ايجاد فضايی مناسب برای رشد و اعتلای آن، سنگ‌اندازی می‌کنيم و تشکل انتخابی کارگران را با برچسب‌های راست و چپ در نطفه خفه می‌کنيم و ...</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>اگر ما نطفه‌های تشکلات کارگری را در محيط‌های کارگری ايجاد کرده بوديم، اگر کارگران را به سلاح سبک‌کار مناسب مسلح می‌کرديم، فضای پيش آمده در چنين روزهايی برای طرح مطالبات کارگری بسيار مناسب بود. اين که کارگران در اين شرايط يا تماشاگرند يا شعارهای طبقه متوسط را تکرار می‌کنند، دليل نقد فعاليت‌های کارگری گذشته ماست. دغدغه اصلی من حضور و يا عدم حضور کارگران در جنبش سبز نيست. انفعال آنها در پيگيری مطالباتشان مد نظرم است. خاطرم می‌آيد که همين کارگرانی که امروز منفعل برخورد می‌کنند، سال‌هايی که در اين کشور کسی جرات نفس کشيدن را نداشت تظاهرات بيست هزار نفری برگزار می‌کردند! <br />دوستان چه خواست ما باشد و چه نه، واقعيت اين است که بخشی از کارگران جوان که از آنان سخن رفت، در طيف راديکال جنبش سبز حضور دارند و خود جوش و پيگير در اعتراضات شرکت می‌کنند. هزينه اين حضور را هم شجاعانه می‌پردازند. به عقيده من اين کارگران که ما نتوانستيم آنان را در کارخانه‌ها و در پيگيری مطالبات طبقه کارگر سازماندهی کنيم، با همه تحليل های نادرستشان از جنبش سبز بسيار خوش‌فکرتر و مستعد تر از کارگرانی هستند که نسبت به اوضاع سياسی روز بی‌تفاوتند و به اين بهانه که اين جريان «يک قران دو زار» ما را تامين نمی‌کند، از کنار آن می‌گذرند. وظيفه فعالين کارگری در اين شرايط ارتباط‌ ‌گيری با اين نسل جديد کارگران برای انتقال آگاهی و تجربه مبارزات گذشته به اين کارگران است. که در بلند مدت پتانسيل بی‌نظير اين جوانان را جهت ايجاد نطفه‌های تشکلات کارگری در کارخانجات و کارگاه‌ها به فعليت می‌رساند. در کوتاه مدت هم اين ارتباطات قوی و ريشه دار با کارگران جوانی که در جنبش سبز حضور دارند، آنان را از قربانی جريانات ضد کارگری وعاملی برای پيشبرد اهداف‌شان گشتن، حفظ می‌کند. دوستان بايد چراغی شد و اين مسير مه‌آلود را برای کارگران جوان روشن کرد که اگر قرار بر حضور در کنار طيف راديکال ومستقل جنبش سبز هم باشد، آنان بايد جبهه کارگری خود را سازمان دهند و پرچم مطالبات کارگری را که ساليان سال کارگران هزينه‌های سنگينی بابت آن پرداخته‌اند، به اهتزاز در آورند و از اين فضا برای طرح مطالبات خود بهره جويند.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>عليرضا خباز</strong></font></p><p align="justify"><a href="mailto:alireza_khabaz@gmail.com"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>alireza_khabaz@gmail.com</strong></font></a><br /><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong> </strong></font></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>سيروان پرتونوری: ايجاد تشکل های راديکال مستقل زنان شرط پيشروی جنبش رهايی زنان است</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2010/03/post_52.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=6056" title="سيروان پرتونوری: ايجاد تشکل های راديکال مستقل زنان شرط پيشروی جنبش رهايی زنان است" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Maqale//2.6056</id>
    
    <published>2010-03-09T02:52:21Z</published>
    <updated>2010-03-09T04:29:36Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/">
        <![CDATA[<p><img border="0" hspace="0" align="baseline" src="/Maqale/00005.JPG" width="52" height="105" /> </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong> ايجاد تشکل های راديکال مستقل زنان <br />شرط پيشروی جنبش رهايی زنان است <br />سيروان پرتونوری<br />مسئله زنان و تشکل آنان يکی از مسائل مبرم و حاد جامعه ايران است و تا زمانيکه وضع موجود ادامه دارد چنين نيز خواهد بود، چرا که امروز بيشتر از هر زمان ديگری مسئله ستمکشی زنان در ايران ابعاد هولناکی به خود گرفته است. جمهوری اسلامی اين وضعيت را به صورت قانونی در آورده و تمام انرژی خود را صرف اجرای آن می کند. جمهوری اسلامی در طول حاکميت خويش مقررات و قوانين ارتجاعی بسياری عليه حقوق اجتماعی زن وضع نموده است. بر اساس احکام شرعی و قوانين مدنی جمهوری اسلامی، شهادت ۲ زن برابر با شهادت ۱ مرد است چراکه از نظر دين اسلام زنان دارای عقل کامل نيستند و انسانهای کاملی محسوب نمی شوند. زنان حق تصميم گيری برای زندگی خود ندارند، حق انتخاب همسر ندارند، حق تعيين محل زندگی ندارند و از حق طلاق محرومند. بی گمان اگر رژيم ضد زن حاکم بر ايران زورش می رسيد حتی محل و صندلی زن را در اتوبوس و تاکسی جدا از مردان برايش تعيين می کنند. يک پای قضيه قوانين ارتجاعی مذهب اسلام است که زنان را به برده مبدل می کنند. اين قوانين بر اين مبنا استوار است که زن مايه فساد و شرارت است و لذا هر گونه قيد و بند و زنجيری را بر دست و پای زن توجيه می کند. اما جنبه ديگر مسئله فرهنگی است که به صورت مقررات غير مکتوب بی حقوقی زن را دوام می بخشند. بر اساس چنين سنت های عقب مانده ای است که زن در خانه پدری نسبت به برادرش، در زندگی خانوادگی نسبت به شوهرش در محل کار يا تحصيل نسبت به همکارانش يا همکلاسی های مرد خود، درجه دوم محسوب می شود تو گويی زن از روز اول به عنوان انسان درجه دوم متولد می شود، برای پذيرش موقعيت فرو دست تربيت می شود و تا آخر عمر اين فرودستی را بايد با خود يدک بکشد. به عبارت ديگر اين سنت ها از همان روز تولد، سرنوشت و آتيه فرزند دختر را تعيين می کند. بنابر اين در جامعه ای که به صورت زندان بزرگی برای زنان در آمده و رژيم گاه و بيگاه با کش و قوس دادن به مسئله حجاب آنرا به وسيله ای برای ايجاد رعب و خفقان تبديل می کند، قطعا پرداختن به مسئله زنان و تشکل های مستقل آنان امر هر انسان آزادی خواه و هر سازمان يا حزب سياسی راديکال و متعهدی است که عليه قوانين ضد زن جمهوری اسلامی مبارزه می کند. از زوايه طبقه کارگر نيز وجود چنين وضعی، تفرقه و پراکندگی در صفوف مبارزاتی وی را تشديد می کند. توان مبارزاتی کارگران را کاهش می دهد و از همه مهمتر بی حقوقی و محروميت فزاينده ای را بر توده ها ی کارگر تحميل می کند. نظام سرمايه داری، مرد را برای حفظ بردگی زن در خدمت سرمايه، برتری می دهد. بنابراين در همه جا بورژوازی حمله به کارگران و زحمتکشان را با حمله به زنان آغاز می کند چرا که می تواند از تمايلات و گرايشات برتری طلبانه بخشی از کارگران مرد در پيشبرد منافعش استفاده کند. در واقع بورژوازی با هدف قرار دادن زنان به منافع کل کارگران و زحمتکشان حمله می کند اما در عين حال بخشی از همين کارگران را به همدستان خود بدل می کند تا عملا بر منافع خودشان و لااقل برضد وی وارد عمل نشوند. اينجا مسئله بر سر تابع کردن مسئله زنان به مبارزات کارگری نيست بلکه اشاره و تاکيد روی اين مسئله است که چشم بستن بر روی واقعيت های طبقاتی جامعه موقعی که داريم بر سر ستمکشی زنان صحبت می کنيم، ما را از درک بهتر علت و ابعاد مسئله، راه های مبارزه و بسيج نيرو برای اين مبارزه محروم می کند. اين اتوپی است که آدم خيال کند با انکار يا کتمان موقعيت طبقاتی زنان يعنی اعمال ستم طبقاتی بر زنان طبقه کارگر و زحمتکش، می توان به بسيج و اتحاد و تشکل گسترده آنها حول مطالبات و حقوقشان کمک نمود، مسئله اين است که فقط با درک جنبه های طبقاتی مسئله زن حل راديکال و پايه ای آپارتايد جنسی ممکن می شود. <br />تشکل های مستقل زنان:<br /> در نتيجه گستردگی ابعاد محروميت زنان به نحو آشکار و عريان از يکطرف و وجود درجه بالائی از روحيه اعتراضی در ميان زنان از طرف ديگر، به وجود آمدن و شکل گيری تشکل های مستقل زنان امری اجتناب ناپذير است. بنابر اين اگر کسی در وضعيت سياسی ايران و چشم انداز آتی آن همه جوانب مسئله را در نظر بگيرد، به خوبی متوجه می شود که در مورد تشکل زنان اصلا مسئله بر سر اين نيست که آيا خوب است که اين نوع تشکيلات ها و يا سازمان های مستقل زنان –تشکيلات مستقل زنان به معنای غير حزبی آن به وجود بيايد يا نه؟ مسئله اين است که اين تشکل ها خواه ناخواه به وجود خواهند آمد. و بنابه همان دلايلی که قبلا گفته شد توده ای هم خواهند شد. مبارزات زنان بر سر تحقق مطالبات و خواست هايشان پا به پای مبارزات توده ای راديکالتر می شوند و به پيش می روند و جايگاه بسيار مهمی پيدا خواهند کرد و چه بسا در مواردی به مبارزات و اعتراضات ضد رژيمی نيز دامن خواهند زد. اما بافت اين سازمان ها و تشکل ها، ميزان راديکال بودن مطالبات آنها حتی عنوان اين تشکل ها بيشتر بستگی به وضعيت عمومی مبارزاتی و صف بندی طبقاتی در جامعه خواهد داشت. طبيعی است که اين تشکل ها نمی توانند يکدست باشند. چرا که در بين زنان نيز گرايشات طبقاتی و سياسی متفاوتی عمل می کنند. و بهمان دليل نيز ممکن است بنابه اوضاع و احوال، اسامی مختلفی از قبيل شواری زنان، زنان سوسياليست، تشکل دمکراتيک زنان و غيره را به خود بگيرد. بهر حال نام و عنوان چندان مهم نيست، آنچه اهميت دارد نقشی است که اين تشکل ها ايفا می کنند. از اين زوايه است که بايد گفت مهم است که چنين تشکل هايی به ساير مسائل و مطالبات در جامعه بی تفاوت نباشند. مثلا تصورش را بکنيد يک تشکل زنان اگر به مسئله زندانيان سياسی، يا نسبت به ساير تبعيضات اجتماعی و همين طور محروميت ها و بی حقوقی های اجتماعی کارگران بی تفاوت بماند، در واقع خود را در سطح جامعه منزوی و به لحاظ بسيج نيرو خود را تضعيف خواهد کرد. به طور خيلی خلاصه به وجود آمدن تشکل های مستقل زنان در ايران در شرايط فعلی امکان پذير است. اما موقع و شکل پيدايش آن ها بستگی به پيشرفت مبارزه و رشد ميزان همبستگی حول مطالبات زنان دارد. در شرايط فعلی که رژيم ستم و بهره کشی زنان را در جامعه روز به روز نهادينه کرده است و مبارزات آزادی خواهانه زنان را به شدت سرکوب می کند، مفيد و ضروری است که زنان تشکيلات مستقل خود را داشته باشند، تا بطور سيستماتيک و دائمی برای حقوق اجتماعی خود مبارزه کنند. چنين تشکل هائی زمينۀ مشارکت زنان را در عرصه های مختلف و پافشاری بر حقوق و مطالباتشان، وسيعاً فراهم خواهند ساخت. چيزی که يک پيش شرط دائمی کسب حقوق و آزادی های اجتماعی برای زنان است.<br /> نقش مخرب فمينيسم ليبرال و اسلامی در جنبش رهايی زنان!<br /> دور و نقش جريانات ليبرال در به انحراف کشاندن مبارزه راديکال زنان در جامعه، و طرح و گوشه  هايی از مطالبات زنان بنابه ماهيت طبقاتی شان که هر کدام از ديد و زوايای معينی به مسئله زن نگاه می کنند از اهميت خاص خود بر خوردار است. طبيعی است تعريف کلاسيک فمينيست های ليبرال که مرد را نماينده ستمگری و همينطور اساس ستمکشی زنان دانسته و به علل و تضادهای طبقاتی توجه لازم را نمی کنند، نگرشی انحرافی و از زوايه منافع سياسی و طبقاتی خود به مسئله زنان است. با حرکت از چنين تعريفی نمی شود راه حل قطعی برای ستمکشی و محروميت های زنان ارائه داد. چرا که در متن جامعه طبقاتی تعبيرات غير طبقاتی از مسائل اجتماعی فقط واقعيت را مه آلود خواهد ساخت. فمينيسم ليبرال توجه زنان از ريشه های ستم کشی خود در جامعه سرمايه داری را به انحراف کشانده و سيستم سرمايه داری را از زير ضرب و خشم مبارزه زنان برای از بين بردن اين سيستم طبقاتی خارج می کند، و ازسوی ديگر از ترس راديکال شدن مبارزات زنان با همسويی و اتحاد با فمينيسم اسلامی و با اميد بستن به تغيير و تعديل قوانين ارتجاعی و ضد زن مذهبی اسلامی از طريق روايت و تفسير تازه از آيات قرآن و قوانين اسلامی، و با اميد به اصلاح و بقای رژيم اسلامی مبارزات راديکال و واقعی زنان عليه اين قوانين ضد زن را عقيم می گذارد. کمپين يک ميليون امضا که بازتاب شکست و سرخورده شدن اصلاح طلبان حکومتی دوران خاتمی و دور انداختن آنها از راس قدرت در جمهوری اسلامی است به شيوا ترين شکل ناکارائی و توهم زدائی استراتژی سياسی ليبرالی در جنبش زنان را آشکار می کند. کمپين يک ميليون امضا و سخنگوهايشان از جمله خانم شيرين عبادی با توهم پراکنی به ارتجاع اسلامی در ميان جنبش زنان می خواهند مبارزات حق طلبانه و راديکال زنان را به جمع آوری امضا برای تغيير چند قانون از قوانين ضد زن رژيم اسلامی محدود کنند و مبارزات راديکال زنان را به بيراهه بکشانند و آن را از محتوای راديکال خود تهی کنند.نه يک ميليون امضا بلکه ميليون ها امضا هم نمی تواند در غياب مبارزه کارگران آگاه به ستمکشی زنان و متعهد به رهايی زن، کاری پيش ببرد بلکه برعکس با لاپوشانی کردن منشا واقعی ستم بر زنان و بميدان نياوردن نيروی آنان برای خشک کردن ريشه ستم بر زن يعنی نظام سرمايه داری، جمهوری اسلامی بعنوان حافظ و حامی اين نظام، اسلام، سنت های عقب مانده و گرايشات بازدارنده مانند ناسيوناليسم، موجب تداوم ستم بر زن می گردند. ليبراليسم بورژوايی ايران از آنجا که مالکيت خصوصی را حفظ و مقدس می داند و افق و دور نمای سياسی آن پيروی از برنامه های نئوليبراليسم اقتصادی رايج در بعد جهانی است هيچ وقت نمی تواند و نمی خواهد خواست و مطالبات حقوقی واقعی زنان را متحقق کند. <br />شرط پيشروی جنبش رهايی زنان:<br />نابرابری و ستم کشی زنان ريشه در بطن نظام سرمايه داری دارد. بدون تبليغ و آگاهی دادن به ريشه های اين ستم کشی و مبارزه برای از ميان رفتن اين نابرابری، جنبش رهايی زنان نخواهد توانست مبارزه ای موثر و قاطعی عليه قوانين تبعيض آميز و مرد سالار و قوانين ضد زن رژيم اسلامی را به پيش ببرد. پيشروی جنبش رهايی زنان برای دستيابی به حقوق برابر با مردان در گرو تعرض به مناسبات سيستم سرمايه داری و مبارزه برای ريشه کردن آن است، زيرا نا برابری های حقوقی زنان با مردان ريشه در نابرابری های اقتصادی و عدم استقلال اقتصادی زنان در جامعه طبقاتی سرمايه داری دارد. مارکس در کتاب &quot;خانواده مقدس&quot; که در سال ١٨٤٩ نوشت بر ستمکشی زن که ريشه آن را نه در اقتصاديات و آرا و افکار واپسگرايانه و ارتجاعی قرون وسطی بلکه در مناسبات بورژوايی حاکم و نظام مالکيت خصوصی و کارمزدی می‌ديد، تاکيد کرد و نوشت: &quot;شاخص آزادی و پيشرفت هر جامعه‌ای، رهايی و پيشرفت زنان در آن جامعه است و موقعيت عمومی زنان در جامعه مدرن سرمايه‌داری غير‌انسانی است&quot;، &quot;پيشروی زنان بسوی رهايی همواره معيار تحول و تکامل هر دوره‌ای از تاريخ است. چرا که درست در رابطه زنان با مردان و ضعيف نسبت به قوی است که غلبه و پيروزی طبيعت انسانی بر توحش آشکار و عيان می‌شود. رهايی زنان در جامعه شاخص سنجش رهايی کل آن جامعه است. موقعيت حقارت‌بار زنان وجه مشخصه تمدن معاصر است، همانطور که زنان در دوران بربريت و توحش، موقعيت فرودستی داشتند با اين تفاوت که در دوران بربريت ستم بر زنان بطرز آشکار و بدون ابهام و پيچيدگی اعمال می‌شد. در جامعه معاصر سرمايه‌داری ستم بر زنان بشکلی پيچيده، فريبکارانه، مبهم و رياکارانه اعمال می‌شود. جنبش رهايی زنان بايد برای توده ای کردن صفوف خود، بايد مبارزات خود را به نخبگان جنبش محدود نسازد، بايد ديگر زنان کارگر و زحمتکش را در ابعاد وسيعی به ميدان مبارزه و اعتراض بکشاند و برای تحقق اين امر بايد بر استقلال اقتصادی زنان و بر خواست و مطالبات رفاهی زنان در جامعه تاکيد کنند و راه تحقق اين خواست ها را به طور شفاف و روشن به زنان نشان دهند. طبقه کارگر به عنوان اکثريت جامعه و بنابه ماهيت طبقاتی و خواست هايی که دارد و از سوی ديگر از آنجا که اکثريت زنان را زنان کارگر و زحمتکش تشکيل می دهند متحد استراتژيک جنبش رهايی زنان است. کارگران بايد بدانند که مسئله زنان مساله طبقه کارگر و رهايی کليه زنان، امر کارگران است. فقط يک طبقه کارگر آگاه می تواند نقطه پايانی بر حجاب اجباری، آپارتايد جنسی، خشونت عليه زن و قوانين زن ستيز اسلامی بگذارد. کارگران بايد بدانند که حمله به حقوق مسلم زنان و نه فقط زنان کارگر، حمله مستقيم به طبقه کارگر است. کارگران بايد بدانند که دفاع از حقوق زنان و مبارزه برای رفع ستم از زنان، مستقيما مبارزه ای برای تقويت صفوف کارگران است. نيروی طبقه ما در کثرت آن در جامعه است و زنان نيمی از ما را تشکيل می دهند. کوچکترين تعرضی به زنان، تعرض به طبقه ماست. اين الفبای اتحاد ماست. سرنوشت رهايی زنان به بيداری و آگاهی طبقه کارگر و زنان کمونيست و پيشرو گره خورده است. رژيم ارتجاعی اسلامی بنابه ماهيت ضد زنش در هر شرايطی مبارزات اين جنبش را با شديدترين شيوه سرکوب می کند. برای مقابله با اختناق و سرکوب رژيم جنبش رهايی زنان بايد با ديگر جنبش های اجتماعی از جمله جنبش کارگری، دانشجويی و جنبش انقلابی کردستان همکاری و اتحاد عمل داشته باشد و اين اتحاد عمل و همبستگی در ميان جنبش ها از پيش شرط های پيشروی اين جنبش می باشد. اتخاذ استراتژی سوسياليستی می تواند پيشروی جنبش زنان را تامين کند و جنبش زنان را از شرايط فعلی عبور دهد و می تواند بنابه ماهيت طبقاتی اش نيروی عظيم زنان کارگر و زحمتکش را به ميدان مبارزه عملی بکشاند.جنبش رهايی زنان نبايد مبارزات و پيشروی های خود را به فعالين و نخبگان خود محدود سازد و تا زمانی که اين سبک کار را به پيش گيرد نمی تواند جايگاه واقعی خود در مبارزات جاری را باز يابد. جنبش رهايی زنان بايد در شرايط موجود که گرايشات ليبرالی سخت در تلاش هستند که مبارزات اين جنبش را به سوی خود بکشانند و آن را به بيراهه ببرند،بايد اين جنبش با قاطعيت و شفافيت ماهيت سرمايه دارانه و فربيکارانه اين گرايشات که خواهان حفظ وضع موجود هستند، را برای جنبش رهايی زنان افشا کرده و بخشی از مبارزات سياسی و تئوريک خود را بر عليه اين گرايشات انحرافی به خرج دهند. <br />برگرفته از جهان امروز شماره ۲۴۵ </strong></font></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>مصاحبه کميته هماهنگی با محمود صالحی در رابطه با تعيين حداقل دستمزد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2010/03/post_51.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=6055" title="مصاحبه کميته هماهنگی با محمود صالحی در رابطه با تعيين حداقل دستمزد" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Maqale//2.6055</id>
    
    <published>2010-03-07T22:28:39Z</published>
    <updated>2010-03-08T03:07:13Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/">
        <![CDATA[<p><img border="0" hspace="0" align="baseline" src="/Maqale/100_3217.JPG" width="63" height="127" /> </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong> مصاحبه کميته هماهنگی با محمود صالحی در رابطه با تعيين حداقل دستمزد<br />س- داريم به پايان سال نزديک ميشويم و مسئله‌ی تعيين حداقل دستمزد توسط شورای عالی کار مطرح است. اهميت اين مسئله از نظر شما چگونه است؟</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>ج- بر اساس ماده ۴۱ قانون کار هر ساله شورای عالی کار حداقل دستمزد کارگران را تعيين می کنند. البته امسال کليه کارگران در هر صنف و مشاغلی که مشغول به کار هستند شامل قانون کار و مصوبه شورای عالی کار می باشند. اما دولت قسمتی ازکارگران رسمی شرکت نفت (شامل گاز و پتروشيمی) و برای اينکه جلو اعتراض آنان را بگيرد به آنان سهام واگذار کرده است و آنان سهام دار می نامد. منهای آن دسته از کارگران کليه کارگران کارگاه های کوچک و بزرگ  شامل قانون کار می باشند . با توجه به اين موضوع در کل بايد گفت که ۸۰ درصد کارگران ايران شامل حداقل دستمزد می باشند و ۲۰ درصد ديگر شامل سطوح مزدی هستند که تعيين آن دستمزد هم توسط شورای عالی کار است . از طرف ديگر کل بازنشسته ها ، بيمه بيکاری ، دستمزد آيام سراحت پزشکی کارگران  شامل حداقل دستمزد يا سطوح مزدی هستند . به اين دليل مسئله تعيين حداقل دستمزد برای همه‌ی فعالين کارگری و کل کارگران مهم است. اين مسئله يک بار طبقاتی و سياسی دارد. ما به عنوان اعضای طبقه‌ی کارگر برايمان بسيار مهم است که بخشهای مختلف طبقه‌مان چطوری زندگی ميکنند. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>من با توجه به جنبه طبقاتی مسئله چند سال پيش نشستم، مخارج يک خانواده‌ پنچ نفره کارگری را دقيقا حساب کردم و بر اساس آن ميزان يک حداقل دستمزد را تعيين کردم و آنرا پخش نمودم. همين نوشته به عنوان مدرک جرم روی پرونده من گذاشته شد. به من گفته شد که گويا من دست به کاری زده‌ام که به من مربوط نيست و فقط خواسته‌ام کارگران را تحريک کنم. من جواب دادم که يک کارگر هستم و به اين دليل جدول فوق را تهيه کرده ام . قاضی پرسيد :</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>شما چرا پيش نويس جدول را روبه جمهوری اسلامی نوشتيد ؟ در پاسخ گفتم که من اهل و ساکن ايران هستم و بر همين اساس بايد رو به جمهوری اسلامی بنويسم ، من که نه امريکايی هستم و نه اسرائلی .چرا بايد محاسبه مخارج يک خانواده‌ پنچ نفره کارگری تحريک باشد؟</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong> منظورم از نقل اين مورد  توجه کردن  به جنبه طبقاتی مسئله است. اما اين مسئله از نظر سياسی هم خيلی مهم است. در واقع اينجا يک ميدان کشمکش است بين کارگران و مخصوصا فعالين کارگری و دولت. ما بايد دولت را مجبور کنيم يک حداقل دستمزد کافی برای مشمولين قانون کار تعيين کنند.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>س- طبق قانون کار،  شورای عالی کارحداقل دستمزد را تعيين ميکند که طبق تعريف صرفا نماينده دولت نيستند، بلکه نمايندگان کارفرما و کارگران نيز در آن عضويت دارند. بر اين اساس دولت ادعا ميکند که صرفا نقش ميانجی دارد و کشمکشی با کارگران ندارد.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>ج- دولت  خود ۷۰ تا ۸۰ در صد صنايع و مراکز کاری ايران را در اختيار دارد. بنابراين خودش بزرگترين کارفرمای ايران است. بخش خصوصی نيز که زير حمايت دولت است ۲۰ تا ۳۰ درصد  بقيه‌ی مراکز کاری و صنايع را زير کنترل دارد. از ۹ نفر اعضای شورا ۶ نفرشان نماينده اينها هستند. سه نفر بقيه هم تحت عنوان نمايندگان کارگران توسط کانون عالی شوراهای اسلامی کارمنصوب ميشوند که کارگران نقشی در آن ندارند. در اساس اين شورا ساخته دست دولت است. امروز خانه‌ کارگر و لاجرم کانون عالی شوراهای اسلامی کار  با دولت کنونی ميانه خوبی نداشته باشد، اما اين تشکل بيشتر سنگ بخش خصوصی و بازار آزاد را به سينه ميزند تا کارگران را و در واقع مخلص و گوش به فرمان برای کارفرماها تربيت کنند . با توجه به اين واقعيات من اين شورا، که ظاهرا بر اساس سه جانبه‌گرائی تشکيل شده، را نماينده دولت ميدانم. چون در آن حرف دولت است که پيش ميرود. از همه اينها گذشته خود سه جنبه‌گرائی به ضرر کارگران است. چون در همه جا دولت يا نماينده سرمايه‌داران است و يا خدمتگزار آنهاست.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>س- آيا از اين حرفها ميتوان نتيجه گرفت که دولت ميزان حداقل دستمزد را تعيين ميکند و در مقابل آن کاری نميشود کرد؟</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>ج- من از اين حرفها اينطور نتيجه ميگيرم که کارگرها بايد بدانند با چه نيروئی در حال کمشکش هستند و خود را برای آن آماده کنند. به نظر من نمايندگان منتخب کارگران بايد ميزان حداقل دستمزد را تعيين کنند. در اين نظام نيروی کار کارگر کالاست و کارگر به فروشنده نيروی کار تبديل شده است. کارگر بايد حق داشته باشد از طريق نمايندگان منتخب  خويش قيمت کالای خودش را تعيين کند. چرا کارفرما هر قيمتی که خود مناسب می داند روی کالای توليد شده می گذارد و کسی هم ايشان را تحت تحقيب قرار نمی دهد . اگر کسی تنها يک بار به بازار برود و خريد کند مشاهده می کند که چطور کالای که ديروز خريده امروز چند برابر گران شده است  و کسی هم دادگاهی يا محاکمه نمی شود. اما اگر کارگران درخواست کنند که دستمزد آنان برابر تورم اضافه شود بلافاصله مورد تحقيب و زندانی می شوند. کارگران هيچ راهی ندارند جز مبارزه با اين سيستم ،  اينکه کارگران نتوانند کاری بکنند درست نيست. من با اين تفکر موافق نيستم. اتفاقا&quot; تنها کارگران هستند که می تواند دنيا را به نفع محرومان تغيير دهند. سرمايه داران قدرت کارگر را خوب می شناسند به اين دليل است که صدها تلويزيون و روزنامه و مجله را در شبانه روز عليه منافع اين طبقه‌ انتشار می دهند. به نظر من کليه ميديای رسمی جهانی ضد طبقه کارگرند . اگر سرمايه داران از اين طريق نتوانند کاری را پيش ببرند آن وقت دست به دامن دولت می شوند و اسم کارگرانی که تا ديروز سود برايشان انباشت کرده، امروز اسمش را ضد انقلاب ، مخل نظم عمومی گذاشته و به دادگاه معرفی می کنند.  سرمايه داران و دولت حامی آنان آنقدر از نيروی طبقه کارگر می ترسند که شبانه روز هزينه می کنند تا طبقه کارگر متشکل نشود و هميشه پراکننده باشد. اگر طبقه کارگر متشکل و با شعار خود به ميدان مبارزه بيايد، هيچ نيروی توان مقابله با ايشان را ندارد. البته در اين موقعيت  بايد به روشهائی فکر کرد که در ميدان کشمکش فعلی با دولت و کارفرما ، کارگران را قادر سازد تا بيشترين ميزان حداقل دستمزد را به دولت و کارفرما تحميل کنند. در دل اين مبارزه نبايد به شيوه‌هائی متوسل شد که طی آن کارگران متوهم شوند، بلکه برعکس بايد استقلال و اعتماد به نفسشان تقويت شود و آمادگی آنها برای متشکل شدن بيشتر شده باشد. کارگران می توانند برابر تورم دستمزدهای خود را افزايش دهند و برای اين کار تنها به  اتحاد و تشکل نياز دارند  تا با نيروی متشکل به مقابله بپردازند .</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>س- چه شيوه‌های مشخصی را شما توصيه ميکنيد که اين نتايج را داشته باشد؟</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>ج- در دل پراکندگی موجود دست زدن به اکسيونهای فعال و بسيج کننده‌ امری ضروری است و مورد مباحثه ماست. ما اين بحثها را در دل آگاهگری پيش ميبريم. اما به طور کلی قبل از هر چيز بايد کارگران را قانع کرد که نيروی شما می تواند جهانی را از گرسنگی نجات دهد ، چون اين جهان تنها به نيروی شما در گردش است اگر نيروی شما نباشد جهان خاموش خواهد شد . اگر فعالان و نمايندگان کارگران بتوانند با اين گرايش در بين کارگران تبليغ و ترويج کنند ؛ يقينا&quot; کارگران می توانند با هر نيروی که ضد خودشان باشد  مقابله کنند و هر اندازه دستمزدی که خود بخواهند تحميل کنند. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>س-  معمولا ميگويند اگر کارگران بتوانند حداقل دستمزد بالائی را تعيين کنند اين ميتواند به ضرر خود کارگران تمام شود. چون کارفرماها آنها را بيرون ميکنند و سرمايه خود را يا از مملکت خارج ميکنند و يا در عرصه پر سودتری به کار مياندازند.  نظر شما در اين باره چيست؟</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>ج-  من با چنين تفکری موافق نيستم. کارفرما بدون نيروی کارکارگر وجود خارجی ندارد. ان دسته از کسانيکه اين تفکر را دنبال می کنند و کارگران را از اين تز می ترسانند يا خود کارفرما هستند و يا از دولت و کارفرما مزد می گيرند و اين نظرات را در بين کارگران تبليغ می کنند. کارفرما سرمايه اش را در جائی سرمايه‌گزاری ميکند که سود بيشتری داشته باشد.  اما انتقال سرمايه هم محدوديتهای خود را دارد و کارفرما هرجا برود به کارگر احتياج دارد. در همانحال اين جامعه به طريقی بايد اداره شود. نفت که بايد توليد بشود. نان ، آب ، برق ، گاز و کالاهای مايحتاج مردم بايد توليد شوند. سئوال اينجاست اين امکانات به دست چه کسی توليد می شود؟ غير از کارگر؟ حتی اگر بخواهند موشک هوا کنند و ناوشکن به دريا بياندازند تا ما را بترسانند به کارگر احتياج دارند. دولت  که خود بزرگترين کارفرماست چند در صد از سرمايه‌اش را ميتواند بيرون ببرد؟ هر دولتی که باشد  مسئول اداره‌ی جامعه است و امکان مانورش در اين مورد زياد نيست. حتی سرمايه‌دار بخش خصوصی سرمايه‌اش را کجا ميبرد؟ دبی؟ آلمان ؟ انگليس ؟ عراق ؟ افغانستان ؟ و... هر کجا برود به نيروی کار احتياج دارد. سرمايه دار اگر مدتی کارش تعطيل شود ديوانه می شود. به هرحال ما تسليم اين نظرات نخواهيم شد و اگر زمانی سرمايه داران و دولت سود نخواستند ما هم نان نمی خوريم. در هر حال سرمايه داران زودتر از ما خواهند مرد.    </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>س- يکی از مقامات گفته است که امسال حداقل دستمزد افزايش پيدا نکند و به جايش دولت کمک خرجی بدهد تا افزايش هزينه‌ زندگی کارگر تامين گردد. او گفته است هزينه‌ها نبايد از جيب کارفرماها پرداخت شود. نظر شما در اين مورد چيست؟ </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>ج- کارگران بايد دستمزد کامل خود را بگيرند. دولت به عنوان خدمتگزار مردم بايد کاری کند تا آن ۴۷ ميليون نفر از زير خط فقر خارج شوند نه اينکه به کارفرماها کمک کند. حرف اين مقامات دولتی حرف امروز نيست چند سال است که به کارفرمايان  از ماليات ما محرومان جامعه پول بلاعوض پرداخت می کنند تا شايد بتوانند کشور را از بحران اقتصادی نجات دهند . پول ما آنقدر زياد است که هر کسی بر سر قدرت باشد می تواند آن مانور را بدهد . اگر دولت، به عنوان کارفرما، می خواهد سرمايه داران و کارفرما  متحمل ضرر نشوند می تواند از سود شرکتها و پروژه‌هايش دستمزد کارگران را پرداخت کند. برای ما هيچ تفاوتی ندارد که دستمزد ما از کجا تامين و ترميم ميشود. دولت بايد به جای اينکه پول بلاعوض به صاحب  کارحانه ها پرداخت کند و وامهای داده شده را از آنان وصول نکند ، بيايد اين پولهای کلان را به صدوق بيمه بيکاری واريز کنند و کارگران بيکار را تحت پوشش  بيمه بيکاری قرار دهند. تنها راه نجات  تقويت صندوق بيمه بيکاری است و به کليه کارگران بيکار حقوق پرداخت شود. نه اينکه از جيب ما کارفرمايان را تقويت کنند تا با پولی که دولت در اختيار آنان قرار می دهند به عياشی و خوشگذرانی بپردازند، اين در حالی است که ما محتاج به نان شب هستيم. برای نمونه من خودم يک نفر بازنشسته هستم و در ماه  ۲۶۳ هزار تومان دستمزد می گيرم و با مزايا شايد ۳۵۰ هزار تومان باشد . اما وقتی يکی از پسرانم را برای يک ترم دانشگاه ثبت نام کردم ۷۲۰ هزار تومان از من گرفتند برای ۳ ماه. يعنی هر ماه بدون هزينه آياب و ذهاب ۲۴۰ تومان . اگر اين مبلغ را از دستمزد بنده کسر کنيد می ماند ۱۱۰ هزار تومان برای يک خانواده ۶ نفره . آيا می شود با اين ۱۱۰ تومان زنده ماند ؟؟</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>س- فکر ميکنيد يک حداقل دستمزد عادلانه برای امسال چقدر بايد باشد؟</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>ج- هيچ دستمزدی عادلانه نيست، چون کارفرما بخشی از آنرا نميپردازد. در ضمن حساب و کتابی هم نيست و قوانين خودشان را هم اجرا نميکنند. مثلا در همان قانون کار مصوب سال ۱۳۶۹ در هيچ کدام از ماده های آن بجز تبصره ماده ۲۷ ، حرفی از اخراج کارگر وجود ندارد، اما ما هر روز شاهد اخراج صدها نفر کارگر هستيم ولی چند مدت است که مجلس شورای اسلامی  بند  ز را به ماده ۲۱ قانون کار اضافه کرده و به  کارفرمايان اين اختيار را دادند که هر زمان تشخيص دهند که کارگاه يا کارخانه آنان دچار بحران شده، کارگران خود را اخراج کنند . در مورد ميزان تورم هم گزارشات درست نيست و به همان اطلاعات نادرست نيز عمل نميشود. در کشورما حسابدار يک شرکت نمی تواند  هر سال يک بار بيلان خود را اعلام کند، می دانيد چرا؟ چون در کشور ما به جای اينکه هر سال يک بار تورم اضافه شود، هر روز افزايش تورم داريم. به اين دليل نمی شود مشخص کرد که چقدر بايد دستمزد افزايش داده شود . در کشوری که قانون و مصوبات تصويب شده حاکم نباشد و هر کسی برای خودش قانونی اتخاذ کند نمی شود حرفی زد . کسانی که می آيند و برای خودشان حساب و کتابی می کنند اين آب در هاوان کوبيدن است.  من به آن اعتقاد ندارم و دوست هم ندارم که کارگران را دنبال نخود سيا بفرستم. دستمزد کارگران را تورم بازار تعيين می کند نه کسی که حتی نمی داند خريد و بازار يعنی چه. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>آنانی که دستمزد کارگران را تعيين می کنند يا فرزند ندارند و يا اجاره نشين نيستند و يا از منزل پدری برايشان( منظور دولت است ) همه چيز بدون پرداخت مبلغی فرستاده می شود.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>س -  پس نتيجه خواهيم گفت اين دستمزدی که از سوی شورای عالی کار تعيين می شود کفاف حتی ۱۰ روز هزينه خانواده کارگری را نمی دهد ؟</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>ج – بلی نمی دهد. ما مزدبگيران را مجبور کرده‌اند تنها زنده  بمانيم نه اينکه زندگی کنيم. ما سرپرست خانواده ها هر روز ده ها بار بايد با همسر و فرزندان خود برای اينکه نمی توانيم هزينه آنها را پرداخت کنيم درگير می شويم. همين است که بزرگان طبقه کارگر گفتند &quot; طبقه کارگر در مبارزه ای که شروع کرده هيچ چيزی را از دست نخواهد داد جز زنجيرهای دست و پايش &quot; </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>ما کارگران و مزديگيران بايد برای يک زندگی انسانی مبارزه کنيم و به کسی يا کسانی متکی نباشيم جز نيروی خود .</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>شنبه مورخه ۸/۱۲/۸۸ <br /> </strong></font></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>چیا قادری:با تقویت گرایش سوسیالیستی 8 مارس را گرامی بداریم</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2010/03/_8_3.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=6054" title="چیا قادری:با تقویت گرایش سوسیالیستی 8 مارس را گرامی بداریم" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Maqale//2.6054</id>
    
    <published>2010-03-07T20:09:35Z</published>
    <updated>2010-03-07T20:19:31Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 46px; HEIGHT: 76px" border="0" hspace="0" align="baseline" src="/Maqale/1120.jpg" width="46" height="76" complete="true" /></p>]]>
        <![CDATA[<p style="TEXT-ALIGN: right; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong></strong></font><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: " lang="FA"></span></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong></strong></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>هشت مارس روز همبستگی جهانی زنان است. زنان درسرتاسر جهان در این روز با عزمی راسخ علیه بی حقوقی، نابرابری، ستم و استثمار مضاعف، استوار و محکم بر پاهای خود با فریادی طنین افکن در به چالش کشیدن سیستم تبعیض آمیز و سود محور خیابانها را از آن خود میکنند<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و سرمایه داری و ارتجاع<span style="mso-spacerun: yes">  </span>این سیستم تن فرسوده را به لرزه در می آورند و حقوق انسانی خود را فریاد میزنند. زنان و مردان آزادیخواه در این روز، در صفوف میلیونی در سراسر جهان با دستان تنیده در هم بر سنگ فرش خیابانها و میادین شهرها مهم ترین و ابتدایی ترین حقوق لگد مال شده خود را در قطعنامه های مشترک و جهانی اعلام میکنند تا در طول سال برای تحقق آن بکوشند. </strong></font></span></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong></strong></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>جنبش زنان یک جنبش جهان شمول است که ریشه های تاریخی این جنبش جهانی، به اعتراض صدها زن کارگر کارگاههای نساجی نیویورک، روز 8 مارس 1875، در اعتراض به دستمزد کم، ساعات کار طولانی، شرایط غیر انسانی کار و نداشتن حق رای، دست به اعتصاب زدند. در 8 مارس 1908 که مجددا زنان کارگر صنایع نساجی نیویورک با همان خواسته ها به خیابانها ریختند و با یورش پولیس دستگیر و زندانی شدند و در سال 1910 <span style="mso-spacerun: yes"> </span>8 مارس (روز جهانی زن) نامیده شد. یعنی در واقع نزدیک به 135 سال است که زنان و مردان آزادی خواه و برابری طلب به پیشگامی کمونیستها گرامی میدارند روز جهانی زن را. در برخی کشورهای غرب نسبتا حقوق انسانی و اجتماعی زنان بر دولتها تحمیل شده یا در کشورهای در حال توسعه اما عقب نگاه داشته شده زنان تحت ظلم و ستم سرکوب به مبارزه رهایی بخش و آزادی خواهانه خود ادامه می دهند. بنابر این حقوق زنان جهان شمول بوده و با پیوندی عمیق با جنبش کارگری گره خورده است. </strong></font></span></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong></strong></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>در جامعه ايران خفقان و فقدان آزادی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و...، سنگسار و مجازاتهای اسلامی، محرومیت از داشتن شغل و عدم استقلال اقتصادی زنان، حق طلاق،<span style="mso-spacerun: yes">  </span>حضانت فرزند، حق انتخاب پوشش، حق سفر کردن بدون اجازه مرد، خشونتهای جنسی در محل کار و مسئله مهمتر ناقص سازی جنسی زنان و محروم نمودن آنان از لذت جنسی(ختنه) به منظور حفظ عفت آنان و... منجر به اعتراض در اشکال مختلفی شده که نصف جمعیت ایران یعنی زنان را به نیرو وپتانسیل عظیمی برای ایجاد هر تحولی در جامعه تبدیل کرده که اگر سازمان یابد میتواند بر سایر جنبش ها تاثیر چشمگیری بگذارد. جنبش زنان در گرایشات متفاوتی اعتراضات خود را نشان میدهد با این تفاوت که زنان از طبقات مختلف جامعه تشکیل شده اند و علاوه بر اينكه ستم جنسي وجه مشترك تمامي زنان ايران است اما گرايشات مختلف در جنبش زنان هر كدام بنا بر خصلت طبقاتي و ماهيت سياسيشان خواست و مطالبات زنان را پيگيري ميكنند. مبارزه حول همین مطالبه با توجه به خواستگاه طبقاتی و ایدولوژیک پیدا کردن یک راه حل واحد مشکل است. استراتژی لیبرالی درجنبش زنان محدود در چهارچوب قانون اساسي جمهوري اسلامي و ولايت فقيه زنان را در اسارت قوانين زن ستیز و برده وار زنجیر میکند، و هر چند آزادی مبهم و محدود زنان را مطالبه میکنند، اما از برسمیت شناختن حقوق جهان شمول زنان کوتاه می آیند و از پیش شرط هایی زن که همان جدایی دین از دولت است صحبتی به میان نمی آورد. تا وقتی که دین از دولت جدا نشود امکان رهایی زنان از بردگی مذهبی و ارتجاع ممکن نخواهد بود. تمایزات گرایش رادیکال و سوسیالیست با گرایش لیبرال و مذهبی در دست بردن به ریشه های واقعی ستم بر زن که همانا ستم و طبقاتی امیخته با قوانین مذهبی و تبعیض جنسیتی میباشد. آلترناتیو لیبرالی تاکنون به اشکال مختلف خود را نشان داده اما راهکارهایشان هیچ دردی از زخمهای زنان ستم دیده را درمان نکرده است. چون از لحاظ استراتژیک دست به سرمایه نمی برند و هرگونه تغییر در شرایط زنان بدون به چالش کشیدن سیستم طبقاتی سرمایه داری ناممکن است. زنان تا از لحاظ اقتصادی استقلال نیابند نمی تواند از حقوق خود سخن بگوید و خواستار برابری باشد. </strong></font></span></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong></strong></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>گرایش سوسیالیستی همین امروز باید برای رفع ستم جنسی در مبارزه زنان تداخل کند و راه حل سوسیالیستی ارائه دهد. تاکتیک انقلابی ما میتواند این باشد که عناصر و نیروهای پیشرو در جنبش زنان، زنان زحمتکش در تشکلهای مستقل و توده ای و ایجاد پیوند و ارتباط بیشتر با سایر جنبش های اجتماعی حول محوریت طبقه کارگر برای جلب حمایت آنان و حمایت از خواسته های سایر جنبشها، شرکت در اعتراضات آنان و رهبری کردن این جنبش و... پرچم دار مبارزات زنان باشند. زنان تحت ستم و در<span style="mso-spacerun: yes">  </span>عین حال بخشی از جنبش مبارزاتی و آزادیخوهانه ایران، اگر چه در جامعه سرمایه داری پرچم ازادی و برابری را بر افراشتند، اما در طول تاریخ مبارزشان توسط حاکمان مردسالار و خادمین ارتجاع مذهبی، سرکوب شده و بی حقوقیشان چنان وسیع و دردناک است که رهایی زنان را معیار آزادی تمام جوامع شده است.</strong></font></span></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong></strong></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>فرهنگ، سنن و ایدولوژی و مذهب، محصول شیوه های ماقبل سرمایه اند، ازادی زن و ایده برابری زن و مرد، با پیدایش و رشد سرمایه داری بوجود امد و هرچند این ایده متعاقب برابری طلبی در ابتدا محدود بود، اما با رشد طبقه کارگر و پیدایش و رشد جنبش برابری زن و مرد گسترش و ارتقاء پیداکرد. جنبش برابری زن ومرد و جنبش سوسیالیستی همزادند که از تناقض ذاتی شیوه تولیدی سرمایه داری متولد شدند، رشد کردن و نهایتا هم سرنوشت شدن وباید پروسه تکامل را باهم<span style="mso-spacerun: yes">  </span>طی کنند. <span style="mso-spacerun: yes"> </span>نقد بخشی از فعالین جنبش رهایی زن این است که کمونیستها گویا رفع ستم جنسی و برابری کامل زن و مرد را به نابودی کامل سرمایه داری و استقرار شیوه تولید سوسیالیستی موکول کرده اند و از این لحاظ امر ازادی زن را در اولویتهای فعالیتهای خود قرار نمی دهند!. این انتقاد در برخورد خشک و گاها ایدولوژی کمونیستها به این اعتقاد موجب شد تا این دو همزاد ( ازادی بی قید و شرط زن در سوسیالیزم) نتواند متوجه هم سرنوشتی خود شده و با درک درستی از این محفل مشترک به مبارزه خود علیه مردسالاری و سرمایه داری ادامه دهند تجربه دو قرن مبارزه زنان افت و خیز های این مبارزات، شکست ها، پیروزیها و از خودگذشتگی های هزاران زن و مرد برابری طلب حقانیت این مسئله را ثابت کرده که ازادی بی قیدو شرط زن و رهایی کامل زن از سلطه سرمایه داری و مرد سالاری، در تداوم و بقای شیوه تولید سرمایه داری امری محال و غیر ممکن است با گذشت دو قرن از عمر سرمایه داری کماکان ستم رایج دنیا همان ستم مرد سالاری و زن ستیزی است. عملکرد فرهنگ مرد سالاری در همه جوامع بشری موجود است منظور این است فرهنگ مرد سالاری بخشی جدایی ناپذیر همان سنتی است که شیوه تولید سرمایه داری مدام به تولید و بازتولید ان کمک میکند چون بقای این سنن و فرهنگ ارتجاعی به بقای خود سرمایه داری یاری میرساند.</strong></font></span></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong></strong></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: " lang="FA"><font face="times new roman,times,serif"><font size="3"><strong><span style="mso-spacerun: yes"> </span>گرایش رادیکال و سوسیالیست جنبش زنان ایران با علم به اینکه نابرابری و تبعیض جنسی در جامعه ای که مذهب و عقب افتادگی اقتصادی و فقر و فلاکت بر ان حاکم است به مراتب عمیق تر از یک جامعه متعارف سرمایه داریست، وظیفه دارند توده های زنان و کارگر را از این واقعیت مطلع سازند که سرمایه داری وحشی و نامتعارف جمهوری اسلامی از ارتجاع اسلامی و فرهنگ مرد سالارانه بهره برداری کرده و از آن بعنوان عاملی در خدمت سود اوری بیشتر استفاده میکند. زنان ازادیخواه ایران باید متوجه این مساله شوند که تمام تلاش جمهوری اسلامی برای زیر دست نگهداشت زنان تنها و تنها بر اساس منفعتی است که از این نابرابری در زمینه اقتصادی نصیب سرمایه داری میشود. کارگران کمونیست هم باید هم طبقه های خود را به حقیقت واقف دارند. گرایش سوسیالیستی باید تلاش کند، ضمن تامین پشتیبانی طبقه کارگر از جانب زنان، شعارهای اساسی ازادی زن را به شعار عمومی این جنبش تبدیل کند. که گذرگاه رهایی زن در استقلال اقتصادی زن است و نباید مطلقا به تغییر قوانین زن ستیز جمهوری اسلامی راضی باشد چون ذره ای از مرد سالاری جمهوری اسلامی را کم نمیکند. لغو حجاب اجباری و ازادی پوشش و حقوق انسانی باید شاه بیت شعارهای زنان و مردان ازادیخواه و برابری طلب باشد و جنگیدن با سیستمی که فرهنگ مردسالاری و سایر سنن ارتجاعی را بازتولید می کند ان هم توسط مذهب همواره و باید زنان مبارز برابری و ضد مردسالاری را به همکاری کمونیستها دعوت کرد تا به وظایفی که در پیش روی خود قرار داده اند افق سوسیالیستی بدهند. پیش از انکه امواج رفرمیسم، مدافعان دروغین برابری زنان و مردان هیاهویشان کوچه و خیابانها پرکند<u> </u>.</strong></font></font></span></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong></strong></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>ضروریست که قطعنامه خود برای هشت مارس را با در نظر گرفتن مضمون و محتوی رادیکال و انقلابی و سوسیالیستی و با در نظر گرفتن مضمون و شعارهای سوسیالیستی و کمونیستی و ازادیخواهی تدوین کرد. روز هشت مارس امسال را به روز تبلیغ استراتژی سوسیالیستی جنبش زنان به ایجاد پیوند جنبش زنان به جنبش کارگری و جنبش دانشجویی و تقویت و همبستگی جنبش زنان ایران با جنبش های جهانی زنان علیه هرگونه ستم و نابرابری اقتصادی و اجتماعی و ملی و جنسش تبدیل کنیم، با به میدان امدن توده زنان نیروی طبقه کارگر را برای انقلاب و رهایی کامل دوچندان می کند. تا هنگامی که نیروهای سوسیالیست احساس مسئولیت و دخالت بیشتری در جنبش زنان نکنند، جناحهای مختلف بورژوازی از پتانسیل اعتراضی زنان برای مقاصد خود استفاده میکنند. با شرکت و حمایت فعالانه طیف رادیکال جنبش زنان به جنبش رهایی زن تبدیل و با مشارکت زنان و مردان ازادیخواه و برابری طلب. راه رسیدن مطالبات دیگر جنبش ها هموار میشود. با در نظر گرفتن هر شرایط حاکم<span style="mso-spacerun: yes">  </span>بر وضعیت جنبش زنان، فعالین سوسیالیست در جنبش زنان، بدون انکه نگران همسوئی با لیبرالها و مخدوش شدن خط و مرزهایشان با دیگر گرایشات درون جنبش زنان باشند باید در صف مقدم مبارزه برای زدودن مذهب و قوانین مذهبی از کلیه شئون حیاط اجتماعی زنان باشند و در هر مبارزه ای برای خاستهای زنان فعالانه شرکت کنند با توده ای شدن و پیوستن جنبش زنان به جنبش کارگری و به میدان اوردن کارگر و زحمتکش در ابعاد میلیونی، تاکید کردن بر خواستهای استقلال اقتصادی و رفاهی و با در هم شکستن سد اختناق رژیم جمهوری اسلامی مبارزه خود را پیروزمندانه به پیش ببرد. 8 مارس روز همبستگی جهانی زن و مردان ازادیخواه علیه ظلم و ستم و اپارتاید جنسی، روز تجدید پیمان در مبارزه برای عقب راندن مذهب از دخالت در حیاط اجتماعی زنان و برای تحقق برابر و افق زن و مرد را هر چه گستردتر برای برگزاری باشکوه مراسم و اکسیونهای این روز تاریخی و تلاش برای اتحاد گسترده تر جنبش زنان با جنبش کارگری را گرامی بداریم.</strong></font></span></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong></strong></font></p><p style="TEXT-ALIGN: center; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="center"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong></strong></font><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: " lang="FA"></span></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong></strong></font></p><p style="TEXT-ALIGN: center; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="center"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>(رهایی زن رهایی جامعه است)</strong></font></span></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong></strong></font></p><p style="TEXT-ALIGN: center; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="center"><span><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>زنده باد سوسیالیزم</strong></font></span></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong></strong></font></p><p style="TEXT-ALIGN: center; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="center"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>مارس 2010</strong></font></span></p><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: " lang="FA"><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong></strong></font></p><p style="TEXT-ALIGN: center; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="center"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'; COLOR: red; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: AR-IQ" lang="AR-IQ"><span style="LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font color="#000000" size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>چیا قادری</strong></font></span></span></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong></strong></font></p></span><p /><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong> </strong></font></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>بنفشه کمالی:پنجم مارس سالروز تولد رزالوگزامبورگ گرامی باد ( به مناسبت 8 مارس )</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2010/03/_8_2.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=6048" title="بنفشه کمالی:پنجم مارس سالروز تولد رزالوگزامبورگ گرامی باد ( به مناسبت 8 مارس )" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Maqale//2.6048</id>
    
    <published>2010-03-05T05:19:53Z</published>
    <updated>2010-03-05T05:22:27Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 50px; HEIGHT: 107px" border="0" hspace="0" align="baseline" src="/Maqale/roza.jpg" width="50" height="107" /> </p>]]>
        <![CDATA[<p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="3" face="times new roman,times,serif"></font><span style="FONT-FAMILY: " dir="ltr" lang="NL"></span><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto" dir="rtl" class="MsoNormal"><b><span style="FONT-FAMILY: " lang="AR-SA"><font size="3" face="times new roman,times,serif">تقدیم به همۀ زنانِ کمونیستِ مبارزی که آگاهانه و بیباکانه برای تحقق جامعۀ نوین  کمونیستی ،جامعه ای که در آن ستم جنسی  محو گردیده است ، به مبارزه با سیستم بهره کشی انسان از انسان در سراسر جهان  به پا خاسته و برای رسیدن به این هدف بزرگ و انسانی خویش درمقابل تمام مشقات و سختی ها با فداکاری و شجاعت غیر قابل توصیفی ایستادگی کرده و از هیچ مانعی برای رسیدن به جامعۀ مورد نظر خود هراس به دل راه نداده و نخواهند داد . </font></span></b></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto" dir="rtl" class="MsoNormal"><b><span style="FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif">هرسال بانزدیک شدن ماه مارس به درستی وبطور طبیعی شور وشوق فراوانی در میان زنان کمونیست ،مبارز ،آگاه<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و پیشرو برای برگزاری 8 مارس دیده میشود .طبیعتا این شور و شوق برای<span style="mso-spacerun: yes">  </span>مبارزه و فعالیت بر علیه<span style="mso-spacerun: yes">  </span>ستم جنسی که در طول تاریخ بر زنان روا شده است<span style="mso-spacerun: yes">  </span>خیلی طبیعی ، درست و<span style="mso-spacerun: yes">  </span>قابل دفاع میباشد . ستم جنسی بر زنان<span style="mso-spacerun: yes">  </span>باعث گردیده که<span style="mso-spacerun: yes">  </span>زنان بیشماری به عرصۀ مبارزه برای رفع این ستم و بر علیه بی حقوقی و تبعیضی که بر آنان<span style="mso-spacerun: yes">  </span>در زمینه های مختلف (کار،پوشش ،ازدواج ،طلاق ،سر پرستی فرزندان) روا میگرددو برعلیه انقیاد و<span style="mso-spacerun: yes">  </span>بردگی کارخانگی به پا خیزند.درکنار این تبعیضات که بر بسیاری از زنان در جامعه اعمال میگردد ،درعین حال<span style="mso-spacerun: yes">  </span>باید توجه داشت که زنان کارگرو زحمتکش از یک سو توسط سرمایه داران استثمار شده و از طرف دیگر<span style="mso-spacerun: yes">  </span>با ستم جنسی که به عنوان زن از طرف جامعه ،قوانین ،مذهب و فرهنگ مردسالارانه بر آنان اعمال میشوند روبرو هستند .</font></span></b></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto" dir="rtl" class="MsoNormal"><b><span style="FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif">وبه این صورت است که زنان کارگر و زحمتکش دچار ستم مضاعف<span style="mso-spacerun: yes">  </span>میباشند. در هیچ کدام از جوامع موجود ،حتی در مدرنترین آنها<span style="mso-spacerun: yes">  </span>، زنان از ایندو ستم<span style="mso-spacerun: yes">  </span>رها نیستند . در ضمن درجوامعی که<span style="mso-spacerun: yes">  </span>رژیمهای تئو کرات بر آنان مسلط میباشند ، این ستم<span style="mso-spacerun: yes">  </span>شدید تر<span style="mso-spacerun: yes">  </span>وچند برابر میشود ، نمونۀ بسیار بارز<span style="mso-spacerun: yes">  </span>آن وضعیت و شرایط تبعیض و ستم جنسی و سر کوب و فشار بیش از حدی است که رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی به زنان با قوانین قرون وسطائی خود اعمال میکند.بطوریکه زندگی روزانۀ دختران و زنان<span style="mso-spacerun: yes">  </span>در ایران با مبارزه ای سخت و بی امان با رژیم ددمنش ،زن ستیز و بهره کش جمهوری اسلامی توام<span style="mso-spacerun: yes">  </span>میباشد .متاسفانه در سراسر دنیا زنان<span style="mso-spacerun: yes">  </span>بسیاری برای بد ست آوردن اندکی آزادی و رهائی از دست قوانین ار تجاعی ، استثماری و زن ستیز مجبور به پرداختن بهای<span style="mso-spacerun: yes">  </span>گزافی شده اند . </font></span></b></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto" dir="rtl" class="MsoNormal"><b><span style="FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif">بهائی که بسیار سنگین بوده<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و در<span style="mso-spacerun: yes">  </span>بعظی نقاط دنیا به قیمت از دست دادن جان خود<span style="mso-spacerun: yes">  </span>، دستگیری ، شکنجه ، زندان و اعدام بوده است . هنوز در پیشر فته ترین<span style="mso-spacerun: yes">  </span>سر مایه داری های جهان ، بر خلاف ادعائی که سران این دولتها دارند ،<span style="mso-spacerun: yes">  </span>زنان از حقوق کامل با مردان بر خوردار نیستند .خصو صا<span style="mso-spacerun: yes">  </span>زنان کارگر<span style="mso-spacerun: yes">  </span>در سراسر دنیا با مشکلات و سختی های فراوانی برای گذران زندگی خود و فرزندانشان<span style="mso-spacerun: yes">  </span>دست به گریبان<span style="mso-spacerun: yes">  </span>هستند .برای مثال مادران تنهای کارگر مجبورند با حقوق کم و با عدم ا مکانات و نبود مهد کو دک های ارزان و مناسب ، با سختی زیاد هم از فرزندان خود مراقبت کنند و هم برای گذران زندگی خود و فرزندانشان ساعات زیادی در خارج از خانه و همچنین در خانه به تنهائی به مرا قبت از فرزندان خود به پر دازند و در واقع همیشه در گیر معضلات زندگی میباشند و هیچ گاه وقت و در آمد کافی برای استراحت و آ رامشی که خود را برای کار روز بعد آماده کنند را ندارند و حتی<span style="mso-spacerun: yes">  </span>در حالت بیماری به مراقبتهای لازم و ضرور ی <span style="mso-spacerun: yes"> </span>مورد نیاز خود دسترسی ندارند . </font></span></b></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto" dir="rtl" class="MsoNormal"><b><span style="FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif">در ضمن تعداد بیشماری ازاین زنان نیز با خشونت و تبعیض ناشی از جا معه مرد سا لار روبرو میباشند . خشونتی که از یک طرف<span style="mso-spacerun: yes">  </span>به وسیلۀ سر مایه داران و<span style="mso-spacerun: yes">  </span>از طرف دیگر به وسیلۀ همسران<span style="mso-spacerun: yes">  </span>، بستگان و مردان جا معه و شریک زندگی اشان برآنان<span style="mso-spacerun: yes">  </span>اعمال میشود .طبیعی است که فعالیتها و مبارزات زنان در جهت بد ست آوردن حقوق طبیعی خویش میتواند تا حدی وضعیت آنان را بهبود بخشد<span style="mso-spacerun: yes">  </span>اما هرگز به حل نهائی<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و رفع قطعی ستم بر آنان منجر<span style="mso-spacerun: yes">  </span>نخواهد شد . برای رفع قطعی و از بین بردن عوامل ستم بر زنان<span style="mso-spacerun: yes">  </span>باید که<span style="mso-spacerun: yes">  </span>دست به ریشه زدو عامل ستم جنسی و مضاعف را که<span style="mso-spacerun: yes">  </span>هما نا سیستم سر مایه داری و بهره کشی انسان از انسان است را از بین برد .</font></span></b></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto" dir="rtl" class="MsoNormal"><b><span style="FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif">برای انجام این امر مهم<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و رسیدن به هدف نهائی ،<span style="mso-spacerun: yes">  </span>باید زنان را هر چه بیشتر و بیشتر برای شر کت در عرصۀ فعالیت سیاسی ، انقلابی و کمونیستی تشویق کرد و ریشه های این ستم را برای زنان<span style="mso-spacerun: yes">  </span>توضیح داده و آنان را به مبارزۀ سیاسی بر علیه کلیت سیستم استثماری به میدان مبارزه دعوت کرد .تا که آنان نیز در کنار سایر اقشار استثمار شده به مبارزۀ پیگیر و انقلابی برعلیه سیستم مو جود<span style="mso-spacerun: yes">  </span>اقدام کنند .به جز این ، همۀ راه حل ها موقتی و روبنائی وبرای کوتاه مدت است و فقط برای بخشی از زنان تاثیر مثبت میتواند داشته باشد ،اما و در نهایت<span style="mso-spacerun: yes">  </span>ستم جنسی به خودی خود باقی خواهد ماند .</font></span></b></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto" dir="rtl" class="MsoNormal"><b><span style="FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3"><font face="times new roman,times,serif"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>یکی از زنانی که در کنار زنان مبارز بیشماری ، در این راه با اراده ای سترگ و پولادین و با اعتقادی راسخ و خدشه نا پذیر<span style="mso-spacerun: yes">  </span>به پا خاست و به مبارزۀ کمونیستی و بی امان خود بر علیه<span style="mso-spacerun: yes">  </span>سیستم سر مایه داری دست زد و برای پیشبرد هدفی که به آن معتقد بود تا پای جان خویش به مبارزه ادامه داد ،کمونیست انقلابی رزا لو کزا مبورگ بود . او<span style="mso-spacerun: yes">  </span>با نوشته ها ی بیشمار ، مبارزۀ تئوریک و با<span style="mso-spacerun: yes">  </span>پراتیک<span style="mso-spacerun: yes">   </span>انقلابی خود خدمت بزرگ و<span style="mso-spacerun: yes">  </span>عظیمی به طبقۀ کارگر و در نهایت به زنان<span style="mso-spacerun: yes">  </span>در مصاف با سیستم سر مایه داری وطبقۀ سر مایه دار کرد و سعی به حل قطعی مسئله ستم بر زنان<span style="mso-spacerun: yes">  </span>نمود.</font></font></span></b></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto" dir="rtl" class="MsoNormal"><b><span style="FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif">رُزا در 5مارس 1981 در شهرزاماسک درکشورلهستان ازیک خانوادۀ یهودی الاصل بدنیا آمد و در سنین بسیار نو جوانی به فعالیتهای انقلابی روی آورد .</font></span></b><span style="FONT-FAMILY: " lang="AR-SA"><font size="3" face="times new roman,times,serif">&nbsp;</font></span></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto" dir="rtl" class="MsoNormal"><b><span style="FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif">درسال1898به جنبش کارگری اَلمان پیوست وباکوشش وجدییت فراوان به نویسندگی در یکی ازروزنامه های مهم آلمان به نام دی نویه تسایت(عصر جدید)مشغول شد .و باتمام وجود،عشق وعلاقه درجنبش کارگری و سوسیالیستی اَلمان به فعالیت پرداخت.دراین سالها دو گرایش درجنبش کارگری وجود داشت : یکی گرایش انقلابی و دوم گرایش رفرمیستی، سخنگوی گرایش رفرمیستی برنشتاین بود .برنشتاین دربین سالهای 1896-1898 به نوشتن یک سلسله مقالات به نام ” مسائل سوسیالیسم ” پرداخت که دراین مقالات آشکاراو بیشرمانه به اصول مارکسیسم حمله کردو بحث های شدیدی دراین رابطه درگرفت که رُزا لوکزامبورگ باصلابت وقاطعیت تمام بدون هیچ تردیدی به دفاع ازمارکسیسم پرداخت و درکتاب خود به نام رفرم اجتماعی یا انقلاب اجتماعی به شدت به رفرمیسم حمله میکند .</font></span></b><span style="FONT-FAMILY: " lang="AR-SA"></span></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto" dir="rtl" class="MsoNormal"><b><span style="FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif">برنشتاین برخلاف نظریۀ مارکس که انقلاب و قهرانقلابی رابرای براندازی نظام سرمایه داری اجتناب ناپذیر میداند به گذار تدریجی به سوسیالیسم معتقدبود وبااستفاده ازپارلمان و انجام رفرم ازبالا و دردستگاه نظام بورژوایی رسیدن به سوسیالیسم راامکان پذیر می دانست . چیزی که بعدها به راه رشدمعروف شد<span style="mso-spacerun: yes">  </span>. رزا از مخالفان سر سخت بر نشتاین بود و از نظریه انقلاب در مقابل نظریه رفرم بر نشتاین دفاع میکرد .</font></span></b><span style="FONT-FAMILY: " lang="AR-SA"></span></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto" dir="rtl" class="MsoNormal"><b><span style="FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif">رزالوکزامبورگ در سراسر زندگی پر بار خود به مبارزه با رفرمیسم<span style="mso-spacerun: yes">  </span>حاکم بر انتر نا سیونال 2 و بر علیه شو نیسمِ<span style="mso-spacerun: yes">  </span>سو سیال دمو کراسی مشغول بود . او لحظه ای از مبارزۀ نظری و عملی خود بر علیه بورژوازی و امپر یالیسم<span style="mso-spacerun: yes">  </span>غافل نماند و هیچ گونه توهمی به اصلاحاتی که<span style="mso-spacerun: yes">  </span>از طر ف بورژوازی صورت میگرفت<span style="mso-spacerun: yes">  </span>نداشت<span style="mso-spacerun: yes">  </span>. او همانطور که از یک کمونیست انقلابی انتظار میرفت و میرود<span style="mso-spacerun: yes">  </span>راه حل را رهائی طبقۀ کارگر و در نهایت بشر یت را از یوغ بردگی کار مزدی نه در اصلاحات<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و رفرم بلکه در انقلاب پر ولتری میدید<span style="mso-spacerun: yes">  </span>.تلاشهای بی دریغ<span style="mso-spacerun: yes">  </span>،پر شور و آگاهانۀ<span style="mso-spacerun: yes">  </span>او برای احیای جنبش انقلابی کارگری و زدودن این جنبش از انحرافات رفرمیستی با اعتقادی راسخ و تا آخرین لحظه های حیات پر بارش ادامه داشت . در این زمینه به نوشته ها ، مقالات و سخنرانی های زیادی پرداخت . </font></span></b></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto" dir="rtl" class="MsoNormal"><b><span style="FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3"><font face="times new roman,times,serif">درهنگام وقوع جنگ امپریالیستی(جنگ جهانی اول)حزب سوسیال دموکرات اَلمان ازموضع دفاع از بورژوازی خودی وجنگ طلبی امپریالیسم جهانی به نفع اعتبارات جنگی به قیصر رأی مثبت داد و از 11 نماینده <span style="mso-spacerun: yes"> </span>حزب سو سیال دمو کرات فقط 5 نفررای مخالف <span style="mso-spacerun: yes"> </span>بر علیه جنک امپر یالیستی داد ند. در چها رم <span style="mso-spacerun: yes"> </span>ماه اوت تمام اعضای حزب سوسیال دموکرات به نفع اعتبارات جنگی رأی دادند. چند ماه بعد رزا به همراه گروه کوچکی ، جمعیت اسپارتاکوس راتشکیل دادند وقاطعانه برعلیه موضع دفاع طلبی حزب سوسیال دموکرات ، <span style="mso-spacerun: yes"> </span>ازبورژوازی المان قا طعا نه<span style="mso-spacerun: yes">  </span>ایستاد ند.ا و و یارانش شرکت درجنگ امپر یالیستی و دفاع از بور ژوازی کشور خودی را <span style="mso-spacerun: yes"> </span>رد <span style="mso-spacerun: yes"> </span>کردند . <span style="mso-spacerun: yes"> </span></font></font></span></b></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto" dir="rtl" class="MsoNormal"><b><span style="FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif">رُزابه مدت 4سال پرچم سوسیالیسم ودفاع از انترناسیونالیسم پرولتری رابرافراشت <span style="mso-spacerun: yes"> </span>و از موضعی رادیکال و کمونیستی بر علیه شر کت<span style="mso-spacerun: yes">  </span>آلمان در جنگ امپریالیستی رائ مخا لف داد و چهرۀ شوینست های سوسیال دموکرات را که به تصویب بودجه برای شر کت در جنگ امپریالیستی رائ موافق داده بودند<span style="mso-spacerun: yes">  </span>را افشا ء کرد . رزا بخاطر نظر ات ضد شرکت در جنگ امپر یالیستی و مواضع کمونیستی خود با رها به زندان افتاد .او در سخنرانی خود درفرانکفورت گفت:&quot;اگر انتظار داشته باشید که<span style="mso-spacerun: yes">  </span>علیه برادران فرانسوی و سایر برادران خارجی خود اسلحه بد ست بگیریم ، در جواب شما میگو یم که من اینکار را نخواهم کرد &quot; او مصممانه به<span style="mso-spacerun: yes">  </span>افشای موضع ضد پر ولتری سو سیال رفرمیستها و سو سیال شو نیستها می پرداخت . رزا بارها به خاطر فعالیت سیاسی و انقلابی خود به زندان افتاد ولی هر گز دست از اعتقادات کمونیستی خویش دست بر نداشت .</font></span></b></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto" dir="rtl" class="MsoNormal"><b><span style="FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif">برای رزا مسئله زنان و رهائی قطعی آنان ، از رهائی<span style="mso-spacerun: yes">  </span>طبقۀ کارگر از قید سرمایه داری و استقرار سوسیالیسم و دیکتاتوری پر ولتاریا<span style="mso-spacerun: yes">  </span>جدا نبود . در مقابل رفقا و دوستان خود بسیار رئوف و مهربان و در مقابل دشمنان طبقاتی کارگران بسیار قاطع و<span style="mso-spacerun: yes">  </span>سازش ناپذیر بود .در نامه هائی که از زندان مینوشت با عاطفه و احساس لطیف و شور و عشق فراوانی راجع به رفقا و دوستان خود صحبت میکرد و مینوشت . عشق و علاقۀ شدیدی به طبیعت و پر ندگان داشت<span style="mso-spacerun: yes">  </span>. نامه های زندان او به طرز بارزی<span style="mso-spacerun: yes">  </span>جنبه های عاطفی و بسیار لطیف این زن کمونیست و انقلابی را نشان میدهند .</font></span></b></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"></font></p><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto" dir="rtl" class="MsoNormal"><b><span style="FONT-FAMILY: " lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif">رزا به فعالیتهای انقلابی خویش<span style="mso-spacerun: yes">  </span>ادامه داد تا<span style="mso-spacerun: yes">  </span>اینکه در 19 ژانویه 1919 به دست<span style="mso-spacerun: yes">  </span>مزدوران بورژوازی آلمان و به کمک نوکران سوسیال دموکرات این بورژوازی امپریالیستی<span style="mso-spacerun: yes">  </span>به همراه رفیق خود ، کارل لیبکنشت<span style="mso-spacerun: yes">  </span>به طرز فجیع و ددمنشانه ای به قتل رسیدند .او تمامی زندگی خود را بیدریغ و آگاهانه در راه مبارزه<span style="mso-spacerun: yes">  </span>برای رفع استثمار و استقرار سوسیالیسم بکار بست .رزا برای تمامی زنان کارگر و زحمتکش و تمامی بشریت استثمار شده صرف نظر ار جنس و نژاد میجنگید .<span style="mso-spacerun: yes">  </span>بدون شک او سمبل مبارزۀ آشتی نا پذیر ، صا دقانه ، انقلابی<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و شفافیت<span style="mso-spacerun: yes">  </span>نظری و سازش نا پذیری تئو ریک<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و پراتیکی و<span style="mso-spacerun: yes">  </span>مارکسیستی<span style="mso-spacerun: yes">  </span>بوده و میباشد .</font></span></b></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"></font></p><p style="TEXT-ALIGN: right; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0in 0in 0pt" class="MsoNormal" align="right"><b><span style="FONT-FAMILY: " dir="rtl" lang="AR-SA"><font size="3"><font face="times new roman,times,serif">بنفشه کمالی<span style="mso-spacerun: yes">  </span>5 مارس 2010<span style="mso-spacerun: yes">  </span></font></font></span></b></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"></font></p><p style="TEXT-ALIGN: right; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0in 0in 0pt" class="MsoNormal" align="right"><b><span style="FONT-FAMILY: " lang="NL"><font size="3" face="times new roman,times,serif">http://shadochdt.wordpress.com</font></span></b></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"></font></p><p style="TEXT-ALIGN: right; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0in 0in 0pt" class="MsoNormal" align="right"><b><span style="FONT-FAMILY: " lang="NL"><a href="mailto:banafshekamali@gmail.com"><font size="3" face="times new roman,times,serif">banafshekamali@gmail.com</font></a></span></b></p></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم_ استهکلم:هشت مارس گرامی باد!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2010/03/post_50.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=6047" title="شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم_ استهکلم:هشت مارس گرامی باد!" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Maqale//2.6047</id>
    
    <published>2010-03-05T05:09:30Z</published>
    <updated>2010-03-05T05:18:34Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 46px; HEIGHT: 76px" border="0" hspace="0" align="baseline" src="/Maqale/1120.jpg" width="46" height="76" complete="true" /></p>]]>
        <![CDATA[<p><font size="2" face="times new roman,times,serif"><strong><font size="3">هشت مارس گرامی باد!</font>:شورای <font size="3">حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم_ استهکلم</font></strong></font></p><p><strong><font size="3" face="Times New Roman"><a href="http://persiska.se/shora/elamieh-8M.pdf">پی دی اف کلیک کنید</a></font></strong></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>٨ مارس، تاكيدي بر مصاف هاي تاكنوني.</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2010/03/post_49.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=6045" title="٨ مارس، تاكيدي بر مصاف هاي تاكنوني." />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Maqale//2.6045</id>
    
    <published>2010-03-04T15:26:48Z</published>
    <updated>2010-03-04T16:01:51Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 50px; HEIGHT: 88px" border="0" hspace="0" align="baseline" src="http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:9mUe6KmXFGdUfM%3Ahttp://www.wpiran.org/km/nasan-n.jpg" width="50" height="88" complete="true" /></p>]]>
        <![CDATA[<p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font face="Times New Roman">گراميداشت روز جهاني زن در ايران تحت حاكميت استبداد سياسي، مراسمي شناخته شده در ابعاد ميليوني جامعه است. مساله زنان، جنبش برابري طلبانه حقوق زن، مقابله با زن ستيزي، سنگسار، مردسالاري و آپارتايد جنسي در سي سال گذشته، در شكل اعتراضات سياسي و مدني در مقابل جمهوري اسلامي و استبداد مذهبي، بخش جدايي ناپذير و پيگير اعتراض سياسي ـ طبقاتي جامعه بوده، و در هر دوره اي به اشكال مختلف ابراز وجود كرده، بر فضاي سياسي، اعتراض اجتماعي و به افق مقاومت و تعرض دامن زده است. اگر در كشورهاي اروپايي و غرب، روز جهاني زن به امري حاشيه اي در شكل اجتماعي ويژه اقشار و محافل نسبتا كوچك و كم تاثير تشكلهاي زنان و فمنيست تبديل شده. اما در ايران تحت حاكميت استبداد سياسي، هشت مارس و جنبش زنان يك مساله سياسي و چهره اعتراض جامعه در برابر فرهنگ، سنت و آنچه به آپارتايد جنسي و ستم كشي بر زنان است، ابراز وجود ميكند. ساختار حاكميت و استبداد اسلام سياسي در ايران به مساله زنان شكل سياسي و اعتراضي داده است. تلاش و مبارزه بخش عمده و اكثريت جامعه در شكل مقاومت در برابر فرهنگ زن ستيز اسلام سياسي و نظام حاكم است. هر روز در خانواده، دادگاههاي اسلامي، محلهاي كار اعم از كارگر و كارمند، در ميحط هاي آموزشي، مدارس و دانشگاه، محيط هاي ورزشي، در هنگام تفريح و خريد روزانه مقاومت و رودر رويي جنبش زنان در مقابل استبداد مذهبي وجود دارد. مردم و جامعه زندگي زير سايه و حاكميت اسلام سياسي را نميخواهند، جنبش برابري زنان در صف مقدم و هر روزه اين اعتراض اجتماعي و نه به زندگي تحت حاكميت اسلام سياسي قرار دارند. موقعيت و نقش زنان در جامعه و اعتراضات توده اي، در به عقب كشاندن استبداد سياسي و ستم كشي بر زنان در سي سال گذشته بخش جدايي ناپذير و پيگير جامعه ميليوني ما در ايران است. در يك كلام شبح جنبش برابري زنان، ابراز وجود اين جنبش در اشكال مختلف اعتراضي، مدني، در مراكز كار و توليدي پاشنه آشيل نظام كنوني است. به همين دليل است كه بخش قابل توجهي از جامعه بر زنانه بودن انقلاب در ايران تاكيد دارند. </font></span></p><p /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"></span></p><p /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font face="Times New Roman">گراميداشت روز جهاني زن در جامعه پر تلاطم سياسي ايران سنگر مبارزه و افق برابري طلبانه زنان در برابر آنچه نظام حاكم و اسلام سياسي در شكل زن ستيزي، مردسالاري و پايمال كردن حقوق برابري زن در جامعه بيان ميشود، ابراز وجود كرده است. با روي كار آمدن جمهوري اسلامي جنبش برابري طلبانه زنان در ٨ مارس ١٣٥٧ با سركوب خونين و هجوم خشن جمهوري اسلامي به زنان آغاز دوره جديدي از مبارزه جنبش برابري طلبانه، در تاريخ اعتراضات زنان و مدافعين حقوق برابري زنان و آزادي ثبت شد. روز جهاني زن در سال ١٣٥٧ در حالي با سركوب خشن دسته هاي حزب الله و نيروهاي سركوبگر جمهوري اسلامي مواجه شد كه در جريان پيروزي قيام بهمن ماه درسهاي روزهاي اعتراضات توده اي در شكل تظاهرات، سنگر بندي و بستن باريگاد و حمله به ارگانهاي دولت حاكم، با همبستگي سياسي و قدرتمند اعتراضي را پشت سر گذاشته بود. زنان مبارز و جنبش برابري زنان جامعه بخش فعال و هميشه حاضر در پيروزي قيام بودند. دستاوردهاي پيروزي قيام ٥٧ و آن خودآگاهي سياسي و همبستگي كه در دل جامعه در دفاع از حقوق برابري زنان <span style="mso-spacerun: yes"> </span>بوجود آمده بود، با سركوب خشن و خونين ٨مارس ٥٧ خاموش نشد. اما، به آتش زير خاكستري تبديل شد كه در سالها بعد تا كنون، اين جنبش در شكلهاي مختلف در شكل مدني و اعتراض سياسي ـ طبقاتي ابراز وجود كرده است. برگزاري مراسمهاي روز جهاني زن با وجود حاكميت سياه و خونين نظام حاكم در هر دوره اي در شكل تجمعات و مبارزه براي احقاق حقوق زن، وجود داشته، اين اعتراضات تحت هيچ شرايط سياسي و سركوب خاموش نشده و بر تداوم اعتراض اجتماعي و مدني خود پايفشاري كرده است. <span style="mso-spacerun: yes"> </span>جنبش برابري طلبانه زنان در سي سال گذشته و هر سال در دامن زدن به افق نويد بخش اعتراض جامعه در شكل دفاع از برابري و آرمان سوسياليستي، در دفاع از حقوق زنان و مقاومت سياسي و مدني در مقابل استبداد سياسي و اسلام سياسي حضور داشته است. و ما در شرايطي به استقبال روز جهاني زن ميرويم كه جامعه ايران دستخوش تحولات پايه اي و خيره كننده اي در به نمايش گذاشتن اعتراضات توده اي، و رو در رويي اعتراض خياباني قرار گرفته. زنان در اين جنبش اعتراضي نقش موثر و نويد بخشي را داشته اند. و يكي از ستونهاي اعتراض خياباني هستند. حضور چشمگير زنان در دوره اخير اعتراضات بر جسته است كه اين نيز خود چهره اعتراضات را راديكال، و سيماي اعتراضي را زير سايه حاكميت نظامي به اين شكل در آورده اند، كه نظام استبداد سياسي حاكم، تلاشهاي خشن و سركوبگرانه را براي خانه نشيني زنان انجام داده است. روز جهاني زن امسال به اعتبار موقعيت سياسي ـ اجتماعي زنان ميتواند، به روز تعيين كننده اي تبديل شود. افكار عمومي در سطح داخل كشوري و بين المللي بر چهره و اي ميچ زنانه بودن اعتراض توده اي دوره كنوني اذعان كرده، كه اين مهم نيز خود سمپاتي و حمايت از اعتراضات توده اي را با پتانسيل و همبستگي سياسي قابل توجه برخوردار كرده است. نقطه قدرت جنبش كنوني ما در مسير جنبش مردم ايران براي سرنگوني، حضور قدرتمند زنان در اشكال مختلف اعتراضي است. واضح است كه جانباختن ندا آقا سلطان، به سمبل اعتراضات ايندوره تبديل ميشود.<span style="mso-spacerun: yes">  </span></font></span></p><p /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"></span></p><p /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font face="Times New Roman">كمپين استقبال از ٨مارس روز جهاني زن، در ابعاد بسيار وسيع و با ظرفيت بالايي، با بكار گيري تكنيك در عصر تسلط انفورماتيك و صنعت كامپيوتري در شكل ويدئوكليپ در دنياي مجازي، بالا است. اگر در گذشته هاي نه چندان دور تلاش براي گراميداشت روز جهاني زن با پوششهاي تبليغي و شبنامه و روابط اجتماعي انجام ميشد، اما امروز در دنياي مجازي ما مي بينيم كه ظرف كمتر از يك ساعت سايتها و خانه هاي فيس بوك و تويتر مملول از فيلم و مطالب بسيار با ارزش ميشود. نسل جوان امروز ما با كليك ساده اي در خانه فيس بوك و تويتر و سايتها و وبلاگها به دنيايي از تجارب و تاريخچه روز جهاني زن دسترسي پيدا ميكند. فيلم، شعر و سرودهاي انقلابي در گراميداشت روز جهاني زن فضاي تبليغي و آرمانخواهي براي جنبش سوسيالسيتي زنان بيش از هر دوره اي جامعه و افكار عمومي را بخود جلب كرده است. <span style="mso-spacerun: yes"> </span></font></span></p><p /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"></span></p><p /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font face="Times New Roman">جنبش برابري زنان امسال ميتواند، منشا اثر قابل توجهي در راديكال كردن فضاي اعتراض سياسي جامعه باشد. داده هاي سياسي تاكنوني در شكل دامن زدن به جنبش اعتراض راديكال، در شكل تجمعات زنان و مردان بر پايه و ستون دستاوردهاي مبارزه سي سال گذشته، امروز ميتواند ثمر خود را در جامعه شكوفا كند. كم نيستند مقاطعي از گراميداشت روز جهاني زن كه حجاب به آتش كشيده شد. سال ١٣٧٩ روز جهاني زن با پرت كردن و سوزاندن حجاب در تاريخ اعتراضي اين جنبش ثبت شده است. اما، اين جنبش قدرتمندتر از ظرفيت و پتانسيلي است كه تاكنون ظاهر شده است. جنبش برابري زنان در ايران در حالي بر استمرار اعتراض خود پايفشاري كرده است، كه يك رژيم ضد زن، با فرهنگ زن ستيز و مردسالار، با آپارتايد جنسي، با دامن زدن به فرهنگ ارتجاعي اسلام سياسي و عهد عتيقي در به انقياد كشاندن اجتماعي حقوق برابري طلبانه زنان، صف آرايي كرده و ميليونها دلار با فعال كردن دستگاه هاي سركوب به مصاف جنبش زنان آمده. </font></span></p><p /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"></span></p><p /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Times New Roman"><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA">خصلت روز جهاني زن اساسا سياسي ـ طبقاتي است. تلاش سوسياليستها و مبارزان راديكال زن و مرد، اعتراض به وضع موجود، عليه مردسالاري، زن ستيزي، در محيط كار و مراكز توليدي در كنار فعالين كارگري، مبارزه براي رفاه و تامين امنيت و بهبود شرايط مناسب كار است. ما در تاريخچه بين المللي روز جهاني زن شاهد مقاطعي مهم و شاهد مصافهايي هستيم كه هر سال زنان مبارز و سوسياليست دقيق و آگاهانه برايش تلاش كرده اند، و به ذهنيت و استعداد و تاريخ اعتراض جامعه افزوده اند. در هشتم مارس ١٨٥٧ زنان كارگر كارگاههاي پارچه بافي و لباس دوزي در نيويورك امريكا به خيابانها ريختند و خواهان افزايش دستمزد، كاهش ساعات كار و بهبود شرايط بسيار نا مناسب كار شدند. </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA">در سال </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA">۱۹۱۴</span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA"> جنگ جهانی</span><span dir="ltr"></span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" dir="ltr" lang="AR-SA"><span dir="ltr"></span> </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA">اول درگرفت. در اروپا که مرکز جنگ بود، زنان انقلابی تلاش کردند تظاهرات </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA">۸</span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA"> مارس</span><span dir="ltr"></span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" dir="ltr" lang="AR-SA"><span dir="ltr"></span> </span><span dir="rtl"></span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><span dir="rtl"></span>۱۹۱۵</span><span dir="ltr"></span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" dir="ltr" lang="FA"><span dir="ltr"></span> </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA">و </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA">۱۹۱۶</span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA"> را تحت شعار مرکزی &quot;علیه جنگ امپریالیستی&quot; برگزار کنند. در سال </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA">۱۹۱۷</span><span dir="ltr"></span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" dir="ltr" lang="FA"><span dir="ltr"></span> </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA">تظاهرات زنان کارگر در پتروگراد علیه گرسنگی و جنگ و تزاریسم، بانگ آغازین انقلاب</span><span dir="ltr"></span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" dir="ltr" lang="AR-SA"><span dir="ltr"></span> </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA">روسیه بود. کارگران شهر در پشتیبانی از این تظاهرات، اعلام اعتصاب عمومی کردند. </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA">۸</span><span dir="ltr"></span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" dir="ltr" lang="FA"><span dir="ltr"></span> </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA">مارس </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA">۱۹۱۷</span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA"> به یک روز فراموش نشدنی در تاریخ انقلاب روسیه تبدیل شد. در دهه </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA">۱۹۶۰</span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA">، در کشورهای آسیا و آفریقا و</span><span dir="ltr"></span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" dir="ltr" lang="AR-SA"><span dir="ltr"></span> </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA">آمریکای لاتین جنبشهای رهاییبخش بپا خاسته بود. در کشورهای سرمایه داری پیشرفته نیز</span><span dir="ltr"></span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" dir="ltr" lang="AR-SA"><span dir="ltr"></span> </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA">جنبشها و مبارزات انقلابی و ترقیخواهانه بالا گرفته بود و جنبش رهایی زن نیز اوج و</span><span dir="ltr"></span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" dir="ltr" lang="AR-SA"><span dir="ltr"></span> </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA">گسترشی چشمگیر یافت. در آمریکا و اروپا، زنان علیه سنن و قیود و قوانین</span><span dir="ltr"></span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" dir="ltr" lang="AR-SA"><span dir="ltr"></span> </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA">مردسالارانه و احکام اسارت بار کلیسایی بپا خواستند. در جنبش زنان موضوعاتی نظیر حق</span><span dir="ltr"></span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" dir="ltr" lang="AR-SA"><span dir="ltr"></span> </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA">طلاق، حق سقط جنین، تامین شغلی، منع آزار جنسی، ضدیت با هرزهنگاری، کاهش ساعات کار</span><span dir="ltr"></span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" dir="ltr" lang="AR-SA"><span dir="ltr"></span> </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA">روزانه و غیره مطرح شد. این جنبش موفق شد در برخی از این زمینه ها پیشروی کند. در</span><span dir="ltr"></span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" dir="ltr" lang="AR-SA"><span dir="ltr"></span> </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA">تظاهرات هشتم مارس </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA">۱۹۶۹</span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA"> زنان در دانشگاه برکلی در آمریکا گرد آمدند و علیه جنگ در</span><span dir="ltr"></span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" dir="ltr" lang="AR-SA"><span dir="ltr"></span> </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA">ویتنام تظاهرات کردند. </span></font></p><p /><p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><font face="Times New Roman"><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA">در روز چهارشنبه </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA">۳</span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA"> ماه مارس، زنان ترکیه به خیابان رفته و با پاره کردن حجاب و زیر پا گذاشتن آن، به روند اسلامی کردن ترکیه و تحمیل حجاب به زنان و دخالت قوانین اسلامی در زندگی زنان در ترکیه اعتراض کردند. جریانات سکولار که از مخالفان اردوغان و احزاب اسلامی در ترکیه هستند، این تجمع را فراخوان داده بودند. پارچه های سیاهی به عنوان نماد حجاب، تکه تکه شد و زیر پا گذاشته شد، تا زنان ترکیه، فریاد اعتراض خود علیه حجاب و قوانین ضد زن اسلامی را بیان کنند. </span><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" dir="ltr" lang="DE"></span></font></p><p /><p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA"><font face="Times New Roman">اقدام انقلابي زنان تركيه، الگوي موثر و قابل اتكايي براي جنبش برابري زنان در ٨مارس امسال، است. اگر تظاهرات ٨مارس ١٩١٥ و ١٩١٦ در اروپا بر محور و شعار مركزي&quot;عليه جنگ امپرياليستي&quot; در كشورهاي اروپايي مارش گراميداشت روز جهاني زن را به نمايش گذاشت، اگر تظاهرات زنان در پتروگراد عليه &quot;گرسنگي، جنگ و تزاريسم&quot; برگزار شد، در آستانه ٨مارس امسال جنبش زنان در ايران از توانايي و قابليت و ظرفيتهاي بالايي برخوردار است كه بتواند مراسم هاي روز جهاني زن را به اعتراض عليه حجاب و سوزاندن حجاب تبديل كند. </font></span></p><p /><p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA"><font face="Times New Roman">نسان نودينيان </font></span></p><p /><p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><font face="Times New Roman"><span style="COLOR: black; FONT-SIZE: 14pt" lang="AR-SA">٤مارس ٢٠١٠ كلن(آلمان)</span></font></p><p /><p><font face="Times New Roman"> </font></p><p /><p><font face="Times New Roman"> </font></p><p /><p><font face="Times New Roman"> </font></p><p /><p><font face="Times New Roman"> </font></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>پارسا نیک جو:در هشت مارس فریاد خواهیم زد:رهایی زنان جزء جدایی ناپذیر رهایی همه گان است!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2010/03/post_47.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=6041" title="پارسا نیک جو:در هشت مارس فریاد خواهیم زد:رهایی زنان جزء جدایی ناپذیر رهایی همه گان است!" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Maqale//2.6041</id>
    
    <published>2010-03-04T00:27:51Z</published>
    <updated>2010-03-04T00:31:47Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 49px; HEIGHT: 84px" border="0" hspace="0" align="baseline" src="/Maqale/qalam4537802.jpg" width="49" height="84" complete="true" /></p>]]>
        <![CDATA[<p style="TEXT-ALIGN: left; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: 0in 0in 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font face="Times New Roman"><font size="3"><strong></strong></font></font></span></p><p /><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: 0in 0in 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font face="Times New Roman"><font size="3"><strong><span style="mso-spacerun: yes"> </span>زنان پس از نُه ماه مشارکت مستقیم و حضور پُر شور در صف مقدم پیکارهای همه گانی سال هشتاد و هشت، بخوبی نشان دادند که رهایی همه گان را شرط رهایی خود می دانند. اکنون زنان انتظار دارند که توده ی معترض نیز با حضور و مشارکت فعال خود در گرامی داشت روز جهانی پیکار زنان، نشان دهند که رهایی زنان را جزء جدایی ناپذیر رهایی همه گان می دانند. به عبارت دیگرمعنای مشخص گرامی داشت هشت مارس امسال چیزی جز برجسته و آشکار کردن این حقیقت نیست که رهایی همه گان شرط رهایی زنان و رهایی زنان جزء جدایی ناپذیر رهایی همه گان است. اگر بتوان این حقیقت را در هر کوی و برزن فریاد زد می توان هشت مارس امسال را به نقطه عطفی در تاریخ پیکار دموکراتیک همه گانی و هم چنین به نقطه عطفی در تاریخ رویارویی جنبش زنان و حکومت اسلامی سرمایه<span style="mso-spacerun: yes">  </span>تبدیل کرد. هشت مارس امسال نه فقط روز پیکار زنان، بل روز پیوند جنبش زنان و جنبش های دموکراتیک و طبقاتی است. زنان، نه فقط به مثابه زن، بل به مثابه سوژه های انقلابی به میدان خواهند آمد. در هشت مارس امسال باید بتوان نشان داد که هم گرایی جنبش ها در پیکار سیاسی به معنای انحلال هیچ یک از جنبش ها نیست. باید بتوان نشان داد که هر جزیی می تواند خود را در امرکلی بازیابد و با تحقق خواست کلی به خواست جزیی خود برسد. </strong></font></font></span></p><p /><p style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: 0in 0in 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><font face="Times New Roman"><font size="3"><strong><span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">هم چنان که در نُه ماه گذشته شاهد آن بوده ایم، مردم پیش از این با مصادره ی هر روز و مناسبت حکومتی و تبدیل کردن آن به سپر حضور اعتراضی خود توانسته اند خیابان ها را به اشغال خود درآورند. در نتیجه از این زاویه نیز می توان گفت حضور گسترده در هشت مارس می تواند واجد معنا و اهمیتی ویژه باشد. در حقیقت هشت مارس نخستین مناسبت ضد حکومتی است، که می توان با هر چه گسترده تر برگزار کردن آن، بند ناف جنبش کنونی را از تقویم حکومتی جدا کرد. مهم تر آن که با توجه به این واقعیت که در تدارک و برگزاری گرامی داشت چنین روزی، سبزها نمی توانند و نمی خواهند نقش چندانی داشته باشند؛ در نتیجه هر چه گسترده تر برگزار کردن هشت مارس می تواند بار دیگر بر شکاف عمیق خواست توده ی معترض و اصلاح طلبان حکومتی و گرایش های بورژوایی مُهر تایید بزند. با برگزاری هر چه گسترده تر هشت مارس می توان آرایش و توازن نیروهای سیاسی را دگرگون، راه انقلاب را هموار و ارداه ی معطوف به آزادی و دگرگونی را از بند اصلاح طلبی رها کرد. بکوشیم که چنین بکنیم.</span><span style="mso-bidi-language: FA" dir="ltr"></span></strong></font></font></p><p /><p style="TEXT-ALIGN: left; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: 0in 0in 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><font face="Times New Roman"><font size="3"><strong><span style="mso-bidi-language: FA" dir="ltr">http://agahbash.blogfa.com</span><span dir="rtl"></span><span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA"><span dir="rtl"></span>/</span></strong></font></font></p><p /><p style="TEXT-ALIGN: right; MARGIN: 0in 0in 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span dir="ltr"></span><p /></p><p><font size="3" face="Times New Roman"><strong> </strong></font></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>جمهوری اسلامی بعد از 22 بهمن و جنبش مردم برای بزیر کشیدن آن!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2010/03/_22.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=6033" title="جمهوری اسلامی بعد از 22 بهمن و جنبش مردم برای بزیر کشیدن آن!" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Maqale//2.6033</id>
    
    <published>2010-03-03T20:45:08Z</published>
    <updated>2010-03-03T20:56:50Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 52px; HEIGHT: 89px" border="0" hspace="0" align="baseline" src="/Maqale/majed.bmp" width="52" height="89" complete="true" /> </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>  بدنبال ۲۲ بهمن بحث حول رويدادهای اين روز، جمهوری اسلامی بعد از آن، اپوزيسيون خانوادگی اش، جنبش اعتراضی مردم، سياست کشورهای غربی در قبال تحولات ايران درميان نيروهای سياسی چپ و راست بالا گرفته است. همه بر اين تاکيد دارند که در پرتو رويدادهای اين روز اوضاع تغيير کرده و تعاريف جديدی از اوضاع بدست داده اند و اين نوشته به همين موضوع می پردازد. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>جناح خامنه ای مراسم ۲۲ بهمن را بنام پيروزی خود بر جناح رقيب، بنام &quot;حمايت ۵۰ميليونی&quot; در بوق کرده است و ميخواهد از آن &quot;حمايت&quot; و از آن &quot;پيروزی&quot; سکوئی برای سروسامان دادن به وضع خود و گسترش حمله به مردم بسازد. مهدی کروبی در پيام سوم اسفند ۱۳۸۸ بطور ضمنی برتری جناح رقيب را پذيرفت و نوشت: &quot; .... مجوز بدهيد که در ميدانی از تهران راهپيمائی از طرف ما بر گزار شود تا اقليت و اکثريت مشخص گردد.&quot; قبلا به همين طريق، حتی صريح تر از آن، همين جناح اصولگرايان به کاری بودن ضربه ای که مردم معترض در روزهای ۱۳ آبان و روز &quot;عاشورا&quot; به پيکره کليت نظام زده بودند اعتراف کردند. واقعيت اين است که آن ضربه ها توازن بين دو جناح حکومتی را به نفع جناح خامنه ای سنگين تر کرد، پايه حوادث ۲۲ بهمن را گذاشت، توازن جديدی بين جناحها ايجاد کرد، جناح سبز را به ابراز همدردی آشکارتر با نظام، به همراهی آشکارتر با خامنه ای برای حفظ نظام کشاند و به &quot;ساختارشکنان&quot; و به &quot;افراط کاران&quot; ی که در اين دو روز عليه جمهوری اسلامی شعار دادند و مزدوران سپاه و بسيج را تنبيه کردند حمله بردند. ترس از تکرار اين حوادث در سالگرد انقلاب ۵۷، ترس از قدرتمندترشدن جنبش مردم برای بزير کشيدن جمهوری اسلامی، جناح سبز را به حاشيه رانده است و ميدان را برای اصولگرايان، بعنوان جناحی که سرکوب را تنها راه نجات نظام می داند بازتر نمود. در اين روز خامنه ای از جناح رقيب پيشی گرفت، فوائد سرکوب خود، فوائد روی آوری سبزها به جناح اصولگرايان را به رخش کشيد. ۲۲ بهمن روز تقابل مشترک هر دو جناح رژيم با مردم سرنگونی طلب بود. در هم چون وضعيتی دولت اسلامی توانست با سرازير کردن نيرو از سراسر کشور و تمرکز حمله بر تهران اين روز را از سر بگذراند. در اين روز، تشتت در ميان صفوف سبزها آشکارتر گرديد و رفسنجانی درمراسم شرکت کرد و چند خيابان آنطرف تر سر مهدی کروبی را شکستند و فراری اش دادند.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>اگربشود جناح خامنه ای را برنده  ۲۲ بهمن و سبزها را بازنده آن به حساب آورد، بازندگان اين روز هر دو جناح حکومتی اند و پيروز آنرا مردمی بايد دانست که در تهران و شيرازو اصفهان و سمنان با شعارهای مرگ بر ديکتاتور و مرگ بر ولايت فقيه و آزادی زندانيان سياسی و با پرت کردن حجابها از بالای سر بزرگترين تدارک سياسی و نظامی جمهوری اسلامی عبور کردند. هنوز تکليف جنگ بين مردم و جمهوری اسلامی و صف آرائی بين اين دو در برابر هم به سرانجام نرسيده و حريف اصلی نظام در صحنه است ترس از تحرک آتی آن دلهره سران دولت اسلامی را به حد نهائی رسانده است. اما خارج از تبليغات و جنجالهای رژيم، دولتی که به حال و روزی افتاده است که بقاء و نفس وجودش در ۱۳ آبان و ۶ ديماه و در بسياری از روزهای ديگر به خطر می افتد و با تدارک نظامی برای ۲۲ بهمن که از يک ماه قبل سرگرم اش بود، خود را پيروز ميخواند، جان بدر بردنش را &quot;حماسه&quot; مينامد، معلوم ميشود چنين دولتی حالش خوب نيست و مرگ را در چند قدمی خود می بيند. در حقيقت دولت جمهوری اسلامی ضعيف تر و ضربه پذيرتر از تبليغاتی است که حول  شاخ و بال خود بعد از ۲۲ بهمن براه انداخته است و اين را جنبش اعتراضی مردم حس کرده اند و عدم آلترناتيو چپ و يا راست در برابر آن تنها عامل ماندگاری اين رژيم جانی تا کنون بوده است. وجود فراکسيون در مجلس، مناظره های تلويزيونی سران حکومت، بستن زندان کهريزک، مقصر دانستن قاضی مرتضوی، تعيين هيئت برای تحقيق پيرامون جنايت در کوی دانشگاه، ماندگاری رفسنجانی در مجلس خبرگان، امکان فعاليت تقريبا آزادانه سران جنبش سبز، تحمل جناح &quot;فتنه&quot; در بغل دست حکومت، ناشی از &quot;دمکراسی&quot; خواهی جمهوری اسلامی نيست و اوضاع آشفته درونی آن را نشان ميدهد. هيولای خيزش مردم سايه مرگ را بر بالای سر اين صف متشتت گسترده است. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>بنابراين نتيجه مهم حوادث ۲۲ بهمن، تضعيف و بقول بعضی ها پايان جنبش سبز نيست، بلکه مسجل شدن ناتوانی دولت اسلامی بر اعاده نظم بر جامعه از نظر طبقه سرمايه دار ايران و کشورهای غربی است. حاشيه ای شدن بيشتر سبزها، نظرها و توجه طبقه بورژوازی ايران را بر ناکارائی جناح اصولگرا متمرکز کرده است. ۹ ماه تمام است اين دولت با تمام قدرتش با مردم در افتاده است، ۹ ماه است اين دولت فرصت دارد که بار ديگر صلاحيت حکومت کردن خود را نشان طبقه سرمايه دار ايران بدهد و قيام مردم را خاموش سازد. اما اين جناح نه تنها نتوانسته در اين مدت خيزش مردم را به عقب براند، به انسجام نظام حکومتی آن و نهادهای اصلی اش از طرف مردم ضربات جدی وارد شده است. اگر روزهای ۱۳ آبان و &quot;عاشورا&quot; موقعيت ضعيف سبزها را ضعيف تر کرد، روز ۲۲ بهمن ترديدهای جدی در مورد دولت اسلامی و فوائد نگاهداری اش در ميان طبقه بورژوازی ايران و در غرب و در ميان کشورهای خاورميانه را تقويت نمود. از نظر اينها وجود خود اين دولت دارد به منشاء خطر برای حفظ سرمايه و مناسبات آن تبديل ميشود. ادامه بحران سياسی در ايران، مقاومت و تعرض مردم، &quot;خطر&quot; وارد شدن آنها به جنگ و گريز خيابانی با دولت اسلامی، رشد عدالتخواهی در ابعاد اجتماعی، امکان بميدان آمدن طبقه کارگر برای شکل دادن به نظام سياسی آتی، استراتژيسين های بورژوائی را به خطير بودن اوضاع آگاه کرده است. اينها ميدانند دست بالا داشتن جناح خامنه ای در ۲۲ بهمن نتيجه پيروزی جناح خامنه ای بر جنبش اعتراضی مردم نبود، بلکه محصول ناتوانی سبز در مهار اين جنبش بود. مشکل اصلی اينها نخواستن اين دولت از طرف مردم است و اين مشکل به جای خود باقی است. کشورهای مرتجع خاورميانه، امارات خليج و خليفه های گمارده شده اين منطقه از ادامه و تاثير مبارزات آزاديخواهانه مردم در ايران بر خاورميانه نگرانند و اين نگرانی عاملی است در تغيير سياست آنها نسبت به جمهوری اسلامی و همکاری بيشتر اين کشورها با غرب. اين همکاری احتمالا از کانال مخالفت شديدتر با برنامه اتمی ايران و  حمايت آن از گروه های حماس و حزب الله و دخالت در عراق و غيره خود را نشان خواهد داد. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>با نااميد شدن غرب از توانائی هر دو جناح برای آرام کردن مردم، با نگرانی کشورهای خاورميانه از ادامه اين اعتراضات و در راس آنها با راديکالتر شدن آن و قدرت گيری اجتماعی چپ و کمونيسم در جامعه، معادلات و محاسبات پيشين بهم خورده است. امکان اينکه در قالب و نام ديگری و يا در اشکالی ديگر آلترناتيوی بورژوائی ديگری را برای کنترل اوضاع به جلو بفرستند هست و زمينه اش فراهم آمده است. تغيير در اوضاع منجر به تغيير در آرايش سياسی سرمايه داران، به چاره انديشی جديد آنها بعنوان راه حل جديد به مجموعه احتمالات ممکن در سير تحولات  ايران اضافه شده است. ادامه وضع موجود و کشمکش مردم با دولت منجر به شکل گيری تشکلهای توده ای و بکار افتادن ابتکارات و روشهای جديد مبارزاتی در شهرها خواهد شد. تا پيش از اين تحولات ترس از قدرت گيری چپ و کمونيسم در ايران، ترس از بالا رفتن سطح توقعات مردم از زندگی، اقشار مختلف بورژوازی ايران را به سمت حمايت ازدو جناح حکومتی سوق داده بود. لايه هايی از آن برای حفظ مناسبات سياسی و اقتصادی موجود و برای پس زدن مردم به اصولگرايان و يا به سبزها اميد بسته بودند. خيل روشنفکران جيره خوار و رسانه های مختلف وابسته به اين جناحها همراه با رسانه های غربی به نفع يکی از اين جناحها شب و روز رو به مردم سمپاشی ميکردند. اما با قطع اميد کردن از سبزها بخش عمده طبقه بورژوا متوجه خطرناک بودن اوضاع و تنگ تر شدن دايره عمل جناح خامنه ای شده اند و مجبورند برای نجات مملکت چاره ای بينديشند و سد جديدی را در برابر مبارزات آزاديخواهانه و مدرن در جامعه ايجاد بنمايند. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>اگر پيدا شدن سروکله جريان ديگری، اما مردم پسند تر خارج از حيطه اين دو جناح بيکی از احتمالات ممکن بعد از ۲۲ بهمن تبديل شده است، بازسازی ارتجاع اسلامی توسط جناح خامنه ای، کودتای نظامی، يا ادامه وضع موجود و در نتيجه آن فروپاشی نظام اسلامی از جمله احتمالاتی است که ميشود به آنها فکر کرد. امکان وقوع هر يک از اين احتمالات و نتايج سياسی حاصل از آنها متفاوت اند و اين جوانب مورد بحث اين نوشته نيست. اما امکان اينکه حيزش مردم به سرنگونی جمهوری اسلامی منجر شود و چپ جامعه به نيروی قابل توجهی از نظر اجتماعی تبديل بشود هست. متاسفانه نيروها و احزاب چپ تا کنون نتوانسته اند متناسب با اوضاع جوابگو باشند. سير حوداث بهر شکلی پيش برود بطور يقين نظام اسلامی موجود در شکل و قواره فعلی باقی نخواهد ماند و مردم در ايران، جوانان، کارگران و زنان اين نظام قرون وسطائی را نمی خواهند. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong> مجيدحسينی</strong></font></p><p align="justify"><a href="mailto:majid.hosaini@gmail.com"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>majid.hosaini@gmail.com</strong></font></a></p><p align="justify"><a href="mailto:k.mobarez@yahoo.se"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>k.mobarez@yahoo.se</strong></font></a></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>۲ مارس ۲۰۱۰<br /> </strong></font></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>پروانه قاسمی:به مناسبت 8 مارس تقدیم به زنان مبارز</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2010/03/_8_1.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=6032" title="پروانه قاسمی:به مناسبت 8 مارس تقدیم به زنان مبارز" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Maqale//2.6032</id>
    
    <published>2010-03-03T16:09:25Z</published>
    <updated>2010-03-03T16:15:26Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 41px; HEIGHT: 71px" border="0" hspace="0" align="baseline" src="/Maqale/1120.jpg" width="41" height="71" complete="true" /></p>]]>
        <![CDATA[<p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><i><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong></strong></span></i></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><i><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>زنانی از تبار انقلاب <span style="mso-spacerun: yes"> </span></strong></span></i></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>فرزندانم<span style="mso-spacerun: yes">  </span>در زندان بدنیا می آیند</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>دژخیمان فریاد می زنند</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>آنان را مزدورانی به بار خواهند آورد</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>تا علیه مادران و پدرشان به پا خیزند</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>و به قول خودشان ریشه ی ما را</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>با خودمان به خشکانند</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><strong><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA">این کلماتی بود که در زندان</span><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" dir="ltr" lang="FR-CA"></span></strong></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span dir="rtl"></span><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><span dir="rtl"></span><strong><span style="mso-spacerun: yes"> </span>به کرات به گوشمان می رسید</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>...</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>بر فرزندانم چه گذشت است؟</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>آنگاه که بهت زده</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong><span style="mso-spacerun: yes"> </span>با چشمان گریان</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>ما را نظاره می کردند</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>و ما با دژخیمان درگیر می شدیم</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>آخرین نگاهم به آن ها</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>قبل از جویدن سیانور</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>یا به رگبار بستن پدر را</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>به یاد دارند...</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>...</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>هرگز حتی لحظه ای</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><strong><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>تنهایشان نگذاشتم</span><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: FR" dir="ltr" lang="FR"></span></strong></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>ترانه ها و شعرهای انقلابی را </strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>داستانهای تلخ و شیرین قهرمانی های </strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>ماداران، پدران،خاله ها و عموها را</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>به آهستگی برایشان نجوا کردم</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>آیا همه را به یاد دارند؟</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>آیا <span style="mso-spacerun: yes"> </span>دردرونشان ریشه دوانده است؟</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>آیا عشق در وجودشان</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong><span style="mso-spacerun: yes"> </span>جریان دارد؟</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>... </strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>اینک</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>دریایی از فرزندانم</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>در خیابانها </strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>لرزه بر اندام دژخیمان </strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>انداخته اند </strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><strong><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA">نطفه های عشق </span><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: FR" dir="ltr" lang="FR"></span></strong></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>به بار نشسته اند</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong><span style="mso-spacerun: yes"> </span>سالیان درازیست</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong><span style="mso-spacerun: yes"> </span>جوانه های عشق را</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>در کوی و برزن</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong><span style="mso-spacerun: yes"> </span>در دل آزادگان</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong><span style="mso-spacerun: yes"> </span>همچنان نشا میزنیم </strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>به امید آزادی <span style="mso-spacerun: yes"> </span></strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>رهایی بشریت </strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>و سوسیالیسم </strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>لحظه ای از پای نخواهیم نشست</strong></span></p><p align="right" /><p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl" class="MsoNormal" align="right"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'; FONT-SIZE: 12pt; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"><strong>پروانه قاسمی سوم مارس 2010</strong></span></p><p align="right" />]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>مرجان افتخاری : به مناسبت ۸ مارس روز جهانی زن سرمايه داری و مذهب در هم تنيده اند</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2010/03/post_48.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=6028" title="مرجان افتخاری : به مناسبت ۸ مارس روز جهانی زن سرمايه داری و مذهب در هم تنيده اند" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Maqale//2.6028</id>
    
    <published>2010-03-03T01:08:53Z</published>
    <updated>2010-03-03T15:11:46Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 42px; HEIGHT: 76px" border="0" hspace="0" align="baseline" src="/Maqale/qalam4537802.jpg" width="42" height="76" complete="true" /></p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong> مرجان افتخاری </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>مارس ٢۰۱۰</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>۸ مارس، روز جهانی زن، فرصتی است که زنان در سراسر جهان نابرابريها و تبعيضهای اقتصادی، سياسی، اجتماعی، فرهنگی، سرکوب، خشونت و مردسالاری را بيش از هر زمان ديگر، رساتر از هميشه به گوش جهانيان برسانند. در حقيقت ۸ مارس روزی است که صدای آزاديخواهی و برابری طلبی زنان در سراسر جهان منعکس ميشود. ولی از همه مهمتر، ۸ مارس مناسبتی است که زنان خواسته ها، مطالبات و استراتژی مبارزاتی خود مطرح کنند.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>اگر چه نظام سرمايه داری، روابط و مناسبات توليدی آن ريشه بنيادين فقر، تهيدستی، نابرابری و تبعيضهای جنسيتی است ولی منطقی تر و واقعی تر است که شرايط زنان را در مناطق و کشورهای مختلف با توجه به مشکلات و موقعيتی که زنان با آن روبرو هستند مورد بررسی قرار داد. اين موضوع يعنی در نظر گرفتن&quot; شرايط مشخص زنان&quot; نه تنها ما را از کلی گوئی و پرداختن به کليات باز ميدارد بلکه فعالين جنبش زنان با شناخت دقيق تر و با آگاهی بيشتر ميتوانند امر مبارزه را در هر کجا که هستند پيش ببرند. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>متاسفانه پس از ٣۱ سال تجربه عينی، هنوز در بين تعدادی از فعالين جنبش زنان و همچنين در بين فعالين چپ درکهائی از مذهب ارائه ميشود مبتنی بر اين موضوع، که مذهب &quot;ابزار&quot; و &quot;وسيله ای&quot; است در دست سرمايه داران و رژيمهای سرمايه داری برای سرکوب کارگران، تهيدستان و زنان. در واقع برداشت و نگاه &quot;ابزاری&quot; به مذهب نا ديده گرفتن واقعيت مذهب، جايگاه و نقش آن بعنوان يک سيستم فلسفی، حقوقی و اجتماعی در رابطه با تمامی مناسبات و روابطی است که در جامعه وجود دارد. چنين برداشتی از مذهب بطور ناخواسته از واقعيت و عملکرد آن که به تنهائی، سيستم و دستگاهی است استثماری، سرکوبگر، تبعيض آميز و ارتجاعی ميکاهد. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>به جزء در کشورهای خاورميانه که قلمرو مذهب اسلام (امپراطوری عثمانی)، تجربه های تاريخی در کشورهای اروپائی و غرب ( در زمان اقتدار کليسا) هم ثابت کرده است که مذهب به تنهائی و به خودی خود با آزاديهای دمکراتيک، با هر تفکر مدرن و مترقی، با حق و حقوق زنان در ستيزی سرکوبگرايانه و ضد انسانی قرار داشته است و اگر در حال حاضر مذهب در اروپا در موضع ضعف قرار دارد بايد دلائل آنرا از چند زاويه از جمله در مبارزات چند قرن اخير همه اقشار و طبقات اجتماعی به خصوص روشنفکران و زنان جستجو کرد.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>اساسا مذهب بعنوان يک دستگاه ايدئولوژيکی قديمی با هر گونه &quot;آزادی&quot; و &quot;برابری&quot; حقوقی انسانها (زن و مرد) ضديتی بنيادين داشته و دارد. کدام حزب و يا گروه مذهبی بخصوص اسلامی را ميشناسيم که آزادی عقيده، قلم، بيان، و برابری حقوق اجتماعی دو جنس را به رسميت شناخته باشد؟</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>در واقع برداشت و نگاه &quot;ابزارگونه&quot; به مذهب نه تنها ريشه ها وعمق کارکردی مذهب را در جامعه نميشناسد بلکه چنين تفکری راه مبارزه با مذهب و چارچوبهای اجتماعی، حقوقی، آموزشی و فرهنگی آنرا کم بها و يا اساسا ناديده می گيرد. امروز، اين شيوه تفکر و برداشت از مذهب، تنها به اين اکتفا ميکند که رژيم جمهوری اسلامی سرمايه داری است و تمام تلاش و نيروی خود را تنها و تنها در يک وجه متمرکز ميکند. بدون اينکه به اهميت روی ديگر سکه يعنی مذهب در قدرت سياسی و کليت اين نظام پرداخته باشد. همانطور که در ابتداء اشاره شد، بدون هيچ ترديدی نظام سرمايه داری، روابط و مناسبات توليدی آن عامل اساسی و بنيادين ستم، استثمار، بيکاری، گرانی، فقر و تهيدستی زنان، کارگران، زحمتکشان، معلمان، جوانان و وجود هزاران هزار کودک خيابانی و کودکان کار در ايران و سراسر جهان است. بحث بر سر درک تنيدگی سرمايه داری و مذهب سياسی در ايران است که نميتوان در حال حاضر و در شرايط مشخص کنونی بطور مکانيکی اين دو را از هم جدا کرد. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>به همين دليل مبارزه امروز همه اقشار و طبقات اجتماعی در ايران مبارزه ای است ضد سرمايه داری و ضد مذهب سياسی. اگر در ٣۱ سال پيش، نسلی که در انقلاب سال ٥۷ شرکت داشت، مذهب سياسی و عملکرد سياسی، قضائی، اجتماعی، آموزشی و فرهنگی آنرا نشناخته بود، امروز پس از گذشت بيش از ربع قرن، نسل پس از ٥٧ با تجربه های عينی و شناخت واقعی ميتواند آگاهانه تر مبارزه با نظام سرمايه داری و مذهب در قدرت را سازماندهی کند.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>شايد يک زمانی مذهب ستمی پوشيده بود، ولی امروز، در ايران، ستم، نابرابری، تبعيض و سرکوب مذهب به مردم و بويژه زنان پوشيده نيست. زنان اولين گروه اجتماعی بودند که با &quot;سرکوب&quot; مذهب روبروشدند. محروم کردن نيمی از مردم جامعه از حق انتخاب و تحميل پوشش مذهبی اولين گام برای سرکوب همه آزاديهای دمکراتيک و حق و حقوق سياسی، اجتماعی همه مردم جامعه بود. در حقيقت اجباری کردن حجاب برای زنان اولين نشانه &quot;سرکوب&quot; دستاوردهای انقلاب ٥۷ بود. متاسفانه در آن زمان بعلت نا آگاهی سياسی و فرهنگ مردسالارانه که در تمام گروه های سياسی و بطور کلی در جامعه مسلط بود نه تنها موضوع &quot;اجبار&quot; حجاب اسلامی را بعنوان &quot;سرکوب&quot; ارزيابی نکردند بلکه رابطه آنرا با سرکوب آزاديهای دمکراتيک نديدند. گوئی زنان بخشی کاملا جدا از جامعه بودند که بی حقوقی و &quot;سرکوب&quot; انها اهميتی نداشت.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>اما اکنون پس از ٣۱ سال، اشتباه بزرگی است اگر خيزس اخير مردم کشورمان بخصوص زنان و جوانان را به موضوع &quot;کودتای انتخاباتی&quot; و &quot;رای من کو&quot; خلاصه کرد. شرايط اسفبار اقتصادی، بيکاری، گرانی، فقر، تهيدستی و گرسنگی کارگران و جوانان که در صد عظيمی از مردم را تشکيل ميدهند، سرکوبهای ٣۰ ساله سياسی و اجتماعی، زندان، شکنجه، اعدام، کشتار، نداشتن حق تشکل، اعتصاب و فراتر از آن، سرکوبها و تبعيضهای مذهبی، زمينه های واقعی و عينی نارضايتی، عصيان و خشم امروز همه اقشار و طبقات مردمی است که عليرقم سرکوب وحشيانه از هر مناسبت و امکانی برای مبارزه استفاده ميکنند.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>اگر چه جريانهای رفرميست مذهبی، موسوی، کروبی، خاتمی، هاشمی، سازگاران و همينطور رفرميستهای ديگر، حزب توده و اکثريت همه تلاش و نيروی خود را برای جلوگيری از راديکاليزه شدن جنبش خود جوش مردم بکار گرفته اند و رجوع به قانون اساسی جمهوری اسلامی را معيار و پايه اعتراضات مردم معرفی و قلمداد ميکنند. ولی مبارزات مردم مسيری ديگری را نشان ميدهد. مسئله مردم بويژه زنان وجود يا عدم وجود ولايت فقيه نيست. اتفاقا با شعارهائی بر عليه ولايت فقيه يعنی راس هرم سياسی-ايدئولوژيک جمهوری اسلامی، آنها تماميت اين نظام و سيستم را به زير سئوال کشيده اند. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>آنچه که در اين مدت باعث حيرت و تعجب بسياری در داخل و همينطور مردم کشورهای اروپائی و غربی شده است حضور و شرکت فعال زنان در تمامی اعتراضات خيابانی است، که چهره ديگری از زن ايرانی را به دنيا نشان داده است. حضور گسترده زنان در اعتراضات چند ماه گذشته نشان ميدهد که با گذشت سالها، رژيم اسلامی با بکار گيری تمامی امکانات و ابزارهای، سياسی، قضائی، آموزشی و فرهنگی و همچنين اجبار و سرکوب، خوشبختانه نتوانسته است زنانی مطيع، وفادار به اسلام و جامعه ای اسلامی و دلخواه بوجود آورد. زنانی که چارچوبهای پوسيده و ارتجاعی مذهب اسلام و مردسالاری را نپذيرفته اند و آگاهانه برای آزادی و رهائی راه مبارزه ای سخت را در پيش گرفته اند. از همين زاويه است که زنان با حضور بی سابقه در مبارزات امروز، طبقه بندی &quot;جنسيتی&quot; مذهب اسلام که زنان را در رديف &quot;جنس دوم&quot; قرار ميدهد به چالش کشيده اند. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>از طرف ديگر، مبارزه ای که امروز در کشورمان در جريان است تنها محدود به مرزهای جغرافيائی ايران و زنان ايران نيست. همانگونه که استقرار و شکل گيری جمهوری اسلامی بعنوان يک حکومت اسلامی در منطقه خاورميانه و ديگر کشورهائی که گروه ها و احزاب اسلامی در آن فعال هستند تاثير سياسی و ايدئولوژيکی خود را گذاشت و به الگوئی برای آنها تبديل شد، سرنگونی جمهوری اسلامی هم ابعادی فراتر از مرزهای جغرافيائی ايران خواهد داشت. در واقع سرنگونی جمهوری اسلامی بعنوان يک رژيم ايدئولوژيک-اسلامی پايانی خواهد بود بر بساط و روياهای همه گروه های ارتجاعی اسلامی در منطقه و ساير نقاط جهان. بدون ترديد مبارزات امروز زنان در ايران تاثيری مهمی در پيشبرد مبارزات زنان در کشورهای منطقه خاورميانه خواهد داشت. زنانی که علاوه بر استثمار عريان سرمايه داری زير ستم، بی حقوقی، تبعيض و سرکوب مذهبی هم کمر خم کرده اند. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>از همين زاويه است که در کشور ما مبارزه طبقاتی کارگران و تهيدستان و مبارزات آزاديخواهانه و برابری طلبانه زنان برای يک زندگی انسانی اهميتی فراتر از مرزهای جغرافيائی پيدا ميکند. از آن گذشته، امروز ديگر، رسالت طبقه کارگر تنها و تنها به مبارزه عليه سيستم و نظام سرمايه داری خلاصه نميشود. طبقه کارگر وظيفه مبارزه با مذهب سياسی، نابرابريها، تبعيضها و سرکوبهای آنرا در بعدی وسيع تر و همه جانبه تر بعهده دارد.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>از اين رو سرنگونی جمهوری اسلامی، جدائی کامل و بدون قيد و شرط دستگاه مذهب از حکومت، جدائی تمامی قوانين حقوقی، استقلال دستگاه قضائی و سيستم آموزشی از مذهب جزء خواسته ها و مطالبات طبقه کارگر، زنان و هر نيروی مترقی و برابری خواهی قرار دارند. </strong></font></p><p align="justify"><a href="mailto:Eftekhari_marjan@yahoo.com"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>Eftekhari_marjan@yahoo.com</strong></font></a></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>شاهو نعمتی: انقلاب دوستان و دشمنان ؟!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2010/03/post_45.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=6025" title="شاهو نعمتی: انقلاب دوستان و دشمنان ؟!" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Maqale//2.6025</id>
    
    <published>2010-03-02T11:47:41Z</published>
    <updated>2010-03-03T01:07:36Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/">
        <![CDATA[<p><img border="0" hspace="0" align="baseline" src="/Maqale/e.jpg" width="46" height="87" /></p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong><img style="WIDTH: 94px; HEIGHT: 83px" border="0" hspace="0" align="baseline" src="/Maqale/02108759.jpg" width="94" height="83" /></strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>پس از خيزش توده ای اخير شاهد صف بندی و تحليل و موضع گيری های  اپوزوسيون داخل و خارج بوديم بسياری از اپوزوسيون و جريانات سياسی از همان روزهای اول به زير پرچم سبز موسوی خزيدند و بلندگوی آنان شدند و به جرگه ی اصلاح طلبان حکومتی و رفرم خواهان پيوستند تعدادی از اپوزوسيون نيز که غالبا&quot; جريانات ليبرال و پروغرب که جدا از حاکميت هستند جنبش سبز را انکار و اين اعتراضات را مولود خواست مردم برای جمهوری ايرانی و پارلمان تعبير کردند و جريانات چپ نيز تحليل های متفاوتی داشتندکه متاسفانه برخی از آنها با توهم انقلاب زير پرچم سبزها رفتند و برخی از لبه ديگر بام افتاند و به کل اين جنبش را تحريم کردند و آن را ارتجاعی خواندند. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>برکسی پوشيده نيست که اين اعتراضات فاقد آلترناتيوی مشخص و رهبری ه‍ژمونيک و نيرومند است پس از گذشت چند ماه از اين حرکت رهبری خودجوش و غير متمرکز مردمی و جدا از رهبری جريانات سبز که روز به روز کم رنگتر می شود شکل گرفته است و از ۱۳ آبان که ديگر اتوريته و رهبری جريان سبز از ميان رفته ( و خيلی پيشتر حتی ) و هيچکدام از فراخوانها و درخواستهای آنان جواب توده ای نمی گيرد و با تسليم شدن آنان و عبور اين جنبش از آنان مخصوصا پس از عاشورا و ۲۲ بهمن  و راديکال شدن اعتراضات و شيوه مبارزات مردمی و تثبيت شعارهای سرنگونی رژيم و سران آن شاهد قطب بندی جريانات سياسی موجود هستيم. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>در تناسب قوای نيروهای موجود ۳ جريان عمده را شاهديم جريان مذهبی و اصلاح طلب حکومتی ، جريان ليبرال و سکولار و جريان چپ و سوسياليست، جريان مذهبی که ۳۰ سال است امتحان خود را پس داده است و خوش خيالی بيش نيست که تصور کنيم که برای ۳۰ سال ديگر جمهوری اسلامی سبز را مردم انتخاب خواهند کرد در نتيجه تناسب قوا بين جريان ليبرال و چپ خواهد بود که آينده ی اين اعتراضات و فردای جمهوری اسلامی را تعيين  می کند هردو جريان ظاهرا&quot; سکولار و سرنگونی طلبند و... اما تفاوت بسياری در شيوه سرنگون کردن رژيم و فردای آن موجود است که ماهيت و تفاوت اين دو جريان را مشخص می کند. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>هر چقدر اين جنبش راديکال تر شود جامعه نيز قطبی تر خواهد شد و در نهايت اين قطبی شدن نيروهای موجود به دو قطب چپ و راست تقسيم خواهد شد که هر قطبی با جريان و حزبی مشخص شناخته خواهد شد جريان راست تمام تبليغات و هزينه اش را بر نافرمانی مدنی اعتراضات خيابانی و بدون خشونت دخالت قدرتهای خارجی و تغيير رژيم از بالا و يا با کمترين مشارکت مردم گذاشته است و در خيالشان ايرانی مدل غرب را دارند می پرورانند و سودای کره و ژاپن را در سر دارند و از همين امروز اعلام می کنند که بايد برای رسيدن به اين رويا بايد سالها کمربندهايمان را ببنديم ( البته منظورشان طبقه کارگر است ). جريان چپ و سوسياليست نيز بنابر ماهيتش تغيير را با انقلابی بنيادی و تغيير در مناسبات توليد می بيند و اين جز از راه تشکل و آگاهی طبقاتی و به ميدان آمدن قدرتمند طبقه کارگر ميسر نسيت جريان راست اين را به خوبی می داند و به همين دليل شعار رفراندوم و دمکراسی را به شعار اصلی خود تبديل کرده است و از راديکال شدن اعتراضات و ترس از انقلاب به سختی هراسناک است در توازن قوای که در اعتراضات توده ای به وجود خواهد آمد اگر طبقه کارگر با پرچم مستقل و خواستهای انقلابی خود به ميدان بيايد هيچ نيروی ارتجاعی راست و بورژزايی توان مقابله با آن را نخواهد داشت  و در نتيجه جريان راست چاره ای ندارد و بايد از راديکال شدن و گسترش اين اعتراضات و به ميدان آمدن طبقه کارگر به هر نحوی جلوگيری کند پيروزی جريان راست در گرو تغييری سطحی و در شکل حکومت است ( جمهوری اسلامی به جمهوری ايرانی ) و بورژوازی ملی و امپرياليسم هم اين را به خوبی می داند و با تمام قوا نيروی خود را برای تحقق اين هدف به ميدان آورده است از رسانه های فارسی زبان مثل بی بی سی و صدای آمريکا که به سخن گويان جريان راست وليبرال تبديل شده اند تا قدرت مالی و تشکيلاتی که غرب در اختيار آنان گذاشته اند و در سايه دوم خرداد کسب کرده اند در تلاش قالب کردن حرکتی آرام و رفرم خواه به مردم را دارند و سعی در ايجاد سوپاپ اطمينانی برای فردای اعتراضات هستند. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong> جريان چپ اما از لحاظ امکانات بسيار ضعيف اما از لحاظ پتانسيل بسيار قوی ست قدرت اصلی اين جريان طبقه کارگر است که هيچ قدرتی را يارای مقابله با آن نيست جريان چپ نيز به خوبی می داند که تنها به به ميدان آمدن اين طبقه ( البته نه آنهايی که به طبقه کارگر ديگر باوری ندارند ) می تواند به پيروزی برسد پس تمام تلاش خود را در اين راستا خواهد نهاد جريان راست نيز ميداند که راديکال شدن اعترضات و به ميدان آمدن طبقه کارگر کمترين شانس را برای آنها نمی گزارد پس انقلابات رنگی و مبارزات بدون خشونت و در نهايت رفرم و سازش را تنها راه چاره می بيند جريان راست به تمام دستگاه های سرکوب و بروکراسی جمهوری اسلامی نياز دارد و از مسلح شدن مردم و در هم کوبيدن نظام به و سيله توده ها به سختی می هراسد وبه همين دليل با تمام قوا و با دستگاه تبليغاتی وسيع  مديای خود و با استفاده از ايديولوگ های بورژوايی و هزار سفسطه بازی می خواهند به مردم بقبولانند که انقلاب جز خشونت چيز ديگری نيست و خون و خون ريزی و هرج مرج نتيجه آن است ! و مبارزات بدون خشونت و مدنی را بهترين شيوه و رفرم و رفراندم را تنها را چاره معرفی می کنند! </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>مبارزات بدون خشونت تبليغاتی مسموم بيش نيست فقط سالانه قريب به ۴۰هزار نفر در تصادفات رانندگی جان می دهند و فقر گسترده ، کمبود بهداشت و درمان ، حوادث طبيعی ، صدمات و تلفات ناشی از کار و هزار علت و عوامل ديگر هزاران هزار نفر را به کام مرگ و نيستی می کشاند که مصبب اصلی آن رژيم و بی توجهی به زندگی شهروندان است .خشونت عريان اصلی در ادامه عمر اين رژيم است نه در اعتراضات مردم وبالعکس برای پايان دادن به اين خشونت ها وهمه ی جنايات و ظلم و نابرابری ها و مصيبتهای سرمايه داری بايد همين امروزرژيم را سرنگون کرد و تنها راه آن انقلاب است .جريان راست نيز اين را به خوبی ميداند وخوب بر آن واقف است که انقلاب آنها را نيز جارو خواهد کرد وبه زباله دان تاريخ خواهد فرستاد و جايی برای آنان نخواهد گذاشت. هم آنگونه که اصلاح رژيم شانس ماندن موسوی وکروبی ست جريانات راست وبورژوايی نيز تغيير رژيم را از راه اعتراضات آرام نافرمانی مدنی ويا از بالا و دخالت قدرتهای خارجی ويا جنگ وکودتا (که احتمال آن امروز بسيار ضعيف است) شانس آنان است وجريان چپ وسوسياليستی نيز تنها در صورت انقلاب کارگری راديکال ميتواند پيروز شود ((هيچ تغييری در جهت بهبود اوضاع امکان ندارد مگر اينکه توده ها از لحاظ سياسی آگاه گرديده باشند ليبرالها چشم به بالاييها دارند در صورتی که ما چشم به پايينی ها داريم .لنين )) </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>جريان چپ وسوسياليستی بايد با تشکل طبقه  کارگر وبه ميدان آوردن آن وبا پرچم مستقل وخواستهای راديکال در اين اعتراضات شرکت کند واين جنبش فاقد رهبری را به جنبشی راديکال با خواستهای روشن و سوسياليست تبديل وآن را به صف طبقه کارگر جذب کند وبا انقلابی سوسياليستی تومار سرمايه داری در ايران را بر چيند ونقطه عطفی در تاريخ جهان بشود قطعا&quot; با انقلابی کمونيستی در ايران تاريخ جهان يک بار ديگر تغيير خواهد کرد وديری نميپايد که انقلابات سوسياليستی در دنيا به پا خواهد شد واز هر گوشه ای پرچم سرخ بلند خواهد شد .ما کمونيستها بايد مواظب باشيم زير علم سبز وزرد آبی نرويم ويا از آن سر بام به پايين نيافتيم ومنفعلانه با اين جنبش برخورد نکنيم وميدان را به جريانات ارتجاعی وبورژوايی ندهيم ما بايد با خواستهای روشن وراديکال با تکيه بر طبقه کارگر وکار کمونيستی وبه دور از توهم و پوپوليسم به سوی انقلابی کارگری پيش برويم زنده باد انقلاب </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>زنده باد سوسياليزم <br />  </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>نويسنده : شاهو نعمتی <br />  <br />Web :  wwwredboye۱۹۱۷.blogfa.com </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>Web : </strong></font><a href="http://www.antimazhab.blogfa.com/"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>www.antimazhab.blogfa.com</strong></font></a><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong> </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>Email : </strong></font><a href="mailto:shaho.nemati@yahoo.com"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>shaho.nemati@yahoo.com</strong></font></a></p><p align="justify" />]]>
    </content>
</entry>

</feed> 

