<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>مقالات</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/atom.xml" />
   <id>tag:www.kargaran-iran.com,2008:/Maqale//2</id>
    <link rel="service.post" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2" title="مقالات" />
    <updated>2008-11-18T17:56:01Z</updated>
    
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.2</generator>
 
<entry>
    <title>سیاحتنامه جدید شعیب زکریائی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2008/11/post_1114.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=4476" title="سیاحتنامه جدید شعیب زکریائی" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2008:/Maqale//2.4476</id>
    
    <published>2008-11-18T17:50:40Z</published>
    <updated>2008-11-18T17:56:01Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>mohammad1917</name>
        
    </author>
            <category term="ايرج فرزاد" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 76px; HEIGHT: 98px" height="98" hspace="0" src="/Maqale/irajfarzad2.jpg" width="76" align="baseline" border="0" /> </p>]]>
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3">ایرج فرزاد</font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3">شعیب زکریائی سلسله نوشته های &quot;ادامه دارد&quot; دیگری را این بار به عنوان کسی که &quot;با مضامین فکری و سیاسی مندرج در اطلاعیه اعلام موجودیت فراکسیون ضرورت فعالیت به نام کومه له&quot; &quot;همسوئی&quot; دارد، شروع کرده است. او البته سعی کرده است این همسوئی را با انتقاد به نوشته صلاح مازوجی: &quot;دفاع از سوسیالیسم&quot; و نیز &quot;پاسخ انتقادی به برخی اظهارات و مواضع کینه توزانه دیگران&quot; نشان بدهد. مبادا کسی هم اندک شک و تردیدی بخود راه بدهد که شعیب زکریائی همه این مجاهدتها را به عنوان &quot; فرد متعلق به جریان چپی که خود را منتقد همه شاخه های کومه له میداند&quot;، انجام میدهد!</font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3">من در اینجا وارد مضمون مقاله صلاح مازوجی و نقد مواضع او نمیشوم. و بطریق اولی<span style="mso-spacerun: yes">  </span>بجای اینکه در لابلای نقد شعیب زکریائی بر مقاله صلاح مازوجی، روایات آمیخته با توپ و تشر و طعن و کنایه و متلک پرانی برگرفته از &quot;قلعه حیوانات&quot; جورج اورول و ادبیات دوران جنگ سرد را بخوانم تا بفهمم که چرا سوسیالیسم &quot;نشدنی&quot; است، و هر گونه تلاش کمونیستها در &quot;شرق&quot; به &quot;لافزنی&quot; تعبیر و در عمل به &quot;سوسیالیسم خشخاش&quot; می انجامد، مستقیما سراغ ادبیات و تئوریسینهای همان دوایر میروم و با آنها به جدل میپردازم.</font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><span style="mso-spacerun: yes">  </span></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font size="3"><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">به نظر من مشکل شعیب زکریائی، اصلا این نیست که فراکسیون گرامی نتوانسته است مانند ایشان &quot;مستدل&quot; کنند که سوسیالیسم پوچ است، که نمیتوان به نقش گرانقدر &quot;پول&quot; در سوسیالیسم خاتمه داد و یا اینکه &quot;نقش و اهمیت تولید خرد در شهر و روستا&quot; در سوسیالیسم نشدنی ایشان چه خواهد شد؟ کارگران و مردم زحمتکشی که تحت استثمار نظام سرمایه داری زندگی میکنند، به اندازه بیش از حد کافی تئوریهای پوچ بودن تلاش و مبارزه برای سوسیالیسم را از دوایر مهندسی افکار بورژوازی و کارخانه ضدکمونیستی آن شنیده و میشنوند. تکرار اینکه سوسیالیسم همان سرمایه داری دولتی است و نوع کیم ایل سونگی و استالینی و &quot;استاخانفی&quot; است، &quot;هیچ جا پیاده نشده است&quot;، حتی بحث پسامدرنیستهای پس از فروپاشی دیوار برلین نیست. در حالی که &quot;سارکوزی&quot; در حال ورق زدن کتاب کاپیتال عکس میگیرد و همه از وال استریت و روزنامه تایمز لندن و بورس بازان گرفته تا سرمایه داران با وجدان و بی وجدان از &quot;خطر&quot; بازگشت مارکس سخن میگویند، بهتر است جدال با مدافعان سوسیالیسم با رجعت به ادبیات دوران جنگ سرد را کنار گذاشت. بهتر است شعیب زکریائی به عقب ماندن چند فاز از رهبران</span></b><span dir="ltr"></span><b><span lang="FA" dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><span dir="ltr"></span> </span></b><span dir="rtl"></span><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span><span style="mso-spacerun: yes"> </span>تازه کشف شده فکری و تئوریک و سیاسی خود پایان بدهد. اگر در دوران عبور از گذشته &quot;چپ&quot; او؛ و اسباب کشی به سر منزل جنبش و گرایش ناسیونالیسم کرد، چیزی عایدش نشد، این اندوه سرخوردگی را با <span style="mso-spacerun: yes"> </span>فعال کردن منتالیته &quot;سوسیالیسم نمیشود&quot; تسکین ندهد. بسیار جای تعجب است که شعیب زکریائی پس از اینکه احزاب ناسیونالیست کردستان عراق به عالم و آدم نشان دادند که اهل حل مساله کردو تشکیل دولت مستقل نیستند، پس از آنکه آخرین شاهکار آنها را در تصویب قانون تعدد زوجات برای مردان سلحشور و موج قتلهای ناموسی زیر حاکمیت فرهنگ و سنتهای ناسیونالیسم کرد را می بیند، اما ترجیح میدهد که به جای فاصله گرفتن از این مخزن عفونت و ارتجاع، و حتی وقتی از توهمات خود به ناسیونالیسم کرد سرخورده و نا امید میشود، با دست بردن به انبان سوسیالیسم نمیشود و اینها لفاظی روشنفکری اند، خود را دلداری و تسکین بدهد. و<span style="mso-spacerun: yes">  </span>چرا که نه! میگویند دندانهای اسب پیشکشی را نمیشمارند، شاید فرش قرمزی که فراکسیون فعالیت به نام کومه له جلو پای هر مدافع هویت ملی و کردی کومه له و کل تاریخ آن، پهن کرده اند، شعیب زکریائی را هم به وسوسه انداخته باشد که آن دوران مهاجرت سیاسی به بستر ناسیونالیسم کرد و مشاورت فی سبیل اله سازمان زحمتکشان، را زیر جلکی مشمول مرور زمان بکند. شاید اینجا موقعیت باد آورده دیگری برای آزمایش کسب مقام پدرخواندگی کمونیسم زدائی از تاریخ موجودیت و هویت اولیه سازمان دهندگان کومه له باشد. سازمان زحمتکشان نشد، خط آنها که فعال کردن یک گرایش عقب مانده ناسیونالیستی درون کومه له است، به شکرانه مجاهدتهای فراکسیون که هست!</span></b></font></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3">شعیب زکریائی در دوران &quot;جوانی&quot; و آنگاه که با مشاهده زندگی کارگران ذوب آهن اصفهان و زندگی در میان کارگران کارخانه &quot;کفش بلا&quot;، به یک حرکت واقعی سوسیالیستی در درون طبقه کارگر<span style="mso-spacerun: yes">  </span>باور داشت، نه &quot;مدل&quot;ی از پیاده شدن اقتصاد سوسیالیستی را جلو روی خود داشت و نه فکر میکرد که راه برون رفت از مشقات و مصائب زندگی کارگران و مردم، تحریک احساسات &quot;سرمایه داران باوجدان&quot; و نه میدان دادن به کاسبکاران خرد شهر و روستا و &quot;&quot;چوخ بختیار&quot;های خورده بورژوا و نه بی میلی کارگر نسبت به &quot;هویت قومی و ملی&quot; و عشق به خاک و سرزمین &quot;پدری&quot; است. آنوقتها، واقعیت وجودی زندگی واقعی کارگران، و زندگی از قبل فروش نیروی کار به سرمایه داران، اعم از کرد و فارس و یا &quot;مهربان&quot; و ترشرو، او را از استدلال برای رد &quot;نشدنی&quot; بودن سوسیالیسم و درستی آرمانهای برابری طلبانه معاف کرده بود. آنوقتها تحمل محرومیت و شکنجه و زندان در راه دفاع از آرمانهای والا که در طول تاریخ جهان آرزوی مردم زحمتکش و تحقیر شده و استثمار شده برای یک زندگی بهتر است، &quot;قهرمانی&quot; بود. اکنون، برای دگراندیشان کمونیست سابقی، در دوره ای که سوسیالیسم با کیم ایل سونگ و دولتهای &quot;توتالیتر&quot; معنی شده و &quot;نشدنی&quot;، بحث از سوسیالیسم و ممکن و مطلوب بودن آن، دیگر &quot;لافزنی&quot; است. دوره، انگار، حتی پس از پایان آزمایش میدان خونین دکترینهای نظم نوین و رژیم چینج، هنوز در عصر ناقهرمانی و سپردن گذشته های پر افتخار و قابل احترام به دنیای نسبیت هر ایده و اصل جهانشمول و سوسیالیستی فریز شده است. </font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3">اما این پرده ساتر بحث بر سر &quot;عمیق&quot; نشان دادن استدلال پوچ بودن مبارزه برای سوسیالیسم، هدف پنهان کردن یک تصویر و یک دوره تاریخی را دنبال میکند. تصویری که شعیب زکریائی با آن وارد یک دوره شد و به سیر و سیاحت و سرمایه گذاری<span style="mso-spacerun: yes">  </span>برای تقویت و تحکیم یک جریان علنا و رسما ناسیونالیست و قوم پرست به نام &quot;کومه له&quot; زحمتکشان انجامید و متاسفانه، از نظر او، و یا خوشبختانه، از نظر من، ناکام ماند. اینکه شعیب زکریائی مینویسد او خود را &quot;متعلق به جریان چپی که خود را منتقد همه شاخه های کومه له میداند&quot;، حقیقت ندارد، جعلی است. در جریان آن گشت و گذار، ایشان کفش و کلاه کردند و پس از یک دوره فترت کناره گیری از هرگونه فعالیت سیاسی، مجددا و این بار با &quot;رویکردی&quot; تماما ناسیونالیستی و به گفته خودش تماما &quot;رویزیونیستی&quot;( در نفی و تجدید نظر در، و تقابل با تاریخ گذشته خویش و بی قدر و حرمت کردن تمامی رفاقتها و همسنگریها) پا به میدان فعالیت سیاسی ناسیونالیستی گذاشتند. ابتدا با نام مستعار سمت مشاور سازمان جدیدالبازسازی شده &quot;زحمتکشان&quot; را عهده دار شدند و سپس با اسم و رسم و عکس و تصویر خود از تلویزیون پارتی دمکرات( که در دوران قبل از رویزیونیست شدنشان به عنوان &quot;قیاده موقت&quot; و چماقدار رژیمهای شاه و جمهوری اسلامی نامیده میشد) سر درآوردند و در وصف حماسه های بدر خان و &quot;اولین روزنامه کردی&quot; او، به صحنه آمدند. فقط یاد آوری کنم که همین شعیب زکریائی، در همان دورانی که برای سوسیالیسم &quot;نشدنی&quot; در صفوف کومه له و حزب کمونیست ایران مبارزه میکرد، در برابر انتقادهای هیستریک جریانات پوپولیستی و خلقی، در &quot;بسوی سوسیالیسم&quot; مینوشت: &quot;تشکیل حزب کمونیست ایران، افشاگر چهره بورژوائی اقلیت&quot;. در برابر &quot;همسوئی&quot; حزب دمکرات کردستان ایران و قیاده موقت و جمهوری اسلامی در اطلاعیه ای در مورد ترور یک ملای مرتجع و انتساب آن ترور به کومه له از سوی هر سه جریان، نوشت انگار فوت هر مرتجع ترین عنصر، در لیست شهدای مشترک آنان به ثبت میرسد. چندی قبل از این ظهور مجدد در صحنه سیاست کردایه تی، شعیب را در کنار صلاح مهتدی و عبداله حسن زاده در گرامیداشت روز دو بهمن و تجلیل از قاضی محمد، این بار در تلویزیون اتحادیه میهنی رویت کردیم. در کنار این صحنه های &quot;تجدید نظر طلبی&quot; عملی و جنبشی، او همواره به عنوان مشاور رهبری سازمان زحمتکشان، همراه آنها برای شرکت در &quot;مذاکرات&quot; و ملاقات با احزاب &quot;برادر&quot; حضور بهم رسانده است. بنابراین اولا این نکته که گویا ایشان خود را &quot;چپ&quot; میداند، متاسفانه با فاکتها جور در نمی آید و ثانیا این ادعا که او خود را &quot;منتقد همه شاخه های کومه له&quot; مینامد، واقعی نیست. او مشاور و مدافع سرسخت سازمان زحمتکشان بوده است. مساله این است که نقشه و پلاتفرم این جریان به شکست انجامید و پس از شاخ و شانه کشیدنها و گروگان گیریها و سنگر بندیها و نقش بر آب شدن نقشه و توطئه شبیخون مسلحانه به مقرهای کومه له( سازمان کردستان حزب کمونیست ایران) دو شاخه دیگر، جریان معروف به &quot;رفرم&quot; و ماجراهای عبداله کهنه پوشی( عبه دلیر) از آن انشعاب کردند. &quot;توشه&quot; این سیر و سیاحت و تلاش برای تثبیت یک موقعیت ریش سفیدی سازمان زحمتکشان، سنگ روی یخ شد و عقیم ماند. ایشان به شهادت زندگی و عملکرد عملی در این دوره نه &quot;گرایش چپ&quot; را نمایندگی کردند و نه موضع انتقادی نسبت به &quot;شاخه های کومه له&quot; داشتند. برعکس، جانبدار و مدافع سرسخت و مکتبی سازمان زحمتکشان و خط عبداله مهتدی بودند.</font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3">و تمام مساله و انگیزه نوشتن زنجیره گفتار دوم شعیب زکریائی همین سرخوردگی و شکست و دست خالی برگشتن از سیر و سیاحت سیاسی او در میدان کردایه تی است. همان عشق افلاطونی به سرمایه داران &quot;باوجدان&quot; و همان نگرانی از دست رفتن آز و طمع<span style="mso-spacerun: yes">  </span>کاسبکاران خرد شهر و روستا در صورت پیروزی سوسیالیسم، همان تصویر جرج اورولی از سوسیالیسم و تحقیر سوسیالیسم با نفرت و کینه و وحشت از به پایان رسیدن نقش حماسی پول در سوسیالیسم، همان اسارت به روح قدرت جاودانه سرمایه، در سرتاپای این آخرین نوشته اش موج میزند. بهانه این بار او برای آزمایش تداوم سیر &quot;تجدید نظر طلبی&quot; در زندگی و تاریخ گذشته اش، سر برآوردن فراکسیونی در کومه له است که دست بر قضا خمیر مایه سیاسی آن، &quot;مبارزه&quot; با &quot;تابلو&quot; بودن فعالیت به نام &quot;کمونیست&quot; و واقعی بودن و &quot;اجتماعی&quot; بودن جنگ بخاطر هویت قومی و ملی نه فقط <span style="mso-spacerun: yes"> </span>در کردستان، که در چهار گوشه جهان است. فقط کافی است به دفاعیات طرفداران فراکسیون در جریان مباحث کنگره اخیر کومه له، <span style="mso-spacerun: yes"> </span>&quot;کنگره سیزدهم، گوش بدهید. فراکسیون و یا به عبارت دقیقتر، اپوزیسیون علنا مدافع کومه له کردی و کردایه تی، برای شعیب زکریائی، میدان جدیدی در پرده های نمایش پشیمانی از گذشته چپ خود او و بهانه ای برای بازنگری ناسیونالیستی سناریو زندگی کمونیستی سازندگان کومه له و یورش به هر نسیمی از سوسیالیسم و کمونیسم به نام کومه له را باز کرده است. </font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3">اما یک نکته دیگر به شعیب زکریائی قدری شهامت داده است که ناسیونالیسم یافته خود را در پیچ و تاب استدلال های عمیق &quot;برای ناممکن&quot; بودن سوسیالیسم بپیچاند. و این هم یکی دیگر از عوارض همان سیاحت سیاسی در دوره جدید فعالیت او به عنوان یک ناسیونالیست صریح الهجه است. این تلاش به شکست انجامید. نه تنها، پروژه<span style="mso-spacerun: yes">  </span>سازمان زحمتکشان، سازمان و دارو دسته ای نضج گرفته بر اساس نفرت از؛ و ریشخند کومه له کمونیست و تاریخ آن و با تمرکز سازمانیافته بر کینه توزی علیه مارکسیستها و ترور شخصیت آنان، به دلایل پایه ای تری شکست خورد، بلکه این کمونیست سابقی هم نتوانست حتی به عنوان جونیور عالم سیاست ناسیونالیستی در حاشیه حاکمیت احزاب عشایری در کردستان عراق، به جائی برسد. و برای عنصر وامانده ای که در این کوران مادی &quot;رویزیونیست&quot; شدن و مهاجرت سیاسی، جنبش او، جا و مکانی هر اندازه محقر، برایش قائل نبوده، او میماند و &quot;یافته&quot; هایش و جستجوی منفذی برای خالی کردن غم حرمان ناشی ازسرخوردگیهایش از جنبش و گرایشی که به آن دخیل بسته بود. با این یافته ها دیگر ناچار است زندگی کند، چرا که بی ملاحظه و بدون هیچ دوراندیشی و تامل و تعقل، پلهای پشت سر خود را خراب کرد و بازگشت به زندگی با آرمانهای شریف دوران قدیمی تر کومه له و حزب کمونیست ایران و زندگی با خاطرات عزیزانی که تمام سناریو زندگیشان برپائی یک جریان کمونیستی و تقویت آن بود، را بر خود ناممکن ساخت. از این پس دیگر ضجه و آه و ناله و نیش و کنایه به هر نسیمی از حرکت سوسیالیستی، حتی آن نوع سطحی ای که صلاح مازوجی نمایندگی میکند، در قالب و پوشش عوامفریبانه &quot;همسوئی&quot; با فراکسیون فعالیت به نام کومه له است. این هویت جدید تا مدتی قبل بطور پنهان و پشت پرده، در دالان &quot;طیف کومه له&quot; در تقلای یافتن گوشهای شنوا اطراق کرده بود و فردا در پس سرنوشت نامعلومی که در انتظار فراکسیون است، ممکن است در احیا روحیات پچ پچ های محفلی به گشت و گذار و فوران نفرتهای تلنبار شده علیه کمونیسم و کمونیستها تداوم یابد و یا در نقطه حضیض بحران هویتی و سرخوردگی، به نهیلیسم و پوچیسم ختم شود.<span style="mso-spacerun: yes">  </span></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3">این واقعیت که تلاش برای تحمیل یک فراکسیون ناسیونالیستی به کومه له نیز ناکام ماند و فراکسیون به مدار تقابلها و موضع اپوزیسیونی &quot;افشاگرانه&quot; گام گذاشته است، بار دیگر در مورد نیت شعیب زکریائی که او گویا &quot;چپ&quot; را نمایندگی میکند و نسبت به &quot;ادامه تخریب کومه له&quot; حساس و نگران است، جای شک و تردیدهای بسیار جدی در مورد او و اهداف واقعی اش ایجاد میکند. </font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3">جامعه و نسل جدید و کمونیستها و مارکسیستهای جوان که از پیچ و خم های تاریخ کومه له و نقل و انتقالهای طبقاتی برخی &quot;بنیانگذاران&quot; آن در تندپیچهای تاریخی بی اطلاع اند، باید به این خاستگاه مادی و جنبشی و گرایشی شعیب زکریائی توجه کنند. ادعای چپ و منتقد همه شاخه های کومه له، ناصمیمانه، دروغین و جعلی است. بهتر است شعیب زکریائی علل سرخوردگی از بازسازی و بازیابی هویت ناسیونالیستی و شکست خیز برداشتن خود برای جلوس بر مقام مشاور و پدرخواندگی سازمان زحمتکشان را جای دیگری و بدون پوشیدن خرقه ریش سفید <span style="mso-spacerun: yes"> </span>و رهبر خود خوانده <span style="mso-spacerun: yes"> </span>فراکسیون و ائتلاف در هم جوش و موهوم موسوم به<span style="mso-spacerun: yes">  </span>&quot;طیف کومه له&quot;، <span style="mso-spacerun: yes"> </span>جستجو کند.<span style="mso-spacerun: yes">  </span></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><span style="mso-spacerun: yes">  </span></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"><b><span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3">۱۷ نوامبر ۲۰۰۸</font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"><b><span lang="SV" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3">iraj.farzad@gmail.com</font></span></b></p><p /></p><p><font size="3"> </font></p></p><p><font size="3"> </font></p></p><p><font size="3"> </font></p></p><p><font size="3"> </font></p></p><p><font size="3"> </font></p></p><p><font size="3"> </font></p></p><p><font size="3"> </font></p></p><p><font size="3"> </font></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>ولام به‌چه‌ند پرسياری سايتی رێنسانس، له‌لايه‌ن حه‌سه‌ن ره‌حمان  په‌نا ئه ندامی کومیته ی ناوندی کومه له...</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2008/11/post_1127.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=4470" title="ولام به‌چه‌ند پرسياری سايتی رێنسانس، له‌لايه‌ن حه‌سه‌ن ره‌حمان  په‌نا ئه ندامی کومیته ی ناوندی کومه له..." />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2008:/Maqale//2.4470</id>
    
    <published>2008-11-16T12:28:27Z</published>
    <updated>2008-11-16T21:16:58Z</updated>
    
    <summary>  ...</summary>
    <author>
        <name>mohammad1917</name>
        
    </author>
            <category term="حسن رحمان پناه" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/">
        <![CDATA[<p><img hspace="0" src="/Maqale/hesen_rehmanPena.jpg" align="baseline" border="0" /> <p><font size="3"><font face="arial,helvetica,sans-serif"> </font></font></p></p>]]>
        <![CDATA[<p><strong><font face="times new roman,times,serif" size="4"></font></strong></p><p><font size="3"><font face="arial,helvetica,sans-serif"><strong>ولام به‌چه‌ند پرسياری سايتی رێنسانس، له‌لايه‌ن حه‌سه‌ن ره‌حمان په‌نا ‌ئه‌ندامی کوميته‌ی ناوه‌ندی کۆمه‌له‌(رێکخراوی کوردستانی حیزبی کومونیستی ئیران)</strong></font></font></p><p><strong><font face="times new roman,times,serif" size="4"><a href="/Maqale/wllam%20ba%20chand%20prsiar.pdf">pdf  کلیک کنید</a></font></strong></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>ناسيوناليسم كرد و جهان چند قطبى!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2008/11/post_1126.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=4469" title="ناسيوناليسم كرد و جهان چند قطبى!" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2008:/Maqale//2.4469</id>
    
    <published>2008-11-16T00:01:45Z</published>
    <updated>2008-11-16T00:05:06Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>mohammad1917</name>
        
    </author>
            <category term="عبدالله شریفی" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 65px; HEIGHT: 81px" height="81" hspace="0" src="/Maqale/a-sharifi.jpg" width="65" align="baseline" border="0" /> </p>]]>
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 24pt; mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA"><font face="Times New Roman">عبدالله شريفى</font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 18pt; mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 18pt; mso-bidi-language: FA"><font face="Times New Roman">توضيح مقدماتى</font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font size="3"><font face="Times New Roman"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">قبل وارد شدن به اصل موضوع براى نشان دادن جايگاه چنين نوشته اى به پاره اى توضيحات مقدماتى نياز است۔ وارد شدن به موضوع بدون اين توضيحات هدف از نوشتن چنين مطلبى را با حدس و گمان هاى گمراه كننده مواجه خواهد ساخت۔ </span></b><b><span lang="SV" dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA"></span></b></font></font></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span dir="rtl"></span><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span><font size="3"><font face="Times New Roman"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>بحث اين است كه قطب بنديهاى جهانى در آستانه تحول و دگرگونى قرار گرفته اند، بحث جهان تك قطبى براى سياست امروزى دارد كهنه ميشود و جهان در تحولات تناقضات و تحركات جهان چند قطبى قرار گرفته است۔ نه تنها ناسيوناليسم كرد بلكه كل پديده ها در دگرگونى حول اين تغيير آرايش دچار تحول خواهند شد۔ من در نشريه كانون كمونيسم در شماره هاى ١ و ٢ به جهان چند قطبى و جايگاه اسلام سياسى و جمهورى اسلامى ايران پرداختم۔ اكنون در همان راستا به يك پديده سياسى قابل توجه براى جنبش ما، همانا مساله ناسيوناليسم كرد ميپردازم۔ ادعا نميكنم كه مكانيسم ها و استراكتور اين جهان چند قطبى را ميشود در اين مطالب كوتاه بيان كرد و اساسا اهداف سياسى ما هم اين نگرش جامعه شناسانه نيست بلكه سعى ميشود كه با شناخت اين تحولات مبارزه و اعتراض بى وقفه طبقه كارگر و مردم محروم ترسيم، و مشكلات و موانع و امكان پذيرى اين مبارزات تصوير شود۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">بنابراين بايد ديد كه دايره و شعاع مورد بحث(ناسيوناليسم كرد و جهان چند قطبى) چقدر و تا كجا است؟ نوشته ميخواهد به كدام معضل جارى پاسخ دهد؟ اين نوشته در كجاى يك پرسپكتيو كلى از اوضاع قرار دارد؟ و ۔۔۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font size="3"><font face="Times New Roman"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">اولا، تا آنجايى كه به مفهوم ناسيوناليسم به طور كلى مربوط ميشود، ناسيوناليسم بعنوان يكى از اركانهاى ايدولوژى بورژوازى، به مثابه</span></b><span dir="ltr"></span><b><span lang="FA" dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA"><span dir="ltr"></span> </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">آگاهى وارونه انسان،</span></b><span dir="ltr"></span><b><span lang="FA" dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA"><span dir="ltr"></span> </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">خرافه، به عنوان جنبشى و افقى بورژوايى، مساله مورد نقد ما ماركسيستها در طول تاريخ جامعه سرمایه داری بوده است۔</span></b></font></font></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>در اين رابطه جنبش ما يعنى جنبش كمونيستى كارگرى همراه تحولات بعد از جنگ سرد، تبيين خود را چه در سطح تئوريك و چه در سطح عملى و كنكرت و اتخاذ حلقه هاى سياسى و تاكتيكى مفصل ارائه داده است۔ با اين توضيح ما در زمينه تئوريك وتبيين سياسى روشن و بي مشكل هستيم۔ بحث (ناسيوناليسم، ملت و برنامه كمونيسم كارگرى از منصور حكمت)، جنبش كمونيستى معاصر را با غناى تئوريك وبيان سياسى در اين زمينه از انكشاف مجدد و بازبينى دوباره معاف كرده است۔ اين بحث نه تنها در سطح تئوريك، فلسفى و عميقا جانبدارنه به اومانيسم و انسانگرايى بلكه در سطح سياسى و تاكتيكى بصورت مفاد برنامه اى جهت قابليت اجرايى فورى در برنامه يك دنياى بهتر در دسترس است۔ نتيجتا بحث حول ناسيوناليسم عموما و جايگاه بازنگرى اين مفهوم از زاويه ماركسيستى نيست۔ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">دوما، ناسيوناليسم كرد، يكى از گرایشهای سیاسی و اجتماعی و طبقاتی بوده است كه در جبهه<span style="mso-spacerun: yes">  </span>تقابل مداوم با جنبش ما در اين سى سال اخير حضور داشته است۔ اين جنبشى است كه با تاثیرات زیانبار در مبارزه سیاسی برای رفع ستم و تبعیض ملی بر ذهنیت توده مردم همراه بوده است و از این رو در سرنوشت كمونيسمى كه ما نيروى زنده و حى و حاضر آن هستيم و از جمله در ارائه راه حل برای این معضل و دخالت فعال داشته ایم، تاثير مستقيم داشته و دارد۔ ما اين جنبش را در سياست، در تبليغ در عرصه اجتماعى و حتى در عرصه نظامى به مصاف طلبيديم. ما بارها در عقب راندن آن، در ناممكن ساختن پروژه هاى آن نقش اصلى را بعهده داشته ايم۔ ادامه چند و چون اين جنبش در مسير تحولات جارى طبيعتا بر روند افت و خيز جنبش ما تاثير جدى خواهد داشت۔ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">ما نه تنها در سطح كلى ناسيوناليسم معاصر، بلكه در لحظات حيات سياسى ناسيوناليسم كرد، به دليل اهميت پيدا كردن منطقه خاورميانه<span style="mso-spacerun: yes">  </span>عموما و عراق و ايران خصوصا، بعد از دهه ٩٠ در سطح سياست جهانى، حرف داشته ايم، نقد كرده ايم، سياست اتخاذ كرده ايم، نيروى سياسى حول سياست هاى كمونيستى خود بسيج كرده ايم. اين تاريخ واقعيتى از مبارزه طبقاتى در آن گوشه از جهان است كه نميتوان آن را ناديده گرفت۔ بنابراين ما بايد به سير تحول اين جنبش بپردازيم، امروز نيز روند مبارزه طبقاتى ازمجراى تقابل طبقات و و در سطحى معين ازكانال كشمكش جنبش هاى متضاد ميگذرد۔ تداوم گرایش سوسیالیسم ملی، ناسیونالیسم چپ و باز شدن مجدد پرونده &quot;ایران چند ملیتی&quot; در طیفهای این گرایش &quot;سراسری&quot; و دلبستگی &quot;سوسیالیستی&quot; به تشکیل دولت &quot;کردی&quot; و آرمانهای بورژوازی صنعتی &quot;کردی&quot; در کردستان و در &quot;جنبش کردستان&quot; بر بستر و زمینه اجتماعی جنبش ناسیونالیستی میسر و ممکن شده است. </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman"><span style="mso-spacerun: yes">  </span></font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">سوما، سيرانشعابات و تكه پاره شدن احزاب موسوم به كمونيسم كارگرى و چرخش ها و دگرديسى ها و &quot;انتقال&quot;های باورنکردنی به بستر جنبشها و گرایشات اجتماعی طبقات دیگر، در تضعيف تقابل ما با ناسيوناليسم تاثيرات مخربى برجای گذاشته است۔ حاشيه اى شدن چپ كمونيستى و ظهور كمونيسم هاى معوج بر آثار تخريب تحزب كمونيسم كارگرى، اصالت موضع و اتخاذ سياست در قبال ناسيوناليسم كرد را در تاريكى وابهام فرو برده است، و رد يابى و پيوستگى نقد آن رگه اجتماعى كمونيسم كارگرى را با دشوارى مواجه كرده است۔ اين نوشته حداقل تلاشى است نظرى و سياسى در جهت اين پيوستگى تاريخى۔ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">چهارم، به موازات اوضاع سياسى عمومى، بحران و تشتت در احزاب جنبش ناسيوناليستى كرد نيز به اوج رسيده است۔ انشعابات و تنش هاى جارى دامنگير احزاب اين جنبش، معضلات اين جنبش را براى تغيير آرايش سياسى به كلاف سردرگم و گره پيچيده اى تبديل كرده كه طول و عرض اين جنبش را در بر گرفته است۔ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">اين نوشته ميخواهد<span style="mso-spacerun: yes">  </span>نشان دهد كه اين موقعيت ميتوانست و حتى با احتمال ايجاد شرايطى سياسى معين در حال و آینده نزدیک، ميتواند به پيشرويهاى جدى در مبارزات طبقاتى طبقه كارگر(تا جايى كه مربوط به تقابل با اين جنبش مربوط است) در آن محدوده معين برسد. اينجا ميخواهم امكان اين پيشروىرا از نظر سياسى<span style="mso-spacerun: yes">  </span>توضيح دهم۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">پنجم و نهايتا، من خوانندگان نشريه را <u>جهت توضيح متد حاكم بر اين مطب واساسا بررسى مساله ناسيوناليسم كرد در شرايط كنونى و نه كليشه و الگو بردارى خشك</u> به اين منابع مراجعه ميدهم:</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>در باره مساله يهود، ماركس</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>حق ملل در تعيین سرنوشت خويش ، لنين</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">ملت ناسيوناليسم و برنامه كمونيست كارگرى، منصور حكمت</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">دمكراسى تعابير و واقعيات ، منصور حكمت</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">در دفاع از خواست استقلال كردستان عراق، منصور حكمت<span style="mso-spacerun: yes">   </span></font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA"><font face="Times New Roman">عراق صحنه عروج و افول ناسيوناليسم كرد!</font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>آنچه امروز مى بينيم و ميشنويم مكمل تصويرى است از وخامت اوضاع احزاب ناسيوناليست كرد۔ با نظاره موقعيت احزاب ناسيوناليستى در كردستان عراق و ايران، میتوان افق و چشم انداز جنبش ناسيوناليستى كرد را تصویر و ترسيم كرد۔ عواقب موجود ناشی از سيربحرانى احزابى از اين جنبش است كه نزديك به دو دهه است بر سرنوشت ميليونها انسان تحميل شده اند۔ كشمكش &quot;دولت مركزى&quot; عراق با احزاب اتحاديه ميهنى كردستان و حزب دمكرات كردستان(احزاب جلال طالبانى و مسعود بارزانى) حول مساله كركوك و مناطق خانقين و مندلى، نا مشخص تر شدن پروژه &quot;كرد&quot; از جانب آمريكا، موقعيت دولت آمريكا در تقابل بلوبنديهاى جهان سرمايه بر بستر بحران اقتصادى كنونى، سير ريزش و انشعابات مكرر در احزاب ناسيوناليست كرد در حوزه جغرافيايى عراق و ايران، فقط مشاهداتى ساده از نمودهای افت و خيز اين جريانات بر متن يك روند پويا نيستند۔ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">اين مشاهدات ما را به تحليل و بررسى سياسى اين پديده در موقعيت جديدى رهنمون ميشوند۔<span style="mso-spacerun: yes">  </span>بايد ديد اوضاع و شرايطى كه اين اتفاقات را خلق ميكند بر چه پايه اى استواراند ؟ براى رسيدن به اين ارزيابى، ناچارا نگاهى كوتاه به اوضاع گذشته را ضرورى ميسازد۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">ياداورى اوايل دهه ٩٠ ميلادى سر نخ ماجراى امروز را برملا ميكند۔ اواخر دهه ٨٠، احزاب ناسيوناليست كرد، با پايان جنگ ايران و عراق در حوزه هاى اين دو كشور با بحرانهاى جدى روبرو شدند۔ شكاف منطقه و منازعات خصمانه دول منطقه به دايره ديپلماسى صلح منتقل شد، اين تغييرات، امكانات و &quot;شکافهای منطقه ای&quot; كه با جنگ ايران عراق در منطقه براى نوعى فعاليت گشوده بود با محدوديت مواجه ساخت۔ افق احزاب ناسيوناليست كرد در ابهام و تاريكى فرو رفته بود۔ با ختم جنگ اميدى به دوام سياست &quot;جنگ مذاكره، مذاكره جنگ&quot;، استراتژى اين احزاب، نمانده بود۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">اگر كسانى شرايط آن روزهاى اواخر دهه ٨٠ را بياد داشته باشند خوب متوجه ميشوند كه دوران مذاكره احزاب ناسيوناليست كرد در عراق (دوران مفاوضه) چه اوضاعى بود. در آن زمان حزب دمكرات بارزانى مستقيما به ايران آويزان بود و اتحاديه ميهنى جلال طالبانى در حاشيه، در مذاكراتشان با صدام به كمترين شرايط و امتياز ممنون بودند۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">تقابل هاى جهانى و سير رو به اضمحلال بلوك شرق معجزه وار اين شرايط افول را نجات داد۔ عراق به يكى از مراكز مهم تقابل تخاصمات جهان سرمايه بعد از جنگ سرد تبديل شد. اين، آن&quot; امداد غيبى&quot; بود كه احزاب ناسيوناليست كرد را و كل اين جنبش را از بالا و با سرعت در خود هضم كرد۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">با جنگ خليج احزاب ناسيوناليسم كرد قبل از پرداختن به تغيير چندانى در استراتژى خود يكباره كتاب قرمز و تمامی رمز و نشانه های &quot;چپ&quot; را زمين گذاشتند و به بخشى از سياست ميلتاريستى غرب در عراق تبديل شدند۔<span style="mso-spacerun: yes">  </span>شتاب اوضاع سياسى و تمايل رهبران جريانات ملى كرد، تغيير ريل سریع و منطبق با آن شتاب<span style="mso-spacerun: yes">  </span>سرنوشت كل اين جنبش را رقم زد۔ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">از اوايل دهه ٩٠ تا ٢٠٠٣ كه به اشغال عراق توسط ارتش آمريكا منجر شد، يعنى بيش از يك دهه، احزاب ملى كرد، بر بخشى از جغرافياى كردستان گمارده شده بودند. این دوره اى است كه اين جريانات با جنگ هاى داخلى بر سر تقسيم قدرت و چپاول، كل منطقه تحت تسلط خود را به خون كشيدند۔ اين دوره ياداور خاطرات تلخى است كه نه تنها مردم كردستان در عراق بلكه مردم منطقه را منزجر ساخت۔ جنگ هاى خونين احزاب اتحاديه ميهنى و حزب دمكرات كردستان عراق و جنگ هر يك از اين دو با نيروهاى پ۔ ك۔ ك، آوردن قشون اسلامى در روز روشن و تهاجم نظامى به مقرها و محل هاى نيروهاى اپوزيسيون ايرانى، فقط چند قلم از ميان اقلامى است كه در سايه سلطه اين احزاب به وقوع پيوست۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">اين دوره جمهورى اسلامى از يك طرف، و تركيه از طرف ديگر، بازمانده دولت بعث و صدام در بغداد از يكسو و دول عربى از سوى ديگر، بطور مستقيم و آشكارا كردستان عراق را به ميدان تاخت و تاز خود تبديل كرده بودند۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">در جوار اين شرايط مدنيت در جامعه آويزان و بى تكليف بود، از كار و زندگى خبرى نبود،<span style="mso-spacerun: yes">  </span>مدرسه و بيمارستان وبهداشت و روابط و مناسبات متعارف اجتماعى جاى خود را داده بود به یکه تازی میليس عشایر و احزاب که جریانات رنگارنگ اسلامی هم به آن اضافه شده بودند. كشتار و جنگ و ترور، و هرج و مرج و هر کی هرکی قاعده آن اوضاع بی قاعده بود. در سليمانيه كه قدم ميزدى معلوم نبود كه اين شهر تحت سلطه پاسدار جمهورى اسلامى است يا نيروى مسلح احزاب ملى كرد و۔۔۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">در امتداد تخريب و تباهى جامعه، تهاجم به هر آنچه نشانه چپ و انسانگرايى و هر دريچه اى به تحول مثبت آينده، با خشونت و سركوب روبرو شد۔ در اين ميان ميتوان به سرنوشت مكانيسم هاى دخالت مردم كه مشمول همان قانون جنگل شدند، اشاره كرد۔ سرنوشت پديده هايى مانند موقعيت زن در آن جامعه، جايگاه آزادى و مصائب و فقر روزافزون و زیر سوال رفتن نفس حیات و نفس کشیدن در آن &quot;غیر&quot;جامعه را ديد و كل اين ماجرا را بازخوانى كرد۔ در جواب به دفاع از حقوق برابر زن در جامعه ، ترور و كشتار زنان، قتل هاى ناموسى و رشد فرهنگ ضد زن و مردسالارى در همه ابعاد بر آن جمعه تحميل كردند۔ علاوه بر اين، نقشه و برنامه هاى سيستماتيك و ديكته شده سركوب گرانه گوشه اى از آن تاريخ است كه براى هميشه سيماى واقعى اين جريانات را در حافظه تاريخى مردم آزاديخواه ثبت كرده است۔ سه فاكتور كه سه شمع در اين تاريكى بودند، بدست اين جريانات و با ديكته دول منطقه تضعيف و خاموش شدند۔<span style="mso-spacerun: yes">  </span>يكم شوراهاى مردمى بودند۔ در ابتداى اين پروسه شوراهاى مردمى در شهرها و محلات شهرى كردستان عراق سر بر آوردند۔ اين شوراها رنگ و بوى چپ و با طرفدارى از حقوق مدنى جامعه و در واقع در دفاع از حقوق مدنى جامعه شكل گرفته بودند۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">دوم اتحاديه كارگران بيكار(بيكاران) ، اين اتحاديه در شهرها نفوذ و اعتبار خاصى داشتند۔ در دفاع از حقوق كارگرى و موج وحشتناك بيكارى و بى سرنوشتى و فقر و فلاكت كه محصول آن شرايط برزخى بود، شكل گرفته بودند۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">و سوم حزب كمونيست كارگرى عراق بود۔ اين حزب در اواسط دهه ٩٠ تشكيل شد و در مقابل كل اين پديده، در دفاع از سرنوشت انسانى جامعه، قرار گرفت۔ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">من قصد ندارم به ارزيابى اين سه محور شورا و اتحاديه و حككع بپردازم، اين بحثى مفصل ترى است كه قبلا به آن پرداخته شده است اما حقيقت اين است كه اگر شوراها و اتحاديه ها و حككع مسلح بودند و در آن شرايط ضد مدنى و تسلط احزاب عشيره اى و اسلامى، قطعا ميبايست تا حد دفاع قدرت مسلح ميداشتند، اگر چنان ميبود ما اكنون ناچار نبوديم اينگونه از شكست و عقب نشينى خود در مقابل ارتجاع ، در انظار عموم سخن بگوييم. من به اين تك درس از كل اين تجربه بسنده ميكنم و تا تحلیل همه جانبه تر آن در فرصتی دیگر،<span style="mso-spacerun: yes">  </span>فعلا از آن ميگذرم۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">دوره دوم با تهاجم نظامى آمريكا و انگليس به عراق و سرنگون كردن دولت صدام و اشغال عراق شروع ميشود۔ اشغال عراق دور ديگر از عروج جريانات قومى و مذهبى را بهمراه داشت۔ كشمكش هاى جهانى براى مدتى در عراق متمركز شد۔ حضور نظامى آمريكا در عراق موازنه ها را تغيير داد و با اين نحوه دخالت، ايران و اسلام سياسى، نحوه اعمال نفوذ تركيه و دول عربى كاليبر كاملا جديدى به خود گرفتند۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">جلال طالبانى و مسعود بارزانى در ميان خيل علاوى و جعفرى و پاچه چى ها كسانى بودند كه در اجراى سياست نظامى عراق مهره هاى محلى اعمال اين سياست بودند۔ و به همين دليل و سابقه سلطه يك دهه بر مردم كردستان عراق، در تقسيم قدرت و زد و بند و گاوبنديها ى بعدى دست بالا پيدا كردند۔ در اين پروسه &quot;مقامات&quot; &quot;دولتى&quot; را به سهم قابل ملاحظه اى به جريانات ناسيوناليسم كرد سپردند۔ اوج &quot;صعود&quot; اينجا بود۔ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">اما چندان طول نكشيد كه دوره سقوط و افول شروع شد۔ اين جريانات در كردستان عراق از توهم و خرافه پا به واقعيت نهادند۔ مردم ديگر ملاحظه بازگشت دولت فاشيستى بعث را نداشتند و از آنها توقع كار و زندگى و رفاه و مدنيت داشتند و در مقابل &quot;حكومت خودى&quot; با گلوله و زندان و فقر و وضعیت کماکان بلاتکلیف و آویزان، جواب دادند۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">كارگرى كه مزد خود را مطالبه ميكرد، روزنامه نگارى كه آزادى بيان را ميخواست، مردمى كه مسكن و آب و نان و برق را طلبكار بودند، زنى كه توقع قانونى شدن حق برابرش را آرزو ميكرد، با شليك و ترور و زندان و تحقير مواجه شدند۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">سرانجام<span style="mso-spacerun: yes">  </span>پروژه آمريكا در عراق چه به لحظ سياسى و چه به لحاظ نظامى موفقيتى كسب نكرد و ناكام ماند۔ آمريكا براى مساله كرد هيچ برنامه خاصى جز استفاده ابزارى و موقت از آن براى حفظ خود در منطقه در دستور نداشت۔ این مساله منشا اساسی بحران در صفوف احزاب ناسیونالیست کرد در کل منطقه بود. در همان حال ادامه دنبالچه گری در تحزب ناسیونالیسم کرد به تجدید آرایش صفوف پ. ک. ک و تشکیل و سرهم بندی پژاک با مساعدت جناحهايى از رژیم اسلامی و دخالت مستقیم آمریکا و انگلیس منجر شد. گسترش مدل عراق يا به اصطلاح عراقيزه كردن در ايران و يا در جايى ديگر ممكن نشد۔ آمريكا در مقابل رقبايى چون اروپا، چين و روسيه سير نزولى قدر قدرتى را طى كرد۔ بدين ترتيب پیش نرفتن اوضاع عراق مطابق سناریوهای دولت آمریکا، پيشروى سياست قلدرى نظامى آمريكا را سد كرد و صحنه افول يك روند عمومى شد كه جريانات ناسيوناليست كرد را بعنوان عارضه اى به سراشيب بحران پرتاب كرد۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>دولت آمریکا که در جریان جنگهای سال ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳، &quot;کرد&quot;ها را در اردوی ذخیره استراتژی &quot;نظم نوین&quot; و دکترین &quot;رژیم چینج&quot; قرار داده و احزاب ناسیونالیست کرد برای این خیر و برکت و خوان یغما دست از پا نمیشناختند، با تغییر اوضاع در جهت عکس سناریوهای پیشین، مشکل را از وضع کردها به معضل مشروعیت دولتهای دست ساز خود در عراق تغییر داد. پیمان &quot;امنیت&quot; آمریکا و &quot;دولت عراق&quot; و فشار جهت تصویب آن و تاکید بر حضور نظامی آمریکا تا پایان سال ۲۰۱۱، و طرح مساله &quot;کرکوک&quot; که طرفهای ذینفع آن نه<span style="mso-spacerun: yes">  </span>منحصرا &quot;دولت اقلیمی کردستان&quot;، بلکه ترکیه و دولت &quot;مشروع&quot; عراق هستند، مشکل را از تحبیب فرمایشی احزاب ناسیونالیست کرد و باور خرافی دوایر ناسیونالیست کرد به واقعی بودن آن، به مشکل واقعی تر، یعنی تعیین تکلیف تداوم حضور نظامی آمریکا و شکل دادن به یک دولت سرسپرده در مقیاس &quot;سراسری&quot; شیفت داد.<span style="mso-spacerun: yes">  </span></font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">اين اوضاع داخلى و اوضاع منطقه اى و جهانى شرايطى را فراهم كرد كه سير افول احزاب ناسيوناليست كرد را با همان سرعت كه صعود كردند به افول بكشاند۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA"><font face="Times New Roman">مساله كرد و جنبش ما!</font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>مساله كرد و وجود چنين معضلى در قلمرو سياست معاصر، بخشى از كمبود و نواقض تاريخى تكامل سرمايه دارى در منطقه است كه هنوز به قوت خود باقى است۔ مسله حل نشده و جواب نگرفته كرد به دلايل مختلف و از جمله وجود اين مسله در كشورهاى ايران، تركيه، سوريه، بصورت مساله پيچده اى به حيات خود ادامه داده است۔ اين معضل به صورت پروبلماتيك منطقه اى و قابل توجه تبديل شده است كه بايد جواب گيرد۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>مسلما اگر در ابتدا و اواسط قرن بيستم در متن پروسه كاپيتاليزه شدن جامعه ايران و منطقه، اوضاع سياسى طورى ديگر پيش ميرفت، لابد ما اكنون با چنين زخم و درد اجتماعى روبرو نبوديم۔ همانگونه كه امكان ماندن جرياناتى نظير اسلام سياسى و جريانات مذهبى محصول سير شكست و ناتوانى بورژوازى در مدرنيزاسيون جامعه در آن دوره است، بقا مساله كرد نيز حاصل ناتوانى بورژوازى منطقه در حل مسائل و به سرانجام رساندن پروسه تكامل خود بوده است۔ اين مساله اكنون به عنوان ستم و تبعيض در جامعه سالها به عمر خود ادامه داده است۔<span style="mso-spacerun: yes">  </span>ستم و تبعيض ملى و اعمال نابرابرى بر شهروندان مانند هر ستم و تبعيض اجتماعى ديگر محصول نظامى است كه بر پايه اعمال چنين نابرابريهايى به عمر خود ادامه داده است۔ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman"><span style="mso-spacerun: yes"> </span></font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">براى ما مساله كرد و يا هر گونه تبعيض ملى با تبيين ناسيوناليستى و كلاسيك از اين پديده متفاوت است۔ نه مفهوم ملت و نه مفهوم جدايى از نظر اصولى نزد ما جايگاهى ندارند۔ ما موظفيم مساله را همانگونه كه وجود دارد ببينيم و راه حل آن را ارائه دهيم۔ همانگونه كه وجود و بقا اين معضل را فضيلت نميدانيم، بلكه حاصل عقب ماندگى تاريخى ميشناسيم، راه حل آنرا نيزبه سطح اصول ارتقا نميدهيم۔ اينكه ما كمونيستها با هر گونه ستم در هر شكلى مخالفيم نياز به توضيح ندارد، براى كمونيسم پراتيك از آنجايى كه بقا هر ستمگرى را با فلسفه وجودى خود كه رهايى بشريت است در تنازع ميبيند، بايد عليه هر نوع ستمگرى مبارزه كند و راه حل داشته باشد۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">مساله كرد هم از اين جنس است۔ حاصل اجبارى است در قلمرو سياست كه بايد به آن جواب داد۔ كمونيسم دخالتگرى كه در ايران و عراق بخواهد طبقه كارگر و مردم محروم را براى رهايى خود از نظام سرمايه دارى، سازمان دهد بايد به اين اجبار تاكتيكى نيز جواب دهد۔ اين آن شرايط معين در تاريخ معين است كه بقول لنين بايد جواب بگيرد۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">بر همين مبنا اواسط دهه ٩٠ مدتها قبل از اشغال عراق، منصور حكمت پلاتفرم<span style="mso-spacerun: yes">  </span>تشكيل دولت مستقل در كردستان عراق و اعلام جدايى را به اميد شكل گرفتن حركتى براى حل ممكن مساله كرد، ارائه داد۔ من به مفاد اين نوشته اشاره نميكنم. اين منابع قابل دسترسى و مراجعه ميباشند، اما اين طرح مطلوب نبود چون مطلوب براى جنبش ما در مقابل هر ستم و تبعيضى استقرار نظام سوسياليستى است، ممكن است چون جواب سياسى به اين مساله با شكل گرفتن دولتى مبتنى بر تساوى حقوق شهروندى، ضمن اينكه مساله كرد مساله ملى را به حاشيه ميراند، جامعه را بسوى يك جامعه متعارف و بر اين مبنا مبارزه طبقات را رودرروتروميكند۔ <span style="mso-spacerun: yes"> </span>كارگر آن جامعه را از صحنه خرافى ناسيوناليسم&quot;مظلوم&quot; به جنگ رو در رو دولتى متعارف ميبرد۔ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>از طريق اين<span style="mso-spacerun: yes">  </span>راه حل پروسه از ميان رفتن نفرت و تفرقه هاى قومى در ميان مردم كه حاصل اجتناب ناپذیر سرکوبها و بمبارانها و انفالها و بمب شیمیائیها طی دهها سالها بوده است، اين مسير نفرت انگيز را تغيير ميداد و به جاى بازتوليد تفرقه افكنانه مبارزات طبقات متخاصم و طبقه كارگر از موانع واقعى از دلچركينها ى تفرقه انداز عبور ميكرد و مستقيما براى استقرار جامعه دلخواه خود مبارزه ميكرد۔ با اين راه حل امكانى جهت<span style="mso-spacerun: yes">  </span>ترميم<span style="mso-spacerun: yes">  </span>جامعه كه بر تفرقه ملى آرايش داده شده است، ميبود۔ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">متاسفانه اين پروژه با سركوب هر صداى آزاديخواهى و حق طلب ى كه قبلا اشاره كردم امكان نيافت متحقق شود، اكنون نيز اين جواب به قوت خود باقى است۔ سير حوادث و روندها به ما ثابت كرده است كه اين جواب ممكن و ضرورى است۔ اگر كسى از خرافه و تفرقه و نفرت پراكنى قومى نفعى نميبرد، قاعدتا بايد از اين نوع پروژه هاى ممكن و عملى حمايت كند۔ بقا مساله كرد، بقا خرافات قومى است كه بقول ماركس تاكنون تاريخ را در خود حل كرده است، اكنون نوبت و ضرورت آن رسيده است كه با حل مدنى و انسانى ، اين خرافات را در تاريخ حل كنيم۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA"><font face="Times New Roman">مساله كرد و جنبش ناسيوناليستى كرد!</font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">مساله حل نشده كرد با همان ابعاد وحشتناك در عراق، بر متن تداوم خصومت قومى كه حاصل<span style="mso-spacerun: yes">  </span>محروم شدن و سركوب بخشى از جامعه به اتهام كرد بودن توسط رژيم بعث بود به دنياى بعد از جنگ سرد منتقل شد۔ از طرف ديگر احزاب ناسيوناليست كرد، با باد زدن اين خصومت، <span style="mso-spacerun: yes"> </span>كل اين مساله پا به سياست اين عصر نهاد و اين مساله را به يكى از معضلات دوره معاصر تبديل كرد۔ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">جريانات ناسيوناليست كرد در خلا دولت مركزى و تسلط بر جامعه كردستان عراق، ميتوانستند در همان بدو امر<span style="mso-spacerun: yes">  </span>اعلام جدايى و اعلام دولت مستقل در كردستان عراق بكنند۔ اما ما شاهد حتى تلاشى در اين زمينه از جانب اين جريانات نيستيم، چرا؟ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">براى رسيدن به ارزيابى درست و تحليل پايدار وعلمى از هر پديده اى، بايد از متكاملترين موجوديت آن پديده شروع كرد تا به نتايج درستى رسيد۔ اگر اين روش را در رابطه با ناسيوناليسم كرد بكار گيريم، ميبينيم كه بعد از دو دهه&quot;حاكميت&quot; اين همه دم و دستگاه چپاول، يك وجب در قلمرو قانون از دايره قوانين بعث فراتر نرفته است۔ تمام راديكاليزم اين جماعت اين بود كه<span style="mso-spacerun: yes">  </span>در نمايش مضحك سرانشان موسوم به پارلمان، در قوانين خانواده مساله چند همسرى را محدود كنند۔ اين آخرين و تازه ترين شاهكار است كه مردان چندهمسر را به داشتن تعداد كمتر و محدودتر ترغيب كنند، بوى گند و عفونت اين چنيين قانون گذارى ها به حدى مشمز كننده و ضد زن و ضد مدنيت است كه حتى هوادارنشان، نيز زبان به اعتراض گشوده اند۔ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">البته بايد اضافه كرد كه دلیل بی اشتهائی احزاب موجود ناسیونالیست کرد برای تشکیل دولت مستقل و جدائی،<span style="mso-spacerun: yes">  </span>فقط این نیست که نگاه آنها به مسائل اجتماعی، ارتجاعی است. در حقيقت من نميدانم که روسای استقلال تیمور شرقی و یا اوستیای جنوبی چه قماش از مرتجعين هستند و یا چه اندازه متمدن اند. به نظر ميرسد که خصائل بشدت فئودالی و اشرافیت فئودالی ناسیونالیسم کرد كه بصورت سنت سياسى نيز عمل ميكند چنان &quot;نهادينه&quot; شده است كه در اين بى اشتهايى به تحول و امروزى شدن نقش داشته باشد۔ قناعت به موقعيتى زیر دست و لابلای عبا و شنل و تحت الطاف شاهان و ژنرالها ماندن و دعاگو و تیولدار بودن، بيشتر از خصائل اشرافيت فئودالى است كه سنتى ثابت و استوار در حيات سياسى اين جريانات است۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">وقتى به حل مساله كرد از زاويه اين جريانات نگاه ميكنيد هنوز بعداز دو دهه بيا و برو نتوانستند دو شهر را با هم متحد كنند و به قول خودشان مساله يكى كردن و متحد شدن &quot;پارلمان&quot; هنوز به عمده ترين مسايل مورد اختلاف نپرداخته است، و در ابتداى كار است۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">در اين مدت در دنياى پر تحول و خارج از حشر و نشر جريانات ناسيوناليستى كرد، جهان با تحولات عظيم روبرو شد اتحادها و تجزيه هاى به مراتب بزرگتر صورت گرفتند۔ معلوم نيست چرا اتحاد دو آلمان در طى دو هفته ممكن ميشود، تجزيه كشور مقتدرى با سابقه ٧٠ ساله مانند يوگسلاوى ظرف چند سال صورت ميگيرد، تيمور شرقى و اوستیاجنوبى در دو هفته جدا ميشوند اما جدايى كردستان عراق پيشكش، اتحاد دو شهر كردستان ٢٠ سال هم ممكن نميشود؟!</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>هنگامى به مساله معيشت مردم نگاه كنيد، فقر و بيكارى و فلاكت بيداد ميكند۔ آزادى بي معنى است، حقوق زن و كودك در آن جامعه زيرپاى سنن پوسيده و ارتجاعى<span style="mso-spacerun: yes">  </span>له شده است۔ از رفاه و بهداشت و امنيت خبرى نيست۔ با اين وصف اقليتى بر كوهى از پول و امكانات خفته اند۔ معلوم نيست چرا ٢٠ سال فرصتى كافى است تا سران اين احزاب از هيچ به سطح رقابت با ميلياردنرهاى كشورهاى شيخ نشين برسند امابراى تامين حداقل رفاه مردم هنوز تازه كار و نيازمند نوازش هستند؟! آيا جنجال بپا كن هاى سور سات ميادين اروپا براى جشن هاى آن چنانى &quot;آزادسازى&quot; كردستان، حاضرند به اين گونه سوالات جواب دهند؟!</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">اين مشاهدات حكم ميكند كه به ارزيابى تاريخى تر جنبش ناسيوناليسم كرد و احزابش بپردازيم۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">١۔ ناسيوناليسم كرد تاريخا با يك تناقض جدى روبرو بوده است۔ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">در اين چند دهه اخير جامعه كردستان مانند همه جوامع دستخوش تغييرات اساسى شد۔ زندگى امروزى و شهر نشينى و تاثيرات اين دوران اخير يعنى دوره انتقال سريع اطلاعات و يا عصر انفورماتيك در ميان مردم كرد زبان محسوس است۔ با سرمايه دارى شدن جوامع، طبقه كارگر كردستان نيز به ميدان آمد۔ اما اين تغيير شامل حال احزاب و روشنفكران و اليت سياسى ناسيوناليسم كرد نشده است، اين قبيله در همان دوره خان خانى به گل نشسته اند۔<span style="mso-spacerun: yes">  </span>رشد جامعه و توقعات مردم با اميال و منش سياسى احزاب ملى كرد جور در نميايد۔ اجازه بدهيد اين پديده را مانند يك جسم هندسى از چند بعد متفاوت نشان دهيم۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">احزاب ناسيوناليست كرد، ترقى خواه نيستند۔ اين جنبش با وجود اينكه از عدم پيشرفت خود شكوائيه ميكند عملا ترقى خواه نيست۔ دنياى متمدن امروزى اگر جايى با افكار كهنه خود تصفيه حساب نميكرد براى هميشه در جهالت ميماند۔ بلاخره انقلابات، جنگها، تحركات و تحولات بايد جامعه و جنبشهاى طبقات مختلف را تكان دهد۔ سرمايه دارى در اوج ارتجاعى بودن ناچارا بر محور سود و استثمار، به درجه اى با علم و دانش و فرهنگ آوانگارد كنار بياييد۔ جنبش ناسيوناليستى كرد اين خصلت بورژوايى را حاضر نبوده است بپذيرد۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">تصادفى نيست كه احزابش به زايده سياست آمريكا قانع اند و براى خود وضعيت ابدى ميسازند۔ تحصيل كردگان اين جنبش در غرب، نويسندگان، شاعران و غيره متعلق به آن، هنوز هم وقتى در قامت اين جنبش مي ايسند به همان شمايل ٦٠ سال قبل بر ميگردند۔ هنوز در مورد مساله زن روايت نيمه مذهبى نيمه فودالى آن دوران عمل ميكند هنوز مردم كردستان را براى اعمال حق انتخابات سياسى نابالغ معرفى ميكنندو۔۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">٢۔ جنبش ناسيوناليسم كرد فاقد شبكه رهبرى است۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">از بدو پا گذاشتن به فرهنگ تحزب و سازماندهى اجتماعى جنبش ناسيوناليسم كرد، يك سنت پايدار در هر دوره اى تا كنون به روشنى قابل ملاحظه است و آن اين است كه فرهنگ عشيره اى و سنت خان خانى و فئودالى تار و پود سازمانى و رهبرى اين جريانات در بر گرفته است۔ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">اگر در يك مقايسه تاريخى وارد شويم و سرنوشت كسانى چون گاندى، جمال عبدالناصر، مصدق، ماندلا و غيره را ببينيم متوجه ميشويم كه اين شخصيت ها هر يك، رهبر امرى بوده اند و كارى را به سرانجام رسانده اند۔ اينها هر يك با اتكا به شبكه وسيع از رهبران، براى هدفشان طی ساليان نيرو جابجا كرده اند۔ مثلا مندلا براى مبارزه با آپارتايد در آفريقاى جنوبى اگر عضو پارلمان انگليس ميشد هيچگاه به نتيجه اش نميرسيد۔ اگر مصدق به جاى فشار بر انگليس اسباب و ابزار انگليس در قالب مقامات بود، قهرمان جنبشش در ملى كردن نفت نميشد۔ جلال طالبانى و مسعود بارزانى كه در احزابشان پست دايمى دارند با تحولات عراق نه در جايگاه رهبرى جنبششان بلكه، در دوره های قبل چون ابزار متناوب منافع دولتهای ایران و عراق و در این دوره در مقام ابزار سياست آمريكا بطور واقعى مجرى &quot;لاينحل كردن مساله كرد&quot; شدند۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">اينها با آن كاليبر، با گمارده شدن بر مسند قدرت اعمال مافيايى و غير دمكراتيك اداره احزابشان و رها كردن جامعه در فلاكت و سردرگمى استاد شدند۔ از قيافه، مشغله و سياست هاى اين دو حزب تصميم و اراده اى براى حل معضلات جنبش خود را نميشود نتيجه گرفت۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">اين جنبش فاقد اليت سياسى و روشنفكر به معناى امروزى كلمه است۔ همراه با خيل قربانيان چپ ناسيوناليست شده دوران نظم نوين، نه در راس احزاب و نه در سطح هنر و ادبيات و سياست چيزى جز تكرار و همان گويى محلى و تقديس عقب ماندگى و فضليت سازى از ضد زن و مردسالارى ديده نميشود۔ نه از سبك جديد هنرى و ادبيات خبرى است و نه از راديكاليسم سياسى، هر چه كه ميبينيد در بهترين حالت ترجمه كسالت آور &quot;گفتمان&quot; حقوق بشرى و دمكراسى دواير<span style="mso-spacerun: yes">  </span>آكادميك حواشى پنتاگون و سيا فراتر نميرود۔ آن لایه از شخصیتهای دارای &quot;تئوری&quot; هم وقتی به طرح راه حل میرسند، یا به دوایر مخفی و اسم مستعاری پناه میبرند و یا به موقعیت گروه فشاری و اپوزیسیون خودی جریانات عشریه ای و &quot;دو نیروی عمده&quot; قناعت کرده و<span style="mso-spacerun: yes">  </span>در نتیجه از دایره مدعیان اجتماعی ارائه راه حل به بیرون پرتاب شده اند. </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">٣۔ خصلت ضد كارگرى و ضد كمونيستى اين جنبش </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">بايد اذعان كرد كه در ميان كل گرفتاريها و ضعفهاى اين جنبش، در ميان اين همه مقاومت اين جنبش براى امروزى شدن، هنر ضد كمونيستى را خوب و امروزى ياد گرفته اند۔ اين بديهى ترين ادعا است چون اين جماعت اگر راجع به هر پديده اى بخواهند اظهار نظر كنند از كانال نفرت به كمونيسم و كارگر آن را بيان ميكنند۔ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">اگر از دستشان بر ميامد منكر وجود طبقه كارگر جهانى هم ميشدند۔ در عمل به هيچ پروسه انتخاباتى پايبند نيستند و همواره در حاشيه دمكراسى حقوق بشر مينويسند و ميگويند۔ احزاب مسلح اين جنبش دو دهه است بدون انتخابات بر سرنوشت مردم آن ديار گمارده شده اند و مورد اعتراض كسى نيست۔ شهروند از حقوق مدنى ابتدايى محروم است۔ مردم از كمترين مكانيسم اعمال اراده محروم اند۔ در منطقه تحت سلطه اين احزاب شايد دو تا سه كارخانه هنوز به حيات خود<span style="mso-spacerun: yes">  </span>با همان ابزار قديم و سيستم دوره بعث ادامه ميدند۔ اين چند كارخانه اگر هراز چند گاهى اعتراضى كرده باشند با گلوله و زندان مواجه شده اند، نمونه بارز اين ادعا خشونت عليه كارگران كارخانه سيمان تاسلوجه در سليمانيه و كارگران نفت كركوك ميباشد۔ بارها صف اعتراض معلمان ، پرستاران، دانشجویان و هر صنفى كه قصد اعتراضى داشته است، با نيروى مسلح و زندان و ارعاب جواب گرفته است۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">٤۔ احزاب ناسيوناليست كرد اهل دولتدارى نيستند۔ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">اكنون آيا واقعا در اين دايره ذكر شده، كسى جايى، در جنبش ناسيوناليستى كرد، حداقل در اين دو دهه، شاهد ارائه پلاتفرمى براى تشكيل دولت مستقل در كردستان عراق بوده است؟، كسى خبر دارد كه حركتى در اين جهت راه انداخته شده باشد؟ تحركات<span style="mso-spacerun: yes">  </span>حاشيه اى وطومار و جمع آورى امضا آنهم هنگامى كه سران احزاب كرد با آمريكا ترش كرده اند منظورم نيست، منظورم حركتى جدى كه خواهان جدايى و تشكيل دولت مستقل ميباشد۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">حقيقت اين است كه جريانات ناسيوناليستى كرد تاريخا اهل دولتدارى و سازماندهى اجتماعى نبوده و نيستند۔<span style="mso-spacerun: yes">  </span>در ذهنيت اين &quot;رهبران&quot; نگهبانى<span style="mso-spacerun: yes">  </span>ازخاك و تيولدارى جاى ويژه اى را احراز كرده است۔ اينها اهل سازماندهى اقتصاد و سياست بصورت دولت نيستند، اگر بودند اين مدت طولانى و اين فرصتها را از دست نميدادند۔ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">مدعيند كه اعلام جدايى و مستقل شدن امكان نداشت چون با تعارض ايران و تركيه و ساير دول منطقه مواجه ميشد، اين يك دليل سطحى و توجيه گرايانه است، كجا اين جريانات، اين چند ساله، به مطالبات مردم توجهى كردند و قوانينى به نفع مردم تصويب كردند؟ اينها به قدرت چنگ انداختند تا از موقعيت باد اورده به صورت فراعنه در آيند، اينها اهل قانونگذارى نيستند، نيروهاى دنبالچه اين دولت و آن ارتش هنر نيست۔ اگر به نيروى مردم متكى بودند و اعلام دولت مستقل ميكردند توافق هاى بعدى و تخاصمات بعدى بر توازن قواى آن دوره معين، استوار ميشد۔ از كجا معلون است كه اين پروسه با دخالت مردم عكس اين تصورات را نتيجه نميداد؟!</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">٥۔ ناسيوناليسم كرد در ساير حوزه ها</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">وضعيت احزاب ناسيوناليسم كرد در ايران بدرجاتى متفاوت است۔ اين جريانات تا قبل از خزيدن به دامن ناسيوناليسم قومى و گسست از سنت هاى پيشين خود، بدرجه اى احزاب با ثبات ترى داشت۔ توهم در سياست خطرناكترين موقعيتها راخلق ميكند۔ حزب دمكرات كردستان ايران هستى خود را در اين مقاطع فدا كرد تا بلكه تجربه عراق در ايران آنها را به جايى برساند۔ شكست اين دورنما اوضاع آنها را بحراني تر كرد۔ احزاب دمكرات و قوم پرستانى چون سازمان زحمتكشان<span style="mso-spacerun: yes">  </span>اكنون به حل تنگناهاى درونى گرفتارند، دارند از سرگيجه سرمستى و عربده كشى هاى قوم پرستانه چند سال قبل خود، در گوشه و كنار به خود ميپيچند۔ جديترين بخش اين جريات نظير حزب دمكرات ها در ممارسات دمكراسى درون تشكيلاتى و آزمايش عبور از آمريكا و شيفت مجدد به سوسيال دمكرسى اروپا به خود مشغولند۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">پ۔ ك۔ ك و شعبات آن اكنون در شكاف هاى منطقه جا خوش كرده ا ند، نه ابزار جدايى و حل بورژوايى مساله كرد بلكه ابزار مناقشات منطقه اى هستند، افت و خيز اين جريان بر بستر و حياط خلوت فاشيسم دولت تركيه فعلا امكان برو بيا را باقى خواهد داشت۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA"><font face="Times New Roman">نتيجه، و اين مساله در جهان چند قطبى!</font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">نتيجتا بايد گفت امكان علاج اين زخم<span style="mso-spacerun: yes">  </span>بر پيكر جامعه، يعنى حل مساله كرد، از كانال يك راه حل انسانى تر و در صورت حضور و شكل گيرى احزاب كمونيستى دخالتگر و پراتيك ممكن است۔ راه حل مطلوب و ممكن از اين كانال ميگذرد۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">روشن است كه مناقشه آمريكا با دولت عراق بر سر پيمان امنيتى نهايتا در غياب قدرت مردم براى رهايى خود، به نفع آمريكا فيصله خواهد يافت۔ آمريكا از حضور خود در عراق صرف نظر نخواهد كرد و موازنه تقابل با رقبايى چون اروپا چين و روسيه را بر مبناى تامين اين حضور پيش خواهد برد۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">دولت كنونى عراق و شخصيت هاى آن ابزار اين دوران انتقال هستند۔ ناسيوناليسم عرب و دول منطقه و غرب برنامه براى حل مساله كرد ندارند۔ فشار به عقب راندن و كوتاه كردن دست احزاب و جريانات كرد از مناطق نفت خيز كركوك و خانقين ادامه خواهد يافت و در موازنه بعدى سلطه دولت عراق بر اين مناطق و پاك كردن جريانات مسلح میليشاى كرد منجر خواهد شد۔ محدود كردن احزاب ملى كرد به حوزه قبل از اشغال عراق مرحله اول دل خوش كردن ناسيوناليسم عرب در منطقه خواهد بود۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">در جهان چند قطبى حل از بالای مساله اى نظير مساله كرد و يا فلسطين به مراتب دشوارتر خواهد بود۔ اما كش دادن و ساختن حوزه بحرانى براى افت و خيز حل مناقشات شكاف هاى جديدى را با خود باز خواهد كرد۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">آيا استقلال ابخاز و اوستیا جنوبى در گرجستان و سلب اميد از آمريكا، بخشى از ناسيوناليسم كرد را بسوى روسيه به حركت در خواهد آورد؟ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">سوالى است تازه و امكان وقوع آن هم خارج از انتظار نيست۔<span style="mso-spacerun: yes">  </span>عملى شدن اين چرخش جنبش ناسيوناليسم كرد را بطور كامل چند شقه<span style="mso-spacerun: yes">  </span>خواهد كرد۔</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font size="3"><font face="Times New Roman"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">در سطح داخلى اكنون نفرت و انزجار مردم از سران احزاب كرد بالا گرفته است، در غياب جبهه سوسياليستى كه قادر به رهبرى اين اعتراضات و مبارزات باشد، اكنون جبهه ناسيوناليستى در قالب اپوزيسيون در بارى و خودى با رهبرى جريان منشعب و نوشيروان مصطفى در محدوده معینی براى يك دوره معين، و به عنوان یک مسکن موقتی، مساله قابل ملاحظه و امكان پذير است۔ آيا سير رويداد و تداوم مبارزات مردم، امكان شكل گيرى مخالفين خودى براى<span style="mso-spacerun: yes">  </span>نجات احزاب ناسيوناليسم كرد<span style="mso-spacerun: yes">  </span>را از خشم مردم ممكن ميسازد؟</span></b><b><span lang="SV" dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA"></span></b></font></font></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">يكم نوامبر ٢٠٠٨<span style="mso-spacerun: yes">  </span></font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="SV" dir="ltr"></span><p /></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman" size="3"></font></p></p><p><font face="Times New Roman"> </font></p></p><p><font face="Times New Roman"></font></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>ضرورت تقويت گفتگوی سالم</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2008/11/post_1125.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=4467" title="ضرورت تقويت گفتگوی سالم" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2008:/Maqale//2.4467</id>
    
    <published>2008-11-15T15:51:07Z</published>
    <updated>2008-11-15T16:00:23Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>mohammad1917</name>
        
    </author>
            <category term="وريا شريفی" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 63px; HEIGHT: 75px" height="75" hspace="0" src="/Maqale/qalam4537802.jpg" width="63" align="baseline" border="0" /> </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>امروزه گفتگو يکی از نيازهای مبرم در ميان فعالينی است که جزئی از حرکت اجتماعی کارگران هستند و خواسته های اين جنبش را سر لوحه عملکردشان قرار داده و آن را امر خود می دانند. نقطه عزيمت اين گفتگو بايد تقابل منطقی آرا، انديشه ها و راهکارهايی باشد که بتواند چگونگی دستيابی و محقق شدن مطالبات طبقه کارگر از سرمايه داران را پيشاروی همگان قرار دهد.</strong></font></p><p align="justify"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>   بدون بوجود آوردن شرايط گفتگوی سالم و سازنده در بين محافل و مجامع کارگری، نمی توان از همگرايی و اتحاد حول مطالبات کارگران سخنی به ميان آورد.. اين شرايط چيزی نيست جز پذيرش اين واقعيت از طرف فعالين کارگری که پلاتفرم های مورد نظر خود برای پاسخگويی به نيازهای امروز طبقه کارگر را نبايد مطلق نگاه کنند والزاما آن را به معنای تنها گزينه درست ببينند.راهکار اصولی در ميدان عمل و با مجادله نظری سالم و بی غرض، مبتنی بر واقع گرايی شکل می گيرد، عينيت می يابد و مابه ازای اجتماعی پيدا می کند. شرط موفقيت چنين امری، تامل هر چه بيشتر فعالين کارگری دراين زمينه است.</strong></font></p><p align="justify"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>  بنابراين نبايد به راههای غير منطقی و غير اخلاقی رفت که با واژه ها و عبارات سخيف، شروع به تخريب نظرات مخالف می کند. کسانی که تحمل شنيدن نقد نظرات خود را ندارند و نمی توانند با جدلی اصولی، پاسخگوی منتقدان باشند و در مقابل اتهامات سنگين و ناروا به افراد وارد می کنند؛ هيچ کمکی به جنبش کارگری نمی کنند. نمی توان ديگران را به صرف داشتن اختلاف فکری و نوع نگاه متفاوت به موضوعی خاص، &quot; سکتاريست &quot; و يا کسانی را به خاطر اينکه با فلان تشکل نشست وبرخاست دارند، &quot; رفرميست &quot; ناميد وبرايشان خط ونشان کشيد و خود را از همه راديکال تر ناميد. کارگران وفعالين آن، هيچ منفعتی در وارد شدن به چنين هياهوهايی ندارند.</strong></font></p><p align="justify"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>   يکی از راههای غلبه بر تفرقه وپراکندگی درميان طبقه کارگر وبوحود آوردن همبستگی بيشتر حول مطالباتش، پذيرش اصل تکثر وتحمل يکديگر، مبتنی بر گفتگو به شکلی دمکراتيک، است. در واقع اين جزئی از &quot; تمرين دمکراسی &quot; می باشد. برخلاف کسانی که چند نفر دور هم جمع می شوند و خود را &quot; مرکز &quot; همه راديکال ها می نامند؛ گرايشات اجتماعی و فکری معين، مادام که مابه ازای عينی و واقعی داشته باشند را نمی توان با توهين، اتهام و برچسب های رنگارنگ، از صحنه جامعه دور کرد. انديشه درست  با پرتيک اصولی منطبق بر واقع بينی و جستجو برای يافتن پايه های عينی اش وبا نقد منطقی گرايشات اجتماعی ديگر، ماديت می يابد.</strong></font></p><p align="justify"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>                                                                                         ۲۲/۸/۸۷<br /> </strong></font></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>شورای کارگری ما(1) و مزدورمنشی اتحادیه کارگری برای سرمایه</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/2008/11/_1_1.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=4466" title="شورای کارگری ما(1) و مزدورمنشی اتحادیه کارگری برای سرمایه" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2008:/Maqale//2.4466</id>
    
    <published>2008-11-14T22:31:08Z</published>
    <updated>2008-11-14T22:34:58Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>mohammad1917</name>
        
    </author>
            <category term="ملک پیرخضری" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Maqale/">
        <![CDATA[<p><img height="75" hspace="0" src="/Maqale/000.70.jpg" width="55" align="baseline" border="0" /> </p>]]>
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: center" align="justify"><span><strong><font face="times new roman,times,serif"><font size="3"><span style="mso-spacerun: yes"> </span></font></font></strong></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><strong><font face="times new roman,times,serif"><font size="3"><span>این روزها بساط توصیه ساختن سندیکا به کارگران ایران همه جا پهن است. سرمایه برای ماندگارسازی خود و روند استثمار نیروی کار فقط ارتش و سپاه و بسیج و دستگاههای سرکوبگر را سازمان نمی دهد، قانون نیز وضع می کند، نظم سیاسی و مدنی و اجتماعی لازم را هم مستقر می سازد. در درون این قوانین٫ قراردادها و نهادسازی ها هر جا ضرورت ایجاب کند سوپاپ های اطمینان درست می کند. این سوپاپ اطمینان ها اگر چه هیچ وقت برای دولت های سرمایه داری هار و جنایتکار از نوع رژیم های سلطنتی و جمهوری سرمایه در ایران خوشایند نبوده اند و نیستند، اما برای اپوزیسون های داخلی طبقه سرمایه دار راه فرارهای خوب و مناسبی برای خزیدن به درون جنبش کارگری و منحل نمودن این جنبش در رقابت ها و تسویه حساب های درونی خویش است. سندیکاسازی الگوی آشنا و نسبتاً سرراست این نوع سوپاپ پردازی ها است. در باره اینکه سندیکا چیست فعالین لغو کار مزدی دنیائی نوشته اند و گفته اند و من در این جا هیچ نیازی به تکرار آن ها نمی بینم. بحث من طرح تجربه معینی در این مورد برای هم زنجیرانم در ایران و کردستان می باشد. هدف من از نگارش این نوشته کوتاه فقط همین است. شورای ما موسوم به « شورای کارگری گرونرلوکا» در شهر اسلو در روز اول ماه مه ۲۰۰۸ اعلام موجودیت کرد و تا حالا ۴۰ <span style="mso-spacerun: yes"> </span>نفر از کارگران مهد کودکهای این محله در آن متشکل شده اند٫ برپائی این شورا حاصل یک دوره طولانی جدال و کشمکش ما فعالین کارگری عضو اتحادیه بخش خدمات در این محله با سیاست های رفرمیستی٫ سازشکارانه و سرمایه پسند مسئولین آن بود. فعالینی که حاضر نبودند در مقابل دسیسه ها و ترفندهای ضد کارگری و مزدورمنشانه سران اتحادیه ساکت بنشیند و نظاره گر تعرض روزانه حاکمان سرمایه به سطح معیشت خود و همزنجیرانشان باشند. آنان که خود نماینده کارگران مراکز کارگری بودند بارها و بکرات در جلسات رسمی اتحادیه بر علیه سیاست های مماشات جویانه و سرمایه پسند سران اتحادیه صدای اعتراضشان را بلند کردند و سرانجام در روز 31 ژانویه ۲۰۰۸ در جلسه رسمی اتحادیه همراه با دهها نفر از کارگران، جلسه را ترک کردند و همان روز با برگزاری مجمع عمومی خودشان شورای کارگری گرونرلوکا را تشکیل دادند. مسئولین اتحادیه که از توسعه 