سايت منصور حكمت

آرشيو مقالات

كتابخانه

سايت هاى ديگر

صفحه دوم سایت

در باره ما

تماس با مسئول سايت

ستون مقالات

«« ادامه »»

دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۸۹

لنين:درسهاى انقلاب

از اکتبر سال ١٩٠٥، يعنى از آن زمانى که طبقه کارگر روسيه نخستين ضربت نيرومند خود را بر پيکر حکومت مطلقه تزار وارد کرد، پنجسال ميگذرد. پرولتاريا در آن روزهاى بزرگ ميليونها تن از زحمتکشان را بمبارزه با سرکوبگرانشان برانگيخت.

 لنين، ٣٠ اکتبر ١٩١٠

از اکتبر سال ١٩٠٥، يعنی از آن زمانی که طبقه کارگر روسيه نخستين ضربت نيرومند خود را بر پيکر حکومت مطلقه تزار وارد کرد، پنجسال ميگذرد. پرولتاريا در آن روزهای بزرگ ميليونها تن از زحمتکشان را بمبارزه با سرکوبگرانشان برانگيخت. پرولتاريا در ظرف چند ماه سال ١٩٠٥ بهبودهايی را بدست آورد که در طی دهها سال کارگران به عبث انتظار داشتند "مقامات بالا" به آنها بدهند. پرولتاريا برای تمام مردم روسيه، گرچه در دوره‌ای کوتاه، آزادی مطبوعات، اجتماعات و اتحاديه را کسب کرد - آزاديهايی که روسيه تا آن موقع آنها را نميشناخت. پرولتاريا دومای جعلی بوليگين را از سر راه خود جارو کرد، بيانيه اعلام مشروطيت را از حلقوم تزار بيرون کشيد که بموجب آن يکبار برای هميشه اداره امور روسيه بدون وجود مؤسسات انتخابی غير ممکن ميشد. ادامه مطلب
 

هیچ گاه نمی توان پیش بینی کرد که این روز یعنی اول ماه می در آینده ی تاریخ ایران چه تاثیری می تواند داشته باشد ، اما می توان دید که در گذشته و در گوشه و کنار تاریخ ایران، کارگران همواره به واسطه ی یک سازمان سیاسی منسجم توانسته اند این روز را به روزی برای اعتراض به وضعیت موجود و کل سیستمی که این وضعیت را مسبب شده است تبدیل کنند.

در طول سالهای گذشته سیاست های دولت احمدی نژاد و جمهوری اسلامی به عنوان منشا تمامی مصیبت ها آغازگر دوره ای جدید در سیاست و در اقتصاد ایران بوده است. دولت احمدی نژاد با طرح موسوم به هدفمند کردن یارانه ها و درگیر شدن در یک دعوای بین المللی که نتایج آن تحریم ها و خصوصا طرح هایی همچون آزاد سازی قیمت بنزین و سهمیه بندی آن بود فشار مضاعفی را بر جامعه وارد ساخت. احمدی نژاد ناکام از کنترل تورم و با اعتراف به اینکه نتوانسته اند آنرا یک رقمی کنند تنها به نظر میرسد که در ایجاد بیکاری فراگیر تر و گسترده تر موفق بوده.

پیدایش اعتصابات و اعتراضات در بخش های مختلف کارگری در سالهایی که گذشت همواره رو به افزایش بوده و این نتیجه ای از مجموع عملکردهایی است که دولت احمدی نژاد با انجام آنها می خواهد جامعه را از مشکلات اقتصادی برهاند در حالی که در مقابل ، تعداد بسیاری از صنایع را ورشکسته ساخته و بیکاری های عظیمی پدید آورده است . ناکامی در کنترل تورم در جامعه و تعیین حداقل دستمزدی بسیار پایین تر از حد استاندارد زندگی برای کارگران نشانگر خوبی است تا بیشتر به اثبات برساند که جمهوری اسلامی هیچ ارزشی برای کسانی که تولید جامعه را در دست دارند قائل نمی باشد.

 ناامنی شغلی موجود در فضای کارگاه ها و کارخانجات و بیکاری هایی که در چند ماه گذشته اخبار آن بدست آمد تنها موردی را که موجب سکوت نسبی کارگران تا امروز می شد ، از بین برد. پس زمانی که دیگر حتی شغلی وجود نداشته باشد که بخواهی برای حفظ آن سکوت اختیار کنی ، پس چرا دیگر سکوت...؟

سال جدید سالی خواهد بود که کارگران می توانند به عرصه مبارزات کشیده شوند و حتی در صنفی ترین  حالت اعتراضات هم ، طبقه کارگر می تواند در استانه ی اعتراضات سیاسی قرار بگیرد.

بر هیچ کس پوشیده نیست که توقف نبض تولید تنها چیزی است که می تواند یک حکومت را به زانو در آورد. در حال حاضر این چیزی است که حتی امروز و در شرایط کنونی ایران، نظر سیاسیون راستگرا و سبزها را که تا دیروز طبقه متوسط را نیرو خودشان یافته بودند، جلب میکند . اگر چه نیروهای راست همواره نه تنها از طبقه کارگر بلکه حتی از به خشونت کشیده شدن این اعتراضات توسط طبقات دیگر نیز هراس داشته اند، اما این هراس از طبقه کارگر نه فقط به جنبه های سیاسی آن بلکه عموما به مطالبات احتمالی این طبقه و تلاش برای تحقق آن نیز مربوط می شود.

اول ماه می امسال در ایران می بایست اراده ی طبقه کارگر ایران را نشان دهد و این اراده هم اکنون در گوشه و کنار کارخانه ها و کارگاه ها و در کسانی است که تولید این کشور را بدست دارند . این اراده وابسته به نیروی کسانی است که زندگی شان تنها وابسته به درآمد حاصل از فروش کارشان است و با شرایط کنونی و بیکاری های عظیمی که اتفاق افتاده است زندگی خود و خانواده هایشان در معرض نابودی قرار گرفته است.

در دوران پیش رو، کارگران ایران اولویتی مهم تر از ایجاد اتحاد و همبستگی و محیا ساختن زمینه های ایجاد تشکلها یا سازمانهایی که بتواند در مقابل کارفرما با قدرت بایستد ندارند.

کارگران می بایست با اتحاد و همبستگی که در روز اول می زمینه هایش فراهم خواهد شد ، ارتباطات خود را گسترده نموده و در راه ایجاد یک اتحاد سراسری قدم بردارند .

اما آنچه کارگر ایرانی بیشتر بدان نیازمند است ، درک قدرت طبقاتی اش و امید به زندگی ای است که لایق اش است . پس ما میکوشیم تا این امید را زنده کنیم و قدرت را به کسانی که حقیقی ترین صاحبان آن هستند ، یعنی اکثریت و همان نیروی کار در جامعه پس دهیم.

به امید پیروزی

نشریه الکترونیکی اشتراک

www.eshterak.info

 

 

نشریه الکترونیکی اشتراک:اول ماه مه روز همبستگی کارگران

عزيزان کارگر;

اول ماه مه، روز جهانی کارگر، روز رزم طبقه کارگر عليه سرمايه را به همه شما زنان و مردان کارگر در ايران و جهان تبريک ميگوئيم. ما اين فرصت را غنيمت شمرده و با ۵۰ ميليون کارگر بيکار در جهان که کمی کمتر از نصف آنها در نتيجه بحران اخيری که سرمايه داران به وجود آوردند ابراز همدردی ميکنيم. اينها فقط آن بخش از بيکاران دنيا هستند که نامشان در ليست سازمان جهانی کار ثبت شده است. ما در اين روز به همه‌ کارگرانيکه در فرانسه، ايتاليا، آمريکا، انگلستان، کره و ساير کشورها با سرمايه‌داران مبارزه کرده و در مواردی آنها را به زانو درآورده و حق و حقوق خود را گرفتند درود فرستاده و با آنها اعلام همبستگی ميکنيم. شرايط دنيا طوری است که اگر مبارزه نکنيم سرمايه‌داران تمام بار بحران کنونی را روی دوش ما انداخته و مصيبتهای تحميل شده به ما را شديدتر خواهند کرد. وضعيت جهان به بهترين وجهی نشان ميدهد که بورژوازی و دولتهای آن صلاحيت اداره‌ دنيا را ندارند. آنها دارند کره‌ی ما را به سوی بربريت ميبرند و فقط کارگران متشکل و متحدی که منافع طبقاتی خود را ميشناسند، ميتوانند با اتکا به تجارب و دستاوردهای جهانی خويش راه نجاتی پيش پای مردم رنج کشيده‌ی دنيا بگذارند.

در روز جهانی کارگر، ما کارگران، بايد بتوانيم با برگزاری مراسمهای خود سازمانده و راه پيمائيهای خيابانی دستاوردهای جهانی طبقه خود و خواستهای خويش را به حاکمان يادآوری کنيم و خواستار تحقق آنها گرديم. انسانهای شريف و مردم آزاده نيز اين روز را فرصتی به حساب ميآورند تا از کارگران، اين طبقه توليد کننده و ارائه‌ کننده خدمات، اين خالق همه نعمتها ستايش کنند. اما سرمايه‌داران در اينجا ميکوشند از طريق اعمال زور و زندان از اين کار جلوگيری کنند. آنها فکر ميکنند اگر کارگران بتوانند به عنوان يک طبقه‌ رژه بروند و مراسم خود سازمانده بگيرند سطح توقعشان بالا ميرود و خواستار شرايط بهتر کار و زندگی خواهند شد. بايد به اين اشخاص يادآوری کرد که ما کارگران ميدانيم کی هستيم و جايگاهمان کجاست. کارگران در اين روز به سرمايه‌داران اعلام ميکنند که آنها مضر هستند و از حاصل دسترنج ما زندگی ميکنند و به جای ترتيب دادن يک جامعه انسانی برای ما جهنم درست کرده‌اند. ما اعلام ميکنيم که حاصل زحمت ما کارگران و نيز وجود منابع طبيعی سرشار سبب شده تا ما کشوری ثروتمند داشته باشيم. در چنين صورتی کارگران ميپرسند که چرا حداقل دستمزد ما بايد ۳۰۳ هزار تومان در ماه، يعنی سه بار زير خط فقر، باشد. چرا بيش از چهار ميليون انسان آماده به کار را از داشتن کار محروم کرده و بيمه بيکاری مکفی به آنها نميدهيد؟ شما برای بالا بردن سطح زندگی اين انسانها چکار کرده‌ايد؟ آيا اين ننگ نيست که ۲ ميليون کودک در خيابانها آواره و بعضا بی خانمان باشند. برای حل اين مشکل چه کرده‌ايد؟ چرا زنان و کودکان را مجبور ميکنيد در بازار سياه و با کمترين دستمزدها و در بدترين شرايط کار کنند. قرارداد موقت و سفيد امضا جای قراردادهای رسمی را گرفته. برای حل اين مشکل چکار کرده‌ايد؟ برای ميليونها جوان، که نور اميدی در انتهای تونل تاريک زندگی نمی بينند چه کرده‌ايد؟ البته ما کارگران ميدانيم که شما تا مجبور نشويد کاری به نفع کارگران و مردم زحمتکش انجام نميدهيد. به همين جهت است که فعالين کارگری در تلاشند تا تشکلهای خود ساخته و کارگری را درست کنند و از طريق اعمال قدرت متحد و طبقاتيمان حقوق حقه خود را به دست آوريم. البته ممکنست شما ما را همچون منصور اسالو و علی نجاتی و بقيه فعالين کارگری، به خاطر دفاع از حقوق کارگران زندانی کنيد، اما اعمال سرکوبگرانه شما ما را نميترساند.

ما امسال در اول ماه مه و در مراسمهای خود سازمانده خواستهای خود را بيان کرده و خواهان تحقق آنها خواهيم شد. ما در اين روز همبستگی خود را با کارگران جهان اعلام ميکنيم و خواستار جامعه‌ای آزاد، مرفه و برابرميشويم. ما خواهان آزادی بيان، تشکل، تجمع و آزادی اعتصاب خواهيم شد. هر کس در ايران زندگی ميکند بايد دارای مسکن و درآمد اوليه‌ای باشد تا شاغل ميشود. ما برای زنان دستمزد برابر با مردان خواستاريم. ما خواهان توقف کار کودکان و تامين زندگی کامل برای آنان ، آموزش، تفريح و امنيت همه‌ کودکان و از جمله کودکان خيابان هستيم. ما خواهان تامين شغل برای همه‌ی کارگران بيکار و دادن بيمه‌ی بيکاری مکفی به آنان تا پيدا کردن شغل هستيم. ما خواهان توقف قراردادهای موقت و سفيد امضا بوده و خواهان توقف هرگونه اخراج موقت به خاطر محروم کردن کارگران از حقوق قانونيشان هستيم. ما خواهيم خواست که در حداقل دستمزد تجديد نظر شود. زندانيان سياسی، آزاد شوند و در آينده از هرگونه تعقيبی مصون بمانند. ما خواهان تامين امکان کاريابی، تفريح و تحصيل در محيطی امن تا سطح عالی برای زنان و مردان جوان هستيم. ما سال گذشته خواستهای خود را در مراسمهای گوناگون از جمله مراسم تهران، سنندج، سقز و نقاط ديگر اعلام کرده‌ايم. ما امسال نيز بر خواستهای خود پای خواهيم فشرد و ما کارگران  خواستار متوقف کردن هر گونه وام بلاعوض به سرمايه داران و کارخانه داران جهت رفع بحرانی هستيم که خود سرمايه داران به وجود آوردند و دولت موظف است که اين پول را به حساب صندوق بيمه بيکاری واريز و تمام کارگران بيکار از آن بهرمند شوند.

بار ديگر اول ماه مه، روز جهانی طبقه‌ کارگر يعنی روز رزم طبقه کارگر عليه سرمايه  به همه کارگران تبريک ميگويم.

 محمد عبدی پور و محمود صالحی- سقز

تاريخ  ۵/۲/۸۹
 

محمد عبدی پور و محمود صالحی:روز جهانی کارگر گرامی باد

عزيزان کارگر; اول ماه مه، روز جهانی کارگر، روز رزم طبقه کارگر عليه سرمايه را به همه شما زنان و مردان کارگر در ايران و جهان تبريک ميگوئيم. ما اين فرصت را غنيمت شمرده و با ۵۰ ميليون کارگر بيکار در جهان که کمی کمتر از نصف آنها در نتيجه بحران اخيری که سرمايه داران به وجود آوردند ابراز همدردی

شنبه اول ماه مه، همراه با ديگر نروهای مترقی در کانادا

يکشنبه دوم ماه مه، در حمايت از مبارزات کارگران در ايران

سازمان "هيچکس غيرقانونی نيست" بمناسبت روز جهانی کارگر در تاريخ شنبه اول ماه مه ٢٠۱۰ تظاهراتی اعتراضی فراخوان داده است. شورای پشتيبانی از مبارزات مردم در ايران از عموم علاقمندان دعوت ميکند که در تظاهرات و راهپيمايی اول ماه مه در شهر تورنتو شرکت نمايند و روز جهانی کارگر را همراه با ديگر نيروهای کارگری و مترقی در کانادا گرامی بداريم.

 شورای پشتيبانی همچنين اکسيونی اعتراضی در حمايت از مبارزات کارگران در ايران در روز يکشنبه دوم ماه مه در ميدان مل لستمن ترتيب داده است. کارگران در ايران هر ساله بمناسبت اول ماه مه در هر مکانی که مقدور باشد تجمع کرده، روز جهانی طبقه کارگر را گرامی داشته و مطالبات و خواستهای اعتراضی خود را مطرح ميکنند. از جمله خواستهای کارگران ايران در قطعنامه مشترک تشکلات کارگری ايران در روز کارگر سال ۱۳۸۸ لغو هر گونه ممنوعيت و محدوديت برگزاری مراسم روز کارگر و برپايی تشکلات مستقل کارگری و آزادی بدون قيد و شرط بيان، تجمع، اعتراض و اعتصاب ... و رهايی از نظام سرمايه دای بوده است.

نه فقط بدون انقطاع در طول سال بلکه حتی در روز کارگر نيز کارگران و فعالين کارگری توسط ر‌ژيم سرمايه داری و کارگر ستيز جمهوری اسلامی مورد سرکوب شديد و تعقيب و اذيت و آزار قرار ميگيرند. درحمايت از مبارزات کارگران ايران و تجليل و تقويت جنبش کارگری ايران و در محکوميت رژيم ضد کارگر جمهوری اسلامی در اکسيون يکشنبه دوم ماه مه در ميدان مل لستمن شرکت کنيم.

زنده باد همبستگی جهانی کارگران

شورای پشتيبانی از مبارزات مردم در ايران (تورنتو-کانادا)

Shora.poshtibani@yahoo.com

International Workers’ Da

Rally and March, Organized by No One Is Illegal

Saturday, May ۱, ۲۰۱۰ - ۱pm

Meet: Wellesley St. and Ontario St.

**************************************

On Sunday, May ۲, ۲۰۱۰۲ PM

Rally in Support of Workers’ Struggles in Iran

Mel Lastman Square

 

تظاهرات و راهپيماي، بمناسبت روز جهانی کارگر: شورای پشتيبانی از مبارزات مردم در ايران (تورنتو-کانادا)

 کارگران ايرانيم؛ گرسنه ايم ، گرسنه!

اميرجواهری لنگرودی

mirjavaheri@yahoo.com


۲۳فروردين۸۹

درايران فقروگرسنگی بيداد می کند. سياست های اعمال شده توسط حاکميت سرمايه داری ايران به گونه ای است که فقردرزندگی شهروندان ايران ازيکطرف وکارگران ازطرف ديگر،انگارازجانب حاکميت اسلامی،جزء ذاتی وطبيعی سياست های شان شناخته شده وبه نظرمی رسد؛پذيرش آن تا حدی عادی وموهبت الهی می نمايد. روند رو به افزايش ففردرايران با شتاب غيرقابل کنترلی به مردم ايران تحميل ميشودواين مسئله با هدف مشخصی صورت می گيرد. پرسش مردم اين است:وقتی فقراينقدر گسترش پيدا می کند، معلوم نيست که با ثروت و دارايی مملکت چه کارکرده و می کنند؟

"کارگرهفت تپه ايم ؛ گرسنه ايم ، گرسنه" شعارويژه کارگران هفت تپه  شوش بود که دراعتراضات خيابانی خود برزبان آوردند . توگويی امروزدرقبال نضج فقرونداری کارگران بايد آنرادرسطح سراسری گسترش داد و فرياد برآورد : کارگران ايرانيم؛ گرسنه ايم ، گرسنه!

با يکی ازکارگران ايران تلفنی، تبريک عيد می گفتم وپرسش اينکه اوضاع چگونه است؟گفت :" چه می پرسی اميرعزيز؟

زندگی ما با ۳۰۳هزارتومان دربرابر۹۰۰هزارتومان خط فقرو گذران سطح معيشت هرکارگر،که تازه اگرحقوق روزها و ماههای کارگری مان راهم به موقع بپردازند. درقبال اين همه سختی معيشت، آياغيرازگرسنگی،حرفی می توان زد؟همه ما درحرف کارگريم ولی درعمل همان عمله ايم عمله وهميشه خدام گرسنه ايم و گرسنه. همين، توخود حديث مفصل بخوان ازاين مجمل" درمقابل اين کلام عريان تلفنی دوست کارگرم،زبانم بسته ماند وخجل ازشنيده هايم . تو گويی ادای شادمانی نوبرانه عيدی به دوست کارگرم را درگلويم فروخفتم وعطای برزبان آوردنش رابه لقای اش بخشيدم وشرمنده پرسشم گشتم : که زندگی برشما چگونه می گذرد؟!
خجالت آوروشرمگينانه است درسرزمينی که با چند ساعت فاصله ، گازچاه های نفت اش می سوزد و به هوا می رود ودود می شود. نفت اش با عطش سيری ناپذيرغارتگران بين المللی به يغما می رود.

آنگاه که بدل به دلارشد درخزانه دولت دزد و چپاول اسلامی درجيب های گشاد دزدان سر گردنه اش گم می شودودولت دروغگوی اش که می خواست، نقدينگی فروش نفت را به درون خانه ها وبرسفره  شهروندانش نهد. درحالی که زحمتکشان درگيراوليه ترين حقوق انسانی خودهستند، هزينه های هنگفتی درعرصه سياستهای خارجی برای حفظ قدرت ومنافع ضد بشری نظام، ازکيسه شهروندانش هميشه ازجانب دولت اسلامی پرداخته می شود.

تقلای شوق يک خيز بلند از يک سو، تبانی و سرکشی و سرکوب غير قابل مهار رژيم ازسوی ديگر، زمينه يک نبرد جان فرسايی را دربرابرهم به صف آرايی می کشد. کارگران جزء تشکيلات مستقل خويش و زدودن موانع سازمانيابی تجمع عظيم طبقاتی شان، دربرابرسرمايه، راه ديگری درمقابل خود ندارند . کارفرمايان دربرابراينان، با همان انديشه ی ماقبل سرمايه داری  به جوانب کارمی نگرند . کارفرمايانی که پيش ترارباب (زمين دارانی ) بودند که غيرخود را رعيت می ديدند ،امروزنيز، کارگر زحمتکش و توليد گررا همان ( عمله جات ) می پندارند که گويی ازحقوقی برخوردارنيستند. اين درحاليستکه کارگران ايران انقلابی را پشت سرگذاشته وتجربه دهها وصد ها اعتراض ،اعتصاب وتجمعات گوناگون از؛تشکيل شوراها– سنديکاها – اتحاديه ها – کميته های اقدام- اتحادعمل های گوناگون – تشکيل صندوق های همياری و تعاونيهای مسکن – مصرف وتوليد راايجاد کرده وتابه امروزهزينه های سختی رانيزپرداخته اند. زندان بودن منصوراسالو وابراهيم مددی،علی نجاتی ومحمد اشرفی،فرزاد کمانگرومهدی فرهی شانديز،محمد حيدری فرو ديگرزندانيان کارگر،محصول همين مدافعه ازضرورت داشتن وبرپايی تشکيلات مستقل سنديکايی است واين ازنظرسرمايه داری انگلی اسلامی ايران، جرم کمی نيست. جرمی که برای محوو پاک کردنش، زبان می برند، بازداشت می کنند ، به زندان می کشند ودربين زندانيان عادی و بيماران هيپاتيتی جای می دهند تا رو کم کنند . با ايجاد رعب و وحشت، صف کارگران را ازهم بگسلند و آنانرا ازپيشروی بازدارند . 

درتاريخ هفته سوم اسفندماه سال۸۸، شورای عالی کاربنا برخصلت وماهيت طبقاتی وسياسی وعملکرد تا به امروزی اش درتعرض به سطح معيشت کارگران درسلسله نشست هايی که از آذرماه۸۸ درکنار نماينده گان کارفرمايان – دولت ووزارت کار،جهت تعيين ميزان دستمزد کارگران برای سال۸۹،شروع شده بودبااعلام تعيين حداقل دستمزد کارگران،توسط سخنگويان شورای عالی کار،ميزان رقم آنرا از۲۶۳ هزارتومان سال ۸۸ به ۳۰۳هزارتومان سال ۸۹ خبردادند. تعيين اين رقم و اعلان آن، ضد کارگری ترين هجوم به زندگی وسطح معيشت فلاکت بار تماميت طبقه کارگرايران بود. آنجا که موضوع عدم دريافت حقوق های معوقه يکی ازپايه ای ترين خواست سال ۸۸ کارگران بود که به گسترده ترين شکل درروزشمار کارگری سال ۸۸ بازتاب يافته است . پس همين جابجايی ارقام ناچيزدربرابرگرانی فزاينده وتورم وبيکارسازی ها،به جای کارثابت واستخدامی،مابا شلاق کارقراردادی موقت بر گرده کارگران روبرو هستيم. هرچند که ما امروزغيرازقرارداد موقت، قرارداد ديگری نداريم . آنجا که " بنگاه های پيمان کاری " حرفه ای برآمده ازدرون همين نظام کارچاق کن وخانمان برباد ده، عمل می کند.اين حد جابجای ارقام مالی نرخ تعيين دستمزدها نيز،حفظ ونگهداری چنين بنگاههايی رانهادينه می سازد.موجوديت همين بنگاه های قراردادی درسراسرکشور،بردگی واستثمارپوشيده وعريانی است که نظام سرمايه داری اسلامی ايران ازچند سال پيش به اينسو، آنرا قانونی کرده است.

وقتی درمقابل بی سياستی حکومت گران ،قانون کارو وزارت کارش، طرح و نقشه وراهنمای عملی نداشته و ندارد،کارگربرای وصول نان به کارنيازمنداست.اوخودش داوطلبانه برای بدست آوردن آن به استثمارتن می دهد و به بنگاههای کاريابی مراجعه می کند.کارگربادريافت ورقه سفيد قرارداد، داوطلبانه می گويد: بياييد؛ استثمارم کنيد تا لقمه نانی گيرآورم وبا دست خالی برسرسفره ام نروم . شکی نيست که حد استثمارراهميشه کارفرما وصاحب کارتعيين می کند.کارگربرای امرارمعاش نيازبه کاردارد،حق زندگی،حق امنيت شغلی وآزادی بيان ازالزامات حد اقل زندگی کارگران است . حقوقی که تابه امروزبا سياست ضد کارگری جمهوری اسلامی روبروشده و سردمداران انحصار طلب – محافظه کارومدعيان اصلاح طلبی اش نيزبرای جاری نساختن آن به دستگيری ، زندان ، شکنجه کارگران به هرطريق ممکنی تشبث جسته و دست يازيدند. دربرابربرای طبقه کارگرايران،عليرغم دشواری های پيشروی آنان، تنها راه رودرويی با تورم واين سطح ميزان دستمزد اعلام شده ومبارزه با آن،بيش از هرچيزی درگرومبارزه متشکل ومستقل و توده ای طبقه کارگردرتمامی عرصه های اقتصادی – اجماعی و سياسی است .لازم می نمايد با توجه به دشواری زندگی کارگران درسال پشت سرگذاشته شده برای وصول حقوق های معوقه کاری،امسال کارگران برسروصول به موقع همين سطح ازدستمزدها، اضافه کاری ها وپاداش ها،بدون کمترين چانه زنی باکارفرما و آن ديگران،برسرهمين موضوع متشکل گردند وبه شکل سراسری دست به اقدام زنند.وهمچنين برسرانجام آن باديگرفعالان مزدوحقوق بگيرنظير؛معلمان وپرستاران وبازنشستگان مشاغل گوناگون به رايزنی پردازند واين مبارزه را به شکل همه جانبه و متشکلی به پيش برد. اين پيشروی را نيزبايد آزمود و با پرداخت کمترين هزينه برپای آن ايستاد. 
در حوزه بايد ها : کارگران ايران بيش ازهرموقع نياز به تشکيلات و با هم بودن وهمپيوندی با ديگر جنبش های اجتماعی خاصه معلمان درآستانه اول ماه مه امسال را بر دوش خود دارند.ملازمه پيشروی اين کار،فراخوان همراهی با جنبش عظيم ضد استبدادی دراين روز، همآوايی با روزجهانی کارگر را دردرون و بيرون ازمرزها، در تقويت همبستگی و پيوستگی بين المللی می تواند با خود همراه گرداند.

تجمع بلاواسطه کارگران سراسرايران درروزاول ماه مه (شنبه ۱۱ارديبهشت)با صف مستقل و تاکيد براستقلال طبقاتی خويش وپای کوبيدن بر همه خواسته های تا به امروزبرزبان رانده شده کارگران با سازمانيابی تجمعات توده ای عظيم دربرابرمجلس،اجتماعات اعتراضی ومطالباتی درمقابل ساختمانهای تامين اجتماعی،دربرابردفاتروزارت کار،دراستان هاوشهرستان ها درمقابل فرمانداری ها واستانداری ها برای طرح مطالبات خويش،درپيوستگی با جنبش مستقل دانشجويی، توده زنان،مادران عزا،مادران اعدامی ومعلمان سراسرکشوربا خود،دراين روز،پايه ای ترين مضمون حرکت اعتراضی کارگران درسال ۸۹ تلقی می گردد. لازم می نمايد ياد آورگردم: اعلان آدرس های فوق،تنها الزم شفافيت بخشيدن به صراحت بيان بايد های مورد نظرم است.چرا که کارگران يعنی اصلی ترين نيروی توليد کننده ثروت، تا به امروزوطی  سال های متوالی تجمعات اول ماه مه خود را درسالن های ورزشی ۱۲ هزارنفری ورزشگاه آزادی ، زمين ورزشی شيرودی،و .. به انجام رسانده اند. آنچه مد نظرم است؛ ارائه راهکارقطعی برپای آدرس های ثابت نيست. - اين خود کارگران هستند که محل تجمع خود را با توجه به ارزيابی ازشرايط موجود و بازوی سرکوب رژيم برمی گزينند- تاکيد بروجه بکارگری تنوع تاکتيک ها و تلفيق دوسطح کارمخفی وعلنی برای دورساختن فعالان کارگری ازضربه پذيری دشمن، خاصه درجنگ وگريزهای خيابانی واجتماعات اعتراضی، ازبايد های الزامی اين مرحله ازمبارزات کارگران و فعالان جنبش ضد استبدادی است.

نبايد ازياد ببريم؛ که آزادی سياسی بدون آزادی اقتصادی ، يک شعارتوخالی است. جنبش آزادی خواهی و جنبش نان در طلب وصول آن می تواند با هم گره خورند و اول ماه مه درايران وسراسر جهان، می بايست مارش چنين خواستی را با خود حمل کند. آنچه که دربالاذکرشد،همه کارنيست. فعالان کارگری طی سال های گذشته با تدارک نشست ها وبرپايی سيمنارها و تريبون های بحث آزاد وسازماندهی گلگشت های چند گانه، تجارب با ارزشی را از خود بجا گذاشته اند. بيشک ازادی همه آن دسته ازچهره های شناخته شده فعالان کارگری که تا به امروزدرزندان ها ی رژيم اسلامی درغل وزنجيرو اسيرند،شعارآزادی يکايک آنان می تواند وجه همت بزرگترين وپُرمضمون ترين کارزاراول ماه مه امسال باشد که می بايست با همبستگی انترناسيوناليستی اين روزدرسطح جهان پُرآوازه گردد تااسامی همچون:علی نجاتی – منصوراسالو- ابراهيم مددی - محمد اشرفی – مهدی فرهی شانديز- محمد حيدری فر و وکيل مدافع جسورکارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه وسنديکای کارگران نيشکرهفت تپه شوش،آقای محمداوليايی فر،معلمان دربند فرزادکمانگر- رسول بداقی- محمد داوری - هاشم خواستاروهمچنين اسامی ديگرانی که تا به امروز- عمدتا به دلايل گوناگون - اعلام نشده، همه همه می تواند،بسيج گرگسترده ترين تحرک عمومی جنبش آزادی خواهی مردمان ايران رادراول ماه مه امسال دردرون ايران وخارج از کشور را باخود همراه گرداند.
شعار: زندانی سياسی وکارگرزندانی بی قيد و شرط آزاد بايد گردد ، را می توان به مرکزی ترين شعار اول ماه مه امسال دردرون وخارج ازمرزها بدل ساخت.

درحوزه نبايدها : پرهيزازهرچه جداسری ها، جلوگيری ازتشتت و پراکنده گی دربرابرکل حاکميت، دولت،کارفرما،نهاد های شبه کارگری نظير(خانه کارگر– شوراهای اسلامی کار– حزب اسلامی کارو...)،فرقه ای نساختن تحرکات مربوط به روزاول ماه مه و پرهيزازانحصار طلبی ها ،عدم حذف گرايشات موجود کارگری  دربين فعالان کارگری ، تا دشمن دون با همه عمله ننگين اش، نتواند ازاين روزنه راهی برای پيشروی خود دردرون مبارزات مبارزان وخواسته های کارگران بيابد. جلوگيری ازتفرقه ومستقل شمردن حرکات کارگران دراين روزو رودررويی با مخالفين تشکلات مستقل کارگران ازاهميت شايان توجهی برخورداراست،عقب نشينی ازمضمون تشکلات مستقل کارگری،جنبش کارگری را از مسير اصلی خود جدا خواهد کرد .

ازياد نبريم که گفته اند  : کارگرمتحد همه چيزو کارگرمتفرق هيچ چيز! 

به نيروی کارگری خود باور داشته باشيم!

امیرجواهری لنگرودی:در پاسخ باید ها و نباید ها:به پیشواز اول ماه مه سال۸۹

ما انسانیم. شایسته یك زندگی متفاوت‎. شایسته بهره مند شدن از روابطی آزاد از ستم و زور و تبعیض. شایسته تعیین سرنوشت خویش.

ما انسان های محرومیم. انسان هایی كه از صبح تا شب زحمت می كشیم اما هر روز فقیرتر و پر دردسرتر می شویم. ما اکثریت جامعه ایم، اما حاصل كار و تلاش مان نصیب گروهی كوچك می شود كه نظام بهره كشی سرمایه داری را می چرخانند و صاحب دولت و اسلحه و دادگاه و زندانند.

ما انسانیم. در اسم، شهروند و در واقعیت موجودی درجه دوم. ما ارزش می آفرینیم و ارزشمندیم اما در نگاه سرد و بیرحم نظام حاكم و ایدئولوژی ارتجاعی اش، بی ارزش به حساب می آییم. انرژی و نیرویی محسوب می شویم که مثل سوخت ماشین هر روز باید مصرف شود. گوسفندانی محسوب می شویم که محتاج چوپانند، صغیرهایی که محتاج قیم اند. حاكمان با حراست و بسیج و سپاه و اطلاعات و نیروی انتظامی، با دین و آخوند و خرافه، با زهر پدرسالاری و مردسالاری، با تفرقه افكنی و تحقیر ملی، با چماق رسانه ملی، ما را در بند نگه می دارند و به جان هم می اندازند.

ما زحمتكشیم. از كوره های داغ ذوب فلز تا كارگاه های قالیبافی، از دستگاه پرس تا راهروهای درمانگاه، از حجره ها و انبارهای بازار تا كشتزارهای نیشكر، از آشپزخانه و مهد كودك و كار خانگی تا سالن های عظیم ماشین سازی و.....

ما كارگریم. زن و مرد. لایق دانستن اسرار بی پایان کائنات. لایق رها شدن از افسانه آفرینش و توهم قدرت ناموجود آسمانی. لایق فهمیدن دنیا. لایق تغییر خود و تغییر شرایط حاكم. لایق بیدار شدن، متحد شدن، شورش كردن. لایق برچیدن بساط حاكمان جلاد و استثمارگر. که باید جامعه نو را بسازیم و دولت نوین را اداره کنیم. که باید قانونی پیشرو بنویسیم. انقلابی واقعی، ریشه ای و مردمی انجام دهیم. و جامعه را تا محو طبقات، تا خشکاندن ریشه ستم طبقاتی، جنسیتی، ملی و نژادی و مذهبی به هر شکل و هر درجه، دائما دگرگون کنیم.

ما در برابر نظام استثمار سرمایه داری قد علم کرده ایم. نظامی که میراث سنگین هزاران سال جامعه طبقاتی را در انبان دارد. در هم شکستن نظام سرمایه داری و خلاص شدن از این میراث سنگین، در گرو در هم شکستن زنجیرهای ریز و درشتی است که نیمی از جامعه انسانی یعنی زنان را از روز نخست شکل گیری جامعه طبقاتی به بند کشیده است. ما عمق دشمنی خود با نظام طبقاتی را با مبارزه پیگیر با ستم جنسیتی، نه فقط امروز که در سراسر مسیر طولانی سوسیالیسم به سوی کمونیسم جهانی، محک می زنیم .

ما نسل از پی نسل ستم دیده ایم و مبارزه كرده ایم. گاه پیشروی كرده ایم و گاه شكست خورده ایم. گاه از دروغ و توهم دل بریده ایم و گاه به امید روزگاری بهتر دنبال وعده و وعیدهای پوچ افتاده ایم. و بارها به تجربه دیده ایم كه نظام سرمایه داری را نمی توان به نفع محرومان و ستمدیدگان اصلاح کرد. دیده ایم كه تا نظام و دولت سرمایه داران بر سر كار است، وضع طبقات محروم و محكوم همین است كه هست.

تا سرمایه داری وجود دارد، جامعه انسانی اسیر روابط كهنه و غیر منطقی و استثمارگرانه باقی خواهد ماند. تا سرمایه داری وجود دارد، باورها و ارزش ها و عقاید كهنه و سنتی در اعماق جامعه ریشه خواهد دواند و راه اتحاد آگاهانه و رهایی نوع بشر را سد خواهد كرد. تا سرمایه داری وجود دارد، ماشین كشتار جنگی و سلطه و تجاوز امپریالیستی و ارتجاعی، بساط سانسور و حبس و شكنجه و اعدام، و جهنم فقر و فلاكت و گرانی و بیكاری و بی حقوقی پا برجاست.

بیش از 31 سال است كه ما اسیر یك رژیم استبداد مذهبی هستیم: جمهوری اسلامی. رژیمی سرمایه داری كه عبای آخوند و اونیفورم سردار و رخت میلیاردهای دولتی و خصوصی را به تن كرده است. این ها شیره جان ما را می مكند، درآمدهای نفت و گاز و منابع كشور را می بلعند، مثل كرم در بازار بورس و بانك و محافل دلالی و نوكری برای سرمایه داری جهانی می لولند و سود به جیب می زنند. اقتصاد در رونق باشد یا در ركود، بحران زده باشد یا متعادل، بهای نفت كم باشد یا زیاد، در هر حالت سودشان را می برند. اما آنچه نصیب ما می شود، كابوس دائمی بیكار شدن است و نبود امنیت شغلی، فشارهای جسمی و روحی است، و بدبختی های اجتماعی از تن فروشی گرفته تا اعتیاد و خودكشی.

در این 31 سال هر بار جرات كردیم، بر سر خواسته های بر حق مان متحد شدیم و دست به اعتراض و اعتصاب و تظاهرات زدیم، مبارزان و رهبران آگاهمان را گرفتند و به زندان انداختند. برایمان پرونده درست كردند و از كار بیكارمان كردند.

این ها ما را از حق ایجاد تشكل های مستقل، از حق آزادی بیان و حق اعتصاب، محروم نگه داشتند. قانون كار را منطبق بر منافع نظام سرمایه داری و سرمایه داران نوشتند و به اجراء گذاشتند. و هر زمان كه گوشه ای از این قوانین و مقررات، دیگر منافعشان را خوب و سریع تامین نمی كرد، آن را ”تصحیح“ كردند.

این ها هر روضه ای كه بلد بودند به گوش جامعه خواندند تا باور كنیم ”این دنیا ارزشی ندارد“ و باید به فكر آخرت بود. تا باور كنیم ”شاید این جمعه بیاید شاید...“ تا باور كنیم یك نیروی ترسناك آسمانی كه این رژیم نماینده بر حق آن بر روی زمین است همه اعمال و رفتار ما را زیر نظر دارد و جواب طاعات مان را با بهشت و گناهانمان را با آتش جهنم می دهد. تا خیال کنیم هر آنچه بر سرمان می آید قسمت است و قضا و قدر. پس باید همیشه مطیع و تسلیم نظام اسلامی و رهبرانش باشیم و فكر شورش را از سر بیرون كنیم.

این ها برنامه های شبانه روزی شستشوی مغزی را از منبر”صدا و سیما“ و مساجد به اجراء گذاشتند.

این ها احكام و ارزش های كهنه و مردسالارانه و ضد زن را بر قانون مدنی كشور حاكم كردند. بردگی زنان را ترویج كردند و باعث شدند كه خشونت علیه زنان در خانواده ها چند برابر شود. به مردان جامعه از تمامی قشرها و طبقات اعلام كردند كه شما از برتری قانونی و شرعی نسبت به زنان برخوردارید و فقط در رژیم اسلامی است كه می توانید از این امتیاز به نحو احسن استفاده كنید.

این ها برای فریب مردم و دور كردن فكر انقلاب از ذهن جامعه، انتخابات فرمایشی و استصوابی به راه انداختند. كوشیدند مردمی را كه هیچ منفعتی در ادامه موجودیت این رژیم و جناح های مختلف و نمایندگان سیاسی اش ندارند به نفع این یا آن نامزد به پای صندوق های رای بكشانند. 

این ها كارگران و زحمتكشان مهاجر افغانستانی را در بی حقوقی كامل، وحشیانه در شهر و روستا استثمار كردند و با تبلیغات منظم و كج نمایی های عمدی كوشیدند بین كارگران و مردم ایران با همزنجیران و همسرنوشتان شان تفرقه و دشمنی ایجاد كنند.

این ها مدتی به بهانه تحریم اقتصادی خارجی و جنگ با عراق، و بعد هم به خاطر اجرای سیاست ”تعدیل اقتصادی“ كه فرمان ”صندوق بین المللی پول“ و ”بانك جهانی“ برای اقتصادهای وابسته دنیا است، ما را در منگنه فلاكت و فقر فشردند. ادامه جنایات روزمره و تدریجی نظام، قطع یارانه هاست. تا در زیر خط فقر، پایین و پایین تر برویم. تا مزد ناچیزی که می گیریم در جنگ با غول گرانی، لاغرتر و بی ارزشتر از آنچه هست شود. «همت مضاعف و کار مضاعفی» که می گویند، اسم رمز «استثمار مضاعف» است.   

حالا دوران خیزش نوین مردم آغاز شده است. حاکمان کودتاگر ممکنست با تهدید و سرکوب و قتل بعضی را بترسانند یا برای مدتی مبارزات خیابانی را فرو نشانند و گروهی را دلسرد و ناامید کنند، اما از پس حل تضادها و دردسرهای بزرگی که ریشه در اعماق جامعه و نظام حاکم دارد بر نمی آیند. نمایندگان «سبز» این نظام ضد مردمی که امروز مغضوب و ضعیف شده اند، ممکنست بخش هایی از مردم معترض را برای مدتی به دنبال فریب و توهم «تغییر و اصلاح رژیم از درون» و «راه های مسالمت جویانه» بکشانند، اما در پاسخ به دگرگونی های اساسی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی که نیاز عاجل جامعه است به لکنت می افتند. در هر حالت، کلید تغییر نزد ما است. جواب نهایی هم باید از زبان ما شنیده شود که آیا می خواهیم و می توانیم این وضع را عوض کنیم یا نه؟ آیا می خواهیم و می توانیم جبهه های گوناگون نبرد ضد رژیمی را به گرد چند خواسته مرکزی و چندین خواسته مهم و ریشه ای بگشاییم و به هم مرتبط کنیم؟ آیا می خواهیم و می توانیم در مقابل احزاب نظم که نماینده و مدافع نظام حاکمند و احزاب اصلاحات که می خواهند بین مردم و نظام نقش واسطه بازی کنند، زیر پرچم حزب انقلاب اجتماعی ــ حزب انقلابی کمونیستی ــ متحد و متشکل شویم؟ آیا در روزهایی که چشم جامعه به سیاست و مبارزه سیاسی و قدرت سیاسی دوخته شده، می خواهیم و می توانیم پرچم نبرد سیاسی پیگیر و عمیق و نقشه مند را به دوش بگیریم؟ آیا می خواهیم و می توانیم برنامه دگرگونی واقعی و قانون اساسی مردمی را در برابر زحمتکشان و ستمدیدگان جامعه قرار دهیم و همه کسانی که از ستم طبقاتی و جنسیتی و ملی و مذهبی در رنجند را برای تحقق چنین برنامه ای متحد کنیم؟

سرنوشت جامعه مستقیما ربط دارد به پاسخی که ما به همه این ها خواهیم داد. این ها کارهای بزرگی است که انجامشان در گرو داشتن دید روشن و دوراندیشی و شجاعت است. این ها کارهای عمیقی است که با دل بستن به دعواهای جناح های جمهوری اسلامی و امید بستن به وعده های سران سبز یا هر نیروی طبقاتی دیگری که نمی خواهد پا را از دایره نظام سرمایه داری و نظم جهانی موجود بیرون بگذارد، هیچگاه عملی نخواهد شد. این ها کارهای انقلابی منظم و به هم پیوسته ای است که با کوته بینی های اصلاح طلبانه و توقعات کوچک و چانه زنی های اقتصادی و رفاهی برای «فروش با صرفه تر نیروی کار در بازار سرمایه داری» کلید نخواهد خورد.

ما کارگریم. زن و مرد. با خواسته هایی که ویژه جمع کارگران است. با خواسته هایی که بازتاب تفاوت ها و تمایزهای جنسیتی، رده بندی مشاغل و رشته کارها و نوع کار در میان بخش های مختلف کارگران است. با خواسته هایی بر حق که هرکدام موضوع مبارزه کارگری است یا می باید باشد:

حق تشکیل سندیکا و هر تشکل مستقل کارگری دیگر،

حق اعتصاب،

انحلال نهادهای ضد کارگری و جاسوسی و سرکوبگر در محیط های کار.....

اضافه دستمزد و پرداخت حقوق معوقه، لغو 

 قراردادهای موقت، 

لغو کار کودکان، 

منع بیکارسازی و بازخرید اجباری،

حق کار انسانی برای همگان در شرایط مناسب و با دستمزد مناسب، 

برخورداری از بیمه درمانی و حق بیکاری و بازنشستگی مناسب،

پرداخت دستمزد برابر به ازای کار برابر به زنان و مردان کارگر، 

لغو قانون حذف یارانه ها که نتیجه ای جز فقر مضاعف برای اکثریت توده های مردم ندارد،

بخشی از خواسته های ما کارگران، همان خواسته های عمومی توده های مردم است:

آزادی بیان و ابراز عقیده و تشکل و تجمع و اعتراض،

لغو سانسور و آزادی فعالیت روشنفکری و علمی، فرهنگی و ادبی و هنری،

آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی،

جدایی دین از دولت،

لغو قوانین و مقررات کهنه مردسالارانه و پدرسالارانه و ضد زن،

منع تبعیض ملی و مذهبی در عرصه های فرهنگی و اقتصادی و اداری و حقوق شهروندی،

منع شکنجه و لغو مجازات اعدام......

ما تحقق منافع و خواسته های اساسی طبقه کارگر و توده های زحمتکش و ستمدیده را در گرو سرنگونی نظام حاکم و رژیم استبداد مذهبی می دانیم. این سرنگونی، خواسته های زیر را که مردم ایران با اشتیاق به دنبالش هستند تحقق خواهد بخشید:

انحلال نهادها و نیروهای سرکوبگر نظامی و اطلاعاتی،

محاکمه و مجازات آمران و عاملان کشتارها و تجاوزها در طول حیات جمهوری اسلامی،

محاکمه و مجازات کسانی که حقوق مردم را در هر زمینه ای لگد مال کرده اند و منابع و ثروت های کشور را غارت کرده اند و به حراج گذاشته اند و.....

ما بخشی از یک طبقه جهانی هستیم. طبقه ما نیرویی مادی و پویا در بطن جهان سرمایه داری است که با آرمان مشترک ِ دنیای کمونیستی، با رسالت مشترک ِ رهایی نوع بشر از هر گونه استثمار و ستمگری، با برنامه مشترک ایجاد دولت های نوین انقلابی و انجام انقلاب ِ سوسیالیستی، با نگرش علمی ماتریالیستی دیالکتیکی، و ایده مشترک ِ همبستگی انترناسیونالیستی، انسجام و هویت واحد پیدا می کند.

بیایید تا در اول ماه مه (روز جهانی کارگر) اعلام کنیم که:

با كارگران و ستمدیدگان دنیا، با میلیاردها زن و مرد دیگر، سرنوشت مشتركی داریم. رسالت مشتركی داریم. اگر به منافع طبقاتی خود آگاه شویم، اگر دانش تغییر جامعه را فراگیریم، اگر ابزار لازم برای انقلاب كردن و پیروز شدن و ساختن جامعه نو را بسازیم و بر مسیر انقلاب پایدار بمانیم، دنیا را عوض خواهیم كرد و تاریخ را به خط خود خواهیم نوشت.

 اردیبهشت ماه 89      

جمعی از فعالین کارگری ( jafk )  

کارگران کمونیست ایران (CWI)

 

 

 

 

 

 

 

جمعی از فعالين کارگری ( jafk ) وکارگران کمونيست ايران بياييد (CWI)تا در اول ماه مه (روز جهانی کارگر) اعلام کنيم

مارش جهانی کارگران در اول ما مه، نماد اعتراض و مقاومت جهانی طبقه کارگر در برابر جهان سرمايه داری، اين جهان ستم و استثمار، سرکوب و فريب، جهان زندان، شکنجه و کشتار، جهان بحران، گرانی، بيکاری و گرسنگی، جهان جنگ و تسليحات اتمی، جهان تروريسم دولتی، جهان آزمايش سلاحهای نظامی، اشغال نظامی و جهان تسليحات نظامی، جهان اعزام خيل وسيع نظاميان، ارتش و به سلاخی کشاندن مردم، کشتن سربازان، محاصره اقتصادی و جهان گرفتن قربانيان هر چه بيشتر برای اعاده ابر قدرتی، و نيز جهان سروری انگل صفتانی است که سرمايه دار ناميده ميشوند.
سرمايه داران از وحشت روزی که پيام اول ماه مه به تحقق بپيوندد بر خود ميلرزند. هر ساله پاسداران نظم سرمايه، از دولتهای امپرياليستی تا ديکتاتوری های نظامی و حکومتهای سياه مذهبی و استبدادی، تمام توان خود را بکار ميگيرند تا با مسخ و تحريف معنا و مضمون طبقاتی و حتی تاريخچه و مناسبت اين روز، و آنجا که ميتوانند با توسل به قهر و سرکوب عريان، از نمايش قدرت طبقاتی کارگران در روز اول ماه مه جلوگيری کنند و يا آن را به مراسمی بی آزار و تزئينی تبديل نمايند.

تقابل جمهوری اسلامی اين نظام سياسی سياه مذهبی با کارگران در سه دهه گذشته خود بهترين نشان اين هراس و وحشت بورژوازی از قدرت و اراده متحد و يکپارچه طبقه کارگر و بيان فشرده و نمونه گويايی از تمام تلاشها و تمهيداتی است که بورژوازی در سراسر جهان برای مسخ و تحريف اول ماه مه بکار می بندد. اول مه از همان سال ٥٨ با آن تظاهرات چند صد هزاری کارگران، کمونيستها و چپ در تهران، يک کابوس جمهوری اسلامی بوده است. روضه خوانی های خمينی که "خدا هم کارگر" است برای برسميت نشناختن روز کارگر به جايی نرسيد. حتی بعد از قلع و قمع شوراهای واقعی کارگری و سرکوب خونين سال ٦٠، جمهوری اسلامی نتوانست اول مه را انکار کند. به ناچار تاکتيک قبول روز کارگر و بعد تلاش برای کنترل و مسخ کردن آنرا پيش گرفت. در تمام طول سی سال گذشته روز جهانی کارگر صحنه نبرد آشکار و پنهان بين کارگران و حکومت اسلامی بوده است.

در اول ماه مه امسال، طبقه کارگر در شرايطی به استقبال روز جهانی کارگر ميرود، که بورژوازی و طبقه حاکم، بيشترين حملات را در قالب هدف مند کردن يارانه ها، تحميل فقر و فلاکت بی سابقه، بيکارسازی وسيع در سطح ميليونی، و سرکوب و دستگيری و در زندان نگه داشتن تعداد زيادی از رهبران و فعالين کارگری را به سياست دائمی خود تبديل کرده است. پايمال کردن حقوق انسانی کارگر و رهبران کارگری با سرکوب مداوم و هر روزه امروز کوی دشمنی و ضديت جمهوری اسلامی با جنبش کارگری را به اوج خود رسانده است. زنده ترين مورد دست بند و پا بند زدن به رهبر سنديکای کارگران اتوبوسرانی تهران منصور اصالو است.

بار فشار روز افزون گرانی، فلاکت بی شائبه، تعطيلی يکی پس از ديگری کارخانه و مراکز توليدی، افزايش سرسام آور کرايه خانه، و آنچه تحت عنوان حفاظ امنيتی، اقتصادی و مالی برای کارگران از جمله بيمه های بيکاری، تامين امنيت شغلی، و امکانات پزشکی و درمانی، همه و همه آنچه ميتواند زندگی بخور و نمير طبقه کارگر برای استثمار روزانه و برای باز توليد چرخ توليد داشته باشد، از او سلب شده است.

طبقه کارگر و مزدبگيران جامعه در ايران در شرايطی به استقبال روز جهانی کارگر ميروند، که به لحاظ امنيت شغلی و اشتغال، و دستمزد و درآمدها با بيشترين حملات از جانب دولت و بورژوازی مواجه شده اند. اعلام ٣٠٣هزار و ٤٨تومان حداقل دستمزدها توسط شورای عالی کار بر وخامت چند جانبه و سقوط در پايين ترين سطح معيشت افزوده است. و اين در حالی است که بقول کارشناسان نقشه فقر در ايران خط فقر با يک ميليون و پانصدهزارتومان در سال جاری ٨٩ تعريف شده است. پر واضح است که در چند سال گذشته با وجود افزايش بيکاری در سطح ميليونی و پايين بودن دستمزد و در آمدها در مملکتی با بيش از ٧٢ميليون جمعيت، طبق آمار و بررسی های تحقيقی بيش از ٤٧ميليون نفر در قالب خانوار ٦نفره دارای درآمدی کمتر از ٧٨٠هزار تومان زندگی ميکنند.

رشد بيکاری، مصائب اخراج و بيکارسازی ها در آغاز سال ٨٩ به نسبت سال ٨٨ و سالهای قبل رو به افزايش است. سياست هدفمند کردن يارانه ها، تاثير مستقيم و بلافصل در افزايش بيکارسازی را موجب شده است. اين سياست ريسک سرمايه گذاری در بخش صنعت را افزايش داده، کارگران مراکز صنعتی با آغاز سال ٨٩ در صف نيروی بيکار و اخراجی قرار گرفته اند. تعداد کارگران در عسلويه سال ١٣٨٣ بيش از ٤٠هزار بود، در سال ٨٨ اين رقم به چيزی در حدود ٤هزار کارگر رسيده است. بيکار سازی های عسلويه خود نمونه گويايی از سطح بيکارسازی و اخراج در ديگر مراکز توليدی،  صنعتی و مراکز کار و اشتغال است. کارگران مراکز صنعتی در اعتراضات و تظاهراتهايی که عليه بيکارسازی و اخراج ها برپا کرده اند، نوشته اند «بيکاری مساوی فقر و گرسنگی». اين کيفر خواست طبقاتی خود گويای عمق مصائب فاجعه ای انسانی بنام  بيکاری در ميان خانواده های کارگری و مزدبگيران جامعه است. در مملکت ثروتمندی که دنيای موجود را برای طبقات حاکم، سرمايه دارن و مشتی آخوند، ملا و نماينده مجلس، روسای ادارت، سرداران سپاه پاسداران و مزدوران نظامی به بهشت واقعی، تبديل کرده. اکثريت عظيم جامعه، طبقه کارگر و خيل وسيع زحمتکشان، جوانان، دانشجويان و خانواده های کارگر و زحمتکش در بدترين شرايط اقتصادی، مادی و معنوی بلحاظ حرمت انسانی، کرامت و شخصيت اجتماعی قرار دارند.

جنبش کارگری اما، در شرايطی به استقبال روز جهانی کارگر ميرود، که جامعه ايران در چند ماه گذشته در غليان اعتراضات توده ای و نارضايتی قرار گرفته. بعد از ١٨تير سال ١٣٧٨، شش روزی که به قيام توده ای و دانشجويان عليه کل نظام جمهوری اسلامی در تاريخ اعتراضات مردم ثبت شده، نظام حاکم با موج ميليونی تظاهرات توده ای مواجه شد. اعتراضات کوبنده، و تلاش جامعه برای برون رفت از حاکميت نظام سياسی ـ نظامی در شکل نارضايتی توده ای، بار ديگر صحنه اعتراضات را به خيابانها کشاند. جنبش مردم برای سرنگونی و رهايی از حاکميت سياه نظام جمهوری اسلامی در ابعاد وسيع و ماکرو تنفر و نارضايتی مردم را به جهانيان نشان داد.  در شرايطی که دولت اسلامی دوره اضمحلال و فروپاشی و عقب نشينی خود را در مقابله با مردم طی ميکند و تا کنون ضربات کاری بر پيکرش وارد آمده و بطور يقين اين نظام با اين قوار و شکل باقی نخواهد ماند. در چنين شرايطی، اما در دل غليان و نارضايتی های تا کنونی هنوز جنبش کارگری و طبقه کارگر نتوانست ابراز وجود و راديکاليسم طبقاتی خود را برای مهار و رهبری جنبش اعتراضی بکار گيرد، مطالبات سياسی ـ طبقاتی خود را بر پرچم اين نارضايتی ها در جامعه به اهتزاد در آورد. بر خلاف ياوه گويی های موجود در صفوف اپوزيسيون خودی و غير خودی، بر خلاف آنچه که ميخواهند جنبش اعتراضی مردم برای سرنگونی را در چارچوب دو جناح جمهوری اسلامی محدود و زندانی کنند، اعتراضات کنونی مردم ايران برای خلاصی از نظام حاکم و خلاصی از حاکميت جمهوری اسلامی است. پتانسيل اعتراضات چند ماه گذشته ميتوانست با ابراز وجود طبقه کارگر و جنبش کارگری از قدرت و توان بالايی در جامعه برخوردار شود، و تداوم راديکال و سياسی جنبش اعتراضی چند ماه گذشته را تامين کند.
سال ٨٩ سال آزمون بزرگ و مهمی برای طبقه کارگر بود. خلا عدم حضور طبقه کارگر و عدم وجود پرچم مطالبات سياسی ـ طبقاتی اين طبقه در شرايطی که طبقه کارگر از حزب رزمنده و تحزب کمونيستی خود رنج ميبرد، قابل ارزيابی است. ابراز وجود طبقاتی، بر پايی مارش و مراسم روز کارگر در دل اوضاع پر التهاب کنونی بار ديگر ميتواند افق جنبش مردم برای سرنگونی را تقويت بخشد، توان اعتراضات راديکال در شکل ابراز وجود سياسی طبقه کارگر را در جامعه به نمايش بگذارد. امکان ابراز وجود طبقه کارگر و پرچم مطالبات سياسی ـ طبقاتی از هر دوره ای بيشتر مهيا و آماده است.
امر کارگران ايران، امر مشترک همه کارگران در سراسر جهان است. موقعيت همگون کارگران و دردهای مشترک جهانی آنان، هدف و آرمان مشترکی را در برابرشان قرار ميدهد: سرنگونی بورژوازی و برپايی سوسياليسم!

امر کارگران ايران همبستگی با ديگر گردان های طبقه کارگر در سراسر جهان است. به يمن وجود و حضور نهادهای همبستگی کارگری در سطح بين المللی، جنبش کارگری در ايران از حمايتهای بی شائبه و راديکال از طرف اتحاديه، سنديکاها و نهادهای مدافع کارگران با نفوذ و قدرتمند در کشورهای امريکا، کانادا، اروپا و استراليا، ژاپن و.... برخوردار شده است. اين نقطه قوت همبستگی کارگری را بايد ارج گذاشت و به تلاشهای تا کنونی بايد افزود. در غياب حمايتهای بين المللی از جنبش کارگری ايران قربانيان اين جنبش در دادگاههای نظام اسلامی بيشتر و بيشتر می شد. در چند دهه گذشته کارزار حمايتهای بين المللی از جنبش کارگری، توان و اعتراض اين جنبش را افزايش داده، و اين جنبش را در موضع تعرض طبقاتی و بين المللی قرار داده است. پايفشاری جنبش کارگری به امر دامن زدن به حمايتهای بين المللی در روز جهانی کارگر در شکل قطعنامه و فراخوان امر رهبران، تشکل و اتحاديه و سنديکای کارگران، است. 

امر کارگران، تشکل، چگونه متشکل شدن و متشکل ماندن است. جنبش کارگری ايران در چند دهه گذشته، آزمونهای بزرگ و پر تجاربی را در ارتباط با سازمانيابی طبقه کارگر در شکل سازماندهی سنديکا و اتحاديه های مستقل کارگری را پشت سر گذاشته است. ايجاد سنديکای کارگران نيشکر هفت تپه، اتحاديه صنعتگر در سنندج، ابراز وجود سنديکای اتوبوسرانی تهران و حومه  سازماندهی ده ها مراسم و مارش روز جهانی کارگر، ابراز وجود علنی طبقه کارگر در روز جهانی کارگران در شکل قطعنامه و مطالبات سياسی ـ طبقاتی، سازماندهی صدها اعتصاب و تظاهرات موفق از جمله دستاوردهای مهم و قابل اتکای جنبش کارگری در راستای تشکل و سازمانيابی جنبش کارگری است. پايفشاری رهبران و سخنگويان جنبش کارگری، تشخيص موانع و طی کردن راه های هموار، با بر پايی مجمع عمومی و مشارکت وسيع کارگران، بيش از هر دوره ای به صدر مشغله و وظايف جنبش کارگری و رهبران اين جنبش آمده. برپايی مجمع عمومی و دخالت کارگران در چند دهه گذشته موجود بوده، اول ماه مه امسال ميتواند بر اين مهم و جايگاه مجمع عمومی برای تامين سازمانيابی کارگران در شکل تشکلهای کارگری تاکيد بيشتر و با پتانسيل بالاتری را برای شکل دادن به مرجعيت و تصميم گيری کارگران و خانواده های کارگری را دامن بزند.

در اول ماه مه روز جهانی کارگر، طبقه کارگر با مشکلات عديده و موانع سخت و دشواری مواجه است. بار سنگين مبارزه و تلاش  برای بقا و زندگی، برای برخورداری از يک زندگی انسانی را بر دوش ميکشد. مسئوليت و بار سنگين سازمانيابی جنبش کارگری و مزدبگيران جامعه برای برون رفت از اوضاع کنونی، برايش از هر دوره ای به مساله فوری و امروز تبديل شده. در سر لوح قطعنامه و مطالباتش زير و رو کردن اين دنيای وارونه، استثمارگر و خونخوار قرار ميگيرد. اين دنيای وارونه بجز با يک تحول انقلابی، با سرنگونی اين نظام حاکم و ايجاد يک جامعه سوسياليستی که در آن ديگر استثمار و کار مزدی وجود نداشته باشد، قابل تحقق است.
١٦ آوريل ٢٠١٠(ارديبهشت ١٣٨٩)
نسان نودينيان کلن(آلمان)

نسان نودينيان: موقعيت طبقه کارگر ايران در روز جهانی کارگر!

ستون آزاد

کارل مارکس

 

 “طبقه کارگردرمبارزۀ خودعليه قدرت متحده طبقات ثروتمند،تنهاهنگامی ميتواندبه عنوان يک طبقه فعاليت کندکه يک حزب سياسی خاص که درمقابل کليه احزاب کهنۀ متشکله ازطبقات ثروتمندقرار دارد،تشکيل دهد.” مارکس وانگلس قطعنامه های کنگرۀ عمومی جمعيت بين المللی کارگران/منعقده درلاهه /نقل ازچه بايد کرد/لنين 

 ترجمه سرمايه(کاپیتال)، ازجمشیدهاديان 

-

مانيفست حزب کمونيست 

-

فهرست آثار مارکس وانگلس

-

فهرست آثار لنين

کارگران جهان متحد شوید!

متن، سخنرانی رفيق جمال چراغ ویسی در مراسم اول مه ۶۸ سنندج

انگلس

آنتی دو رینگ

ایدئولوژی آلمانی اثر مارکس وانگلس ترجمه زوبین قهرمان

کمون پاریس: بر گردان شهرزاد سرمدی

جعفر رسا

بازخوانی مارکس

سوسن بهار - بيژن هدايت

بردگان ارزان

کمونیستهای انقلابی

 

منتخب اثار مارکس، انگلس ولنین در باره کمون پاریس

بر گردان فرهاد بشارت

جامعه­ی بين المللى كارگران

فرشید فریدونی

 

نقدی بر تاریخ دین داری و فلسفه‌ى دولت مداری در ایران

از دیگر سایتها

 

اتحاديهى كمونيست ها

صفحه ویژه

جهان امروز 253

نامه شماره 15

نشریه جنبش کارگری 6

اعتصاب شماره 4

پیشره و شماره 278

نشریات

«« ادامه »»