بازی خطرناک جمهوری اسلامی
وقتی پس از انتخابات ریاست جمهوری، محمود احمدی نژاد ریاست قوه مجریه را به دست گرفت و کابینه خود و استانداران و مقامات اجرایی کشور را از میان پاسداران، بازجویان، تروریست های حرفه ای ومجریان ترورها و قتل های زنجیره ای برگزید؛ تراکم ابرهای تیره بر آسمان سیاسی کشور، امری قابل پیش بینی بود.
امروز که اجرای سیاست های به شدت محافظه کارانه ی راست ترین جناح رژیم ، تحت حمایت های ولی فقیه حکومت به ثمر می نشیند، ابعاد خطرناک این سیاست ها چه در عرصه ی داخلی و چه در عرصه ی خارجی به روشنی عیان شده است.
در عرصه ی داخلی سیاست دولت جدید بر تشدید سرکوب هر نوع حرکت مردمی استوار بوده است. سرکوب حرکت های کارگری و بویژه حرکت کارگران شرکت واحد ؛ یا سرکوب مستمر مبارزات دانشجویی و دستگیری و اخراج و ممنوع التحصیل کردن دانشجویان و یا دستگیرهای گسترده جوانان در خوزستان و بلوچستان به اتهامات گوناگون؛ و پایمال کردن حقوق زنان ، در این راستا قابل بررسی است. دولت احمدی نژاد در راستای اجرای سیاست های ولی فقیه رژیم ، برای مقابله با حرکت های مردمی و جلوگیری از انعکاس این مبارزات نه تنها فشار بر مطبوعات موجود و بویژه نشریات دانشجویی را تشدید کرده است؛ بلکه کنترل شدید بر اینترنت و وبلاگ های جوانان و دانشجویان را نیز در دستور کار قرار داده است. و تمامی این فشارها را با بهانه ی شرایط فوق العاده کشور تحت تهدیدات آمریکا توجیه می کند.
اما تنها سیاست های سرکوبگرانه ی داخلی رژیم نیست که فضای سیاسی کشور را تیره و تار می سازد، بلکه سیاست خارجی رژیم که مستقیمأ تحت هدایت ولی فقیه رژیم اجرا می شود، کشور را به لبه پرتگاه تباهی رهمنون می سازد.
دولت احمدی نژاد با دامن زدن به برنامه هسته ای، با تأکید بر حق کشور برای داشتن انرژی هسته ای و همزمان با دامن زدن به احساسات ضد آمریکایی، یهودی ستیزانه، به زیر سؤال بردن موجودیت کشور اسرائیل و برگزاری کنفرانس هولوکاست ، بهترین بهانه را به دولت متجاوز و هار آمریکا داده است تا از یک سو توطئه های ضد ایرانی خود را گسترش دهد و از سوی دیگر جبهه ی گسترده ای علیه ایران سازماندهی کند.
رژیم اسلامی و بویژه دستگاه ولایت که از عمق نارضایتی مردم آگاه است و خطر گسترش حرکت های مردمی را به عینه لمس می کند، دامن زدن به درگیری میان ایران و آمریکا و حتی اقدام نظامی آمریکا علیه کشور را " رحمتی" برای نجات جمهوری اسلامی می داند. از این روست که مدام در تبلیغات و عوام فریبی های شان به سادگی از کنار تهدیدات موجود می گذرند و آنها را کم اهمیت جلوه می دهند. این کم اهمیت دادن به تهدیدات در شرایطی انجام می گیرد که سیاست خارجی و دیپلماسی رژیم باعث شده است که:
اولأ: آمریکا بتواند کشورهای اروپایی را به سیاست های خود ملحق کرده و در شورای امنیت تحریم ها علیه ایران به تصویب برساند تا جایی که روسیه و چین نیز به تحریم ها علیه ایران رأی دادند. و حال این تحریم ها به مرحله ی اجرا در آمده است و از توافقات شورای امنیت نیز بسی فراتر رفته است، و نتایج خود را بر حیات اقتصادی کشور به تدریج نشان می دهند. امری که مقامات رژیم مدام منکر توافق بر سر تحریم ها علیه ایران می شدند و امید داشتند که چین یا روسیه این قطع نامه ی شورای امنیت را وتو کنند. و درست در چنین شرایطی دستگاه حکومتی رژیم اسلامی، همچنان بر سیاست نابخردانه و ضد منافع ملی کشور ادامه می دهد و خم نیز به ابرو نمی آورد. آن گونه که احمدی نژاد در مصاحبه ی تلویزنی روز گذشته با این موضوع برخورد کرد و تأثیرات تحریم را کم اهمیت جلوه داد. بی توجه به این که گسترش تحریم ها علیه ایران تا چه حد به اقتصاد کشور و وضعیت زندگی مردم ضربه خواهد زد و امکانات مردم برای تآمین مایحتاج زندگی شان را به شدت محدود خواهد ساخت. نگاهی به وضعیت مردم عراق در دوران تحریم های چند ساله، و مصیبت های که متحمل شدند، می تواند تصور روشنی از تأثیرات این تحریم ها بر زندگی روزمره ی مردم به دست دهد.
ثانیأ: سیاست های منطقه ای رژیم ، بویژه در لبنان و عراق و فلسطین و دفاع آشکار از جریانات بنیادگرا در کشورهای عربی و سازماندهی تبلیغات گسترده برای بسیج به اصطلاح امت اسلامی از یکسو و قدرتمند شدن ایران به دنبال حذف دولت بعثی در عراق و طالبان در افغانستان و تأکید ویژه ی جمهوری اسلامی بر گسترش فن آوری هسته ای، امکان مناسبی فراهم آورده تا دولت آمریکا بتواند کشورهای مرتجع عربی را حول یک سیاست واحد ضدایرانی گردهم آورد. حمایت هشت کشور عربی از طرح جدید بو ش در عراق و منطقه و مصاحبه های وزیر خارجه عربستان سعودی و اعلام اینکه دولت عربستان و برخی از دیگر کشورها قصد دارند به اقداماتی علیه حضور رژیم اسلامی در عراق و حمایت از سنی ها دست بزنند، را باید شکستی برای دیپلماسی دولت اسلامی در منطقه ارزیابی کرد.
ثالثأ: سیاست های ماجراجویانه جمهوری اسلامی و نابخردی سیاسی رژیم بهترین امکان را به جنگ طلبان آمریکایی داده است تا سیاست های تجاوزگرانه شان در خاورمیانه و خلیج فارس را به راحتی توجیه کنند. دولت جورج بوش که در باتلاق عراق گرفتار آمده است، در سیاست جدید خود که در سخن رانی اخیر بوش صراحت بیشتری یافت، موضوع جمهوری اسلامی را با وضعیت عراق و حتی لبنان پیوند زد. در سیاست جدید خاورمیانه ای بوش، مسأله شیعیان بنیادگرا در عراق و لبنان و دولت بنیادگرای اسلامی ایران در کنار هم قرار گرفته و سرکوب آن ها به عنوان جریانات تروریستی و یا تروریست پرور در دستور روز قرار گرفته است. اعزام 21هزار سرباز جدید به عراق و مشخصأ به بغداد برای سرکوب شعیان افراطی و اعزام ناوگان جدید جنگی به آبهای خلیج فارس و فشار بر وابستگان رژیم در عراق، جلوه هایی از استراتژی جدید کاخ سفید در قبال جمهوری اسلامی است.
آیا دستگاه ولایت این خطرات را نمی بییند ؟ روشن است که آن ها به این خطرات واقف هستند اما به این نتیجه رسیده اند برای جلوگیری از گسترش حرکت های توده ای و سرکوب مردم، درگیری محدود با آمریکا می تواند نجات بخش باشد.امروز با عمیق تر شدن آگاهی توده ای و گسترش حرکت های مردمی در عرصه های گوناگون، نه تنها رژیم جمهوری اسلامی به وحشت افتاده است ؛ بلکه آمریکا و متحدانش نیز به این نتیجه رسیده اند که سازمانیابی مستقل مردم و رشد حرکت های آزادیخواهانه شان، به نفع سیاست های سلطله گرانه شان نیست. از همین روست که سیاست های کنونی دولت بوش در قبال ایران از خصلت ویژه ای برخوردار است و حالت کاملأ تعرضی به خود گرفته است. و دولت اسلامی با اقدامات مکرر خود بهانه های لازم را در اختیار جنگ طلبان آمریکایی قرار می دهد. به نظر می رسد این دو نیروی ارتجاعی در مقابل مردم ایران و نقش آفرینی شان، به صورت دو متحد عمل می کنند.
در شرایطی که آینده کشور برای رژیم اسلامی از هیچ اهمیتی برخوردار نیست؛ و دولت آمریکا و متحدانش نیز راه متلاشی کردن و وارد کردن ضربات اساسی بر ایران را در پیش گرفته اند، تنها حضور نیروی مردمی می تواند کشور را از سراشیب سقوط نجات دهد.
اما حضور نیروی مردمی چگونه می تواند متجلی شود؟ حضور مردمی تنها از طریق متشکل شدن مردم در تشکل های توده ای ، با سازمانیابی گسترده در محیط کار و یا بر پایه ی منافع مشترک اجتماعی و سیاسی ممکن است. در این راستاست که نیروهای آگاه ، روشنفکری، فعالین سیاسی و دانشجویان در کشور از یک سو و فعالین و سازمان های سیاسی معتقد به مردم در خارج از کشور از سوی دیگر، با توجه به وخامت اوضاع کنونی، وظیفه ی خطیری بر عهده دارند. بر آنهاست که هم به افشای سیاست های ماجراجویانه دولت اسلامی بپردازند و هم سیاست های سلطه جویانه و تجاوزگرانه ی آمریکا را محکوم سازند. از این روست که مبارزه با توهم پراکنی سازمان ها و جریاناتی که نقش سیاست های آمریکا در قبال ایران و علیه جمهوری اسلامی را مثبت ارزیابی می کنند و به یاری های امپریالیسم آمریکا در سرنگونی جمهوری اسلامی امید بسته اند، نیز یکی از وظایف خطیر هر نیروی مردمی است. سازمان ها و جریانات مردمی و مدافع حقوق کارگران و زحمتکشان، هر چند در پراکنده گی به سر می برند، اما از امکانات گسترده ای برخوردارند. هم گرایی جریانات مستقل و مدافع حقوق مردم؛ هم گرایی جریانات دانشجویی و روشنفکری با جنبش کارگری ؛ با جنبش زنان و خلق ها و بلند کردن صدای اعتراض علیه سیاست های ضدمردمی رژیم اسلامی و تجاوزگری دولت آمریکا می تواند نقش اساسی ای در شرایط کنونی بازی کند. در کشوری که 85هزار وبلاگ اینترنتی وجود دارد و بخش زیادی از روشنفکران و دانشجویان به شبکه ی جهانی اینترنت متصل هستند و امکان تبادل تجارب و اطلاعات را دارند، می توان به شکل گسترده ای نقش آفرینی کرد. می توان علیه سیاست های ضدمردمی دولت اسلامی به بسیج نیرو پرداخت و اعتراضات متعددی سازمان داد و عوام فریبی هاشان را افشاء کرد؛ می توان به مؤثرترین وجهی تبلیغات آمریکا و متحدان ریز و درشتش را خنثی کرد؛ می توان به افشای جریانات اصلاح طلبی پرداخت که همسویی با رژیم اسلامی برا ی مقابله با آمریکا را تبلیغ می کنند، پرداخت؛ می توان به افشای جریانات قدرت طلبی پرداخت که از دخالت آمریکا در امور ایران حمایت می کنند. و در خارج کشور می توان به بسیج افکار عمومی پرداخت و آن ها را نسبت به نقشه های شوم دو نیروی به ظاهر متفاوت المنافع آمریکا و رژیم اسلامی آگاه ساخت و نشان داد که حمایت کشورهای شان از تحریم های اقتصادی علیه ایران ، چه خطراتی برای مردم ایران در بردارد.
در شرایط سیاسی کنونی هر تلاشی برای بازی در زمین دیگران، چه در زمین رژیم ضدمردمی اسلامی و چه در زمین نیروی سلطه جوی آمریکا ، می تواند آینده ی تیره ای برای مردم کشور به ارمغان آورد. تنها حضور مستقل و سازمانیافته ی مردم و تلاش به سازماندهی اقتدار توده ای است که می تواند جلو نابودی آینده کشور و مردم را بگیرد و از تبدیل شدن ایران به عراقی دیگر جلوگیری کند.
2007-01-52/ 4بهمن 1385