با ياد جان باخته گان۴بهمن۱٣٨۲
صحنه سياه کارگر کُشی در خاتون آباد از ياد رفتنی نيست !
اميرجواهری لنگرودی
amirjavaheri@yahoo.com
سه شنبه ٣ بهمن ۱٣٨۵
فاجعه دردناک کارگرکُشی ، شهر همجوار بم – شهر بابک- استان کرمان، در واقع زلزله خونبار بم را برای مردم آن سامان و تمامی بخش های آگاه مردم ما و کارگران وزحمتکشان ايران، مصيبت بارترکرد. در واقع اين جنايت در آن سال خود يک زلزله ديگر تمام عياری بود که بر پيکر جامعه ما وارد آمد. صحنه سياه کارگرکُشی بار ديگر در حيات تاريخ مان تکرارشد.
حادثه اسفبار شنبه۴بهمن٨۲ در روستای خاتون آباد – معدن مس ميروک- واقع در۵ کيلومتری شهر بابک در استان کرمان، تنها در برابر اعتراض کارگران وپاسخ نگرفتن نسبت به اخراج خود وهمکاران شان صورت گرفت.
دراين معدن تعداد ۱۵۰۰ نفر مشغول به کار بودند. از اين تعداد قرار بود۱۲۰۰ نفر اخراج گردند. يعنی کارگران اخراجی که بصورت موقتی و قراردادی در مجتمع ذوب مس خاتون آباد کا رمی کردند، قرار بود از جانب پيمانکاربعد از پايان قرارداد موقت، از کار اخراج شدند.
کارگرانی که در شرف اخراج بودند، خواستار بازگشت بر سر کارهای قبلی خود و استخدام دايمی بودند وطی چند روز به همراه خانواده هايشان مدام در حال اعتراض بوده اند. کارگران طی۵ روز از حرکت مسالمت آميز برای طرح خواسته های خود بهره گرفتند. روز شنبه۴ بهمن٨۲ در مقابل دفتر پيمانکاری مجتمع ذوب فلز برای رسيدن به خواسته های خود دست به تحصن می زنند و در اين روز ( ششمين روز اعتراض) با حمله نيروهای انتظامی و کماندوهای ضد شورش و حافظ منافع سرمايه روبرو می گردند. تفنگ بدستان ، کارگران معترض را به گلوله می بندند وتعداد۷ تن از جمله : ياسر جاويدی – مهدوی - مومنی – رياحی – جوادی و ... جان باختند ودهها تن زخمی و مجروح شدند. خبرگزاری های داخلی با سکوت خويش اين جنايت فاجعه بار را پوشش خبری ندادند. خبرگزاری فرانسه از قول منابع اپوزيسيون کارگری، شمار افرادی که دراثر تيراندازی نيروهای انتظامی به قتل رسيدند را۱۵ تن ذکرمی کند و شمار زخميان ومجروحين را به۰۰ ٣ نفر و حال برخی را آنان را وخيم اعلام می دارد.
اين جنايت از ياد نرفتنی در دوره خاتمی و ادعاهای حاکميت قانون ومردم سالاری ، دولت مداران ايشان که دادشان سر به آسمان ها می سائيد، اتفاق افتاد . کارگران را به گلوله بستند وکمترين اعتراضی از جانب مدعيان آزادی و دمکراسی در خصوص اين کُشتار بر نمی خيزد ومطبوعات مدعی اصلاح طلبی سکوت را بر هر نوع اطلاع رسانی ارجح می شمارند!
در همان شرايط ادعای های مسئولين و دست اندر کاران دولت خاتمی در برابر جنايت صورت گرفته ، بی توجهی به حقوق کارگران و زحمتکشان را برای هزارمين بار به ثبوت می رساند.
بطوری که سردار دارابی فرمانده نيروی انتظامی استان کرمان به ايلنا گفت: « هيچ معلوم نيست که کشته شدن۴ نفر در شهر بابک، کار نيروی انتظامی بوده و يا ديگران. از اينرو برای مشخص شدن اين امر، گروهی در حال تحقيق در اين مورد هستند. اين احتمال است که گروه مسلح ديگرغير از نيروی انتظامی در اين قضيه دخيل بوده اند، از طرفی اعزام نيرو به شهر بابک، جزء مصوبات اعضاء شورای تامين استان است و اين امر مطابق مصوبات قانونی صورت گرفته است. »
استاندار کرمان هم به خبرگزاری ايسنا ماوقع را اينگونه اعلام می دارد: « کارگران بعد از پايان کار پيمانکاران، اصرار داشتند در مجتمع ذوب مس خاتون آباد به کار گمارده شوند، اقدام به تجمع کردند. کارگران تقاضا های خود را مطرح کردند. مساله به صورت مسالمت آميز خاتمه يافت . اما بعد از اين ماجرا ، به نبال شايع شدن خبر زخمی و بستری شدن تعدادی از کارگران در بيمارستان شهر بابک ، حدود۱۰۰ تا۱۵۰ موتور سيکلت سوار در شهر بابک شروع به جولان دادن نمودند و با حمله به اماکن دولتی از جمله : فرمانداری ، ثبت احوال و بانکها، اقدام به شکستن شيشه بانکها کردند و به اموال و خودروهای شخصی مردم خساراتی وارد کردند . اين امر باعث دخالت نيروهای انتظامی شد و با تير اندازی عواملی ، تعداد۴ تن از مهاجمان کُشته و بيش از۲۰ نفر زخمی شدند.»
سردار قاليباف هم ساکت نمی نشيند و در گفتگو ی خود با سرويس اجتماعی ايلنا، به سان اينکه؛ دروغگو کم حافظه است، نقطه مقابل فرمانده نيروی انتظامی استان کرمان ( سردار دارابی) را بيان می دارد: « ما در حوادث خاتون آباد ، مصوبات شورای تامين استان را دنبال کرديم و در جلسات اين شورا به نيروی انتظامی مجوز تيراندازی داده شده بود» وی افزود« بعد از کالبد شکافی افراد کُشته شده، مشخص شد که آنها توسط ماموران ما و با تيرپلاستيکی کُشته شده اند »
در عوض منصور سليمانی ميمندی نماينده مردم ميمند و شهر بابک در نطق پيش از دستور خود در مجلس شورای اسلامی( ۵ بهمن٨۲) خاطر نشان کرد: « ما امروز با اعتراض عده ای از اهالی روستای خاتون آباد شهر بابک که به صورت مو قت در طرح ذوب مس مشغول بوده اند، روبرو هستيم . اين عده در رابطه با اشتغال خود اقدام به اعتراض و تعطيل نمودن کارهای پيمانکار کرده اند. عليرغم هشدار های مکرر اينجانب به مسئولان ذيربط، برای کنترل و مهار بحران ، به گارد ويژه نيروی انتظامی اعزامی از کرمان واگذار شد که با هلی کوپتر به منطقه آمده بودند» ايشان يادآور شدند : « نيروی اتنظامی با سرکُوب شديد اهالی خاتون آباد، ادامه در گيری را به مرکز شهر بابک کشاندند که تاکنون ۴ تن از اهالی کُشته شده اند » وی درخاتمه نطق خود از : « از رياست جمهوری تقاضا کرد برای ريشه يابی و رسيدگی به اين حادثه اسفناک ، عاجلانه ، موضوع را دنبال نمايد»
در همين رابطه يکی از اعضاء عضو کمسيون صنايع ومعادن مجلس اعلام داشت: « مسئوليت اين فاجعه را کسی به عهده نگرفت . ليکن بايد بدانيم تا زمانيکه مشکل بيکاری کارگران حل نشود، حادثه شهر بابک در اينجا و آنجا باز هم تکرار خواهد شد» واقعيت اين است که مسئوليت فاجعه شهر بابک را تا به امروز هيچ نهادی و هيچ کسی به عهده نگرفت و کارگران متحصن را آشوبگر خواندند و مشکلاتی هم که تجمع کارگران رابر انگيخته بود ، حل نشد که نشد!
برای ما اين دست وآن دست کردن، شرح اين جنايات مسئولين تازگی نداشته و ندارد . اينکه عده ای بجای نيروی انتظامی و کماندوهای سر ريز شده بوسيله هلی کوپتر، موتورسواران را عامل اين فاجعه معرفی می کنند . تنها شانه خالی کردن از زير بار مسئوليت در قبال اين گلوله باران هاست. بر مردم ما آشکار است اين موتورسواران ، همان امداد های غيبی يا همان نيروسی سازمانيافته ای اند که همواره سر بزنگاه ها سر می رسند و عمل می کنند. همانگونه که بر سر دفتر سنديکای شرکت واحد تهران ريختند و آن را به ويرانه ای بدل کردند. بر سر تجمع زنان در پارک دانشجو يا پارک ملت می ريزند . بر سر تجمعات دانشجويان، معلمان، پرستاران وديگرتجمعات کارگران می ريزند و بشکل ضربتی عمل می کنند . هم اينان بشکل سلسله مراتبی از مراکز غيبی دستور می گيرند که خود سازماندهنده گان اصلی اين جنايات اند!
اما عليرغم اينکه اين کشتاراز جانب مسئولين مملکتياز آن روز تا به امروز بی پاسخ مانده است ولی کارگران و زحمتکشان در داخل کشور ، فعالان کارگری و احزاب و سازمانها و نهادهای مدافع حقوق بشردر سطح جهان اين جنايت را برملا کرده و همچنان پی می گيرند.
در داخل کشور در برابر اين حادثه اسفبار، کارگران به اشکال مختلفی واکنش نشان دادند. از جمله: در قطعنامه اول ماه مه سال٣ ٨ شورای کارگران برگزار کننده مراسم اول ماه مه ، متشکل از تهران – رشت – سقز – بوکان - مريوان - بانه در برابر مبارزه سراسری يا اخراج و بيکار سازی اعلام می دارند؛ ما معتقد يم کشتار شهر بابک اولين وآخرين يورش سرمايه به هم طبقه ای هايمان نبوده و نخواهد بود، در عين حال ما کارگران دريافته ايم که مقاومت در مقابل يورش سرمايه تنها و تنها در سايه سازمان دهی سراسری وضد سرمايه داری جنبش کارگران امکانپذير است . ما معتقديم که در نبود اين سازماندهی، سرمايه همواره و بی امان ضربه وحشيانه خود را بر پيکر طبقه فرود می آورند . در همين قطعنامه آمده است : کارگران هر سال در ساعت ده صبح روز۴ بهمن، به ياد کارگران جان باخته سهر بابک به مدت ۵ دقيقه دست از کاز می کشند. مقاومت دليرانه و متحدانه کارگران در برابر اخراج و خواستار اشتغال دائم و امنيت شغلی، لغو فوری کليه قوانين ضد کارگری موجود از جمله قراردادهای موقت کار، قانونی کردن اخراج به بهانه " نوسازی صنايع" تعيين و تدوين قانون کاربا دخالت تشکلهای کارگری و نماينده گان منتخب کارگران و غيره موکدا قيد شده است.
در سالکرد اين جنايت در سال٣ ٨ ، کميته کارگری مياندوآب با صدور اطلاعيه ای در تاريخ اول بهمن ماه نوشت : « به پاس گراميداشت ياد کارگران خاتون آباد، ما کارگران کارخانه قند مياندوآب روز يکشنبه۴ بهمن ساعت۱۰ صبح به مدت ۵ دقيقه دست از کاز خواهيم کشيد.
جمعی از کارگران ايران خوردو، در محکوم کردن حمله نيروهای سرکوبگر به کارگران اعتصابی فونات در تاريخ۴ بهمن ماه ، طی اطلاعيهای نوشتند: « سوم بهمن ماه يک روز قبل از سالگرد کشتار کارگران خاتون آباد، کارگران نساجی فومنات که يازده ماه است حقوق دريافت نکرده اند، جهت رسيدن به خواسته های خود جاده اصلی رشت و فومن را بستند تا از اين طريق بتوانند حقوق خود را دريافت کنند ولی جواب کارگران را با باتوم دادند . ما اين جنايت را در سالگرد کشتار خاتون آباد بارديگر محکوم می کنيم »
کميته حمايت از کارگران بيکار و اخراجی سنندج با صدور اطلاعيه ای در رابطه با۴ بهمن٨۲ خطاب به کارگران و مردم آزاده نوشت : « بعد از واقعه شهر بابک، فعالان کارگری در ايران طی نشست های مکرر تصويب کردند که هر سال به اعتراض به اين کشتار آشکار، در روز۴ بهمن ماه ساعت۱۰ صبح۵ دقيقه دست از کاربکشند وياد وخاطره اين عزيزان را گرامی بدارند.»
جمعی تحت عنوان: مخالفان کشتار کارگران در تاريخ ۴ بهمن٣ ٨ اعلام داشت: « به مناسبت گراميداشت ياد کارگران جان باخته مس خاتون آباد که سال گذشته در شهر بابک کرمان به علت اعتراض به اخراج و از دست دادن کارشان توسط عمال سرمايه به گلوله بسته شدند و چند تن از آنان جان خود را از دست دادند. ده ها تن از کارگران واحد های صنعتی جاده مخصوص کرج وهم چنين نساجی کردستان، همزمان به دو قله کلون بستک در شمال شرقی تهران و توچال در شمال تهران صعود کردند. اين صعود ها ازعصر روز پنج شنبه ۲۴ دی ماه به عنوان برنامه های شبانه شروع وصعود کننده گان پس از٨ باعت کوه پيمايی از مسر های يخ و برف و بر پا داشتن چادر در قلل مذکور درساعت۱۰ بامداد روز جممعه ۲۵ دی ماه٣ ٨ ، هماهنگ با هم از طريق تلفن با اعلام يک دقيقه سکوت به احترام کارگران جان باخته بر افراشتن موج وپرچم مراسم، مراتب انزجار خود را از واقعه شهر بابک اعلام داشتند و مجازات مسببان و عاملان اين واقعه ننگين را خواستار شدند. »
نکته گفتنی آنکه در برابر حدت عکس العمل های واقعی کارگران، کانون شورای های اسلامی کار نيز، برای اينکه از قافله عقب نماند ،اعلام داشتند : طی نامه ای از دولت خاتمی به سازمان جهانی کار ( آ- ال – او) شکايت خواهند کرد. به گزارش ايلنا در نامه شکايت اين نهاد شبه کارگری آمده است : « استاندار کرمان، گارد ويژه و همه مسئولان دولتی مرتبط با اين حادثه، مسئول می باشند وبايد پاسخگو باشند. زيرا اين برخورد با کارگران ناديده گرفتن حقوق اوليه انسانها ونقض آشکار حقوق بنيادين کار وآزاديهای مشروع کارگران است » در ادامه گزارش آمده است : « ما از دولت ايران به سازمان جهانی کار(آ- ال- او) شکايت خواهيم کرد تا بعد از اين، شاهد اينگونه برخوردهای قهرآميز با کارگران مظلوم نباشيم »
در خارج از کشور ما در سطوح گوناگونی با اعتراضات و فعاليت های محافل ، جريانات و گروهها ، احزاب و سازمانها ومجامع حقوق بشری و فعاليت های رسانه ای در سطح شبکه جهانی اطاقهای پالتاک برای همدردی با کارگران و خانواده قربانيان اين حادثه و بسيج افکار عمومی و ايجاد همبستگی جهانی در برابر اين جنايت بوده ايم . در سطح جهانی ما در ۶ فوريه۲۰۰۴ برابر۱۷بهمن٨۲ با نامه اعتراضی کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگران به خاتمی روبرو هستيم . در بخشی از نامه اعتراضی اين کنفدراسيون آمده است : « ما اعتراض ۱۵۱ميليون کارگر را از طريق ۲٣٣ مرکز اتحاديه ای در۱۵۱ کشور جهان ، نگرانی بسيار شديد خود را از کشتار حداقل چهار کارگر و زخمی نمودن بيش از۴۰ کارگر در روستای خاتون آباد شهرستان بابک ابراز می داريم » در پايان نامه اين نهاد بين المللی آمده است : « ما با توجه به جديت و ثقل اين وقايع، چاره ای جز شکايت کردن عليه حکومت جمهوری اسلامی به کميته آزادی تشکل سازمان جهانی کار( آ- ال – او) نداريم »
در همان مقطع فعالين ايرانی حقوق بشر در اروپا ، آمريکای شمالی، سرکوب کارگران معدن مس خاتون آباد را قويا محکوم کردند . اين فعالان در اطلاعيه خود آوردند: از بازمانده گان اين جنايت، فعالين و نهاد های حقوق بشری واحزاب وسازمانهاو... می خواهيم طی مکاتبه با کمسيون حقوق بشر سازمان ملل ، صدای اعتراضی خود به نقض گسترده، مستمر وبرنامه ريزی شده، حقوق بشر توسط حاکمين ايران را به گوش جهانيان برسانيد.
جدا از اطلاعيه ، بيانيه های احزاب و سا زمانهای چپ و سوسياليست ، گشايش اطاق پالتاکی در گراميداشت ياد بود کارگران جان باخته خاتون آباد شهر بابک ، توسط جمعی از فعالين کارگری و سوسياليست و مبارز خارج از کشور ، پايه ريزی و سازماندهی شد . اين اطاق بفاصله ٣ ژانويه تا۲۴ژانويه هر شب داير بود. در اين اطاق بحث وتبادل نظرحول مسائل ومشکلات کارگری ، طرح مطالبات کارگران، چکونگی مبارزه با جنبش اصلاحات – که در آن زمان ، تا حدی بر سر زبان ها بود - ونئوليراليسم اقتصادی و تاثير ويرانگر آن و خصوصی سازی ها وگسترش بيکار سازی ها ، رفرميسم درجنبش طبقاتی کارگران ايران ، وظايف بين المللی ما درقبال جنبش اعتراضی کارگران ايران وبرجستگی بخشيد ن به ابعاد اين جنايت فاجعه بار کارگر کُشی ، همچنين بازتاب اطلاعيه ها، اخبار مبارزاتی کارگران ايران در اين اطاق، توسط فعالان سياسی چپ وبخشا با شرکت فعالان کارگری داخل کشور ارائه می گرديد. در اين سلسله بحث ها ، پيشنهاداتی مبنی بر اينکه روز۴ بهمن٨۲ را روز جان باخته گان جنبش کارگری ايران بناميم، طرح گرديد. اين پيشنهاد همچنان از جانب گرايشاتی از فعالين سوسياليست مورد پشتيبانی است . جدا از اين انجمن کارگری جمال چراغ ويسی نيز جلسات پالتاکی در گراميداشت ياد کارگران خاتون آباد سازمان داد . اين مهم ( نشست های پالتاکی )همچنان وهر ساله دنبال می گردد .
واقعيت اين استکه در ايران طی ساليان اوضاع به گونه ايست که خصوصيت و مشخصه دولت های ضد کارگری ( خواه سلطنت و دوله ها و خواه اسلامی و فقيهان) بعنوان مدافعان سرمايه داران و کارفرمايان، همواره با سرکوب و آفرينش خفقان و ايجاد شرايط استبدادی ، هراعتراض توده ای، هر مبارزه کارگری و هر حرکت مطالباتی را با به ميدان آوردن نيروی سرکوب پليس و ضد شورش ، منکوب می سازند.
به بيان ديگر سرمايه داری ايران به مانند پشتيبانان جهانی خود تنها به سود وسوداگری می انديشد تا با بکارگيری قوه قهريه ، منافع خود را تامين می نمايد و از همين رو هم تماما استبداد را نمايندگی می کنند. از جنبش مشروطه به اينسو تا سرکوبهای خونين کارگران سالهای قبل از۲۰ وسالهای بعد از۲۰ تا ٣۲ ، حملات وحشيانه به کارگران از جمله: در هم شکستن اعتصاب کارخانه حرير بافی چالوس در۲٣ تير۱٣۲۴ که کارگری معروف به اکبر فابريکی را در درگيری خيابانی دستگير وسرش را بريدند. سرکوب سال بعد در آبادان و منطقه نفت خيز جنوب کشور تا جنايت جهان چيت کرج در رژيم گذشته، و در تمام عمر رژيم جمهوری اسلامی حمله به واحد های مختلف کارگری از جمله : تهاجم به ديپلمه های بيکار در اهواز- آبادان و شهرهای گيلان ( لاهيجان – لنگرود – رشت ) ، به کارگران سقز و دستگيری و صدور احکام زندان و تبعيد برای فعالان آن، يورش به کارگران نساجی شاهو، دستگيری گسترده مردم و جوانان مهاباد، تهاجم به کارگران مجتمع پتروشيمی اهواز ، اراک ، سرکوب اعتصاب معدن سنگرود و زغال سنگ راور کرمان، سرکوبی کارگران بهشهر ، قائم شهر و مردم آمل، تهاجم به کارگران شرکت صنايع پوشش رشت، حمله وحشيانه به فعالان سياسی زندانهای رجايی شهر و اوين، تهاجم به کارگران ايران خود رو، درهم شکستن تجمعات معلمان و تهاجم به تجمع اعتراضی کارگران اخراجی صيادان گيلان در برابرمجلس ، فرشبافی بابلسر، نساجی فومن، پوشينه ياف قزوين، تهاجم به دفتر کارگران شرکت واحد تهران وحومه، تير اندازی به کارگری در بندرديلم همه وهمه در ادامه تحرکات ضد کارگری رژيم و بنوعی کشتار خاتون آباد – معدن مس ميروک - شهر بابک دراستان کرمان است .
در برابر اينگونه جنايات ، آنگونه که در ماهيت اين نظام است، آمران و عاملان چنين جناياتی همچون جنايت کوی دانشگاه، قتل های زنجيره ای سياسی ، سرکوب روزنامه نگاران، دانشجويان، رهبران سياسی ، کشتار زندانيان در دو تابستان خونين واقليت های ملی و مذهبی، قتل های خانواده های اهل قلم همچون ؛ مجيد شريف، محمد مختاری، محمد جعفر پوينده، پروانه اسکندری ، داريوش فروهر، زيبا کاظمی، اکبر محمدی و پيشترقتل سعيدی سيرجانی- احمد ميرعلايی- غفار حسينی- احمد تفضلی – زال زاده- و همينطور قتل های خارج از کشور قاسملو ها – شرفکندی ها – فرخ زاد- بختيار- عفت قاضی – غلام کشاورز تا به امروز معرفی نگشتند و محاکمه نشدند. آمران و عاملان کوردلی که در اساس گوناگونی انديشه ها و باور ها را تاب نياوردند و با فتاوی شيوخ حجره نشين بر خون ريزی تکيه کردند تا همچنان حکومت برانند.
برای ما فعالان سازمان های چپ وسوسياليت و کارگری، روز۴ بهمن هر سال، روز هم پيمانی و همراهی با کارگران خاتون آباد و يکايک خانواده های قربانيان اين جنايت است . نبايد و نمی توان از آن دست کشيد بلکه می بايست پيگيرافشاء قاتلين وآفريننده گان اين جنايت بود. بايد در اين روز پافشاری بر دادخواهی و معرفی همه آمران وعاملان ، صحنه سياه جنايت کارگر کُشی در ايران را برجسته نمود .