اول ماه مه، روز ابراز وجود طبقه کارگر در همه ابعاد آن
محمود قزوينی
ghazvini.m@gmail.com
اول ماه مه نزديک است. در حالی به طرف اول ماه مه ميرويم که محمود صالحی يکی از سازماندهنگان و پيشقراولان برگزاری علنی روز اول ماه مه در دوره جديد، توسط رژيم جمهوری اسلامی به دليل برگزاری اين روز به زندان محکوم شده است و هم اکنون پشت ميله های زندان به سر ميبرد. آزادی محمود صالحی بايد در سرلوحه هر حرکت و آکسيون و تبليغ و پروپاگاندی بمناسبت اول ماه مه قرار داشته باشد. طبقه کارگر ايران با پشتيبانی طبقه کارگر جهان بايد محمود صالحی را از زندان آزاد کند. در هر تجمع کوچک و بزرگ بايد آزادی محمود صالحی مطالبه شود. اگر بتوان روز اول ماه مه در ايران را به روز آزادی محمود صالحی تبديل کرد، طبقه کارگر در ايران به يک پيروزی بزرگ دست يافته است. يکی از مهمترين مطالبات طبقه کارگر در ايران بايد آزادی فوری محمود صالحی از زندان باشد. محمود صالحی بايد فورا آزاد شود. اين بايد پيام کارگران و برگزارکنندگان اول ماه مه سال ١٣٨٦ به همه جامعه باشد.
ميخواستم مطلبی در باره اول ماه بنويسم. اما بدون مقدمه بالا و پرداختن به زندانی شدن محمود صالحی نميتوانستم مطلبم را آغاز کنم. با اين مقدمه به سراغ اهميت روز اول ماه مه برای صف کمونيستهای طبقه کارگر ميروم. در واقع روز اول مه قبل از هر چيز انعکاس اهداف اين صف در ميان طبقه و جامعه است. روز اول ماه مه، روز ملت و مذهب و قوم خاصی نيست، روز کارگر به عنوان يک صنف نيست، اول ماه مه روز کارگر در قامت طبقاتی آن است. جنبشی که نابودی سرمايه داری و برقراری سوسياليسم را در سرلوحه برنامه خود قرار داه است.
اين روز روز ابراز وجود طبقه ما، طبقه کارگر در همه ابعاد آن است. روز اتحاد طبقاتی طبقه کارگر است. روز اتحاد جهانی طبقه کارگر است. اين روز، روز کارگر، جدا از هرگونه هويت صنفی و ملی و مذهبی و... است. اول ماه مه روز کارگر است، کارگر به عنوان يک طبقه. طبقه ای که بايد دنيای امروز، دنيای استثمار سرمايه داری را وارونه سازد. طبقه ای که آزادی خود را در آزادی کل جامعه جستجو ميکند. طبقه ای که بايد به هرگونه ستمکشی و ظلم پايان دهد. طبقه ای که منافع او در تضاد با منافع ملی، گروهی، قومی و مذهبی است. طبقه ای که منافع حال و آينده او در گرو تقابل با هرگونه هويت کاذب ملی و مذهبی و قومی و گروهی است که جامعه سرمايه داری امروز انسانها را به آن تقسيم کرده است.روز اول ماه مه، روز دادخواست طبقه کارگر بر عليه کل نظام سرمايه داری است. دادخواست بر عليه استثمار، دادخواست بر عليه فقر، دادخواست بر عليه اشاعه جهل و خرافه و مذهب، دادخواست بر عليه جنگ و کشتار و زورگوئی، دادخواست بر عليه ستمکشی زن و هر گونه ظلم و ستمکشی. ارکان جامعه سرمايه داری بر استثمار انسان از انسان استوار است، بر استثمار نيروی کار طبقه کارگر. دولتها، ارگانهايی برای حفظ اين ارکان استثمار هستند. اول ماه مه روز اعلام نابودی کل نظم موجود، با مصائب و بدبختی و با دولت و دستگاههای سرکوب آن است.
فقر و بيکاری، جنگهای خانمان برانداز منطقه ای و جهانی، ميليتاريسم و تجاوزگری نظامی، برقراری حکومتهای پليسی و استبدادی، سلب حقوق مدنی و سياسی مردم، بالا گرفتن تروريسم و تروريسم دولتی، اوجگيری تبليغات و فشارهای واپسگرايانه مذهبی، ناسيوناليستی، نژادپرستانه و ضد زن، همه از خصوصيات سرمايه داری معاصر است. اول ماه مه روز اعلام نابودی تمام اين وضعيت است.
در روز اول ماه مه معمولا سنديکاها و اتحاديه ها و جريانات رفرميست در جنبش کارگری، در بهترين حالت اين و يا آن مطالبه محلی و صنفی کارگر را طرح ميکنند. کمونيسم کارگری که هدف خود را نابودی نظام سرمايه داری قرار داده است، ضمن طرح مطالبات صنفی و محلی، کل افق طبقه کارگر را جلوی طبقه و جامعه ميگيرد، افق انقلاب کارگری و برقراری جامعه کمونيستی برابر و آزاد.
کمونيستهای کارگری، در صف مقدم جنبشی در طبقه کارگر قرار دارند که نابودی وضعيت کنونی و برقراری جامعه ای آزاد و برابر، جامعه ای فارغ از ستم و استثمار و فقر و جنگ بيکاری و حکومتهای سرکوبگر و پليسی و جهالت مذهبی و دسته بنديهای قومی را هدف خود قرار داده است. جنبشی که ضمن مبارزه برای اصلاح و بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی و سياسی زندگی طبقه کارگر و مردم زحمتکش در حال حاضر، افق خود را زير و رو کردن کامل وضعيت کنونی و برقراری جامعه آزاد و برابر کمونيستی قرار داده است.
فعالين و رهبران جنبش کمونيستی طبقه کارگر بايد در سخنرانيهای خود در مجامع کوچک و بزرگ اول ماه مه، در تبليغات و ترويجات خود، ضمن افشای نظام سرمايه داری و نشان دادن ريشه مصائب و بدبختی طبقه کارگر و مردم زحمتکش، افق انقلاب کارگری را طرح و تبليغ کنند. اين وظيفه دائمی فعالين کمونيست در اين روز و بخصوص در شرائط کنونی جهان از اهميت بسزائی برخوردار است. فعالين کمونيست جنبش طبقه کارگر بايد به کارگران و مردم توضيح دهند که مصائب اين طبقه و مردم در جامعه امروز بدون انقلاب کمونيستی، اين انقلاب زير و رو کننده، تغيير چندانی نميکند.
روز اول ماه مه و به بهانه اين روز يکبار ديگر بايد اين ايده را به ميان کارگران پمپ کرد که به جای جمهوری اسلامی بايد جامعه ای سوسياليستی، جامعه ای آزاد و برابر برقرار شود. برای اين عمل بايد جمهوری اسلامی را سرنگون کرد، قدرت سياسی را تصرف نمود و برای تصرف قدرت سياسی احتياج به يک حزب کمونيستی قدرتمند است. پس کارگران بايد در سطح وسيع در حزب کمونيستی خود متحد و متشکل شوند. بدون چنين مقدماتی، صحبت از تغيير و دگرگونی پايه ای و تغيير واقعی زندگی مردم و پايان دادن به مصائب بشريت امروز پوچ است.
اتحاد جهانی طبقه کارگر هم بطور واقعی فقط از طريق احزابی ميتواند ايجاد شود که منافع حال و آينده و محلی و بين المللی طبقه کارگر در برنامه و عمل آن حزب به هم گره خورده است. فقط چنين احزابی ميتوانند اتحاد جهانی طبقه کارگر و انقلاب جهانی کمونيستی طبقه کارگر را ممکن سازند.
روز اول ماه مه فرصت خوبی برای بيان تمام حقيقت کمونيستی است.
زنده باد اول ماه مه،
زنده باد انترناسيوناليسم کارگری،
زنده باد کمونيسم!