<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>تبلیغ آثار مارکسیستی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/atom.xml" />
   <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Moqalat-s-azad//5</id>
    <link rel="service.post" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=5" title="تبلیغ آثار مارکسیستی" />
    <updated>2010-03-11T02:40:51Z</updated>
    
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.2</generator>
 
<entry>
    <title> گفتگوی نشريه جنبش کارگری با محمود صالحی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/2010/03/post_70.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=5/entry_id=6073" title=" گفتگوی نشريه جنبش کارگری با محمود صالحی" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Moqalat-s-azad//5.6073</id>
    
    <published>2010-03-11T02:33:24Z</published>
    <updated>2010-03-11T02:40:51Z</updated>
    
    <summary> پیش از هر چیز باید از کسانی که تا دیروز مدعی دفاع از کارگران کردستان بودند و امروز معتقدند که کارگر صنعتی در این منطقه وجود ندارد و منکر طبقه کارگر در کردستان شده و دنبال متحدین دیگری برای &quot; ملت کرد &quot; می گردند، پرسید که چگونه به چنین نتایجی دست یافته اند؟! به نظر من این افراد می خواهند به همفکران خود در خارج از کردستان بگویند که &quot; ما باور به مبارزه طبقاتی نداریم شماها را به امامزاده قسم می دهیم که ما را قبول کنید...&quot;. </summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/">
        <![CDATA[<p><img border="0" hspace="0" align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/100_3217.JPG" width="93" height="125" /> </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>(توضيح: اين مصاحبه برای انتشار در نشريه جنبش کارگری تنظيم شده بود، اما به دليل آماده نشدن اين نشريه، آن را در سايت کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری، منتشر کرديم.)</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>س: با تشکر از شما که دعوت ما را برای شرکت در اين گفتگو قبول کرديد. دهه ۸۰ در ايران آغاز دوره جديدی از رشد جنبش کارگری بود. کارگران در اين سال ها، با طرح مطالبات خود به ميدان مبارزه طبقاتی گام نهادند.  مبارزه کارگران خاتون آباد در بهمن سال ۸۲ در اعتراض به شرايط کار خود و سرکوب شديد آنها توسط پليس و تشکيل سنيکای شرکت واحد تهران، از شاخص ترين مبارزات کارگری آن دوره بود.همگام با اين حرکت طبقه کارگر، تشکل هايی نيز شکل گرفت، که يکی از آنها &quot; کميته هماهنگی...&quot; بود. اولين سئوال ما در اين رابطه است. شما در سال ۸۴ و قبل از اول ماه مه اين سال، به همراه سه فعال کارگری ديگر، بيانيه ای با عنوان &quot; تشکل کارگری را به نيروی خود ايجاد کنيم &quot; را امضاء کرديد و به اين ترتيب &quot; کميته هماهنگی برای ايجاد تشکل های کارگری &quot; اعلام موجوديت کرد. لطفا برای خوانندگان ما توضيح دهيد که اين تشکل در چه شرايطی تشکيل شد و چه نيازی به ايجاد آن بود و اساسا چه دلايلی باعث شد که جمع شما به اين نتيجه رسيد که فعالين کارگری نياز به چنين تشکلی دارند؟ </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>ج: اين درست است که کميته هماهنگی در سال ۱۳۸۴ اعلام موجوديت کرد، اما اين ايده بر می گردد به  سالهای پيش از آن. اگر ما کمی به عقب برگرديم و تاريخ مبارزه طبقاتی کارگران را مرور کنيم، مشاهده خواهيم کرد که طبقه کارگر ايران مبارزه سخت و پرهزينه ای را پشت سر گذاشته و در اين راه هزاران نفر از رهبران و فعالين خود را از دست داده است. دولت های حاکم بر ايران هر زمانی که احساس کرده اند که جنبش کارگری دارد وارد يک فازعملی جدی شده و مطالبات خود را در جامعه مطرح می کند، آن را سرکوب کرده و فعالين اين جنبش را به هر طريقی که برايش ممکن بوده از بدنه طبقه جدا کرده و آنها را وادار کرده که وارد مبارزه مخفی شوند. به اين ترتيب فعالين جنبش کارگری با روی آوردن به فعاليت زير زمينی و غير قانونی( از نظر مقامات حکومتی) در عمل به حاشيه رانده می شدند و تا خواسته اند خود را دوباره  سازماندهی کنند، زمان را از دست داده است.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong> بعد از سرکوب شوراها و ديگر تشکل های کارگری در دهه ۶۰، خانه کارگر و شوراهای اسلامی مدعی نمايندگی مبارزه طبقه کارگر در ايران شدند و فعالين راديکال کارگری را وادار کردند تا حتی گراميداشت روز جهانی کارگر را به کوه و دشت ببرند و به دور ازحضور طبقه کارگر، مراسم های خود را برگزار کنند. ما اين نوع تفکر را به جالش کشيديم و فعالانه برای برون رفت از اين بينش، فعاليت گشترده ای را شروع کرديم و برای اولين بار در سال ۱۳۷۶ مراسم های کارگری را به داخل شهر آورديم.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong> بنابراين در اين دوره در جنبش کارگری ايران سه  گرايش وجود داشت: يکی بر اين باور امکان گرايی بود که بايد طبقه کارگر به هر قيمتی که شده برای خود تشکل ايجاد کند و اگر هم زير نظر دولت و کارفرما  باشد، مشکلی نيست، نيمه جان از مردن بهتر است. گرايش دوم معتقد بود که بايد به دور از چشم دولت و کارفرمايان کار خود را شروع کنيم و جلسات و مراسم ها کارگری را به دور از چشم  آنها،  يعنی به شکلی مخفی  برگزار کنيم. گرايش سوم ما بوديم که به اين اعتقاد داريم که بايد طبقه کارگر را در محل کار و زيست خود سازماندهی کرده و آنها را متشکل و راهنمايی کنيم تا بتواند تشکل های خود را بدون دخالت دولت و کارفرما را ايجاد کند. رويکرد ما گسست از کار مخفی و پرداختن و پيوستن به مبارزه علنی طبقه کارگر بود.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong> با اين رويکرد و بينش بود که ما کارگران خباز سقز، جشن های اول ماه مه را به شهر آورديم. برای مقابله با  اين حرکت ما، دولت به هر شکلی که برايش ممکن بود تلاش کرد تا اين مراسم ها را دوباره به بيرون از شهر بکشاند. زمانی که ما اطلاعيه داديم و از کارگران دعوت کرديم تا در مراسم روز جهانی کارگر شرکت کنند، مسئولين دولت ما را تحت فشار قرار می دادند و می گفتند که در اطلاعيه تنها بايد از کارگران خباز دعوت کنيد، شما صنف خباز هستيد چه کاری به کارگران ديگر داريد!</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong> به اين ترتيب در سال ۱۳۸۳، برای اولين بار کارگران سقز عزم را جزم کردند که مراسم روز جهانی کارگر را  به خيابان بياورند. کارگران سقز هزينه زيادی را متحمل شدند تا توانستند اين تفکر را به ديگر کارگران در  شهرها مختلف انتقال و ترويج کنند. اين بود که ما با جمعی از فعالين کارگری ايران، در تهران چند جلسه گذاشتيم و به اين نتيجه رسيديم که يک کميته تشکيل دهيم تا با ايجاد آن بتوانيم در سراسر ايران  به کارگران  کمک کنيم تا تشکل های کارگری را به نيروی خودشان تشکيل دهند.  </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>س: يکی از مباحثی که آن روزها و کمابيش امروز هم در ميان محافل کارگری مطرح می شود، اين است که گويا کميته هماهنگی در تقابل با &quot; کميته پيگيری... &quot; ايجاد شده است. نظر شما در اين باره چيست؟ و اساسا آيا کميته هماهنگی در تقابل نظری و عملی با گرايشات معينی در جنبش کارگری شکل گرفت؟ و اگر اين تفکر درست است، کميته هماهنگی در نقد کدام انديشه و رويکردی در جنبش اعتراضی کارگران، پا به عرصه فعاليت کارگری گذاشت و چه اهدافی را دنبال می کرد؟ </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>ج: بخشی از پرسش شما را در پاسخ به سئوال قبل، جواب دادم. اين را هم در اينجا اضافه کنم که همان طوری که گفتم در بين فعالين جنبش کارگری ايران چند گرايش وجود دارد و اين گرايشات هر کدام، نماينده يک طيف خاصی هستند. ما هم نماينده آن دسته ازفعالينی هستيم  که به نيروی طبقه کارگر باور داشته و اعتقاد دارند که طبقه کارگر تنها به نيروی خود می تواند تشکل های خود را ايجاد کند و اين تشکل های خود ساخته آنهاست که می تواند جوابگوی دستيابی کارگران به مطالبات شان باشد. کميته هماهنگی برای ايجاد تشکل کارگری در اين راستا، موجوديت خود را اعلام کرد. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>در حقيقت کميته هماهنگی در تقابل با هيچ کميته و يا نهاد کارگری و به طور مشخص &quot; کميته پيگيری ...&quot; تشکيل نشد و اين نظر درستی نيست. اما جهت گيری و کارکرد اجتماعی ما با آنها متفاوت بود و اين گرايشات و رويکردهاست که تشکل ها را از هم جدا می کند. کميته پيگيری بنابر بيانيه اوليه و فراخوان شان، تشکل کارگری را می خواست با کسب اجازه از دولت ايجاد کند و ما اين رويکرد را قبول نداشتيم. برای مثال بايد بگويم که مدتی بعد از اعلام موجوديت اين تشکل، من در جلسه ای با حضور چندين نفر از کارگران سنندج، با نمايندگان کميته پيگيری گفتگو کردم و نظرات خودمان را اعلام کرديم. من گفتم &quot; حداقل  يک تبصره  به بيانيه خود اضافه کنيد که اگر وزارت کار اجازه فعاليت به شما  نداد، چکار خواهيد کرد.&quot; و از آنها خواستم بيايند با هم يک بيانيه مشترک بنويسيم و آن را انتشار دهيم که تشکل کارگری را بدون اجازه از دولت با نيروی خود کارگران ايجاد کنيم. اما نمايندگان کميته پيگيری آن را قبول نکردند. البته ممکن است امروز اين تشکل، آن رويکرد اوليه را قبول نداشته باشد، ما داريم از دوره ای معين از جنبش کارگری و گرايشات آن صحبت می کنيم.  </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>نگرش ما بر اين اساس استوار است که طبقه کارگر تنها به نيروی خود می تواند تشکل خود را ايجاد کند و ما ( کميته هماهنگی ) تنها می توانيم در اين پروسه، به آنها کمک کنيم. ما تشکل توده ای کارگری نيستيم، بلکه جمعی از فعالين کارگری هستيم که وظيفه مان تبليغ و ترويج گرايشات راديکال است و قصد داريم اعتماد به نفس کارگران را تقويت کنيم و به آنان بقبولانيم که تنها خودمان هستيم که می توانيم به مشکلات و مصائب مان پايان دهيم.  </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>س: اساسا آنچه که در بيانيه اوليه و سپس اساسنامه کميته هماهنگی آمده است، تلاش برای ايجاد تشکل های کارگری به نيروی خود کارگران است. ضمن تشريح اين موضوع، برای ما بگوييد که به نظر شما در شرايط کنونی، ساختار تشکلی که طبقه کارگر ايجاد می کند، چگونه بايد باشد و چه اهدافی را دنبال کند؟ </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>ج: بله، اساس فعاليت کميته هماهنگی، ايجاد تشکل به نيروی خود کارگران است. اما در اين شرايط کارگران خود بايد در اين باره تصميم بگيرند. اما به نظر ما هر تشکلی که ايجاد می کنند، بايد بدون دخالت دولت و کارفرما باشد. اساس کار اينجاست که اين تشکل ها بايد ساخته دست خود کارگران باشد. نام اين تشکل ها مهم نيست، بلکه اين جهت گيری آنهاست که ماهيت و هويت شان را مشخص می کند. اگر نظر من را بخواهيد، من به شوراهای کارگری اعتقاد دارم و کميته هماهنگی هم چنين فکری دارد. اما اين فکر و گرايش نبايد مانع تشکيل تشکل های کارگری ديگری در اين شرايط شود. ما در اساسنامه کميته اعلام کرده ايم که از کليه تشکل های کارگری که به دست خود کارگران ساخته شود حمايت و کمک  می کنيم، اما پيشنهاد ما برای کارگران  شوراهای کارگری است ، نه برای کارگران نسخه پيچی کنيم .</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>س: پرسش ديگر ما باز هم در رابطه با تشکل کارگری است. شما يکی از اعضای هيئت موسس سنديکای خبازان در دهه ۷۰ بوديد و نقش موثری در شکل گيری و ادامه کاری آن داشته ايد. با توجه به اين تجربه عينی، به نظر شما کارگران بايد برای ايجاد تشکل کارگری چه اقداماتی بايد انجام دهند و در اين راه، با چه موانع جدی روبرو هستند و چگونه بايد از اين موانع بگذرند تا بتوانند به تشکل مستقل خود برسند؟ </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>ج:  قبل از هر چيز بايد بگويم که کارگران هر صنف بايد عزم خود برای ساختن تشکل های کارگری جزم کنند و همين که کارگران در خانه و در کارخانه نشسته و چشم انتظار آن باشند که دستی از بيرون  بيايد و برای آنان تشکل ايجاد کند، غير واقعی  است. هيچ وقت تشکل بدون اينکه کسانی دغدغه آن را داشته باشند، ايجاد نمی شود و تجربه اعتراضات پراکنده و تلاش های فردی به ما می آموزد که اگر از همديگر حمايت نکنيم و متشکل نباشيم، موفق  نخواهيم شد. تجارب مبارزه جنبش کارگری، نياز به داشتن تشکل را در درون کارگران به اندازه کافی توجيه می کند. کارگران خباز سقز با توجه به سابقه مبارزاتی سال های گذشته، در سال ۱۳۷۳، فعالانه  اقدام به تشکيل انجمن صنفی کارگران خبازيهای سقز و حومه ( سنديکا ) کردند و البته اين حرکت، در يک پروسه طولانی صورت گرفت.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>اما تلاش برای ايجاد تشکل کارگری با موانع و مشکلاتی مواجه است که در اين روند، پيشاروی طبقه کارگر قرار می گيرد. از يک سو مقام های دولتی هستند که برای آن دسته از فعالينی که می خواهند در اين امر دخيل شوند،  مانع و صد راه آنها می شوند و از سوی ديگر کارفرمايان، کارگران را از عضويت در تشکلهای کارگری منع می کنند و به شرط عدم عضويت آنها در تشکل های کارگری، استخدام می شوند. کارگر هم برای اينکه کارش را از دست ندهد، مجبور به پذيرش اين شرايط است. از اين مسائل که بگذريم، يکی از مشکلات مهمی  که برای تشکل های ايجاد شده، وجود دارد اين است که برخی از آنها به دليل اينکه توان مالی ندارند که حتی هزينه ساختمان محل اجاره خود را پرداخت نمايند، خود به خود منحل شده واز بين می روند. واضح است که به دليل اينکه سرمايه داران، شب و روز برای کارگر تبليغ می کنند &quot; که حق عضويت پرداخت نکنيد چرا که تشکل شما هيچ کاری برای کارگران انجام نمی دهد و...&quot; با توجه به موارد گفته شده عده ای از  کارگران حق عضويت خود را پرداخت نمی کنند و عملا&quot; تشکل آنها از بين خواهد رفت. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>س : شما مورد خاصی سراغ داريد که تشکل کارگری به دليل نداشتن هزينه محل اجاره خود، از بين رفته باشد؟</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>ج : بله، موارد زيادی وجود دارد. يکی از نمونه های آن، تشکل کارگران خباز بوکان است که کرايه چند ماه اجاره محل آن را خود ما تهيه می کرديم، ولی سرانجام ديگرتحمل هزينه آن را نداشتيم. و يا به دليل نپرداختن حق عضويت کارگران ، تشکل کارگران ساختمانی سقز، عملا&quot; درب آن بسته شده و کسی به آنجا نمی رود. حتی سنديکا کارگران خباز سقز هم به اين درد مبتلا شد، ولی با همت دلسوزان طبقه کارگر اين مشکل رفع شد. انجمن صنفی کارگران خباز بانه، ديواندره، مريوان حتی نمی توانند هزينه اياب و ذهاب اعضای هيئت مديره خود را پرداخت کنند. اين در حالی ست که در خيلی ازکشورهای جهان، حق عضويت کارگر، هر ماه از طرف  کارفرما  به تشکل های  کارگری پرداخت می شود. اما متاسفانه در کشور ما، اين کارفرما است که مانع ورود کارگر به تشکل های خود آنها می شود و کارگر نمی تواند اعلام کند که عضو يک تشکل کارگری است. کارفرما به کارگر تذکر می دهد &quot; اگر چنانچه عضو يک تشکل هستيد سريع از آن تشکل استعفاء دهيد در غير اينصورت اخراج خواهيد شد &quot;. حتی کارگران به دليل حمايت و پشتيبانی از همه طبقه ای خود، از طرف دولت و کارفرما مورد پيگرد و  بازجويی قرار گرفته و يا محکوم شده اند. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>س: يکی از مسايلی که &quot; کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری &quot; همواره روی آن تاکيد داشته است، همکاری با ديگر تشکل های موجود در جنبش کارگری است که شاخص ترين مورد آن، شرکت در کمپين اول ماه مه ۸۸ است. در حالی اين همکاری شکل گرفت که پيش از اين در بين برخی محافل و به شيوه ای غير اصولی، رهبران کارگری را تخريب می کردند. کسانی ديگران را &quot; محافل نظاره گر &quot; می ناميدند و خود را محور همه مبارزات کارگری می دانستند و برای مثال زمانی به نمايندگان سنديکا حمله می کردند و وقتی ديگر &quot; محمود &quot; را به چالش می کشيدند. نظر شما در اين باره چيست و چه افق و دورنمايی را برای چنين اتحاد عمل هايی ترسيم می کنيد؟ </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>ج:  من خودم شخصا&quot; به اتحاد عمل اعتقاد دارم، اما به شرطی که از ما سوء استفاده نشود. ما همه نوع آن را ديده ايم. شعار هر فعال کارگری اتحاد، اتحاد و بازهم اتحاد است. مگر همه فعالين کارگری با هر گرايشی که داشته باشند، هدف آنها اتحاد کارگران نيست؟ بدون شک جواب فعالين جنبش کارگری به اين پرسش، مثبت است. اما چرا يکديگر را پيدا نمی کنند و با هم متحد نمی شوند، اين سئوال را بايد کسانی جواب دهند که از اتحاد وحشت دارند و هميشه خود و تشکل خود را برتر از ديگران می دانند، بدون اينکه حتی يک بار هم به آرای کارگران مراجعه کرده و نظر آنها را پرسيده باشند. دوست من اين اشخاص و يا تشکل های آنها نيستند که در مقابل هم قرار می گيرند، اين گرايشات موجود در جامعه است که جهت گيری هر تشکل و يا يک سازمان را محک می زند. کسانی  دوست دارند تشکل خود را برتر معرفی کنند، اما به نظر من اين رويکرد در جامعه امروز ما، مردود است؛ چرا که اگر ما اعتقاد به رای کارگران داريم، پس کسی نمی تواند بدون آنکه به آرای کارگران مراجعه کند خود را برنده اين ميدان بداند. اين آب در هاون کوبيدن است. من و جمع متشکلی که در کميته هماهنگی فعاليت می کنند به اتحاد عمل اعتقاد داريم نه اتحاد گرايشات و برای اين اتحاد نمونه های زيادی هستند که ما پای آن رفتيم .   </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>س: بخش ديگری از پرسش های ما در باره کارگران کردستان است. شايد در نگاه اول طرح اين موضوع، يعنی جدا کردن کارگر کرد با ديگر مناطق، غير منطقی به نظر برسد، اما آنچه که ما را برآن داشت که به اين موضوع بپردازيم، رواج تفکرات ملی و قوم پرستانه ای است که اساسا منکر وجود طبقه کارگر و يا کارگران صنعتی به معنای واقعی آن در کردستان است و بر اين اساس نقش اين طبقه را در تحولات اجتماعی بی اهميت و يا کمرنگ می بيند. شما به عنوان يک کارگر و فعال کارگری که در اين منطقه زندگی می کنيد، نظرتان در باره چنين تفکراتی چيست؟ و اگر موافق ايده های ملی گرايانه در اين رابطه نيستيد، بر چه اساس و دلايل عينی ، از وجود طبقه کارگر در کردستان صحبت می کنيد؟ شرايط کار و زيست و مبارزه کارگران در اين منطقه در چه موقعيتی و چگونه است؟ </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>ج: پيش از هر چيز بايد از کسانی که تا ديروز مدعی دفاع از کارگران کردستان بودند و امروز معتقدند که کارگر صنعتی در اين منطقه وجود ندارد و منکر طبقه کارگر در کردستان شده و دنبال متحدين ديگری برای &quot; ملت کرد &quot; می گردند، پرسيد که چگونه به چنين نتايجی دست يافته اند؟! به نظر من اين افراد می خواهند به همفکران خود در خارج از کردستان بگويند که &quot; ما باور به مبارزه طبقاتی نداريم شماها را به امامزاده قسم می دهيم که ما را قبول کنيد...&quot;. شايد اين اشخاص می خواهند خود را کرد معرفی کنند و دست روی احساسات مردم اين منطقه بگذارند. من هم  کرد هستم و از اين بابت هيچ وقت مشکلی نداشته ام، اما اين به آن معنا نيست که نبايد گرايش انترناسيوناليستی داشته باشم. من در يک منطقه جغرافيايی زندگی می کنم که اسم آن کردستان است، با اين وصف با ناسيوناليست قوم پرست و سکت هم مرزبندی دارم. اين به معنای آن نيست که ما مبارزه مردم کرد برای حقوق خود را که دهها سال زنده و پويا، وجود دارد را زير سئوال ببريم و کسی هم نمی تواند آن را ناديده بگيرد.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong> نکته ديگر اينکه در چند سال گذشته اتفاقات زيادی در منطقه روی داده و هر کدام از آن، تاثيرات خود را روی کسانی که در مبارزه  طبقاتی  تزلزل داشته اند، گذاشته است. برای مثال بعضی ها که در گذشته، ادعاهای زيادی در دفاع از منافع طبقه کارگر کردستان را داشتند و &quot; مانيفيست &quot; را به عنوان برنامه عمل مبارزاتی کارگران، معرفی می کردند، امروز پرچم سبز را به دست خود بسته و به آن افتخار هم می کنند. در چنين شرايطی است که ماهيت طبقاتی جريان های سياسی و منافع آنها، روشن تر می شود.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>نکته مهم و اساسی ديگر اين است که شرايط اقتصادی و اجتماعی کنونی در کردستان با ۳۰ سال گذشته تفاوت دارد. امروز کارخانه ها و کارگاه های زيادی در کردستان وجود دارد که نشانه رشد و گسترش سرمايه داری در اين منطقه است. يکی از بزرگترين سرمايه داران ايران اهل مريوان می باشد و کرد هم است. از کسانی که در پی قدرت هستند و هنوز به آن نرسيده اند و طبقه کارگر را در کردستان انکار می کنند سئوال کنيد که چند ميليون نفر انسان که در نقطه ای بنام کردستان زندگی می کنند به نان، مسکن، آب، گاز، برق، غذا، نظافت و بهداشت، پوشاک و... احتياج ندارند ؟ از آنها بپرسيد که پسر کدام سرمايه دار شب ها، خيابان های شهر را نظافت می کند؟ و يا پسر کدام سرمايه دار جلو درب بانک ها نگهبان پول سرمايه داران است در حالی که خودشان از نظر مالی، با مشکلات عديده ای دست و پنجه نرم می کنند؟ من نمی دانم چنين کسانی، اين همه انسانهای مولد در کارخانه ها و کارگاهای کوچک کردستان را نمی بينند؟ اين در حالی است که اين کارگران به دستور کارفرما کار می کنند و حتی درقانون کار دولت ايران، به رسميت شناخته می شوند و به آنان می گويند شامل ماده ۲ قانون کار .</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong> اين افراد در برابر کاری که انجام می دهند مزد ناچيزی برای زنده ماندن دريافت می کنند. اگر بخواهم نگاهی به آمار بياندازم اين توضيح را ميدهم، طبق آخرين اطلاعات فقط در استان کردستان که کمی کمتر از ۲ ميليون از کردهای ساکن ايران را در برميگيرد، حدود ۴۰۰ هزار نفر شاغلند. از اين عده بيش از ۶۰ هزار نفرشان در حدود ۲۳ هزار کارگاه و سی کارخانه به کارهای صنعتی مشغولند. به نظر من در کردستان با توجه به وجود گرايش های چپ و راديکال  در سال های گذشته و حال، کارگران اين منطقه درک طبقاتی بيشتری دارند و به خوبی  سرمايه داری را می شناسند و می دانند سرمايه دار کيست و از نظر ذهنی، شرايط بهتری را دارند. انکار وجود طبقه کارگر توسط ناسيوناليسم قوم پرست و به اصطلاح صنعت گرا، هيچ تاثيری بر رشد عينی و ذهنی کارگران ندارد و آنچه که می بينيم رشد تفکرات راديکال کارگری در کردستان است.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>س: در طول سال های اخير، جنبش کارگری در کردستان رشد قابل ملاحظه ای داشته است. اما به نظر می رسد که ضعف اساسی اين جنبش، نداشتن تشکل های فراگير کارگری است. به نظر شما اين مسئله در کردستان چه دلايلی دارد؟ آيا همان فاکتورهايی که در ديگر مناطق ايران، باعث بی تشکلی کارگران است، در اينجا هم صادق است؟ و يا دلايل خاصی دارد؟ </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>ج: يکی از مشکلات تشکل های کارگری در کردستان هميشه اين بوده و هست که مسئولين دولتی همواره کارگران را به بهانه و عناوين ارتباط با احزاب &quot; غير قانونی &quot; سرکوب کرده اند. دليل آن هم مبارزه و رويارويی دايمی مردم اين منطقه با دولت مرکزی بوده است. برای مثال در سال ۱۳۵۷ برای بار دوم سنديکای کارگران خباز سقز اعلام موجوديت کرد و فعاليت خود را، بدون وابستگی به هيچ حزب و سازمانی، آغاز کرد. اما زمانی که دولت، کردستان را تصرف نمود، بلافاصله کارفرمايان نزد سپاه پاسداران رفتند و از نمايندگان سنديکا شکايت کردند و آرام کمونيست بودن و ارتباط با کومله را بر پيشانی آنها کوبيدند. در سال ۱۳۷۳ نيز، وقتی سنديکای کارگران خباز سقز دوباره فعاليت خود را شروع کرد، کارفرمايان هر روز جلو درب سنديکا تجمع می کردند و خطاب به من که نماينده کارگران بودم و سابقه زندان داشتم ، با صدای بلند فرياد می زدند: &quot; اين مرکز، مقر کومله است که در سقز داير شده &quot;و يا می گفتند که &quot; دولت حامی لنين است به اين دليل که محمود صالحی دارد تزهای لنين را در اين شهر به اجرا در می آورد.&quot; تجمع های کارفرمايان آنقدر ادامه داشت تا اينکه من و محمد عبدی پور و جلال حسينی که نماينده کارگران بوديم را دستگير کردند و مدت ۷۵ روز را درسلول های  انفرادی گذرانديم. همان زمان کارگران خياط هم می خواستند که تشکل خود را ايجاد کنند و يکی از کارگران خياط جهت اين کار مامور شده بود. اما بنا به گفته آن کارگر، او از طرف دادسرای انقلاب احضار می شود و به او تذکر می دهند که دست از اين کارها بردارد، در غير اينصورت دستگير خواهد شد.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong> به اين دليل و موارد ديگری که پيشتر ذکر کردم، باعث شده که تشکل های کارگری در کردستان ضعيف تر باشد. ولی به نظر من، با وجود مشکلات فراوانی که پيشاروی کارگران در راه تشکل سازی قرار گرفته است، طبقه کارگر کردستان اين آمادگی را دارد که هر زمان که فرصتی فراهم شود، تشکل ها و شوراهای کارگری را در اين منطقه ايجاد کند. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>س: پرسش آخر ما در باره اوضاع سياسی و اجتماعی ماه های اخير است. همان طوری که مشهود است اقشار و طبقات مختلف در بحران چند ماه گذشته، هر يک بر اساس موقعيت اجتماعی و مطالبات خود در جامعه صف آرايی کرده اند و در کشمکش به سر می برند. ما در اينجا قصد تحليل اين شرايط را نداريم، اما تا آنجا که به ما به عنوان فعالين جنبش اعتراضی کارگران بر می گردد، اين است که طبقه کارگر هم، مانند ديگران خواسته و مطالباتی دارد و البته بارها در اعتراضات خود، به شکل های مختلف آن را طرح کرده است. سئوال ما اين است اين خواسته ها و مطا لبات کدامند و کارگران از چه راه هايی می توانند در اين جنبش اعتراضی اخير، پرچم خود را بدست بگيرند؟ </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>ج: به نظر من کارگران از آن آگاه ترند که بی گدار به آب بزنند و دنبال هر کس يا جريانی  صف آرايی کنند. آنها دنباله رو کسانی نمی شوند که بخواهد برای به قدرت رسيدن خود، از آنان استفاده ابزاری کند. طبقه کارگر ايران خواست و مطالبات خود را همه ساله در قطعنامه های اول ماه مه اعلام کرده و برای بيان آن نيز هزينه های لازم را داده است و اين چيزی نيست که بعد از اعتراض های اخير که بعد از خرداد ۸۸ به وجود آمد، صورت گرفته باشد. کارگران و فعالين کارگری در تاريخ ۱۱ ارديبهشت امسال، يعنی ۴۹ روز قبل از خيزش خرداد، درپارک لاله تهران، تجمع کردند و ۱۵۰ نفر بازداشت شدند و هنوز چند نفر از آنها در زندان بسر می برند و يا به دليل فشارهای امنيتی و قضايی، از کشور خارج شدند. کارگران به بيانيه های صادر شده از طرف جنبش موسوم به سبز که از قدرت دولتی به حاشيه رانده شده اند،  نگاه کرده و از خود سئوال می کند که اينها برای طبقه کارگر چه چيزی دارند؟ و وقتی هيچ نفعی در آن نمی بيند، با آن همراهی نکرده و در اين خيزش  به عنوان متشکل شرکت نخواهد کرد.   طبقه کارگر در قطعنامه های صادره در اول ماه مه و يا در اعتراض ها و اعتصاب های کارگری، خواست و مطالبات خود را بارها اعلام کرده و برای دستيابی به آن، سالهاست هزينه داده و بی شک اين آمادگی را دارد که پرچم خود را به هر حرکتی که خودش تشخيص دهد که به نفعش است، برافراشته نگه دارد. برخی از خواسته های کارگران که هر سال در اول ماه مه از طرف کارگران روی ميز سرمايه داران قرار می گيرد، به شرح زير است:</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>آزادی ايجاد تشکل، پرداخت بيمه بيکاری، لغو کار کودکان، برابری حقوق زن و مرد، افزايش دستمزد برابر تورم، لغو قراردادهای موقت و سفيد امضا، ممنوعيت اخراج، لغو سه جانبه گرايی، لغو حکم اعدام زير هر عنوانی، آزادی زندانيان سياسی، آزادی بيان، حق اعتصاب، پايان دادن به تهديد و سرکوب کارگران و در نهايت  خواستار لغو هر نوع استثمار انسان از انسان و بر قراری يک جامعه برابر است.  </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>در روياروئيهای اخير غير از سبزها طبعا&quot; گرايشات مردمی نيز وجود داشتند  که مطالبات بر حقی دارند  . جنبش کارگری با آن دسته از کسانی است که خواستار مطلبات انسانی خود است و طبعا&quot; کارگران در آن خيزش نقشی داشته و دارند. هرچند طبقه کارگر بطور متشکل ظاهر نشد. اما بطور انفرادی و بدون تشکل در اين خيزشها شرکت کرد. شرکت کارگران در خيزشهای اخير نشانه تائيد جنبش به اصطلاح سبز نيست . </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>س: با تشکر از شما. ما ديگر پرسش خاصی نداريم، اگر صحبتی داريد، بفرماييد. </strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>ج: من صحبت خاصی ندارم تنها می خواهم اين را بگويم که اگر کسانی هستند که می خواهند کارگران را  به ابزار اين يا آن جناح تبديل کنند، سخت در اشتباه هستند، چرا که ديگر طبقه کارگر به ابزار شخص و يا جريانات غير کارگری تبديل نخواهد شد و روی احساسات طبقه کارگر سرمايه گذاری نکنيد. هر روز در سايت ها مختلف، ده ها مقاله پخش می شود و در آنها طبقه کارگر را خطاب قرار می دهند و می گويند چرا به ميدان نمی آيد و... اين حرف و حديث ها برای طبقه کارگر ايران ديگر رنگی ندارد. طبقه کارگر خود به طور مستقل و با بررسی نيروهای محرکه‌ی مبارزات کنونی و با توجه به منافع اساسی کارگران تصميم خود در اين مورد را خواهد گرفت.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>من هم از شما تشکر می کنم. زنده باشيد.</strong></font></p><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>    تاريخ تنظيم: ۱۶/ ۱۲/ ۱۳۸۸  <br /> </strong></font></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>فريدريش انگلس:نظام مزدها</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/2010/03/post_69.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=5/entry_id=6040" title="فريدريش انگلس:نظام مزدها" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Moqalat-s-azad//5.6040</id>
    
    <published>2010-03-04T00:10:45Z</published>
    <updated>2010-03-04T00:25:44Z</updated>
    
    <summary>در يکی از مقالات گذشته شعار قديمی و آشناى &quot;مزد روزانه عادلانه برای کار روزانه عادلانه&quot;! را بررسی کرديم و به اين نتيجه رسيديم که عادلانه‌ترين مزد روزانه هم در شرايط اجتماعی کنونی، ضرورتاً معادل است با ناعادلانه‌ترين تقسيم حاصل کار کارگر، که بخش بزرگترش به جيب سرمايه‌دار ميرود، و کارگر مجبور است فقط به آن مقدار که او را قادر به حفظ توانايى لازم براى کار و بقای نسلش ميسازد، قناعت نمايد. 
</summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/">
        <![CDATA[<p><img border="0" hspace="0" align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/000_89.1.jpg" /></p>]]>
        <![CDATA[<p><big><div align="justify"><h2><!-- text --><font size="3" face="times new roman,times,serif">در يکی از مقالات گذشته شعار قديمی و آشناى &quot;</font><a class="b" href="ME1691fa.html"><font size="3" face="times new roman,times,serif">مزد روزانه عادلانه برای کار روزانه عادلانه</font></a><font size="3" face="times new roman,times,serif">&quot;! را بررسی کرديم و به اين نتيجه رسيديم که عادلانه‌ترين مزد روزانه هم در شرايط اجتماعی کنونی، ضرورتاً معادل است با ناعادلانه‌ترين تقسيم حاصل کار کارگر، که بخش بزرگترش به جيب سرمايه‌دار ميرود، و کارگر مجبور است فقط به آن مقدار که او را قادر به حفظ توانايى لازم براى کار و بقای نسلش ميسازد، قناعت نمايد. </font></h2></div><p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>اين قانون اقتصاد سياسی است و يا به عبارت ديگر قانون سازمان اقتصادی کنونى جامعه، که از کل قوانين نوشته و نا نوشته انگلستان رويهم رفته - از جمله مصوبات ديوان عدالت </strong></font><a class="b" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Court_of_Chancery" target="Chancery"><i><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>Court of Chancery</strong></font></i></a><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong> پر قدرت‌تر است. تا زمانی که جامعه به دو طبقه متخاصم تقسيم شده است - از يک سو سرمايه‌داران، انحصارگران کل وسايل توليد، زمين، مواد خام و ماشين‌آلات؛ از سوی ديگر کارگران، مردم زحمتکش محروم از هر نوع مالکيت بر وسايل توليد، صاحبان هيچ چيز جز نيروی کارشان؛ تا زمانی که اين سازمان اجتماعی وجود دارد، قانون مزدها قدَر قدرت ميماند و هر روز از نو زنجيرهايى ميسازد که با آنها کارگران را به بردگى محصولات خودشان وا ميدارد - محصولاتى که به انحصار سرمايه‌داران در آمده‌اند.  <a href="http://marxengels.public-archive.net/fa/ME1692fa.html">ادامه مطلب</a></strong></font></p></big></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>پيام آغاز به کار جامعه بين‌المللی کارگران«انترناسيونال اول»</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/2010/02/post_68.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=5/entry_id=5977" title="پيام آغاز به کار جامعه بين‌المللی کارگران«انترناسيونال اول»" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Moqalat-s-azad//5.5977</id>
    
    <published>2010-02-13T03:34:06Z</published>
    <updated>2010-03-03T23:49:11Z</updated>
    
    <summary>کارگران! 
اين واقعيتی عيان است که فقر و فلاکت طبقه کارگر از ١٨٤٨ تا ١٨٦٤ کمتر نشده است، و تازه اين دوره دوره‌ای است که بلحاظ توسعه صنايع و رشد تجارت همتا ندارد.  در ١٨٥٠، يک ارگان ميانه‌روی بورژوازی انگليس، با اطلاعاتی بيش از ساير نشريات،</summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
            <category term="کارل مارکس" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 98px; HEIGHT: 108px" border="0" hspace="0" align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/ME1400.jpg" width="98" height="108" complete="true" /> </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>کارگران! <br />اين واقعيتی عيان است که فقر و فلاکت طبقه کارگر از ١٨٤٨ تا ١٨٦٤ کمتر نشده است، و تازه اين دوره دوره‌ای است که بلحاظ توسعه صنايع و رشد تجارت همتا ندارد.  در ١٨٥٠، يک ارگان ميانه‌روی بورژوازی انگليس، با اطلاعاتی بيش از ساير نشريات، پيش‌بينی کرد که اگر صادرات و واردات انگلستان ٥٠ درصد افزايش پيدا کند، فقر و فلاکت در انگلستان به صفر ميرسد. افسوس! در ٧ آوريل ١٨٦٤ آقای گلادستون Gladstone وزير دارايی بريتانيا، <a href="http://marxengels.public-archive.net/fa/ME1400fa.html">ادامه مطلب</a></strong></font></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>اطلاعيه درباره ديدار هيات های رهبری حزب کمونيست کارگری ايران و حزب کمونيست ايران</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/2010/02/post_67.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=5/entry_id=5933" title="اطلاعيه درباره ديدار هيات های رهبری حزب کمونيست کارگری ايران و حزب کمونيست ايران" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Moqalat-s-azad//5.5933</id>
    
    <published>2010-02-02T21:39:38Z</published>
    <updated>2010-02-02T23:37:00Z</updated>
    
    <summary>به اطلاع می رسد که در پاسخ به نيازهای مبارزات انقلابی جاری در ايران و در جهت تقويت جنبش چپ و کمونيستی، در تاريخ ۳۰ ژانويه ۲۰۱۰  برابر با ۱۰بهمن ۱۳۸۸ هياتی مرکب از رفقا حميد تقوايی، اصغر کريمی و محمد آسنگران از طرف رهبری حزب کمونيست کارگری و رفقا سروه ناصری، ابراهيم عليزاده و هلمت احمديان</summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 75px; HEIGHT: 93px" border="0" hspace="0" align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/%D9%BE%D8%B1%DA%86%D9%85.jpg" width="75" height="93" /></p>]]>
        <![CDATA[<p><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>حزب کمونيست کارگری ايران و حزب کمونيست ايران</strong></font></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>به اطلاع می رسد که در پاسخ به نيازهای مبارزات انقلابی جاری در ايران و در جهت تقويت جنبش چپ و کمونيستی، در تاريخ ۳۰ ژانويه ۲۰۱۰  برابر با ۱۰بهمن ۱۳۸۸ هياتی مرکب از رفقا حميد تقوايی، اصغر کريمی و محمد آسنگران از طرف رهبری حزب کمونيست کارگری و رفقا سروه ناصری، ابراهيم عليزاده و هلمت احمديان از طرف رهبری حزب کمونيست ايران با هم ديدار کردند.<br />در اين نشست طرفين در فضائی گرم و صميمانه به تفصيل تببين خود را از اوضاع سياسی جاری طرح کردند و جوانب مختلف، نقاط اشتراک و تمايزات آنرا روشن کردند. بر اين اساس طرفين عليرغم وجود پاره ای تفاوت های نظری و تحليلی مشخص در تبيين اوضاع کنونی، بر ضرورت همکاری در زمينه های مختلف تاکيد کردند و توافق نظر داشتند که اينگونه نشست ها را با هدف ايجاد وحدت نظر و همکاری بيشتر ادامه دهند. در همين راستا بر روی پاره ای از همکاريهای عملی مشترک نيز توافق بعمل آمد.</strong></font></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>حزب کمونيست ايران<br />حزب کمونيست کارگری ايران<br />۱ فوريه ۲۰۰۹</strong></font></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>  ۱۲بهمن ۱۳۸۸</strong></font></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>مانيفست حزب کمونيست</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/2010/01/post_65.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=5/entry_id=5913" title="مانيفست حزب کمونيست" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2010:/Moqalat-s-azad//5.5913</id>
    
    <published>2010-01-26T07:45:02Z</published>
    <updated>2010-01-26T07:46:37Z</updated>
    
    <summary>شبحى در اروپا در گشت و گذار است - شبح کمونيسم. همه نيروهاى اروپاى کهن براى تعقيب مقدس اين شبح متحد شده‌اند: پاپ و تزار، مترنيخ و گيزو، راديکالهاى فرانسه و پليس آلمان.

کجاست آن حزب اپوزيسيونى که مخالفينش، که بر مسند قدرت نشسته‌اند نام کمونيستى روى آن نگذارند؟ کجاست آن حزب اپوزيسيونى که بنوبه خود داغ اتهام کمونيسم را خواه بر پيشگامترين عناصر اپوزيسيون و خواه بر مخالفين مرتجع خويش نزند؟ 
</summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/">
        <![CDATA[<p />]]>
        <![CDATA[<p><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif">شبحى در اروپا در گشت و گذار است - شبح کمونيسم. همه نيروهاى اروپاى کهن براى تعقيب مقدس اين شبح متحد شده‌اند: پاپ و تزار، مترنيخ و گيزو، راديکالهاى فرانسه و پليس آلمان. </font></strong></p><p><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif">کجاست آن حزب اپوزيسيونى که مخالفينش، که بر مسند قدرت نشسته‌اند نام کمونيستى روى آن نگذارند؟ کجاست آن حزب اپوزيسيونى که بنوبه خود داغ اتهام کمونيسم را خواه بر پيشگامترين عناصر اپوزيسيون و خواه بر مخالفين مرتجع خويش نزند؟</font></strong> <a href="http://marxengels.public-archive.net/fa/ME0190fa.html">ادامه مطلب</a></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>ارزیابی انقلاب روسیه (۱)</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/2009/12/post_66.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=5/entry_id=5895" title="ارزیابی انقلاب روسیه (۱)" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2009:/Moqalat-s-azad//5.5895</id>
    
    <published>2009-12-28T05:47:08Z</published>
    <updated>2010-01-19T03:51:46Z</updated>
    
    <summary>اکنون ديگر هيچکس در روسيه خيال برپا کردن انقلاب به شيوۀ مارکس را به خود راه نمی دهد. اين و يا چيزی شبيه آنرا اخيراً «استوليچنا پوچتا»(۲)، يک روزنامۀ ليبرال – حتی تا حدی دمکرات و حتی تا حدی سوسيال دمکرات (منشويک) – اعلام داشته است. </summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 67px; HEIGHT: 112px" border="0" hspace="0" align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/linin22.jpg" width="67" height="112" complete="true" /> </p>]]>
        <![CDATA[<p>اکنون ديگر هيچکس در روسيه خيال برپا کردن انقلاب به شيوۀ مارکس را به خود راه نمی دهد. اين و يا چيزی شبيه آنرا اخيراً «استوليچنا پوچتا»(۲)، يک روزنامۀ ليبرال – حتی تا حدی دمکرات و حتی تا حدی سوسيال دمکرات (منشويک) – اعلام داشته است. برای اينکه با نويسندگان اين افاضات منصفانه رفتار کرده باشيم بايد بگوئيم که آنها موفق شده‌اند تا جوهر جو سياسی حاضر و طرز برخورد نسبت به درسهای انقلابمان را دريابند، جوی که بی شک اکنون در ميان محافل وسيع روشنفکران، بی مايگانی که نيمچه سوادی دارند و احتمالا در بسياری از گروه‌های بی سواد خرده بورژوازی نيز حاکم است.</p><p /><p>چنين اظهار نظری در درجۀ اول انزجار عميقی را نسبت به مارکسيسم بطور کلی نشان می دهد. همان مارکسيسمی که اعتقاد خدشه ناپذيری به رسالت انقلابی پرولتاريا داشته و با تمام وجود حاضر است از هر جنبش انقلابی توده‌ها پشتيبانی نموده، به مبارزات آنان حدت بخشيده و در آن پايداری ورزد. ولی اين اظهار نظر همچنين بيانگر انزجاری است نسبت به روشهای مبارزه، اشکال کار و تاکتيکهائی که در گذشتۀ بسيار نزديک در پراتيک عملی انقلاب روسيه آزمايش شده‌اند. تمام پيروزيهائی که انقلاب ما بدان نائل شد – يا به بيان بهتر نيمه پيروزی يا ربع پيروزی – تماماً و منحصراً مديون تعرض پرولتاريائی بود که پيشاپيش عناصر زحمتکش غير پرولتر قدم برمی داشت. و تمام شکستها نيز معلول تضعيف اين تعرضات بود، معلول تاکتيکهائی بود که برای اجتناب از اين تعرضات، برپایۀ فقدان آنها و گاهی مستقيماً (در ميان کادتها) در جهت حذف آنها اتخاذ می شد.</p><p /><p>و اينک، در دورۀ سرکوب بی امان ضدانقلاب، بی مايگان جبونانه به اربابان جديد خود تمکين می کنند، فرصت طلبانه چاپلوسی سلاطين جديد را کرده، گذشته را مردود می شمارند، می کوشند آنرا از ياد ببرند و خود و ديگران را قانع سازند که ديگر هيچکس در روسيه خيال برپا کردن انقلاب به شيوۀ مارکس را به خود راه نمی دهد، هيچکس خواب «ديکتاتوری پرولتاريا» را نمی بيند و قس عليهذا.</p><p /><p>در انقلابات ديگر بورژوائی، تفوق فيزيکی حاکمان سابق بر مردمی که قيام کرده بودند باعث افسردگی و دلسردی محافل کثيری از جامعۀ «روشنفکران» می شد. ولی ميان احزاب بورژوائی که برای آزادی واقعاً جنگيده و سهم قابل ملاحظه‌ای در انقلاب داشتند، هميشه آثار توهماتی را می شد ديد که امروزه درست عکس آنها ميان خرده بورژوازی روشنفکرمآب روسيه رايج است. توهمات آن دوران دربارۀ پيروزی ناگزير، فوری و کامل «آزادی، برابری و برادری» بود، توهماتی دربارۀ جمهوری، نه جمهوری بورژوازی بلکه جمهوری همۀ انسانها، جمهوری ای که قادر بود صلح را بر روی زمين و صفا را در بين مردمان برقرار سازد، توهماتی دربارۀ از بين رفتن اختلافات طبقاتی بين مردمی که تحت فشار سلطنت و نظام قرون وسطائی بودند، دربارۀ اينکه نمی توان با روشهای قهرآميز بر يک «ايده» غلبه کرد، دربارۀ ماهيت کاملا متضاد فئوداليسمی که دورانش به سر آمده بود و سيستم جمهوری آزاد جديدی که ماهيت بورژوائی آن فهميده نشده و يا حداکثر به صورتی گنگ و مبهم فهميده شده بود.</p><p /><p>بنابراين در دوران ضدانقلاب، نمايندگان پرولتاريا که راهشان را به سمت پايگاه سوسياليسم علمی پيموده بودند، مجبور بودند عليه اين توهمات مبارزه کنند (همانند مبارزاتی که مثلا مارکس و انگلس در سال ۱۸۵۰ انجام دادند)، مبارزه‌ای عليه توهمات بورژواهای جمهوريخواه، عليه درک ايده آليستی از سنتهای انقلابی و ماهيت اين درک، عليه جمله پردازيهای سطحی که جايگزين کار پيگير و جدی در ميان هر طبقه می شد(۳). ولی جريان در روسيه کاملا برعکس است. در اينجا ما هيچگونه اثری از اين توهمات جمهوريخواهی ابتدائی نمی بينيم که سد راه کار اساسی عمل متداوم انقلابی در شرايط جديد و متفاوت باشد. ديگر هيچ «اغراق گوئی» در معنی جمهوری نمی بينيم، و شعار جمهوری که برای مبارزه عليه فئوداليسم و سلطنت اساسی بود ديگر به شعار عام يکايک مبارزات رهائی بخش تمام کسانی که کار می کنند و استثمار می شوند بدل نمی شود. سوسياليست رولوسيونرها(۴) و گروههائی از اين قبيل، که به عقايد مشابهی دامن می زنند، همچنان معدود باقی مانده و نصيبشان از دورۀ سه سالۀ طوفان انقلابی (۷-۱۹۰۵) – بجای اشتياق همه گير جمهوريخواهانه – يک حزب اپورتونيست خرده بورژوائی «سوسياليستهای خلقی» و افزايشی جديد در شورشگری ضدسياسی و آنارشيسم بوده است.</p><p><br />در آلمان خرده بورژوا، در روز بعد از اولين خيزش انقلاب سال ۱۸۴۸، تصورات خوش غالب در ميان دمکراتهای جمهوريخواه خرده بورژوا وضوح چشمگيری داشت. در روسیۀ خرده بورژوا، در روز بعد از خيزش انقلاب ۱۹۰۵، در عوض، نشانه‌های چشمگيری از اپورتونيسم خرده بورژوائی ديده می شد – و هنوز هم ديده می شود – که به سازش بدون هيچ مبارزه‌ای اميد بسته، از مبارزه هراسيده، و پس از اولين شکست شتابان گذشتۀ خود را نفی کرده و با اين کار فضای عمومی را با افسردگی، بزدلی و ارتداد مسموم ساخته است.</p><p><br />اين اختلاف مسلماً از اختلاف سيستم های اجتماعی و شرايط تاريخی دو جامعه نشأت می گيرد. ولی مسئله اين نيست که تودۀ خرده بورژوای روسيه مخالفت کمتری با نظم قديم دارد. قضيه درست برعکس است. دهقانان ما در همان اولين مرحلۀ انقلاب روسيه چنان جنبش دهقانی برپا نمودند که از لحاظ قدرت، قاطعيت و آگاهی سياسی از تمام جنبشهای مشابه در انقلابات قرن ۱۹، بطور وصف ناپذيری شديدتر بود. اشکال در اين است که قشری که هستۀ دمکراتهای انقلابی را در اروپا تشکيل می داد – استادکاران شهرهای کوچک، بورژوازی شهری و خرده بورژوازی – در روسيه مجبور بودند به سمت ليبراليسم ضدانقلابی بروند.</p><p><br />آگاهی طبقاتی پرولتاريای سوسياليست که دست در دست ارتش جهانی انقلاب سوسياليستی پيش می رود، روحیۀ فوق العاده انقلابی موژيک ها که به دليل يوغ ديرپای اربابان فئودال به اوج نا اميدی رسيده و خواستار مصادرۀ املاک بودند، اينها موجباتی بودند که ليبراليسم روسيه را با فشاری بسيار بيشتر از آنچه که در مورد ليبرالهای اروپا اتفاق افتاد، در آغوش ضدانقلاب انداختند. از اينرو، در حاليکه روشنفکران و خرده بورژوازی شتابان در پی انکار سنتهای مبارزات انقلابی هستند، وظيفۀ خطير و مبرم حفظ اين سنن، توسعه و تحکيم آنها، پيوند دادن آگاهی توده‌های وسيع خلق به اين سنن، و پيش بردن آنها تا خيزش محتوم جنبش دمکراتيک آتی به عهدۀ طبقۀ کارگر روسيه قرار گرفته است.</p><p /><p>کارگران به خودی خود درست به چنين مبارزاتی برخاسته‌اند. آنها با شوری بيش از حد مبارزات عظيم اکتبر و دسامبر را تجربه کرده‌اند، تغييراتی را که در زندگيشان صرفاً به دليل چنين مبارزۀ انقلابی ای رخ داد، با وضوح بسيار ديدند. اکنون آنها همصدا، يا لااقل هم احساس با آن کارگر نساجی هستند که در نامه‌ای به روزنامۀ سنديکا چنين نوشت:«کارخانه داران حاصل پيروزيمان را از ما پس گرفته‌اند، سرکارگر دوباره برای ما رجز می خواند، فقط صبر کنيد، ۱۹۰۵ بازخواهد گشت.»</p><p /><p>فقط صبر کنيد، ۱۹۰۵ بازخواهد گشت. کارگران بدين گونه به اوضاع می نگرند. برای آنها مبارزات آن سال سرمشقی از آنچه بايد کرد به دست داد. برای روشنفکران و مرتدين خرده بورژوا آن سال «سال ديوانگی» بود و الگوئی شد برای آنچه نبايد کرد. برای پرولتاريا اکتساب و قبول نقادانۀ تجارب انقلاب بايد بر اين اساس باشد که چگونه روشهای مبارزات آن دوره را توده‌ای تر، متمرکزتر و آگاهانه تر ترتيب دهد. برای ليبراليسم ضدانقلابی، که افسار روشنفکران خائن را در دست دارد، جمعبندی تجربۀ انقلاب اجباراً به اين می انجامد که برای هميشه دست از تحرک «ساده لوحانه» مبارزۀ توده‌ای «افسار گسيخته» شسته و بجای آن دنبال کار « با فرهنگ و متمدنانه» در چارچوب قوانين اساسی بر اساس «مشروطۀ» استوليپين برود.</p><p /><p>امروز همه صحبت از اکتساب و بررسی انتقادی تجارب انقلاب می کنند. سوسياليستها و ليبرالها دربارۀ آن صحبت می کنند. سوسيال دمکراتهای انقلابی دربارۀ آن صحبت می کنند. ولی هر کسی اين موضوع را نمی فهمد که بين دو قطب مخالف فوق است که تمام دستور عملهای مختلف برای درس گرفتن از تجربۀ انقلاب نوسان می کنند. هر کسی سؤال را به وضوح طرح نمی کند: آيا اين تجربۀ مبارزۀ انقلابی است که بايد از آن بياموزيم و کمک کنيم تا توده‌ها نيز برای تحقق مبارزه‌ای پيگيرتر، سرسختانه تر و مصمم تر از آن بياموزند، يا اين «تجربۀ» خيانت کادتها به انقلاب است که بايد کسب گرديده و به توده‌ها انتقال داده شود؟</p><p><br />کارل کائوتسکی به اين سؤال از جنبۀ اساسی تئوريک آن برخورد کرده است. او در چاپ دوم اثر شناخته شده‌اش «انقلاب اجتماعی»، که به تمام زبانهای زندۀ اروپائی ترجمه شده است، در رابطه با انقلاب روسيه اضافات و اصلاحاتی به عمل آورده است. پيشگفتار چاپ دوم به تاريخ اکتبر ۱۹۰۶ می باشد، بنابراين نويسنده در آن زمان هم مقداری اطلاعات برای قضاوت در اختيار داشته است. اين اطلاعات نه تنها مربوط به طوفان و فشار* ۱۹۰۵ بوده بلکه وقايع مهم «دورۀ کادتی» انقلاب ما، دورۀ اشتياق همگانی (تقريباً همگانی) برای پيروزيهای انتخاباتی کادتها و دومای اول را نيز شامل می شود.</p><p /><p>بنابراين به نظر کائوتسکی کدام مسائل تجربۀ انقلاب روسيه به اندازۀ کافی برجسته و اساسی و يا حداقل به اندازۀ کافی مهم بودند تا مصالح جديد را برای يک بررسی عام مارکسيستی «اشکال و سلاح انقلاب اجتماعی» فراهم آورند؟ («اشکال و …» عنوان پاراگراف هفتم اثر کائوتسکی است که با توجه به تجارب ۶-۱۹۰۵ به اين اثر اضافه شده).</p><p /><p>نويسنده دو سؤال مطرح نموده است.</p><p /><p>اول، سؤال ترکيب طبقاتی نيروهائی که قادرند در انقلاب روسيه پيروزی کسب کرده، آنرا انقلابی واقعاً پيروزمند سازند. دوم، سؤال اهميت آن اشکال عالی تر مبارزۀ توده‌ای – عالی تر از نظر جهت گيری انرژی انقلابی و خصوصيت تهاجمی شان – که انقلاب روسيه مطرح ساخت، يعنی مبارزۀ دسامبر يا قيام مسلحانه.</p><p /><p>هر سوسياليستی (و بخصوص هر مارکسيستی) که با دقت به بررسی وقايع انقلاب روسيه بپردازد اذعان خواهد داشت که در حقيقت اينها هستند آن سؤالات ريشه‌ای و اساسی در ارزيابی انقلاب روسيه و همچنين در ارزيابی خط تاکتيکی ای که اوضاع فعلی بر حزب کارگر تحميل می کند. تا وقتی که ما کاملا و به روشنی درنيابيم که کدام طبقات قادرند، به دليل شرايط عينی اقتصادی، انقلاب بورژوائی روسيه را پيروز سازند، تمام گفتارمان دربارۀ پيروزی اين انقلاب چيزی بيش از عبارات توخالی و رجزخوانی دمکراتيک نبوده و تاکتيکهايمان در انقلاب بورژوائی ناگزير پا در هوا و متزلزل خواهد بود.</p><p /><p>از طرف ديگر، اگر بخواهيم تاکتيکهای مشخص يک حزب انقلابی را در طوفانی ترين لحظات اين بحران عمومی که کشور را فرا گرفته است، تعيين نمائيم واضح است که صرفاً مشخص کردن طبقاتی که قادرند بخاطر تکميل پيروزی انقلاب عمل نمايند کافی نخواهد بود. آنچه که دورانهای انقلابی را از دورانهای به اصطلاح انکشاف صلح آميز، دورانهايی که شرايط اقتصادی باعث بحرانهای عميق و يا جنبشهای قدرتمند توده‌ای نمی شوند، متمايز می نمايد دقيقاً اين نکته است که: اشکال مبارزه در دوران انقلابی بسيار متنوع تر بوده و مبارزات مستقيم انقلابی توده‌ها بر فعاليتهای تبليغی و تهييجی رهبران در پارلمان، مطبوعات و غيره، مسلط است. بنابراين، اگر در ارزيابی دورانهای انقلابی، ما فقط به مشخص نمودن خط کلی عملکرد طبقات مختلف اکتفا کنيم، بدون آنکه اشکال مبارزاتشان را بررسی نمائيم، بحث ما از نظر علمی ناقص و غيرديالکتيکی بوده و از نقطه نظر پراتيک سياسی در حد کلام بيجان استدلاليون باقی می ماند (می توانيم در پرانتز بگوئيم که اين همان چيزی است که رفيق پلخانف در نه دهم آثارش دربارۀ تاکتيکهای سوسيال دمکراسی در انقلاب روسيه به آن اکتفا می کند).</p><p><br />برای يک ارزيابی اصيل مارکسيستی از انقلاب، از ديدگاه ماترياليسم و ديالکتيک، بايد انقلاب را همچون مبارزۀ نيروهای اجتماعی زنده‌ای بررسی نمود که در شرايط عينی بخصوص قرار داشته، به طرز مخصوصی عمل نموده و اشکال بخصوص مبارزه را با موفقيتی بيش و کم بکار می برند. بر اساس چنين تحليلی، و فقط بر اين اساس است که برای يک مارکسيست امکان پذير و ضروری می شود تا جنبۀ تکنيکی مبارزه را ارزيابی کرده و به سؤالات تکنيکی ای که در حين جريان مبارزه بروز می کنند برخورد نمايد. قبول شکل مشخصی از مبارزه بدون قبول لزوم مطالعۀ تکنيک آن مانند اين است که لزوم شرکت در انتخابات مشخصی را قبول کنيم بدون آنکه به مطالعۀ قانون نحوۀ اين انتخابات پرداخته باشيم.</p><p /><p>اکنون به پاسخی که توسط کائوتسکی به دو سؤال مطروحه در بالا داده شده بپردازيم. همانطور که می دانيم اين دو سؤال بحث طولانی و داغی را، در جريان انقلاب، بين سوسيال دمکراتها برانگيخت. اين بحثها در بهار ۱۹۰۵ هنگامی که سومين کنگرۀ ح.ک.س.د.ر* در لندن(۵) و کنفرانس همزمان منشويکها در ژنو اصول اساسی تاکتيکهايشان را در قطعنامۀ دقيقی تدوين کردند، آغاز شد و با کنگرۀ واحد ح.ک.س.د.ر در لندن در بهار ۱۹۰۷(۶) به پايان رسيد.</p><p><br />پاسخ کائوتسکی به سؤال اول به طريق زير است:</p><p><br />او می گويد در اروپای غربی قسمت اعظم جمعيت را پرولتاريا تشکيل داده، بنابراين امروزه پيروزی دمکراسی در اروپا به معنای تفوق پرولتاريا می باشد. «در روسيه که جمعيت توده‌های دهقانی غالب است، نمی توان انتظار چنين امری را داشت. البته پيروزی سوسيال دمکراسی در آينده‌ای قابل پيش بينی (absehbar) در روسيه نيز محتمل است، ولی اين پيروزی فقط می تواند نتيجۀ ائتلاف (koalition) پرولتاريا و دهقانان باشد». و کائوتسکی حتی ابراز می دارد که چنين پيروزی ای ناگزير نيروی محرکۀ عظيمی به انقلاب پرولتاريائی در اروپای غربی می دهد.</p><p><br />بنابراين چنانکه می بينيم عبارت انقلاب بورژوائی تعريف جامعی از نيروهائی که می توانند در چنين انقلابی پيروز شوند به دست نمی دهد. انقلابات بورژوائی که در آنها بورژوازی تجاری، يا تجاری – صنعتی، نقش نيروی محرکۀ اصلی را ايفا نمايند امکان وقوع داشته و اتفاق نيز افتاده است. پيروزی چنين انقلاباتی تنها به معنای پيروزی همان قشر بورژوازی بر مخالفينش (مخالفينی از قبيل نجبای ممتاز يا استبداد سلطنتی) می باشد. در روسيه اوضاع فرق می کند. در کشور ما پيروزی انقلاب بورژوائی بمثابۀ پيروزی بورژوازی غيرممکن است. اين موضوع به نظر متناقض (پارادوکس) می آيد ولی حقيقت است. اينکه دهقانان اکثريت جمعيت را تشکيل می دهند، ظلم وحشتناک سيستم زمينداری بزرگ نيمه فئودالی بر آنها، قدرت و آگاهی طبقاتی پرولتاريائی که در يک حزب سوسياليستی متشکل شده است – همۀ اين شرايط به انقلاب بورژوائی ما خصلت ويژه‌ای می دهد. اين ويژگی، خصلت بورژوائی را نفی نمی کند (آنطوری که مارتف و پلخانف سعی داشتند مسئله را در برخورد لنگانشان با نقطه نظر کائوتسکی عرضه کنند). اين ويژگی صرفاً خصلت ضدانقلابی بورژوازی ما را نشان داده و لزوم ديکتاتوری پرولتاريا و دهقانان را برای پيروزی در چنين انقلابی مسجل می کند. زيرا «ائتلاف پرولتاريا و دهقانان» برای کسب پيروزی در انقلاب بورژوائی چيزی نيست جز ديکتاتوری دمکراتيک – انقلابی پرولتاريا و دهقانان.</p><p><br />اين موضوع سرآغاز اختلافات تاکتيکی ای است که در حين انقلاب ميان صفوف سوسيال دمکراتها بروز کرد. فقط با در نظر گرفتن اين مسئله است که می توان تمام بحثهائی را که در مورد مسائل خاص (مانند پشتيبانی از کادتها بطور کلی، بلوک چپ و خصلتش، و غيره) درگرفته و در مواردی به برخوردهائی انجاميده، فهميد. تنها اين اختلاف تاکتيکی اساسی است که منشأ اختلاف بين بلشويکها و منشويکها در دورۀ اول انقلاب (۷ – ۱۹۰۵) بود. و نه آنطور که افراد ناآگاه گاهی فکر می کنند، مسائلی چون «بوويسم»(۷) يا «بايکوتيسم»(۸).</p><p /><p>هر چقدر که بر لزوم مطالعۀ دقيق منشأ اين اختلافات و بررسی تجارب دومای اول و دوم و مبارزۀ مستقيم دهقانان از اين نقطه نظر تأکيد شود باز کافی نخواهد بود. اگر ما اکنون اين کار را نکنيم، به هنگام جنبشهای آتی قادر نخواهيم بود حتی يک قدم در زمينۀ تاکتيکی به جلو برداريم، بدون آنکه دوباره بحثهای قديمی را دامن زده و يا باعث منازعات گروهی و نفاق افکنی در حزب شويم. نحوۀ برخورد سوسيال دمکراسی به ليبراليسم و دمکراسی بورژوائی دهقانی بايد بر اساس تجربۀ انقلاب روسيه تعيين شود. در غير اين صورت ما در تاکتيکهای پرولتاريا فاقد هر گونه اصول و پيگيری خواهيم بود. در اينجا بايد توجه کنيم که «اتحاد کارگران و دهقانان» نبايد تحت هيچ شرايطی به معنای يکی شدن طبقات مختلف و يا احزاب پرولتاريا و دهقانان فهميده شود. نه تنها يکی شدن، بلکه هر موافقت بلند مدتی نيز برای حزب سوسياليست طبقۀ کارگر مخرب بوده و مبارزۀ دمکراتيک – انقلابی را تضعيف خواهد نمود. نوسان ناگزير دهقانان بين بورژوازی ليبرال و پرولتاريا از موقعيت طبقاتی آنها ناشی می شود، و انقلاب ما نمونه‌های بسياری از اين نوسانات را در صحنه‌های مختلف مبارزه به دست داده است (بايکوت دومای ويت(۹)، انتخابات، «ترودويکها»(۱۰) در دومای اول و دوم، و غيره). تنها اگر پرولتاريا به عنوان پيشاهنگ انقلاب روش کاملا مستقلی داشته باشد، می تواند دهقانان را از ليبرالها دور کرده، تأثير ليبرالها را بر دهقانان از بين برده، و آنها را در جريان مبارزه به دنبال خود بسيج کند و بدين ترتيب به اتحادی دفاکتو (de facto) دست يابد – اين اتحاد وقتی به وجود می آيد که دهقانان به مبارزۀ انقلابی بپردازند و درست در تناسب با بسط دامنۀ اين مبارزات است که اين اتحاد مؤثر واقع می شود. اين لاس زدن با ترودويکها نبوده بلکه انتقاد بيرحمانه ايست از ضعفها و نوساناتشان. اين تبليغ ايدۀ يک حزب جمهوريخواه و انقلابی دهقانی است که بتواند «اتحاد» پرولتاريا و دهقانان برای پيروزی بر دشمنان مشترکشان را تحقق بخشد، و نه حزبی برای بلوک بازی و عقد موافقت نامه.</p><p><br />اين خصلت ويژۀ انقلاب بورژوائی روسيه که ما بر آن تکيه کرديم، وجه افتراق آن با انقلابات ديگر بورژوائی دوران جديد است. ولی همين خصلت ويژه وجه اشتراک اين انقلاب را با انقلابات کبير دوران گذشته، دورانی که در آن دهقانان نقش انقلابی بسزائی ايفا می نمودند، نيز نشان می دهد. در اين مورد بايد توجه وافری مبذول داريم به آنچه که فردريش انگلس در مقالۀ فوق العاده عميق و تفکر برانگيز خود تحت عنوان «دربارۀ ماترياليسم تاريخی» بيان می دارد (مقدمۀ انگليسی «سوسياليسم تخيلی و علمی»، که توسط خود انگلس به آلمانی ترجمه شده است. «عصر جديد» (Neue Zeit) ۹۳-۱۸۹۲، سال ۱۱، جلد ۱). انگلس می گويد:«جالب توجه است که در هر سه انقلاب عظيم بورژوائی (نهضت رفرم در آلمان و جنگ دهقانی در قرن شانزده، انقلاب انگليس در قرن هفده، انقلاب فرانسه در قرن هيجده) ارتش که جنگ بر عهده اوست از دهقانان تشکيل شده، و دهقانان درست همان طبقه‌ای هستند که پس از پيروزی حتماً بيشترشان توسط پيامدهای اقتصادی ناشی از آن خانه خراب می شوند. صد سال پس از «کرامول»(۱۱) نيروی سواره نظام داوطلب که از دهقانان تشکيل می شد تقريباً از بين رفته بود. به هر حال اگر بخاطر اين عناصر سواره نظام دهقانی و فقرای شهری (پلبين) نبود، بورژوازی هرگز قادر نبود که به تنهائی جنگ را تا به انتها ادامه داده و چارلز اول را به پای چوبه دار کشد. حتی به منظور تثبيت فتوحات دست به نقد بورژوازی که رسيده و آماده جمع آوری بودند، انقلاب می بايست خيلی بيشتر از آن حد به پيش می رفت – دقيقاً مانند آنچه که در ۱۷۹۳ در فرانسه و ۱۸۴۸ در آلمان روی داد. در واقع به نظر می رسد که اين يکی از قوانين تکامل جامعۀ بورژوائی باشد.» و در جای ديگر در همين مقاله انگلس اشاره می کند که انقلاب فرانسه تنها قيامی بود «که واقعاً تا از ميان رفتن يکی از طرفين نبرد يعنی اشرافيت، و پيروزی کامل طرف ديگر يعنی بورژوازی، ادامه يافت.»(۱۲)</p><p><br />هر دو اين مشاهدات تاريخی با نتايج کلی انگلس به نحو قابل ملاحظه‌ای در طول انقلاب روسيه تأييد شدند. همچنين اين مسئله نيز تأييد شد که فقط مداخلۀ دهقانان و پرولتاريا «عناصر زحمتکش شهرها (پلبين)» قادر به پيش راندن قطعی انقلاب بورژوائی می باشد (در حاليکه در آلمان قرن شانزده، انگليس قرن هفده و فرانسۀ قرن هيجده دهقانان می توانستند در صف مقدم باشند، در روسیۀ قرن بيست اين ترتيب بايد قطعاً معکوس گردد، زيرا در اينجا بدون ابتکار و رهبری پرولتاريا دهقانان نيروئی به حساب نمی آيند). همچنين اين نکته نيز تأييد شد که اگر قرار است انقلاب به اهداف مستقيم، آنی، کامل و دست به نقد بورژوائی خود واقعاً دست يابد، يا حتی فتوحات حداقل بورژوازی بطور برگشت ناپذيری تثبيت شوند، انقلاب بايد بسيار بيشتر از اين اهداف به جلو سوق داده شود. بنابراين ما می توانيم قضاوت کنيم که انگلس با چه تحقيری نسبت به دستورالعملهای بيمايگان رفتار می کرد. بيمايگانی که قبل از هر چيز می خواهند انقلاب را به زور در چارچوب باريک کاملا بورژوائی بتپانند تا همانطوری که منشويکهای قزاقستان در قطعنامۀ ۱۹۰۵ خود بيان داشتند «بورژوازی رم نکند»، يا همانطور که پلخانف در استکهلم می گفت بدين منظور که «بايد ضمانتی عليه احيای تزاريسم وجود داشته باشد».</p><p /><p>کائوتسکی در پيشگفتار به چاپ دوم کتابش، سؤال ديگر، يعنی ارزيابی شورش ۱۹۰۵ را بررسی می کند. او می نويسد:«من ديگر با آن قاطعيتی که در سال ۱۹۰۲ بيان کردم نمی توانم بگويم که قيامهای مسلحانه و جنگهای خيابانی نقش تعيين کننده‌ای در انقلابات آينده ندارند. برعکس تجربه نبرد خيابانی در مسکو شاهد بسيار گويائی است بر اين امر، هنگامی که عدۀ معدودی از مردم با مبارزه در سنگر خيابانی خود به مدت يک هفته در برابر يک ارتش کامل ايستادگی کرده، و اگر شکست جنبشهای انقلابی در شهرهای ديگر اعزام و تمرکز نيروی عظيم کمکی را برای سرکوبی شورشيان ميسر نکرده بود، چه بسا در اين نبرد پيروز شده بودند. البته اين موفقيت نسبی مبارزات در سنگرهای خيابانی فقط بدين دليل ممکن شد که در حاليکه ارتش کاملا خود را باخته بود، مردم شهر با حرارت تمام از انقلابيون حمايت می کردند. با اين حال چه کسی می تواند با قاطعيت بيان کند که چنين چيزی در اروپای غربی غير ممکن است؟»</p><p /><p>به اين ترتيب بعد از قريب يک سال که از اين قيام می گذرد، يعنی زمانی که صحبت بی شک نمی تواند بر سر تقويت روحیۀ رزمندگان باشد، محقق دقيقی چون کائوتسکی با قاطعيت ابراز می دارد که قيام مسکو بيانگر «موفقيت نسبی» نبرد در سنگرهای خيابانی است. و لازم می داند تا در نتيجه گيريهای قبلی اش، مبنی بر اينکه نبرد خيابانی نمی تواند نقش مهمی در انقلابات آينده بازی کند، تجديدنظر کند.</p><p /><p>مبارزات دسامبر ۱۹۰۵ ثابت کرد که قيام مسلحانه می تواند با وجود شرايط نوين تشکيلاتی و تکنيک نظامی نيز پيروز شود. مبارزات دسامبر نشان داد که جنبش بين المللی کارگری بايد از اين پس احتمال اشکال مشابه مبارزاتی در انقلابات پرولتری آينده را در نظر گيرد. اينها نتايجی هستند که حقيقتاً از تجارب انقلاب ما حاصل می شود، اينها درسهائی هستند که بايد توسط توده‌ها کسب شوند. چه فاصلۀ عظيمی است بين اين نتايج و درسها با آن بحثی که پلخانف با اين اظهارنظر معروف هراسترت منشانه (۱۳) (Herostratean) خود دربارۀ قيام دسامبر، می گشايد:«آنها نبايد دست به اسلحه می بردند»! چه دريائی از نظريات خائنانه که با اين گفته به حرکت در نيامد! چه تعداد بی شماری از دستهای کثيف ليبرال که به اين گفته چنگ انداخت تا دلسردی و روحیۀ سازشکارانۀ خرده بورژوائی را در صفوف کارگران رخنه دهد!</p><p /><p>ذره‌ای از حقيقت تاريخی در اين ارزيابی پلخانف وجود ندارد. جائی که مارکس، مارکسی که شش ماه قبل از کمون گفته بود که قيام برابر با ديوانگی است، توانست اين «ديوانگی» را به عنوان بزرگترين جنبش توده‌ای پرولتاريا در قرن نوزده جمع بندی کند، سوسيال دمکراتهای روس به دلائلی صد چندان قويتر بايد اين اعتقاد راسخ را در توده‌ها ايجاد کنند که مبارزات دسامبر، اساسی ترين، برحق ترين و عظيم ترين جنبش پرولتاريائی پس از کمون بوده است. بگذار برخی از روشنفکران صفوف سوسيال دمکراسی هر چه دلشان می خواهد بگويند و هر قدر دلشان می خواهد زاری کنند، طبقۀ کارگر روسيه با اين نظرات پرورش خواهد يافت.</p><p /><p>در اينجا، با توجه به اينکه مقاله برای رفقای لهستانی نوشته می شود، تذکر يک نکته ضروری است. از آنجا که متأسفانه به زبان لهستانی آشنا نيستم، اطلاع من از اوضاع لهستان فقط از طريق اخبار شفاهی است. شايد بتوان در رد حرف من گفت که اتفاقاً درست در همين لهستان است که يک حزب دربست خود را در شيوه‌های بی ثمر جنگ چريکی، تروريسم و ابراز وجودهای آتشين گرفتار کرده و اتفاقاً تمام ا </p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>گزارش تصویری از تظاهرات ٢٦ ژوئن در اتاوا</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/2009/06/post_16.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=5/entry_id=5404" title="گزارش تصویری از تظاهرات ٢٦ ژوئن در اتاوا" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2009:/Moqalat-s-azad//5.5404</id>
    
    <published>2009-06-29T04:51:03Z</published>
    <updated>2010-01-19T02:18:30Z</updated>
    
    <summary>تظاهرات ٢٦ ژوئن در اتاوا به فراخوان کارزار پشتيبانی از مبارزات کارگری در ايران همراه با چندين سازمان کارگری کانادا از جمله اتحاديه کارگران پست کانادا، اتحاديه کارگران خدمات عمومی کانادا، فدراسيون معلمان کانادا عفو بين و همچنين تعدادی از احزاب و سازمانهای چپ وکمونیست ایران در مقابل سفارت رژیم در اوتاوا برگزار شد.</summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
            <category term="سایت کارگران ایران" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/">
        <![CDATA[<p align="justify"><font size="3"><strong><img width="149" height="100" align="baseline" style="WIDTH: 149px; HEIGHT: 100px" src="/Moqalat-s-azad/P10600463.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></strong></font></p>]]>
        <![CDATA[<p align="center"><font color="#000033"><font size="3"><strong><font face="times new roman,times,serif"></font></strong></font></font></p><p align="center"><font color="#000033"><font size="3"><strong><font face="times new roman,times,serif"></font></strong></font></font></p><p align="center"><font color="#000033"><font size="3"><strong><font face="times new roman,times,serif"></font></strong></font></font></p><p align="center"><font color="#000033"><font size="3"><strong><font face="times new roman,times,serif"><a href="/2009/06/post_989.html">چند قطعه فیلم از تظاهرات ٢٦ ژوئن در اتاوا</a>  <a href="/2009/06/post_989.html">کلیک کنید</a></font></strong></font></font></p><p align="center"><strong><font color="#000033" face="Times New Roman" size="3"></font></strong></p><strong><font color="#000033" face="Times New Roman" size="3"><p><strong>(<a href="/toronto-Canada/tazahorat%2026%20june%20%20moqable%20safarat%20rajim%20islami%20iran%20dar%20ottawa%201-%20www.kargaran-iran.com.flv"><font color="#000000" size="3">فیلم شماره یک</font></a></strong> )             <font color="#000000" size="3"><strong><a href="/toronto-Canada/tazahorat%2026%20june%20%20moqable%20safarat%20rajim%20islami%20iran%20dar%20ottawa%202-%20www.kargaran-iran.com.flv"> (شماره دو</a></strong></font> )             (<strong><font color="#000000" size="3"><a href="/toronto-Canada/tazahorat%2026%20june%20%20moqable%20safarat%20rajim%20islami%20iran%20dar%20ottawa%203-%20www.kargaran-iran.com.flv"> شماره سه</a></font></strong> )        <a href="/toronto-Canada/tazahorat%2026%20june%20%20moqable%20safarat%20rajim%20islami%20iran%20dar%20ottawa%204-%20www.kargaran-iran.com.flv"><font color="#000000" size="3"><strong> (شماره چهار</strong></font></a> )     <font size="3"><strong><a href="/toronto-Canada/tazahorat%2026%20june%20%20moqable%20safarat%20rajim%20islami%20iran%20dar%20ottawa%205-%20www.kargaran-iran.com.flv"><font color="#000000"> (شماره پنج</font></a><font size="+0">)</font></strong></font></p><p><strong><font size="3"></font></strong></p><p><strong><font size="3"></font></strong></p><p><strong><font size="3"></font></strong></p><p><strong><font face="Times New Roman" size="3">(<a href="/toronto-Canada/tazahorat%2026%20june%20%20moqable%20safarat%20rajim%20islami%20iran%20dar%20ottawa%206-%20www.kargaran-iran.com.flv"><font color="#000000">شماره شش</font></a>)              (<a href="/toronto-Canada/tazahorat%2026%20june%20%20moqable%20safarat%20rajim%20islami%20iran%20dar%20ottawa%207-%20www.kargaran-iran.com.flv"><font color="#000000">شماره هفت</font></a>)         (<a href="/toronto-Canada/tazahorat%2026%20june%20%20moqable%20safarat%20rajim%20islami%20iran%20dar%20ottawa%208-%20www.kargaran-iran.com.flv"><font color="#000000">شماره هشت</font></a>)        <a href="/toronto-Canada/tazahorat%2026%20june%20%20moqable%20safarat%20rajim%20islami%20iran%20dar%20ottawa%209-%20www.kargaran-iran.com.flv"><font color="#000000"> (شماره نه</font></a>)       ( <a href="/toronto-Canada/tazahorat%2026%20june%20%20moqable%20safarat%20rajim%20islami%20iran%20dar%20ottawa%2010-%20www.kargaran-iran.com.flv"><font color="#000000"> شماره ده</font></a>)</font></strong></p><p /><p /><p><strong><font face="Times New Roman" size="3">(<a href="/toronto-Canada/tazahorat%2026%20june%20%20moqable%20safarat%20rajim%20islami%20iran%20dar%20ottawa%2011-%20www.kargaran-iran.com.flv"><font color="#000000">شماره یازده</font></a>)              (<a href="-Canada/tazahorat%2026%20june%20%20moqable%20safarat%20rajim%20islami%20iran%20dar%20ottawa%2012-%20www.kargaran-iran.com.flv"><font color="#000000">شماره دوازده</font></a>)</font></strong></p><p align="center"><strong><font color="#000033" face="Times New Roman" size="3">000000000000000000000000000000000000000000000000000000000</font></strong></p><p align="center"><font color="#000033"><font size="3"><strong><font face="times new roman,times,serif"><a href="/2009/06/post_992.html">آلبوم عکس شماره یک</a></font> = <font size="2">آ</font> <font face="times new roman,times,serif"><a href="/2009/06/post_986.html">لبوم عکس شماره دو</a></font> =    آ <font face="times new roman,times,serif"><a href="/2009/06/post_988.html">لبوم شماره سه</a>=        آ<a href="/Moqalat-s-azad/2009/06/post_17.html">لبوم شماره چهار</a></font></strong></font></font></p><p>  </p><p /><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060410.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060534.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060533.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060532.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060531.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060530.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060411.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060412.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060528.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060527.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060526.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060414.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060415.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060525.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060416.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060417.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060522.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060418.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060419.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p /><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060523.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060420.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060430.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060524.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img width="800" height="600" alt="P1060422.JPG" src="/Moqalat-s-azad/P1060422.JPG" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060421.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060510.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060429.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p><img align="baseline" src="/Moqalat-s-azad/P1060446.JPG" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p> </p><p> <strong><font color="#000033" size="3">آ </font></strong><a href="/Moqalat-s-azad/2009/06/post_16.html"><font color="#000033" face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>لبوم شماره یک</strong></font></a><font color="#000033" size="3"><strong>  <font face="times new roman,times,serif">همین صفحه</font></strong></font></p></font></strong>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>فراخوان به تظاهرات در مقابل سفارت جمهورى اسلامى در اتاوا</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/2009/06/post_15.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=5/entry_id=5350" title="فراخوان به تظاهرات در مقابل سفارت جمهورى اسلامى در اتاوا" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2009:/Moqalat-s-azad//5.5350</id>
    
    <published>2009-06-18T18:25:08Z</published>
    <updated>2009-06-18T18:29:49Z</updated>
    
    <summary>روز اقدام جهانی
در همبستگی با مبارزات کارگری و مردمی در ايران
به دستگيريها، کشتار مردم و سرکوب کارگران اعتراض کنيم!
تمامی فعالين کارگری، زندانيان سياسی و بازداشت شدگان اعتراضات مردمی آزاد بايد گردند! از تشکلات آزاد، اعتصاب، اعتراض و آزادی بيان و تجمع برا</summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 92px; HEIGHT: 86px" border="0" hspace="0" align="baseline" src="/00030310.jpg" width="92" height="86" /></p>]]>
        <![CDATA[<p><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif"><a href="/Moqalat-s-azad/Tazahorat%20dar%20Ottawa%2C%20June%2026%2C%202009.doc">ادامه مطلب لطفا کلیک کنید</a></font></strong></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>صفحه ویژه کمپین برای آزادی دستگير شدگان روز جهانی کارگر</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/2009/05/post_14.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=5/entry_id=5239" title="صفحه ویژه کمپین برای آزادی دستگير شدگان روز جهانی کارگر" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2009:/Moqalat-s-azad//5.5239</id>
    
    <published>2009-05-13T20:04:08Z</published>
    <updated>2009-06-04T15:12:44Z</updated>
    
    <summary>نامه اعتراضی به مقامات جمهوری اسلامی ايرانCGT-ADDSEA (Besançon, France،
نامه اعتراضی به مقامات جمهوری اسلامی ايرانCGT-ADDSEA (Besançon, France،نامه اتحاديه آزاد کارگران ايران به سازمانها و اتحاديه های کارگری جهان
</summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
            <category term="کمپین" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 127px; HEIGHT: 100px" border="0" hspace="0" align="baseline" src="/00030310.jpg" width="127" height="100" /></p>]]>
        <![CDATA[<p><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif">.</font></strong></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong><a href="/2009/06/post_927.html">گزارش حرکت اعتراضی در مقابل سازمان جهانی کار/اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران/جمعی از کارگران پیشرو تبعیدی /سوییس</a></strong></font></p><p><strong><font size="3" face="Times New Roman">.</font></strong></p><p><strong><font size="3" face="Times New Roman"><a href="/toronto-Canada/OTTAWA-TORONTO.wmv">گزارش تصويری از تظاهرات مخالفين جمهوری اسلامی مقابل سفارت رژيم در اوتاوای کانادا در اعتراض به دستگيری رهبران وفعالین کارگری در مراسم اول ماه مه</a></font></strong></p><p><strong><font size="3" face="Times New Roman">.</font></strong></p><p><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif"><a href="/2009/06/post_910.html">همراه با فدراسیون ها و اتحادیه های جهانی کارگری صدای اعتراضی کارگران در ایران</a></font></strong></p><p><strong><font size="3" face="Times New Roman">.</font></strong></p><p><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif"><a href="/Moqalat-s-azad/2009/05/post_13.html">فراخوان به کمپين برای آزادی دستگير شدگان روز جهانی کارگر</a></font></strong></p><p><strong><font size="3" face="Times New Roman">.</font></strong></p><p><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong>نامه اعتراضی</strong></font>: <a href="/Moqalat-s-azad/2009/05/post_13.html"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif">کميته همبستگی بين المللی اتحاديه کارگران خدمات عمومی کانادا-انتاريو</font></strong></a></p><p>.</p><p><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif"><a href="/Aufruf_pn-1.pdf">فراخوان به تظاهرات سراسری در شهر برلین بپیوندید</a></font></strong></p><p><strong><font size="3" face="Times New Roman">.</font></strong></p><p><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif"><a href="/2009/05/post_805.html">نامه اتحاديه آزاد کارگران ايران به سازمانها و اتحاديه های کارگری جهان</a></font></strong></p><p><strong><font size="3" face="Times New Roman">.</font></strong></p><p><strong><a href="/2009/05/post_803.html"><font size="3" face="times new roman,times,serif">نهادهای همبستگی با کارگران ایران: جمعه سرخ جنبش کارگری درایران</font></a></strong></p><p><strong>.</strong></p><p><a href="/2009/05/post_792.html"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif">برای اعتراض به دستگیری فعالان جنبش کارگری ایران به برلین میرویم .</font></strong></a></p><p>.</p><p><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif"><a href="/2009/05/post_783.html">نامه هاى اعتراضى به جمهورى اسلامى ايران موضوع: اعتراض به سركوب تجمعات اول ماه مه در تهران و سنندج</a></font></strong></p><p><strong><font size="3" face="Times New Roman">.</font></strong></p><p><span style="FONT-FAMILY: ; COLOR: navy; FONT-SIZE: 14pt" dir="rtl" lang="AR-SA"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif"><a href="/2009/05/post_783.html">اتحاديه خدمات عمومى و تجارتى PCS- شعبه دربى شاير-دربى-انگلستان</a></font></strong></span></p><p><span style="FONT-FAMILY: ; COLOR: navy; FONT-SIZE: 14pt" dir="rtl" lang="AR-SA"><strong><font size="3" face="Times New Roman">.</font></strong></span></p><p><span style="FONT-FAMILY: ; COLOR: navy; FONT-SIZE: 14pt" dir="rtl" lang="AR-SA"><font face="times new roman,times,serif"><a href="/1may%202009.pdf">مگر ما کارگران چه میخواستیم؟؟!! نوشته یک شاهد عینی از مرام پارک لاله تهران</a></font></span></p><p><span style="FONT-FAMILY: ; COLOR: navy; FONT-SIZE: 14pt" dir="rtl" lang="AR-SA"><font face="Times New Roman">.</font></span></p><p><span style="FONT-FAMILY: ; COLOR: navy; FONT-SIZE: 14pt" dir="rtl" lang="AR-SA"><span dir="rtl" lang="AR-SA"><strong><font color="#000000" size="3" face="times new roman,times,serif"><a href="http://www.komitteyehamahangi.com/post441.htm">پيام اعتراضى انترناسيونال كارگران ساختمانى و چوب به مقامات جمهورى اسلامى ايران</a></font></strong></span></span></p><p><span style="FONT-FAMILY: ; COLOR: navy; FONT-SIZE: 14pt" dir="rtl" lang="AR-SA"><span dir="rtl" lang="AR-SA"><strong><font color="#000000" size="3" face="Times New Roman">.</font></strong></span></span></p><p><span style="FONT-FAMILY: ; COLOR: navy; FONT-SIZE: 14pt" dir="rtl" lang="AR-SA"><span dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="FONT-FAMILY: '0 Jadid Bold'; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font face="times new roman,times,serif"><b><a href="http://www.komitteyehamahangi.com/post426.htm"><font color="#000000"><font size="3">وحشت حاميان سرمايه و عزم و اراده كارگران در برگزاری مراسم اول ماه مه</font>: <span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: Arial; FONT-SIZE: 12pt">کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری</span></font></a></b></font></span></span></span></p><p><span style="FONT-FAMILY: ; COLOR: navy; FONT-SIZE: 14pt" dir="rtl" lang="AR-SA"><span dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="FONT-FAMILY: '0 Jadid Bold'; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><strong><font face="Times New Roman">.</font></strong></span></span></span></p><p><span style="FONT-FAMILY: ; COLOR: navy; FONT-SIZE: 14pt" dir="rtl" lang="AR-SA"><span dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="FONT-FAMILY: '0 Jadid Bold'; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"></span></span></span><span style="FONT-FAMILY: ; COLOR: navy; FONT-SIZE: 14pt" dir="rtl" lang="AR-SA"><span dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="FONT-FAMILY: '0 Jadid Bold'; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font face="Times New Roman"><strong><span lang="AR-SA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><b><span lang="FA">کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران</span></b></font>:</font></font><a style="TEXT-DECORATION: none" href="http://www.komalah.org/farsi/etelaieh/cpi_90502.pdf"><font color="#000000" size="3">یورش رژیم جمهوری اسلامی به صف برگزار کنندگان اول ماه مه</font></a></span><a style="TEXT-DECORATION: none" href="http://www.komalah.org/farsi/etelaieh/cpi_90502.pdf"><font size="3"><font color="#000000"> <span lang="AR-SA">محکوم است</span></font></font></a>.</strong></font></span></span></span></p><p><span style="FONT-FAMILY: ; COLOR: navy; FONT-SIZE: 14pt" dir="rtl" lang="AR-SA"><span dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="FONT-FAMILY: '0 Jadid Bold'; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><strong><font face="Times New Roman">.</font></strong></span></span></span></p><p><span style="FONT-FAMILY: ; COLOR: navy; FONT-SIZE: 14pt" dir="rtl" lang="AR-SA"><span dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="FONT-FAMILY: '0 Jadid Bold'; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font size="3" face="times new roman,times,serif"><strong><a href="/Afishe-%2020%20MAJ%20GBG.doc">کانون همبستگی با کارگران ایران- گوتنبرگ سوئد:شب همبستگی برای آزادی فعالان کارگردستگیرشده</a></strong></font></span></span></span></p><p><span style="FONT-FAMILY: ; COLOR: navy; FONT-SIZE: 14pt" dir="rtl" lang="AR-SA"><span dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="FONT-FAMILY: '0 Jadid Bold'; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><strong><font size="3" face="Times New Roman">.</font></strong></span></span></span></p><p><span style="FONT-FAMILY: ; COLOR: navy; FONT-SIZE: 14pt" dir="rtl" lang="AR-SA"><span dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="FONT-FAMILY: '0 Jadid Bold'; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font color="#000000" face="times new roman,times,serif"><a href="/2009/05/post_812.html">دعوت به شب همبستگی با کارگران دستگیر شده اول ماه مه</a></font></span></span></span></p><p><span style="FONT-FAMILY: ; COLOR: navy; FONT-SIZE: 14pt" dir="rtl" lang="AR-SA"><span dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="FONT-FAMILY: '0 Jadid Bold'; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font color="#000000" face="Times New Roman">.</font></span></span></span></p><p><span style="FONT-FAMILY: ; COLOR: navy; FONT-SIZE: 14pt" dir="rtl" lang="AR-SA"><span dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="FONT-FAMILY: '0 Jadid Bold'; FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA" lang="FA"><font color="#000000" face="times new roman,times,serif"><a href="/2009/05/post_812.html">مراسم همبستگی با کارگران ایران تورنتو دهم ماه مه</a></font></span></span></span></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>فراخوان  به کمپين برای آزادی دستگير شدگان روز جهانی کارگر</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/2009/05/post_13.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=5/entry_id=5224" title="فراخوان  به کمپين برای آزادی دستگير شدگان روز جهانی کارگر" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2009:/Moqalat-s-azad//5.5224</id>
    
    <published>2009-05-11T03:34:01Z</published>
    <updated>2009-05-11T03:42:45Z</updated>
    
    <summary>کارگران، تشکل ها و نهادهای کارگری ايران و جهان!
در روز جهانی کارگر هنگامی که کارگران و خانواده های آنان که بنابر فراخوان کميته برگزاری مراسم اول ماه مه(مشتمل بر تشکل های مستقل کارگری ايران) که برای اعلام مطالبات خود و گرامی داشت اين </summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
            <category term="تشکلهای مستقل کارگری" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 91px; HEIGHT: 72px" height="72" hspace="0" src="/00030310.jpg" width="91" align="baseline" border="0" />  </p>]]>
        <![CDATA[<p align="right"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>کارگران، تشکل ها و نهادهای کارگری ايران و جهان!</strong></font></p><p align="right"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>در روز جهانی کارگر هنگامی که کارگران و خانواده های آنان که بنابر فراخوان کميته برگزاری مراسم اول ماه مه(مشتمل بر تشکل های مستقل کارگری ايران) که برای اعلام مطالبات خود و گرامی داشت اين روز درپارک لاله تهران گرد هم آمده اند، به همراه تعداد ديگری از مردم حاضر درپارک مورد يورش نيروهای امنيتی-پليسی و ماموران لباس شخصی قرار گرفتند.اين نيروها با انواع ابزار و روش های سرکوب، تعداد زيادی را شديدا مجروح و بيش از صد و پنجاه نفر را در حالی که مورد ضرب و شتم واقع شده بودند، دستگير و روانه زندان کردند.از اين تعداد هنوز حدود يکصد تن درزندان به سر می برند. اين افراد هيچ جرمی مرتکب نشده بودند که اين چنين غير انسانی سرکوب و به بند کشيده شده اند. آنها فقط به خاطر اين که همزمان با ميلياردها کارگر ديگر در سراسر دنيا و به دليل طرح مطالبات ميليون ها انسان در ايران که هر روزه تحقير می شوند، به دليل برپاکردن تشکل های مستقل سرکوب می شوند وماه های متمادی حقوقی دريافت نمی کنند، تنها به دليل اين که صدای اعتراض برآورده اند، امروز در بدترين شرايط در زندان هستند. هر روز خانواده هايشان که برای آزادی آن ها در مقابل دادگاه ها و مراجع ديگرقضايی مراجعه می کنند اما با برخوردهای نامناسب و پاسخ های ضد و نقيض مواجه می شوند. ما ميليون ها کارگر و زحمتکش و مساوات طلب نسبت به عزيزان دربند و خانواده هايشان مسئول هستيم و نبايد آن ها را تنها بگذاريم. بايد فورا متحدانه دست به کار مبارزه ای وسيع تا آزادی همه دستگير شدگان شويم. </strong></font></p><p align="right"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong> ما ضمن اعلام اين کمپين از تمامی تشکل ها و نهادهای کارگری و حقوق بشر داخلی و بين المللی می خواهيم که با تمامی توان خود و به فراخور امکانات خود و از هر طريق ممکن، ضمن محکوم کردن دستگيری اين عزيزان و درخواست برای آزادی بی قيد و شرط آنان به حمايت های گوناگون و متناسب با توان خود از اين عزيزان و خانواده های آنان و اصرار بر مطالبات اعلام شده در قطعنامه اول ماه مه اين کارگران بپردازند.</strong></font></p><p align="right"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>زنده باد همبستگی طبقاتی کارگران جهان</strong></font></p><p align="right"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>اعلام حمايت ها، بيانيه ها و گزارش اقدامات انجام شده خود را به اين  نشانی بفرستيد: </strong></font><a href="mailto:campain۱may@gmail.com"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>campain۱may@gmail.com</strong></font></a><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong> </strong></font></p><p align="right"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>نوزده ارديبهشت ۸۸</strong></font></p><p align="right"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>کميته ی برگزاری مراسم روز جهانی کارگر </strong></font><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>               </strong></font></p><p align="right"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی  تهران و حومه</strong></font></p><p align="right"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>سنديکای کارگران نيشکر هفت تپه</strong></font></p><p align="right"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>اتحاديه آزاد کارگران ايران</strong></font></p><p align="right"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>هيئت بازگشايی سنديکای کارگران نقاش و تزئينات ساختمان</strong></font></p><p align="right"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>شورای همکاری تشکل ها و فعالين کارگری شامل:</strong></font></p><p align="right"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>- کميته پيگيری برای ايجاد تشکل های آزاد کارگری</strong></font></p><p align="right"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>- کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری</strong></font></p><p align="right"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong> - جمعی از فعالين کارگری</strong></font></p><p align="right"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>- شورای زنان</strong></font></p><p align="right"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>کانون مدافعان حقوق کارگر</strong></font></p><p align="right"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>و با حمايت :</strong></font><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>انجمن برق و فلز کرمانشاه- انجمن دفاع از کارگران اخراجی سقز – کميته دفاع از کارگران هفت تپه - کارگران کارخانه پرريس سنندج- کارخانه بافندگی شين بافت سنندج –- کارگران کارخانجات شاهو- - نساجی کردستان- غرب بافت-آجر شيل -شيرپاک آرا- گونی بافی سما- آرد فجر- نيرو رخش- کارگران بخش خدماتی بيمارستان توحيد سنندج -جمعی از بازنشستگان شهرستان سنندج -کارگران شرکت فرش غرب کرمانشاه- کارخانه لاستيک دنا – جمعی از کارگران سيمان قائن – جمعی از کارگران عسلويه…</strong></font></p><p align="right"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>ادامه دارد</strong></font></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>رادیو برابری : گفتگو با یکی از بازداشت شدگان ١١ اردیبهشت در پارک لاله تهران، پروین محمدی وهمسر ثقفی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/2009/05/post_12.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=5/entry_id=5216" title="رادیو برابری : گفتگو با یکی از بازداشت شدگان ١١ اردیبهشت در پارک لاله تهران، پروین محمدی وهمسر ثقفی" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2009:/Moqalat-s-azad//5.5216</id>
    
    <published>2009-05-09T20:17:11Z</published>
    <updated>2009-05-09T20:26:49Z</updated>
    
    <summary>رادیو برابری : گفتگو با یکی از بازداشت شدگان ١١ اردیبهشت در پارک لاله تهران، پروین محمدی از اعضای اتحادیه آزاد و همسر آقای ثقفی  پیرامون چگونگی بازداشت دستگیر شدگان مراسم اول ماه مه</summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/">
        <![CDATA[<p><img hspace="0" src="/Moqalat-s-azad/000210120.bmp" align="baseline" border="0" /></p>]]>
        <![CDATA[<p><strong><font face="times new roman,times,serif" size="3"><a href="http://www.radiobarabari.net/files/2009/05/09/3.ram"> گفتگو با يکی از بازداشت شدگان ١١ ارديبهشت در پارک لاله تهران پيرامون چگونگی بازداشت خودش و همسرش که همچنان در بازداشت بسرمی برد</a> </font></strong></p><p><strong><font face="times new roman,times,serif" size="3">0 </font></strong></p><p><strong><font face="times new roman,times,serif" size="3"><a href="http://www.radiobarabari.net/files/2009/05/08/6.ram">دوستان ما را تنها نگذاريد.وقتی يک عده بلند می شوند و صدای همه را فرياد می زنند، بايد که به ياری آنان شتافت...&quot; ارزيابی از بازداشت های کارگری ، قطع نامه و فراخوان فعالين کارگری و ... در گفتگو با پروين محمدی از اعضای اتحاديه آزاد کارگران ايران</a> </font></strong></p><p><strong><font face="times new roman,times,serif" size="3">0 </font></strong></p><p><strong><font face="times new roman,times,serif" size="3"><a href="http://www.radiobarabari.net/files/2009/05/08/3.ram">بی خبری از بازداشت شده گان روز جهانی کارگر همچنان ادامه دارد. آخرين خبرها در اين رابطه در گفتگو با خانم ثغفی که همسر و فرزند او جزو دستگير شده گان هستند.</a></font></strong>  </p><p><a href="http://www.radiobarabari.net/"><strong><font face="times new roman,times,serif" size="3">لینک رادیو برابری</font></strong></a></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>همه با هم پیش به سوی برگزاری هر چه با شکوه تر مراسم روز جهانی کارگر</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/2009/05/post_10.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=5/entry_id=5108" title="همه با هم پیش به سوی برگزاری هر چه با شکوه تر مراسم روز جهانی کارگر" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2009:/Moqalat-s-azad//5.5108</id>
    
    <published>2009-05-08T00:46:40Z</published>
    <updated>2009-05-09T02:28:43Z</updated>
    
    <summary>مجموعه مطالب احزاب، سازمانها و افراد در رابطه با مراسم اول ماه مه</summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
            <category term="صفحه ویژه اول ماه مه" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/">
        <![CDATA[<p align="justify"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong><img style="WIDTH: 126px; HEIGHT: 74px" height="74" hspace="0" src="/Moqalat-s-azad/00030120.jpg" width="126" align="baseline" border="0" /></strong></font></p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"><strong><font face="times new roman,times,serif"><font color="#000000" size="3"><a href="/2009/04/post_516.html">کميته برگزاری مراسم اول ماه مه :دعوت به مراسم روز جهانی کارگر</a></font></font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></p><p align="justify"><font face="times new roman,times,serif" color="#000000" size="3"><strong><a href="/Motefawot/2008/12/post_5.html">لنین:پيشگفتار برای جزوه روزهای ماه مه در خارکف</a></strong></font></p><p align="justify"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="times new roman,times,serif" size="3"><a href="/Maqale/2009/04/post_962.html">النور مارکس: سخنرانی پيرامون روز مه</a></font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="times new roman,times,serif" color="#000000" size="3"><a href="/Motefawot/2008/12/post_8.html">متن، سخنرانی رفيق جمال چراغ ویسی در مراسم اول مه ۶۸ سنندج</a></font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="times new roman,times,serif" color="#000000" size="3"><a href="/2009/04/post_161.html">اطلاعيه کميته مرکزی حزب کمونيست ايران:بمناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر( ۲۰۰۹</a></font></strong></p><p align="justify"><font size="3"><strong><font face="Times New Roman">0</font></strong><font color="#000000"> </font></font></p><p align="justify"><strong><font face="times new roman,times,serif" size="3"><a href="/Maqale/2009/04/post_917.html">فرشید شکری: زنده باد اول ماه مه ( در آستانۀ فرا رسیدن روز جهانی کارگر)</a></font></strong></p><p align="justify"><font size="3">0</font></p><p align="justify"><font face="times new roman,times,serif" color="#000000" size="3"><strong><a href="http://www.komitteyehamahangi.com/post361.htm">کميته ی هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری:پيش به سوی برگزاری هرچه باشکوه تر مراسم اول ماه مه، روز همبستگی جهانی کارگران.</a></strong></font></p><p align="justify"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="times new roman,times,serif" color="#000000" size="3"><a href="/2009/04/post_153.html">سازمان فدائیان (اقلیت): بازداشت گسترده فعالان کارگری درآستانه اول ماه مه</a></font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="times new roman,times,serif" color="#000000" size="3"><a href="/2009/04/post_172.html">مبارزان کمونيست :بمناسبت اول ماه مه، روز جهانی کارگر!</a></font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="times new roman,times,serif" color="#000000" size="3"><a href="/Maqale/RASM.doc">جمعی از فعالین کارگری: اول ماه مه: جشن کارگری یا نماد نبرد طبقاتی ـ جهانی؟</a></font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="Times New Roman"><a href="/Maqale/2009/04/post_890.html"><font color="#000000"><font size="3">عبدالله شریفی<font face="times new roman,times,serif">:اول ماه مه و معضل اساسى طبقه كارگر!</font></font></font></a></font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="times new roman,times,serif" color="#000000" size="3"><a href="/Maqale/2009/04/post_893.html">مرجان افتخاری:به مناسب اول ماه مه روز جهانی کارگرسرکوب، رفرمیست و مبارزه طبقاتی</a></font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="times new roman,times,serif" color="#000000" size="3"><a href="/Maqale/2009/04/post_891.html">نادرساده :اول ماه مه، دولت و سندیکاها در ترکیه</a></font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="Times New Roman" size="3"><a href="/Maqale/meh%202009.pdf">جمعی از کمونیستهای ایران: به مناسبت اول ماه مه: پاسخ به بحران اقتصادی جهان و حکومت های سرمایه داری</a></font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="times new roman,times,serif" size="3"><a href="/Maqale/2009/04/post_931.html">امیر پیام:سرمایه داری، سوسیالیسم ومساله انگیزه برای فعالیت های تولیدی</a></font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="times new roman,times,serif" size="3"><a href="/2009/04/post_246.html">راگه‌یا‌ندنی كۆمیته‌ی ناوه‌ندی حیزبی كومونیستی ئێران:به‌بۆنه‌ی ئه‌وه‌ڵی مانگی مه‌ی ڕۆژی جیهانی كرێكار(٢٠٠٩)</a></font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></p><p align="justify"><a href="/2009/04/post_247.html"><strong><font face="times new roman,times,serif" size="3">بيانيه سازمان فدائيان (اقليت) به مناسبت اول ماه مه</font></strong></a></p><p align="justify"><strong><font size="3">0</font></strong></p><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><strong><font face="times new roman,times,serif" size="3"><a href="/2009/04/post_241.html">کمیته دفاع از کارگران هفت تپه:در روز جهانی کارگر صدای کارگران هفت تپه را رساتر کنیم!</a></font></strong></span></p><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></span></p><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong><a href="/1%20mai%202009.pdf">سازمان چریکهای فدایی خلق ایران: گرامی باد اول ماه مه روز جهانی کارگران</a></strong></font></span></p><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></span></p><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong><a href="/Maqale/2009/04/post_941.html">نسان نودینیان:رهبران كارگري و تداوم مطالبات اول ماه مه!</a></strong></font></span></p><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></span></p><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong><a href="/Maqale/2009/04/post_940.html">شورای سردبیری میلیتانت:پیش به سوی تدارک اول ماه مه</a></strong></font></span></p><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></span></p><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong><a href="/2009/04/post_263.html">هسته اقليت: زند ه باد اول ماه مه !</a></strong></font></span></p><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></span></p><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong><a href="/2009/04/post_252.html">سازمان اتحاد فدائيان کمونيست:با شعار محوری و سراسری کار- مسکن- آزادی به استقبال اول ماه مه، روز تجلی همبستگی کارگران ايران و سراسرجهان برويم</a></strong></font></span></p><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></span></p><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong><a href="http://www.komitteyehamahangi.com/post404.htm">وریاپشتیبان:زنده ‌بادا روز تو، تولیدگر</a></strong></font></span></p><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></span></p><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><strong><font face="Times New Roman" size="3"><a href="/bazr-1may1388.pdf">رنگ پرچم ما سرخ است!:اعلامیه نشریه دانشجویی بذر به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر</a></font></strong></span></p><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></span></p><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong><a href="/Maqale/2009/04/post_989.html">کیان آذر:اول مه روز اعتراض سراسری،صحبتی با دانشجویان و جوانان در ایران</a></strong></font></span></p><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><strong><font face="Times New Roman" size="3">0</font></strong></span></p><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong><a href="/Maqale/2009/05/post_994.html">پویان انصاری:آیا ما را در این سفر همراهی می کنید!؟</a></strong></font></span></p><p align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><strong><font face="Times New Roman" size="3"></font></strong></span></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>پیش به سوی برگزاری هرچه باشکوه تر مراسم اول ماه مه، روز همبستگی جهانی کارگران</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/2009/04/post_9.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=5/entry_id=5091" title="پیش به سوی برگزاری هرچه باشکوه تر مراسم اول ماه مه، روز همبستگی جهانی کارگران" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2009:/Moqalat-s-azad//5.5091</id>
    
    <published>2009-04-14T23:46:31Z</published>
    <updated>2009-04-14T23:51:14Z</updated>
    
    <summary>گرامی باد اول ماه مه روز جهانی کارگر

قطعنامه شورای همکاری تشکل‌ها و فعالين کارگری به مناسبت اول ماه

ا عوامل سرمايه نتوانستند مانع برگزاری مراسم گلگشت کارگری اول ماه مه در تهران شوند</summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 117px; HEIGHT: 75px" height="75" hspace="0" src="/Moqalat-s-azad/1may.jpg" width="117" align="baseline" border="0" /></p>]]>
        <![CDATA[<p><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>گرامی باد اول ماه مه روز جهانی کارگر</strong></font></p><p><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>قطعنامه شورای همکاری تشکل‌ها و فعالين کارگری به مناسبت اول ماه</strong></font></p><p><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>ا عوامل سرمايه نتوانستند مانع برگزاری مراسم گلگشت کارگری اول ماه مه در تهران شوند</strong></font></p><p><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>ا گزارشی از برگزاری مراسم اول ماه مه در سنندج</strong></font></p><p><a href="http://www.komitteyehamahangi.com/"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><strong>http://www.komitteyehamahangi.com/</strong></font></a></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>متن، سخنرانی رفيق جمال چراغ ویسی در مراسم اول مه ۶۸ سنندج</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/2009/04/post_8.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=5/entry_id=5075" title="متن، سخنرانی رفيق جمال چراغ ویسی در مراسم اول مه ۶۸ سنندج" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2009:/Moqalat-s-azad//5.5075</id>
    
    <published>2009-04-09T01:24:26Z</published>
    <updated>2009-04-09T01:31:46Z</updated>
    
    <summary>رفقای کارگر! خوش آمديد، امروز روز جهانی کارگر و جشن جهانی خودمان است. جشن روز کارگر بر همه ما پيروز باد. همانطور که رفيق مجری برنامه اعلام کرد، قرار بود که رفيقی دربارهٔ مجمع عمومی صحبت کند، مجمع عمومی با تعريف ساده يعنی اينکه امروز روز جهانی کارگر ما به دور هم جمع شويم و در اين رابطه بحث و گفتگو کنيم.</summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 69px; HEIGHT: 89px" height="89" hspace="0" src="/Moqalat-s-azad/jamal%20chraq%20vaesi.JPG" width="69" align="baseline" border="0" /> </p>]]>
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">رفقای کارگر! خوش آمديد، امروز روز جهانی کارگر و جشن جهانی خودمان است. جشن روز کارگر بر همه ما پيروز باد. همانطور که رفيق مجری برنامه اعلام کرد، قرار بود که رفيقی دربارهٔ مجمع عمومی صحبت کند، مجمع عمومی با تعريف ساده يعنی اينکه امروز روز جهانی کارگر ما به دور هم جمع شويم و در اين رابطه بحث و گفتگو کنيم.</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>مجمع عمومی با تعريف ساده يعنی جمع شدن تعدادی کارگر در محل و مکان مشخصی که روی مسئله ای مشخص که قبلا تعيين شده و يا تعيين می‌شود به بحث پرداخته و تصميم بگيرند و به نتيجه‌ای درست برسند. انسان موجودی اجتماعيست يعنی در اجتماع و در جمع شدن انسانها بدور هم که آنها می‌تواننند نيازهايشان را برآورده کنند مثلا اگر احتياج به نان دارند بايد دور هم جمع شوند و دست در دست هم بگذارند تا بتوانند نانی را تهيه کنند و اگر رنجی هست همه با هم در کنار هم می‌کشند. </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">مجامع عمومی ما کارگران بايد حربه‌ای و ضامنی باشد برای گرفتن حق و حقوقمان و ما امروز در روز جهانی کارگر اعلام می‌کنيم، افزايش دستمزدهايمان، کاهش ساعت کار، استفاده از امکانات بهداشتی و درمانی، حق بيمه بيکاری، جلوگيری از اخراج کارگران و صدها و هزاران خواستی که نسبت به آنها کم کاری شده و يا به فراموشی سپرده شده است مطالبات ما هستند و بايد تأمين گردند. اگر ما بخواهيم به اين خواست‌ها برسيم، و بخواهيم زندگی کنيم و خواسته‌هايمان را بگيريم، تنها و تنها به کمک جمع شدنمان و با تکيه به مجمع عموميمان امکانپذير است.</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><font size="3"><font face="Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">تاکنون و در طول تاريخ، از روزی که کارگر قدم به ميدان جامعه گذاشته و نيروی کارخود را بفروش می‌رساند تا با آن زندگی کند، نمونه‌های زيادی داريم که کارگر چيزی برايش مطرح بوده و يا برايش مطرح شده و زمانيکه خواسته است مسئله را به تنهايی حل کند سرکوب و يا اخراجش کرده باشند، يا حداقل جوابش را نداده‌اند. نمونه‌هايی هم داريم که کارگران باهم چيزی برايشان مطرح بوده يا ظلمی به آنها شده ولی توانسته‌اند با هم مسئله و مشکل را حل کنند. مجمع عمومی چيز عجيب و غريبی نيست، چيزی نيست که خيلی خيلی از ما دور باشد. همين جمع خودمان را در نظر بگيريم تعدادی کارگر و تعدادی از خانواده‌های کارگری و زحمتکشی هستيم که بدور هم جمع شده‌ايم و می‌خواهيم يادی از روز اول ماه مه </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۸۶</span><span lang="AR-SA"> بکنيم اين روز را به بلند گويی برای طرح خواسته‌هايمان و رسيدن به آنها تبديل کنيم. و به اين دليل از ساعت </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۳</span><span lang="AR-SA"> در اينجا تعدادی کارگر که از مسائل‌مان بگوييم و مطالباتمان را بيان کنيم، اين خود برای ما مجمع عمومی است. مجمع عمومی برای ما ناآشنا نيست، ما در محل کارمان، در محل زيستمان در ميان خانواده‌هايمان مجمع عمومی داريم و به شيوه‌های متفاوت و بدلايل مختلف دور هم جمع می‌شويم، وقتی </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۶</span><span lang="AR-SA"> کارگر در کارگاهی باهم کار می‌کنند و با هم از مسائل‌شان صحبت می‌کنند و تصميم می‌گيرند اين خود مجمعی می‌باشد. بايد بگويم چيزی که به مجمع عمومی رسميت می‌دهد و آنرا تثبيت می‌کند، تنها و تنها منظم بودن و هميشگی بودن آن است. اگر ما هر روز </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۱۰</span><span lang="AR-SA"> ساعت باهم کار می‌کنيم می‌توانيم در روز هم نيم ساعت و در ماه دو روز و يا حداقل </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۲</span><span lang="AR-SA"> ساعت دورهم بنشينيم و از مشکلاتمان بگوييم. اعتبار و رسميت دادن به مجمع عمومی‌مان در گرو منظم و بطور هميشگی گرفتن آن می‌باشد. اما ما اغلب وقتی کارفرمايی می‌خواهد ساعات کار را طولانی و يا دستمزد را کم کند، با عجله مجمع می‌گيريم. از آنجا که نمی توانيم مسئله را خوب بررسی کنيم و ارزيابی مشخصی بکنيم و تصميم قاطعی بگيريم، حرف‌هايمان می‌ماند و نمی توانيم حقوقمان را بگيريم. البته مجمع عمومی تنها مختص کارخانه‌ها و کارگاههای بزرگ نيست، ما حتی در کارگاههای کوچک هم می‌توانيم مجمع بگيريم. در کارگاههای کوچک می‌تواند شکل مشخصی از متحد بودن کارگران باشد، به چه شيوه‌ای؟ وقتی شهر خودمان سنندج را می‌بينيبم، در خيابان‌ها و کوچه‌های آن صدها کارگاه خصوصی کوچک وجود دارد، از مکانيکی و جوشکاری و نجاری گرفته تا صافکاری و نقاشی و ساير رشته‌های ديگر اين کارگاهها ساعات کار مشخص ندارند و از امکانات زيستی، بهداشتی برخورد دار نيستند، دستمزدها در آنها پايين است، قانون کاری که در اين کارگاهها حاکم است قانون کاری است که کارفرما خود تعيين کرده و نه حتی قانون کار خود دولت و ادارهٔ کار و از قانون کار ما کارگران در اين کارگاهها خبری نيست. کارفرما به شيوه‌ای که برايش سازگار باشد و به نفعش باشد عمل می‌کند، کاری به اين ندارد که من چگونه زندگی می‌کنم، اگر ما کارگران کارگاههای خصوصی بتوانيم بدور هم جمع شويم و مسائل‌مان را بازگو کنيم و مشکلاتمان را بيان کنيم و تشکلی بنام سنديکا، اتحاديه، دفتر نمايندگی و يا هر اسم ديگری بوجود آوريم، اين در واقع همان چيزی است که اکنون به نفع ماست و معضل ما کارگران را می‌توان جوابگو باشد. ما بايد در جاهايی دور هم جمع شويم.</span></b></font></font></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">و باهم بحث و گفتگو کنيم و ما مسائل‌مان را مطرح کنيم و بتوانيم مثلا تعاونی مصرف بوجود آوريم، تعاونی مصرفی که بتواند حداقل کمکی بکند به مسايل معيشتی ما و وسايل و ارزاق عمومی و مايحتاج عمومی ما را به قيمت دولتی در اختيارمان بگذارد. به محله‌های اطراف شهرمان نگاه کنيم، شهرسنندج هم اکنون نمونه بارزی است برای نشان دادن وضعيت مشخص ما کارگران، محلات‌مان از عباس آباد تا کانی کوزه‌له و تا حاجی‌آباد و زورآباد و تا دهها و صدها محله ديگر نمايانگر محروميت ما از امکانات ابتدايی و اساسی زندگی هستند. حتی چند قطره آب برای تر کردن زبان خشکتان پيدا نمی‌کنيد. برای صد و حتی دويست خانه يک شير آب عمومی وجود دارد که برای يک سطل آب بايد ساعت ها در صف ماندگار شوی که البته اين درد و رنج بر دوش زنان و خواهرانمان می‌باشد. در خيلی از محلات آب لوله کشی وجود ندارد و مردم از چشمه و يا هر جای ديگری دچارش می‌شويم، نتوانيم سرکار برويم و نتوانيم پولی را هم قرض کنيم در آنصورت بايد از گرسنگی بميريم و جان خود را از دست بدهيم، به اين خاطر که در هيچ جايی اعتبار نداريم، کارفرما تا زمانی ما را می‌خواهد که به ما احتياج داشته باشد. رفقای ديگرمان هم نمی‌توانند به تنهايی به ما کمک کنند چون اگر وضعشان خرابتر از ما نباشد، بهتر از ما نيستند و آنها نيز دست بگريبان ستم و استثمار هستند، بنابراين راه چاره چيست؟ ما می‌توانيم با جمع کردن پول‌های مختصرمان بطور ماهانه و يا مدت زمان‌های ديگری پولی جمع کنيم و در ضروری که احتياج باشد، خود يا رفيق ديگری که نيازمند است از آن استفاده کنيم. می‌توانيم مقداری از اين پول‌ها را به خانواده‌های ندار و بی‌بضاعت و خانواده‌هايی که بدهکارند کمک بکنيم. بيکاری واقعا از ما زهر چشم گرفته است و اگر کارفرمايی بما توهين کند، مجبوريم تحمل کنيم تا که اخراج نشويم واين ديگر احتياج به توضيح ندارد. اکنون کارگر بيکار بی حد زياد است و هر لحظه امکان دارد که کسانی که سرکارند تک تک بيکار شوند. ما اگر بتوانيم مقداری پول برای خودمان پس‌انداز کنيم در آن صورت ميتوانيم با مقداری از اين پول، به رفقای بيکار و خانواده‌های ندار بی‌بضاعت کمک کنيم و اگر رفيقی در سانحه‌ای دستش شکسته و پايش شکست کمکش کنيم.</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">می‌بينيد که تعداد زيادی از ما بی‌سوادند، دليلش طولانی بودن ساعت کار است. اگر ما بتوانيم در هفته يکی دو روز و يا هروقت توانستيم رفقايی را که سواد ندارند، سواد يادشان بدهيم و اگر سواد داريم مطالعه کنيم، بهتر اوضاع را می‌شناسيم. ما می‌توانيم تعاونی کار بوجود آوريم، تعاونی کاری که مشکلات ما را حل بکند، مثلا اگر من نجار هستم و رفيقم احتياج به نجار دارد، کارش را با دلسوزی و با کيفيت بهتری انجام دهم و با دستمزدی کمتر از بازار، کارش را اتمام کنم و يا اگر آن رفيق نجار بود و من احتياج به نجار داشتم، کمکم کند می‌توانيم تعاونی‌های مصرف بوجود آوريم. تعاونی مصرفی که می‌تواند حداقل مشکلاتمان را حل کند، مايحتاج زندگيمان را به قيمت ارزان و رسمی و به نرخ دولتی در اختيارمان بگذارد.</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><font size="3"><font face="Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">در مورد بيمه بيکاری هم کمی صحبت کنم، بيمه بيکاری عبارت است از حقوقی که ماهانه از طرف اداره کار به کارگرانی که بيکار می شوند و يا اخراج می‌گردند پرداخت می‌شود. حق گرفتن بيمه بيکاری بايد بتواند از اخراج کارگران بوسيله کارفرمايان جلوگيری کند. اکنون ببينبم چگونه است؟ طبق آمار سال </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۱۳۶۷</span><span lang="AR-SA"> که آمار رسمی است از اول فروردين </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۶۶</span><span lang="AR-SA"> تا آخر بهمن ماه </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۶۷</span><span lang="AR-SA"> که </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۲۳</span><span lang="AR-SA"> ماه می‌شود ده هزار نفر توانسته‌اند از بيمه بيکاری استفاده کنند. آيا واقعا فقط </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۱۰</span><span lang="AR-SA"> هزار بيکار داريم؟ خير! واقعيت غير از اين است. اين نشان می‌دهد که فقط </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۱۰</span><span lang="AR-SA"> نفر از حق بيمه می‌توانند استفاده کنند. چرا؟ بخاطر اينکه آنها در کارگاههايی هستند که مجوز کار دارند و بيمه هستند و شناسنامه کار دارند و به اين خاطر از حق بيمه استفاده می‌کنند اما کارگر کشاورزی، فصلی، ساختمانی و کارگری که در کوره کار می‌کند و کارگری که در قاليبافی کار می‌کند از حق بيمه محرومند. حق بيمه بيکاری که ماهانه پرداخت می‌شود چيزی نيست که با رعد و برق آسمان و يا با زلزله آمده باشد بلکه چيزی است که ماهانه از حقوق خودمان کسرمی‌شود. آن رفقايی که حق بيمه پرداخت می‌کنند متوجه شده‌اند که از اول سال </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۶۶</span><span lang="AR-SA"> به اين طرف ماهانه </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۶۰</span><span lang="AR-SA"> تا </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۷۰</span><span lang="AR-SA"> تومان از دستمزدشان کسر می‌شود و اين مبلغ براعتبار بيمه بيکاری افزوده می‌شود پس در واقع اداره کار و بيمه اجتماعی و مسئولين مربوطه حالت بانک بخود گرفته‌اند و ماهانه مقداری پولی را از کارگران شاغل جمع می‌کنند تا اگر رفيقی بيکار شد و يا اخراج گشت، کمکش کنند، آن هم طبق شرايطی که به آن اشاره شد. </span></b></font></font></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><font size="3"><font face="Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">خواست ما کارگران در مقابل بيمه بيکاری اين است که بيمه بيکاری به تمام کارگران بيکار و تمام کسانی که آماده به کارند و سن آنها بالاتر از </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۱۸</span><span lang="AR-SA"> سال است داد می‌شود.</span></b></font></font></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">بيمه بيکاری شامل تمام کارگران خداماتی، کشاورزی، صنعتی، کارگران ساختمانی، فصلی و موفقتی، کارگران کوره پزخانه‌ها و قاليبافی باشد و شامل تمام کسانی شود که برای تامين زندگيشان نيروی کار خود را به فروش می‌رسانند.</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><font size="3"><font face="Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">برای تامين بيمه بيکاری ماهانه از دستمزدهايمان کسرنگردد. بيمه بيکاری فعلی بر مبنای حداقل دستمزد يعنی </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۸۳</span><span lang="AR-SA"> تومان پرداخت می‌گردد و بدون استفاده از مزايا و بن کارگری و می‌دانيم </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۸۳</span><span lang="AR-SA"> تومان فقط پول </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۱۵۰</span><span lang="AR-SA"> گرم چای و يا پول </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۴۰۰</span><span lang="AR-SA"> گرم قند و </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۲۵۰</span><span lang="AR-SA"> گرم روغن است. در صورتيکه بيمه بيکاری بايد بتواند رفاه خانواده </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۵</span><span lang="AR-SA"> نفره را تامين کند و متناسب با نرخ تورمی‌باشد که در بازار وجود دارد. اشاره به بن کالاها کرديم، بن کالا از سال </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۶۵</span><span lang="AR-SA"> به بعد داده می‌شود و قرار بر اين بود که به اين وسيله سطح معيشت کارگران بالا رود. قرار براين بود دولت کالاهای اساسی و مايحتاج عمومی مثل برنج، قند و چيزهای اساسی و ضروريمان را بما بدهد و در مقابل آنها پول دريافت نکند. در مراحل اول اين عمل شد اما بعد چه شد؟ بجای روغن و برنج، خمير و مسواک داده‌اند! چرا اينطور شد؟ برای اينکه گويا کارفرمايان نارحت می شوند چون حقوق زيادی پرداخت می کنند و اين حقوق اضافی بما داده می‌شود! آيا واقعا اينطور است؟ آيا واقعا ماهی </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۳۰۰</span><span lang="AR-SA">، </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۴۰۰</span><span lang="AR-SA"> تومان يا </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۷۰۰</span><span lang="AR-SA">تومانی که تازگی‌ها می‌دهند، بخشی از دستمزد خودمان نيست! تازه اگر کارفرما آنرا پرداخت کند، آيا کلاه سرش می رود؟ </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۷۰۰</span><span lang="AR-SA"> تومان را با ساعات کار طولانی و کاهش دستمزدمان و کمتر کردن شرايط ايمنی کارمان و به صدها طريق ديگر از ما بازپس می‌گيرد، و نه تنها آن </span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">۷۰۰</span><span lang="AR-SA"> تومان را بلکه خيلی بيشتر از آن را از ما پس می‌گيرند و اين عادت و قانون آنها است. خواست ما کارگران در مقابل بن کالاها اين است که خارج از اين که بن‌ها کی اعلام می‌شود و کی آورده می‌شود. مثلا بن سه ماه سوم و چهارم در فروردين امسال داده شد و بن امسال هم معلوم نيست کی داده خواهد شد بن‌ها سر وعده و بموقع پرداخت گردند و مبلغ آن بر دستمزدمان اضافه شود و مبلغ آن بر دستمزدمان اضافه شود و کالاهای اساسی که نتوانند مايحتاج زندگيمان را تامين کنند. در اختيارمان قرار گيرند. در آخر تنها اينرا می‌گويم که ما اينجا حرفهايمان را می‌زنيم و بخوبی خواستهايمان مطرح می‌شود، آما هدف تنها گفتن و حرف زدن نيست، بلکه عمل کردن است و مبارزه برای دستيابی به خواستهايمان، و در اين راه اگر تشکلی نداريم از همين امروز دست در دست هم بگذاريم و تشکل بوجود آوريم و اگر صندوق نداريم، آنرا بوجود آوريم.</span></b></font></font></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">زنده باد اول ماه مه، روز جهانی کارگر</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="AR-SA"><font face="Times New Roman" size="3">جمال چراغ ويسی</font></span></b><b><span dir="ltr"></span></b></p><p />]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>پيشگفتار برای جزوه روزهای ماه مه در خارکف</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/2009/03/post_7.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.kargaran-iran.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=5/entry_id=5018" title="پيشگفتار برای جزوه روزهای ماه مه در خارکف" />
    <id>tag:www.kargaran-iran.com,2009:/Moqalat-s-azad//5.5018</id>
    
    <published>2009-03-25T01:38:21Z</published>
    <updated>2009-03-26T01:27:35Z</updated>
    
    <summary>جزوه حاضر شامل شرحی از تظاهرات مشهور روز اول ماه مه در خارکف به سال ۱۹۰۰ است؛ [جزوه] توسط کميته خارکف حزب سوسيال دموکرات کارگری روسيه، بر اساس توصيفات ارسال شده خود کارگران، تنظيم گشته بود. [جزوه]</summary>
    <author>
        <name>kargaran1917</name>
        
    </author>
            <category term="لنین" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.kargaran-iran.com/Moqalat-s-azad/">
        <![CDATA[<p><img style="WIDTH: 76px; HEIGHT: 88px" height="88" hspace="0" src="/Moqalat-s-azad/42101_01.jpg" width="76" align="baseline" border="0" /> </p>]]>
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">لنين</font></font></span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">پيشگفتار برای جزوه روزهای ماه مه در خارکف</font></font></span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">جزوه حاضر شامل شرحی از تظاهرات مشهور روز اول ماه مه در خارکف به سال ۱۹۰۰ است؛ [جزوه] توسط کميته خارکف حزب سوسيال دموکرات کارگری روسيه، بر اساس توصيفات ارسال شده خود کارگران، تنظيم گشته بود. [جزوه] به صورت يک گزارش روزنامه‌ای برای ما ارسال شده بود ولی ما ضروری دانستيم که آنرا بخاطر حجمش و نيز به خاطر ايجاد سهولت در پخش وسيع تر آن، به صورت جداگانه، منتشر کنيم. شش ماه ديگر کارگران روسيه روز اول ماه مه نخستين سال قرن جديد را جشن خواهند گرفت، و اکنون زمان آن فرا رسيده است که ما دست بکار سازماندهی جشن ها در مناطق هر چه وسيع تر و در مقياسی هر چه عظيم تر شويم. آنها بايد با عظمت باشند، نه تنها از نظر تعداد کسانی که در جشن شرکت می کنند، بلکه همچنين از نظر سازمان يابی و آگاهی طبقاتی شرکت کنندگان و اراده شان در انجام پيکاری خلل ناپذير برای رهائی سياسی خلق روسيه و برای ايجاد فرصتی تازه به منظور پيشرفت طبقاتی پرولتاريا و مبارزه آشکارش برای سوسياليسم. اکنون زمان تدارک برای جشن های ماه مه آينده فرا رسيده، و يکی از مهم ترين اقدامات تدارکاتی شامل آگاهی يافتن از آنچه که جنبش سوسيال دموکراتيک تاکنون بدان دست يافته، ارزيابی کاستی‌های جنبش ما بطور اعم و جنبش ماه مه بطور اخص، و بررسی نحوه رفع آنها و کسب نتايج بهتر می باشد.</font></font></span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">روز اول ماه مه در خارکف نشان داد که يک جشنواره طبقه کارگر می تواند به چه تظاهرات عظيم سياسی تبديل شود و به علاوه نقطه ضعف ما را در تبديل اين جشن به يک تظاهرات بزرگ پرولتاريای آگاه در تمام روسيه، خاطرنشان ساخت. چه چيز از جشن های ماه مه در خارکف، رويدادی با اهميت فوق العاده ساخته است؟ شرکت گسترده کارگران در اعتصاب، گردهم آيی های عظيم توده ای در خيابان ها، برافراشتن پرچم های سرخ، طرح خواسته های کارگران در اعلاميه ها و خصلت انقلابی اين خواسته ها يعنی: روزکار هشت ساعته و آزادی سياسی. اين افسانه که کارگران روسيه برای مبارزه سياسی هنوز آماده نيستند، اينکه مسئله اساسی آنها بايد مبارزه اقتصادی صرف باشد و بايد رفته رفته و بسيار آرام به تهييج جزئی سياسی، برای اصلاحات جزئی سياسی، و نه برای مبارزه عليه کل نظام سياسی روسيه جلب شوند - اين افسانه به وسيله جشن های ماه مه خارکف تماماً مطرود گشت. ولی در اينجا ما می خواهيم جنبه ديگری از موضوع را مورد توجه قرار دهيم. گر چه جشن های روزهای ماه مه در خارکف يکبار ديگر توش و توان سياسی کارگران روسيه را متجلی ساختند، اما، در عين حال، ضعف ما را گسترش همه جانبه اين توش و توان را نيز آشکار کردند.</font></font></span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">سوسيال دموکرات های خارکف کوشيدند تا از پيش با توزيع جزوات و اعلاميه ها برای جشن‌های ماه مه آماده شوند، و کارگران برای تظاهرات عمومی و سخنرانی هائی که قرار بود در ميدان کونايا ايراد شود، برنامه ای طرح کردند. چرا اين برنامه موفق نبود؟ رفقای خارکف می گويند به اين دليل که «سرفرماندهی» کارگران سوسياليست آگاه، نيروهای خود را بطور مناسب توزيع نکردند، در يک کارخانه بسيار، و در ديگری اندک؛ و به علاوه نقشه کارگران «نزد مقامات برملا شده بود» که آنها هم، البته، برای متفرق کردن کارگران همه گام ها را برداشته بودند. نتيجه ای که بايد گرفته شود روشن است: ما فاقد سازماندهی بوديم. توده های کارگران بپاخاسته و آماده پيروی از رهبران سوسياليست بودند؛ اما «سرفرماندهی» در سازمان دادن يک هسته نيرومند که بتواند نيروهای موجود کارگران آگاه را به درستی توزيع کند و همچنين در رعايت يک پنهان کاری کافی بطوری که تضمين کند نقشه های طرح شده نه فقط بر مقامات بلکه برای همه کسانی که خارج از تشکيلات هستند، پوشيده بماند، درماند. اين تشکيلات بايد يک تشکيلات انقلابی باشد. بايد از مردان و زنانی تشکيل شده باشد که وظايف جنبش سوسيال دموکراتيک طبقه کارگر را به روشنی درک کرده و عزم درگيری در پيکاری آشتی ناپذير عليه نظام سياسی موجود را کرده باشند.</font></font></span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">اين [تشکيلات] بايد در درون خويش دانش سوسياليستی و تجربه انقلابی کسب شده از دهها سال فعاليت روشنفکران انقلابی روسيه را با شناخت شرايط زندگی طبقه کارگر و با هنر تبليغ کردن در ميان توده ها و رهبری آنها که مشخصه کارگران پيشرو است، درهم آميزد. اين بايد نخستين دل نگرانی ما باشد که ميان روشنفکر و کارگر جدائی مصنوعی ايجاد نکنيم، تشکيلات «ناب کارگری» نسازيم، بلکه پيش از همه بکوشيم که به آميختگی پيش گفته دست يابيم. در اين رابطه خود را ملزم می دانيم کلمات زير را از گ. پله خانف نقل کنيم:</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>يک شرط لازم برای اين فعاليت [تبليغ] اتحاد نيروهای انقلابی موجود است. ترويج در محافل مطالعاتی می تواند به وسيله مردان و زنانی که با يکديگر تماس متقابل ندارند و کسانی که حتی از وجود يکديگر نيز بی خبرند، صورت گيرد. ناگفته پيداست که فقدان سازماندهی بر ترويج نيز اثر می گذارد ولی آنرا غيرممکن نمی سازد. ليکن در دوره جوشش های بزرگ اجتماعی، هنگامی که جو سياسی درخشيدن گرفته است، هنگامی که گاه اينجا و گاه آنجا، فرصت های متنوع و پيش بينی نشده، بطور فزاينده ای طغيان هائی پياپی پديد می آورند، و فرا رسيدن طوفان انقلابی را خبر می دهند – در يک کلام زمانی که ضروری است يا به کار تبليغ پرداخت و يا واپس ماند، در چنين زمانی فقط نيروهای انقلابی سازمان يافته می توانند بطور جدی بر سير حوادث تأثير گذارند. در آن زمان فرد جدا افتاده، از توان می افتد، و در آن زمان امر انقلابی تنها بر شانه های واحدهائی با نظم عالی – به وسيله تشکيلات انقلابی – می تواند پيش برده شود.»(گ. پله خانف، وظايف سوسياليست ها در مبارزه عليه قحطی، صفحه ۸۳).</font></font></span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">دقيقاً يک چنين دوره ای در تاريخ جنبش طبقه کارگر روسيه فرا می رسد، دوره جوشش ها و طغيان های برخاسته از متنوع ترين انگيزش ها، و اگر ما نخواهيم «واپس» بمانيم، بايد تمام تلاش خود را به سوی ايجاد تشکيلات سراسری روسيه متوجه کنيم که بتواند تمام طغيان های پراکنده را هدايت کند و بدين ترتيب تضمين نمايد که طوفان فرا رسيده (که يک کارگر خارکف در پايان جزوه به آن اشاره کرده است) يک خيزش خام نيست بلکه جنبش آگاهانه پرولتاريائی است که در پيشاپيش همه مردم در قيام برعليه حکومت خودکامه ايستاده است.</font></font></span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">جشن های اول ماه مه خارکف علاوه بر آنکه درس های فراوانی در مورد فقدان به هم پيوستگی و آمادگی تشکيلات انقلابی مان به ما آموخت، هشدار عملی ديگری را، که اهميت آن هم کمتر نيست، نشان داد. در جزوه می خوانيم:«جشنواره و تظاهرات ماه مه بطور غيرمنتظره با خواسته های عملی گوناگونی که بدون تدارک مناسب ارائه شدند، روبرو گرديد، در نتيجه، در کل به شکست منتهی شد.» اجازه بدهيد برای نمونه خواسته های ارائه شده کارگران کارگاه راه آهن را بررسی کنيم: از چهارده خواسته، يازده تا از اهميت کمتری برخوردارند، که می توانند کاملا به سادگی حتی در چارچوب نظام فعلی سياسی به دست آيند، مانند: افزايش دستمزدها، کاهش ساعات کار و لغو بد رفتاری. در کنار اين خواسته ها و گوئی با همان ماهيت آنها سه [خواسته] زير وجود دارد: ۴) ارائه روزکار هشت ساعته، ۷) ضمانت برای مصونيت کارگران پس از رويدادهای اول ماه مه، و ۱۰) ايجاد يک کميته مشترک از کارگران و کارفرمايان برای انجام مباحثات بين دو بخش. نخستين خواسته (ماده ۴) يک خواسته عمومی طرح شده توسط پرولتاريای جهانی است؛ اين امر در واقع بدين معناست که کارگران خارکف، به همبستگی خود با جنبش سوسياليستی طبقه کارگر جهانی پی برده اند و درست به همين دليل نبايد آنرا در ميان خواسته های کوچکتر مانند رفتار بهتر سرکارگران يا ده درصد افزايش دستمزد، گنجاند. خواست افزايش دستمزدها و رفتار بهتر می تواند (و بايد) به وسيله کارگران هر صنف از کارفرمايان درخواست شود؛ اينها جزو مطالبات صنفی هستند که مورد توجه بخشهای مجزای کارگرانند. ولی خواست روزکار هشت ساعته، خواسته کل پرولتارياست که نه به کارفرمايان مجزا بلکه به مقامات دولتی که کل نظام موجود اجتماعی و سياسی را نمايندگی می کنند، به تمامی طبقه سرمايه دار صاحب وسائل توليد ارائه شده است. خواسته روزکار هشت ساعته دارای معنای ويژه ايست: اعلام همبستگی با جنبش بين المللی سوسياليستی است. ما نياز داريم به کارگران اين تفاوت را بفهمانيم، به گونه ای که آنها خواست روزکار هشت ساعته را تا سطح خواسته هائی نظير بليط رايگان قطار يا برکناری يک ناظر، تنزل ندهند. کارگران در سراسر سال، در اينجا يا آنجا، پيوسته خواسته‌های جزئی گوناگونی را از کارفرمايان خود می طلبند و برای دستيابی به آنها مبارزه می کنند. برای ياری کارگران در اين مبارزه، سوسياليست‌ها بايد همواره پيوند آنها را با مبارزه پرولتاريای تمام کشورها برای رهائی خود توضيح دهند. و اول ماه مه بايد روزی باشد که در آن کارگران رسماً نشان دهند که اين ارتباط را درک کرده و به نحو قطعی به مبارزه پيوسته‌اند.</font></font></span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">اجازه بدهيد خواسته دهم را که خواهان ايجاد کميته ای برای بررسی اختلافات است، مورد توجه قرار دهيم. چنين کميته ای که از نمايندگان انتخابی کارگران و کارفرمايان تشکيل شده است، البته، می تواند بسيار مفيد باشد، اما در صورتی که انتخابات مطلقاً آزاد بوده و نمايندگان انتخابی از استقلال کامل برخوردار باشند. چه کاری از دست اين کميته ساخته است اگر کارگرانی که به مبارزه عليه انتخابات عوامل مديريت دست زده اند و يا سرسختانه به مديريت حمله کرده و ستمهای او را افشا می نمايند، اخراج شوند؟ ممکن است چنين کارگرانی نه تنها اخراج بلکه دستگير شوند. در نتيجه برای اينکه چنين کميته ای در خدمت کارگران قرار داشته باشد، بايد اولا نمايندگان مطلقاً مستقل از مديريت کارخانه باشند؛ اين امر تنها موقعی دست يافتنی است که اتحاديه های آزاد کارگری، که کارخانه های بسياری را زير پوشش خود می گيرند، وجود داشته باشند، اتحاديه هائی که دارای صندوق های ويژه خود بوده و برای حمايت از نمايندگان خود متعهد می باشند. چنين کميته ای فقط در صورتی می تواند مفيد باشد که چندين کارخانه، و در صورت امکان کارخانه های يک رشته معين را، در خود گنجانيده باشد. ثانياً ضروری است که مصونيت شخصی کارگران، يعنی اينکه آنها خودسرانه توسط پليس يا ژاندارمری دستگير نشوند، نيز تضمين گردد. درخواست تضمين مصونيت شخصی کارگران ارائه شده است (ماده ۷). اما کارگران، ضمانت های مصونيت شخصی و آزادی اجتماع را از چه کسی می توانند خواستار شوند (که همانطور که ما ديده ايم، اين يک شرط لازم برای موفقيت کميته هاست)؟ فقط از قدرت دولتی، زيرا عدم ضمانت مصونيت شخصی و آزادی اجتماع بخاطر قوانين بنيادی دولت روسيه است. از اين گذشته ناشی از شکل واقعی حکومت در روسيه است. شکل حکومت در روسيه، حکومت مطلقه سلطنتی می باشد. تزار يک مستبد است، او به تنهائی همه قوانين را وضع و همه مقامات عالی رتبه دولتی را، بدون مشارکت مردم، بدون مشارکت نمايندگان مردم، منصوب می کند. در چنين نظام دولتی، مصونيت شخصی نمی تواند در کار باشد؛ اجتماعات شهروندان و به ويژه اجتماعات طبقه کارگر نمی توانند آزاد باشد. به اين دليل درخواست مصونيت شخصی (و آزادی اجتماع) از يک حکومت استبدادی بی معنی است، چرا که چنين درخواستی مترادف است با درخواست حقوق سياسی برای مردم، و يک حکومت استبدادی دقيقاً به اين دليل استبدادی خوانده می شود که بيانگر نفی حقوق سياسی مردم است. به دست آوردن ضمانت مصونيت شخصی (و آزادی اجتماع) فقط زمانی ممکن خواهد بود که نمايندگان مردم در قانون گذاری و در اداره دولت شرکت جويند. تا زمانی که ارگانی از نمايندگان مردم وجود ندارد، حکومت استبدادی، امتيازات جزئی را با يک دست به کارگران خواهد داد و با دست ديگر خواهد ستاند. جشن های ماه مه در خارکف يکبار ديگر به روشنی نشان داد که حکومت به زير فشار توده های کارگر، کسانی را که دستگير شده بودند، آزاد کرد ولی در ظرف يکی دو روز، طبق فرامين رسيده از سن پترزبورگ، دوباره کارگران دسته دسته به اسارت گرفته شدند. مقامات منطقه و کارخانه، مصونيت نمايندگان را «تضمين کردند» در حاليکه ژاندارم ها آنها را گرفتند و در زندان به سلول های انفرادی افکندند و يا آنها را از شهر تبعيد کردند! چنين تضمينی به چه درد مردم می خورد؟</font></font></span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">بنابراين کارگران بايد از تزار اجتماع نمايندگان مردم، فراخوان يک زمسکی سوبور را درخواست کنند. بيانيه ای که در غروب روز اول ماه مه در خارکف توزيع شد، اين خواسته را ارائه کرده بود و ما ديديم که بخشی از کارگران پيشرو اهميت آنرا کاملا درک کردند. ما بايد مطمئن شويم که همه کارگران پيشرو، به روشنی ضرورت اين خواسته را دريافته اند و آنرا نه تنها در ميان توده های کارگر، که در ميان تمام قشرهای خلق، که با کارگران در تماس اند و مشتاقانه می خواهند بدانند سوسياليست ها و کارگران «شهری» برای چه مبارزه می کنند، پخش نمايند. امسال هنگامی که يک بازرس کارخانه از گروهی از کارگران پرسيد که آنها دقيقاً چه می خواهند، تنها يک صدا فرياد زد:«يک قانون اساسی!»*، و اين فرياد چنان يکه و تنها برآمد که فرستاده، به مسخره می گويد: «يک گستاخی پرولتری» و فرستاده ديگری می گويد «بنا بر شرايط» آن پاسخ «نيمه خنده دار» بوده است (نگاه کنيد به: جنبش کارگری در خارکف، گزارش کميته خارکف حزب سوسيال دموکرات کارگری روسيه، چاپ شده به وسيله رابوچيه دئيلو، ژنو، سپتامبر ۱۹۰۰ صفحه ۱۴). در واقع هيچگونه چيز خنده داری در اين پاسخ وجود نداشت. آنچه ممکن بود به نظر خنده دار آيد، ناسازگاری بين خواسته اين فرياد يکه و تنها برای دگرگونی کل رژيم و خواسته های کاهش نيم ساعت از روزکار و پرداختن دستمزدها در حين کار بود. ولی بين اين خواسته ها و درخواست يک قانون اساسی ارتباطی بی چون و چرا وجود دارد؛ و اگر ما بتوانيم کاری کنيم که توده ها اين ارتباط را بفهمند (و بی ترديد خواهيم توانست)، آنگاه فرياد «يک قانون اساسی!» فريادی يکه و تنها نخواهد بود، بلکه از حلقوم هزارها و صدها هزار نفر برخواهد آمد، و در آن زمان ديگر نه خنده دار که تهديد انگيز خواهد بود. می گويند که مسافری طی جشن های ماه مه از خيابانهای خارکف می گذشته، از درشکه چی خود پرسيده است که کارگران چه می خواهند؟ و چنين پاسخ شنيد:«آنها روزکار هشت ساعته و روزنامه های خودشان را می خواهند.» آن درشکه چی فهميده است که کارگران ديگر نمی خواهند صرفاً به کمک صدقه سر کنند بلکه می خواهند مردمانی آزاد باشند، می خواهند نيازهای خود را آزادانه و آشکار بيان کنند و بخاطر آنها بجنگند. اما پاسخ، هنوز اين آگاهی که کارگران برای آزادی تمام مردم و حق خويش در اداره دولت پيکار می کنند را، بيان نمی کند. وقتی اين خواسته که تزار [بايد] مجلس نمايندگان مردم را فراخواند، با آگاهی تمام و عزم سرکش و تسليم ناپذير کارگران در همه شهرهای صنعتی و نواحی کارخانه ای روسيه مطالبه شود، وقتی کارگران به مرحله ای رسيده اند که تمامی جمعيت شهری و همه مردم روستائی که به شهرها می آيند از آنچه که سوسياليست ها می خواهند و از آنچه که کارگران بخاطرش می جنگند، آگاه شوند، آنگاه روز بزرگ آزادی مردم از ستم پليسی چندان دور نخواهد بود!</font></font></span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><font size="3"><font face="Times New Roman"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">* قانون اساسی، مشروطيت </span></b><b><span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA">constitution</span></b></font></font><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>در اوايل نوامبر ۱۹۰۰ به رشته تحرير درآمده و در ژانويه ۱۹۰۱ در جزوه ای که ايسکرا منتشر کرده، به چاپ رسيده است.</font></font></span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">جلد چهارم مجموعه آثار لنين به زبان انگليسی</font></font></span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">ترجمه از : حاشيه نشين (تاريخ ۱۹ - فروردين - ۵۹)</font></font></span></b><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font face="Times New Roman" size="3">تصحيح و انتشار مجدد : شهريور ۱۳۸۷</font></span></b></p><p /><p /><p /><p /><p /><p /><p /><p /><p /><p /><p /><p /><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="center"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 18pt"><font face="times new roman,times,serif" size="3">کمونیستهای انقلابی</font></span></b></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="center"><b><font face="times new roman,times,serif"><font size="3"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 18pt"> </span><span lang="EN-US" style="FONT-SIZE: 18pt"><a style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.k-en.com/"><span dir="ltr">www.k-en.com</span></a></span></font></font></b></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="center"><b><span lang="EN-US" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 18pt"><font face="times new roman,times,serif" size="3">info@k-en.com</font></span></b></p>]]>
    </content>
</entry>

</feed> 
