به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  مطالب متفاوت: اپورتونيسم سياسی در دفاع از اعلام "فراکسيون درون کومه له"

اپورتونيسم سياسی در دفاع از اعلام "فراکسيون درون کومه له"

 اپورتونيسم سياسی در دفاع از اعلام "فراکسيون درون کومه له"

حسن رحمان پناه
 
بعد از ماهها کار و فعاليت در خارج کشور، تحت عناوين و القاب گوناگون، بالاخره جمعی از اعضای حزب کمونيست ايران و کومه له در روز ۱۴/۷/۲۰۰۸ طی نوشته ای در  ۸ صفحه و برای دومين بار نظرات و ديدگاههای خود را تحت لوای "فعاليت به اسم کومه له"و اين بار درقالب "فراکسيون" اعلام کردند. اين جمع که در ابتدا ۱۳ نفر و بدنبال ۴۶ نفر (۸نفر از اعضا و ۵نفر از پيشمرگان در کردستان و ۳۳ نفر در کشورهای مختلف اروپايی و کانادا) آن را امضا کردند، نظرات خود را به صورت مکتوب پيرامون پاره ای مسائل تشريح نموده اند.
نظرات اين رفقا در اين نوشته نسبت به نوشته سابقشان نه تنها گامی به جلو نيست بلکه چند گام به عقب است. من در اين نوشته قصد پرداختن و نقد مضمون نظرات درج شده اين جمع را که در بسياری جهات در تقابل با ديدگاههای شناخته شده حزب کمونيست ايران و کومه له در حال و گذشته است.
در نوشته مورد بحث، اين دوستان به روشنی گفته اند، اگر تا ديروز نقدشان عليه " قالب حزب کمونيست" بود، اما اکنون و امروز عليه مضمون و محتوای  فعاليت کومه له هم ميباشد. چيزی که ما بارها بر آن تاکيد داشته ايم و آنان انکار ميکردند. قصد من در اين نوشته پرداختن به نظرات اين رفقا نيست  بلکه نقد نظرات جمع ديگری است که يک روز بعد از پخش اطلاعيه اعلام اين "فراکسيون" با تعجيل به دفاع از آنان پرداختند.
اين تعجيل و حمايت در واقع چيدن ميوه نو رسيده زحمات  چند ماهه و شايد يکی دو ساله اخير آنان است. اما اينکه چه چيزی با اين شتاب باعث انتشار اطلاعيه گروه ۸ نفره شد، بايد جای سئوال و ترديد هر فعال و انسان مبارزی باشد که روزی در صفوف حزب کمونيست و کومه له فعاليت کرده است.
هر کسی قبل از هر چيز بايد از خود سئوال کند که "غيبت کبری" آنها طی سالهای طولانی در بحبوحه بحرانی ترين شرايط دوران معاصر چه معنا و مفهومی داشته و دارد؟ و اکنون کدام انگيزه ها آنها را از اين خواب چند ساله بيدار کرده است؟ آنها که امروزاينگونه شتابزده برای تضعيف کومه له و حزب کمونيست ايران آستين بالا زده  و خود را ملزم ديده اند در قبال رويدادی مانند "اعلام فراکسيون" در کومله موضع خود را اعلام کنند، آيا در جهان ما، در منطقه ما، در همين کردستان ما طی بيش از ۱۵ سال گذشته هيچ موضوع سياسی مهمتری وجود نداشت تا آنها وجود سياسی باز يافته خود را با آن توضيح دهند. حتما بايستی کار خود را از لطمه زدن به يک جريان کمونيستی شروع کنند؟ اين مبارزه سياسی است يا عقده گشايی خرده بورژوايی؟
کسی که روزگاری خود را صاحب نظر در مسايل شوروی ميدانست ،فروپاشی شوروی و سقوط ديوار برلين، جنگ اول و دوم خليج ، آمدن و رفتن "نظم نوين جهانی"، ۱۱ سپتامبر و تحولات متعاقب آنهمه بلا و مصيبت روزانه ناشی از آن، کشتار روزانه زنان و کودکان فلسطين و لبنان توسط ارتش اسرائيل و جريانات ارتجاعی و اسلامی، تحولات درون جامعه ايران و صعود و نزول اصلاح طلبان و حضور فاشيستی احمدی نژاد و باندهای مافيايی ديگر در رکاب رهبری برای قتل و سرکوب روزانه مردم ايران،  تحرکات و تحولات مهم در منطقه و قرار گرفتن آن بر لبه پرتگاه و جنگ ويرانگر، و دهها هشدار و نگرانی ديگر از خواب خرگوشی و مطالعات نظری بيدارش نکرد، اما کمک به دوشقه کردن و انشعاب مجدد در کومه له فورا به وجدش می آورد بلافاصله  اطلاعيه صادر ميکند، آيا ميتوان اين اقدام را هدفی آزاديخواهانه و به قول نوشته شان "ضرورت سياسی و آرمانی" تلقی کرد؟! ضرورت دفاع سياسی و آرمانی شما تا بحال در تقابل با اين همه بی عدالتی و از هستی ساقط نمودن ميليونها انسان زجر ديده کجا بود؟
اين دوستان در نوشته شان تحت عنوان " پشتيبانی از فراکسيون فعاليت به نام کومله" نوشته اند، به نظر ما نيز سمت گيريها و نحوه فعاليت حزب کمونيست ايران و سازمان کردستان آن (کومه له) به سهم خود منجر به تضعيف کومله و جريان چپ و سوسياليستی در کردستان شده است." قبل از هر چيز و در جواب به تيتر گمراه کننده اطلاعيه شان بايد نوشت و گفت که شما پشتيبان فراکسيون نيستيد بلکه خود فراکسيون هستيد. از بنيان گذاران آن، از تهيه کنندگان پلاتفرم و جمع رهبری آن هستيد، تمام شواهد و اقدامات تاکنونی شما  قبل از اعلام فراکسيون دال بر اين حقيقت است. اما چرا اکنون در قالب دفاع و پشتيبانی از فراکسيون ظاهر ميشويد؟ اين ملاحظه کاری ناشيانه  شما ناشی از ترس تان از افکار عمومی است. ظهور دوباره خود را بايستی با احتياط اعلام کنيد و نقش خود را در طراحی اين حرکت انکار کنيد.
پنج تن از شما طولانی مدت يا کوتاه مدت در سطح رهبری و کميته مرکزی حزب کمونيست يا کومه له فعاليت داشته ايد، هيچ کس نقش زيانبار کسانی از شما  را در دوران شکل گيری کانون "کمونيزم کارگری" و "فتح قلعه" از درون در خدمت به اين جريان و بعد از "فتح قلعه" در راه جريان "پشيمانی" و "روحيه شکنی" در مقابل جريان "کمونيزم کارگری"  فراموش نکرده و نيز زخمهايی که به دست شما و با سوء استفاده از اعتماد انسانهای فداکار در پيکر تک تک ما و کومله و جنبش انقلابی کردستان وارد کرديد هنوز التيام نيافته است. در جريان انشعاب سازمان زحمتکشان کسانی از شما در نقش کميته اجرايی و کميته مرکزی حزب با تمام قوا از آنان دفاع نموديد.
يکی از همان ميرزا بنويسها، مقالاتی در ضديت با کومه له کمونيست نوشت و بارها در "روژهه لات تی - وی" به تشريح "سوسياليزم دوبچکی" پرداخت که اکنون بخشی از همان نظرات مشعشع را چه بصورت توضيح سوسياليزم مورد نظر شما و فراکسيون و چه بصورت سوال مطرح کرده ايد. آن ديگری هرگاه تريبونی در جلوش قرار گرفت قبل از هر چيزعليه شعار عميقا انسانی و برحق "برابری" داد سخن داد. هرکدام از شما هريک بنوعی و به درجه ای کوشيديد که انشعاب سازمان زحمتکشان را جا بياندازيد و مشاور و دوست و همکار پشت پرده آنها بوديد. راستی به هيچکدام از حرکات خود در اين زمينه انتقادی نداريدو شبها را با خيال راحت سر بر بالين ميگذاريد؟ گناه ما اين بود که بر ادامه راهمان در کومه له و حزب کمونيست ايران پافشاری کرديم،  اما گناه شما چه بود؟ چرا اينگونه ساده بدون هيچ توضيحی، بدون اينکه خم به ابرو بياوريد به دوستان و همراهان خود در سازمان زحمتکشان کردستان پشت کرديد و عصبانيت ناشی از سرخوردگی از بابت  شکست آن پروژه را متوجه حزب کمونيست و کومه له کرده ايد؟
 وجدانتان را در خلوت خود قاضی کنيد که چه کسی باعث " تضعيف کومه له و جريان سوسياليستی در کردستان شده است؟ کومله و حزب کمونيست يا شما با آن گذشته روشن و نيز دفاعتان از سازمان زحمتکشان و همفکرتان ؟ لازم نيست من و شما شاهکارهای دوستان تا ديروزتان را بيان کنيم. کافی است کمی به خود زحمت بدهيد و نظرات و افشاگريهای سران و رهبران آن ۳ جريان در مورد يکديگر را در طول اين ۸ سال  بار ديگر مطالعه و گوش دهيد تا بفهميد که چه کسی با سواستفاده از اسم کومله تيشه بر ريشه اين جريان محبوب و توده ای زده است؟ و سهم شما به مثابه روشنفکران مشاور آنها چه بوده است ؟
ديگر اينکه  بيلان فعاليت ما را چه بعنوان حزب کمونيست و چه سازمان کردستان اين حزب (کومه له) در جلو چشمان خود مجسم کنيد و اگر انصافی در شما وجود دارد منصفانه قضاوت کنيد که چه کسی کومله چپ و سوسياليست در کردستان را که اکنون شما ظاهرا شعار دفاع از آن را سر ميدهيد از نابودی و انحطاط فکری، سياسی و تشکيلاتی نجات داد و بار ديگر آنرا به نيروی مورد اعتماد و اطمينان مردم کردستان تبديل کرد؟ اعتصاب عمومی ۱۶ شهريور ۱۳۸۴، اعتراضات و مبارزات متحدانه و سرافرازانه اول ماه مه ها، ۸ مارس ها، مراسم پر جمعيت  ۲۶ بهمن روز کومله در نقاط مختلف، اعتصاب سالانه کارگران کوره پزخانه ها، فعاليت روزانه و قدم به قدم برای ايجاد نهادها و تشکلات کارگری، زنان و... کارنامه و تاريخ چه کسی در کردستان است و شما دوستان محترم و قديمی در اين تاريخ چه جايگاه و نقشی داشته ايد؟
حقيقت اين است که شما از شکست پروژه "کومه له سازی" سازمان زحمتکشان ناراحت و مايوس شده ايد و به درستی يکی از عوامل اساسی ناکامی آن پروژه بيگانه با حيات کومله را وجود فداکاری و استقامت کومه له کمونيست در کردستان و حفظ سنتها ی انقلابی اين جريان ميدانيد و اکنون در صدد جبران اين شکست و باز هم در صدد اجرای تئوری "فتح قلعه" از درون هستيد. آدم منصف اگراز صداقت کومه له بويی برده باشد، بعد از اين ماجراها می بايستی به انتقاد از خود می نشست و نه اينکه کار تدارک انشعاب ديگری را آغاز ميکرد. 
اين دوستان در حمايت خود از "فراکسيون" مينويسند "اقدام اين رفقا را جزئی از يک جنبش انتقادی چپ و سوسياليستی ميدانيم که در برابر گرايشات فکری و سياسی که کومه له را دچار تفرقه، تشتت و بحران  کرد به ميدان آمده اند"!
کاش اين ادعای شما درست بود. قبلا آرزو داشتيم زمانيکه کومله در تشتت و بحران بود به ميدان می آمديد و سهمی در کاهش اين تشتت و بحران ايفا ميکرديد. اما اکنون که کومه له آن بحرانها را پشت سر گذاشته و دوباره به نقطه اتکا و اميد مردم کردستان تبديل شده،  چشم هايتان قدرت ديدن اين حقايق را ندارد و اتفاقا برای ايجاد تشتت و بحران و تعميق آن در صفوف کومله و جنبش انقلابی کردستان به ميدان آمده ايد. شما سهم شاخه های مختلف زحمتکشان  در ضربه زدن به کومه له و به حراج گذاشتن تاريخ و سياستهای آن را در بارگاه امريکا و ناسيوناليستها ناديده می انگاريد و حزب کمونيست و کومه له  که آن تاريخ، سياست و اهداف را زنده نگاه داشت "سبب تضعيف جريان چپ و سوسياليست در کردستان ميدانيد"  واقعا بر اين همه ذکاوت و انصاف و فعاليت در آينده برای "تقويت چپ وسوسياليسم" بايد آفرين گفت.
 در پايان اطلاعيه تان نوشته ايد "ممکن است که پاره ای از نقطه نظرات اعلام شده فراکسيون دارای کمبودهائی هم باشد اما اين امر ما را در پشتيبانی از حرکت سياسی و فکری آن دچار ترديد نمی کند".
در اين جمله چندين حقيقت ناگفته پنهان است. اولا، حمايت مشروط شما ناشی از نگرانيتان در اظهار کمونيست بودن "فراکسيون" است که چند بار و بويژه بمنظور متقاعد کردن صفوف حزب و کومه له و دوستان و طرفداران اين جريان، قسم های  کمونيستی زيادی تکرار شده است.
ثانيا،  کارکرد معجزه آسای واژه  "حفظ مواضع" برای اين است که هر جا برای "فراکسيون" مشکلی پيش آمد و قافيه برآنها تنگ شد ويا با نظرات غير کمونيستی و "سوسيال دمکراتيک" شما تقابل پيدا کردند، بلافاصله اين  واژه به ياری شما می آيد و پا را از مخمصه بيرون ميکشيد و همچون برخوردتان به سازمان زحمتکشان در نيمه راه آنها را تنها ميگذاريد و همه مصايب و کاستيها را در ميان آنها سرشکن خواهيد کرد.
 ثالثا "حمايت و پشتيبانی سياسی و فکری از فراکسيون که شما را دچار ترديد نميکند(خط تاکيد از من است) نه به منظور رفع تريد شما و فايق آمدن بر بی پراتيکی سالهای متمادی خانه نشينی و صيقل دادن ايدئولوژی تان و تفسير بی اعتمادی ديگران عليه شما، بلکه بمنظور فايق آمدن بر بی اعتمادی و ترديد دوستانی است که ممکن است با مواضع " فراکسيون" مشکل داشته  باشند، پيغام شما به آنها اين است که فعلا اولويت، ضربه زدن به کومه له ( سازمان کردستان حزب کمونيست ايران) است ، لذا بيخود مته به خشخاش نگذاريد و هدف اصلی را تعقيب کنيد. آيا براستی اين هدف شريفی است؟ آيا ميدانيد که شما با اين همه تناقضاتی که از همين ابتدای کار با خود حمل ميکنيد نطفه چند انشعاب ديگر را هم در کومه له مورد نظر خود ذخيره کرده ايد ؟
در پاراگراف آخر دفاع از "فراکسيون را برای خود ضرورت سياسی و آرمان تلقی" کرده ايد.
اين عبارت هم برای همه قابل درک است. دفاع از اين فراکسيون نه صرفا برای شما "سياسی و آرمانی" بلکه سياست و آرمان شما در اهداف اعلام شده اين رفقا بيان شده است.
اما اشتباه اصلی شما در اين است که از گذشته درس نگرفته و از آگاهی و شعور سياسی و آرمانی مخاطبينتان بويژه در داخل کردستان بی اطلاع و برای آن  حساب باز نکرده ايد. يعنی آنچه که نقطه قوت کومه له در  گذشته و حال بوده  و پاشنه آشيل مدعيان اين جريان در آينده نيز خواهد بود.
۱۸/۷/۲۰۰۸


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

  • نگاه اپوزسيون و حقايق کنگره ۱۳ کومه له
 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com