|
|
|||
| |
به سايت کارگران
ايران خوش آمديد |
|
|
تحليلی بر خواست اعضای سازمان چريکهای فدائی عضو شورای ملی مقاومت در فراخوان به تشکيل "جبهه وسيع"نويد اخگر اخير فراخوانی از طرف آقای جعفر پويه از اعضای سازمان چريکهای فدائی خلق ايران عضو شورای ملی مقاومت صادر شده است که به دلايل مختلف و از جنبه های گوناگون ميبايستی مورد ارزيابی و تحليل و تفسير بی طرفانه و صادقانه قرار گيرد فراخوان آقای جعفر پويه از دو جنبه در مرحله اول قابل بررسی است الف: فراخوان در چهار چوب يک بحث ايده آليستی و در قالب يک ايده آليزم محض ب: فراخوان در چهار چوب يک بحث واقعگرا و در قالب فاکت های موجود در ورطه رئاليزم سياسی، بدون اينکه بخواهيم به بحث های عميق طبقاتی در پروسه سياسی امروز دامان بزنيم اولن بايد بر اين نکته تاکيد کرد که متاسفانه بحث آقای پويه نه در سايت شورای ملی مقاومت نه در سايت سازمان چريکهای فدائی به سر دبيری خود ايشان و نه حتی در سايت جبهه همبستگی وابسته به شورای ملی مقاومت درج گرديده است و بدين صورت اين بحث از چهار چوب يک بحث رسمی با پشتوانه سياسی و مادی - واقعگرا خارج ميشود البته بعضی هم معتقدند که بحث فراخوان برای تشکيل جبهه وسيع به اين خاطر بدين گونه مطرح ميشود که اگر جواب نگرفت بتوانند بگويند حالا يک نفر يک نظری داشت و مطرح کرد تعدا ديگری هم معتقدند که پس از سرنگونی رژيم در بر هر پايه ای بچرخد سازمانهای بين المللی و سازمان ملل بايد در شکل گيری دولت آينده و سازمانهای اداری نقش بازی کنند و بدون حضور نمايندگان سازمان ملل اداره ايران با مشکل مواجه خواهد شد اينکه امروز ده سازمان به هم بپيونددند و يا نپيوندند به گفته بعضی چندان سرنوشت ساز نخواهد بود. اين افراد از نمونه های افغانستان و عراق ياد ميکنند که اساسا اپوزيسيون شناخته شده و غير وابسته ای نداشت در زمينه برخورد ايده آليستی به مسئله همبستگی آنهم از نوع "جبهه وسيع" که خواست آقای پويه بوده است با مضمون طبقاتی مشخصی که اين جبهه با خود حمل ميکند چون فلسقه ايده آليستی نمی تواند مضامين طبقاتی تشکيل چنين جبهه ای را توضيح دهد تشکيل " جبهه وسيع" در ذهن خواننده عطف به ماسبق ميگردد و در منطق تداعی معانی شعار همه با هم خمينی را در اذهان زنده ميگرداند در بحث تشکيل "جبهه وسيع" با تعريفی که آقای پويه از آن ارائه ميدهد يعنی( نيروهای ترقيخواهی که برای بهبود شرايط به نفع توده های فرو دست تلاش ميکنند) اين تعريف يک تعريف طبقاتی است که در منطق ايده آليزم نمی گنجد، بدين خاطر ما شاهد يک جهش و پرش سريع از جبهه ايده آليزم به رئاليزم ميگرديم. تعريف آقای پويه از "جبهه وسيع" به نوبه خود نافی وسيع بودن اين جبهه در تعريف طبقاتی که خود ايشان ارائه داده ميگردد آقای پويه در فراخوانش به مسئله جبهه همبستگی که به زعم ايشان از طرف مجاهدين عنوان گرديد اشاره دارد و مينويسد که موازی با اين جبهه منشور ها و اتحاد هائی برای خنثی کردن آن جبهه نيز بوجود آمد آقای پويه آب را با ايجاد منشور ها و اتحاد ها گل آلود ميکند تا بعدا شکست جبهه همبستگی را مشروع جلوگر نمايد و علت اساسی شکست آنرا که بعدا به آن خواهم پرداخت از نظر ها دور بدارد بر خلاف نظر آقای پويه در اينکه مجاهدين بارها و اعضای شورا متواترا عنوان ميکردند که تشکيل و ضرورت تشکيل جبهه همبستگی اتوديناميک از طرف مردم به شورا و مجاهدين الهام گشت و ضروری و تحميل گرديد از ديد و خاطر سياسيون محو نخواهد شد. پس در اينکه اعلام تشکيل جبهه همبستگی با يک فشار خارجی و خواست و حمايت مردم توسط شورا و مجاهدين اعلام ميگردد با گفتار آقای پويه تفاوت کيفی دارد که ميخواهد وانمود کند که انگار گوئی مردم در جلو تشکيل جبهه همبستگی سينه سپر کرده بودند و مانع از پيشرفت و محقق شدن آن ميشدند ديگر اينکه، از موضع ايده آليزم ناب بدون وارد کردن بحث های طبقاتی هم که به گفتار آقای پويه بپردازيم در جامعه ای کثرت گرا که بايستی نه ايدئولوژيکمان که سياسا تشکيل منشور ها و اتحاد ها مورد تائيد آقای جعفر پويه قرار گيرد با تروش روئی سياسی ايشان مواجه ميگردد و آنرا چوبی ميبيند در لای چرخ جبهه همبستگی، و روشن نمی کند که با اين تز هوادار چگونه انقلاب و چگونه تغيری در ايران است که نمی تواند بپذيرد منشور ها و اتحاد های ديگر پای بگيرند؟ آيا ايشان با منطق و خواست انقلاب سوسياليستی به ميدان آمده است که منشور ها و اتحاد ها را نفی ميکند؟ يا با منطق و انقلاب بورژوا دمکرات و يا انقلاب دمکراتيک نوين؟ حال آنکه در تضاد فکری با سازمان و رهبر خود مستقيما وارد عمل شده است زيرا گوئی اين آقای مهدی سامع رهبر سازمان ايشان نبودند که برای تشکيل همان " جبهه وسيع " در تلويزيون آقای ضياء اتابای با آقای مانوک خدابخشيان از هواداران جناح اتحاد و آقای کامبيز روستا از حاميان شاهزاده رضا پهلوی و خط رفرندام رفرندام اين است شعار مردم و در حمايت از خانم شيرين عبادی به عنوان اصلاح طلبان غير قلابی که گوشه لچکش را از طرفی با عبای خاتمی گره کور زده بود و لبان سرخش را هديه قوادانی ميکرد که دختران و زنان ايران را در کشور های عربی به فروش ميرساندند؟ گوئی اين آقای سامع نبود که برای تشکيل "جبهه وسيع" مصاحبه راه ميانداختند و برای شيرين عبادی فعاليت مينمود. گوئی اين شورای ملی مقاومت نبود که در حمايت از شيرين عبادی ها و سازگار تر از هر سازگاری با تشکيل کنسرت های آنچنانی با جبهه اتحاد در امريکا کمر به يک انقلاب ايدئولوژيک ديگر برای کل اپوزيسيون بسته بودند و ميخواستند کار را به طلاق و طلاق کشی بين عاشقان انقلاب و کشته مرده های رفرندام بکشانند؟ آقای جعفر پويه و سازمانش و شورا و مجاهدين فراموش کرده بودند که مردم ايران تن به هر طلاقی داده و در آينده هم خواهند داد از زن و فرزند و شوهر و خانه و زندگی خود گذشته و در آينده نيز خواهند گذشت ولی از انقلابيون نخواهيد که انقلاب را طلاق دهند و به عقد ازدواج رفرندام در آيند ، آری شمايان به اين قانون شکنی ضد انقلابی دست يازيديد و به تمامی آنانی که قلبهايشان را در کف دست نهاده بودن و صد ها خطای شما را پوشانده بودند و به ميدان آمده بودن ناروی سياسی زديد و به تجاوز سياسی دست يازيديد و هر کس را در مقابل رفرندام شمايان سينه سپر کرد با بيشرمانه ترين لغات و اجحافات سياسی کوبيديد چون انقلاب را طلاق داده بوديد و به جبهه همبستگی پشت کرده بوديد و دنبال زرق و برق اتحاد ها و قرمزی لب سرخک ارتجاع بجای پرچم خون افشان گلگون انقلاب ميدويديد به اين تحليل و اين جملات و اين کلمات ميگويند رئاليزم سياسی واقعگرا، نگارنده هنوز سعی کرده که سوس تعريف طبقاتی را به آن نيفزايد زيرا پول ميز امشبتان در صدور فراخوان به همبستگی سر به فلک خواهد زد زيرا چنين بد مستی سياسی در دادن فراخوان همبستگی آنهمه از طرف شما که جبهه همبستگی را با کودتای رفرندام گونه از هم پاشيديد زخمهای عميقی را که بر سر و سينه مردم نشانديد دوباره نيشتر ميزند آقای جعفر پويه! آيا مردم بايد ده باره و صد باره به فراخوان های همبستگی شما بپيوندند که در مقطعی حساس تر مجددا به آنان ناروی سياسی بزنيد و بچه رفرندام را در دامان انقلابيون بگذاريد و خود به جای پيوستن به مردم به معاشقه با شيرين عبادی، لب سرخک ارتجاع وصيغه ايدئولوژيک علی خامنه ای بنشينيد؟ آقای جعفر پويه به مردم ايران حمله ميکند و برای فراری دادن خود و همفکرانش از درد و رنجی که اپوزيسيون در اين سالها در زندان و خارج از زندان کشيده و اين که چقدر کشته داده و شکنجه شده ياد ميکند : آقای پويه مينويسد: "اين کوشندگان آزاده برای آزادی، اين مشتاقان رنجور شادی امروز در دسترس بسياری از ماها هستند، آنان را می بينيم و با نگاههائی که زبان توضيح آنرا ندارم از کنارشان ميگذريم آقای پويه کار شما تبليغات نيست. جنابعالی کارمند سر براه يک شرکت سياسی اقتصادی بنام چريک فدائی نيستيد از خواب بيدار شويد و بفهميد چرا مردم به گفته خودتان با نگاههائی که شما زبان توضيح آنرا نداريد از کنارتان ميگذرند و نويد اخگر ها که روزی زيبا ترين عشق ها را بپاهايتان ميريختند و وقتی صدايت را از تلفن ميشنيدند زنده ميشدند امروز با برا ترين تيغ ها بسراغ جراحی نوشته ها و گفته ها و کردار هايت می نشينند؟ چرا؟ آقای جعفر پويه، مردم ايران و اخگر ها رفيق جعفر گمشده خود را ميخواهند که با او درد دل کنند و تيغ نقد رفيق جعفر ها سازمان چريکهای فدائی و شورا و هر سازمان غير انقلابی و رفرندام چی را بطرف انقلاب احيا کند وگرنه مردم با نگاههائی که شما زبان توضيح آنرا نداريد از کنارتان خواهند گذشت آقای پويه! همبستگی های مکانيکی را بکناری بگذاريد، از خودتان سئوال کنيد از شورا و از مجاهدين سئوال کنيد برای اين انقلاب دمکراتيکی که به آن معتقدند و کشاندن مردم به صحنه چه کرده و ميکنند. کجا روزنامه ها و راديو تلويزونها و مطبوعات و کميسيونهای فرهنگی و غير فرهنگی شما بوی همبستگی ميدهد کميسيون فرهنگی شورا و آقای هزار خانی با اين همه علم و کتل شورائی و اين همه پول و تدارکات يک سايت را هم نمی تواند اداره کند و چهار نفر را گرد خود هدايت نمايد، تمامی اين فشار ها بر روی سايت های ما و شانه های خسته ما انبار ميشود در حالی که سيل کمکهای بيدريغ مالی ايرانيان به طرف شمايان جاری است ما ها برای هر فعاليتی بايد از نان شب خود و اعضای خانواده برای برداشتن کوچکترين گامهای ادبی فرهنگی و سياسی بزنيم ميگويند تلويزيون کانال يک که ال هست و بل هست و اين هست و آن نيست يک تعدادی حزب و سازمان را گرد آورده که هر کدام برای خود برنامه هفتگی و يا روزانه بخش ميکنند، چرا سازمان شما که اين نيست و آن هست و ال هست و بل نيست يک برنامه ۲ ساعته در هفته نمی توانيد از سيمای آزادی پخش کنيد؟ آقای پويه جنابعالی که سر دبير سايت سازمانتان هستيد چرا نوشته های ما را که خلاف تز های و تئوريهای رفرندامی خودتان بود سانسور ميکرديد و جيغ و داد های صبيه خام و کوته فکر آقای بيضائی را در حمايت از شيرين جان که خودش را بزمين گرم اصلاحات ميکوبيد به چاپ ميرسانديد؟ اين کار ها که خلاف همبستگی و کار برای جبهه همبستگی بوده و هست آقای پويه اگر به اين فراخوان شما امروز لبيک بگوئيم چه ضمانتی ميتوانيد به ما بدهيد که هواداران شمايان در سر فصلی خطير تر باز فجيع ترين بر خورد هائی را که بر ما روا داشتيد و ما و مردم ايران روا ندارند چه تضمينی وجود دارد آنگاه که شما و شورا و مجاهدين به اين نتيجه رسيديد که باز بايد کودتا کنيد و توی دهان مخالفين بزنيد هواداران شمايان چپ و راست در درون ليموزين ها و در جلو چشمان روشن شمايان پرده بکارت پاره نکنند و شما خناق تاريخی نگيريد و توله سگ رفرندام را بجای مولد انقلاب در دامان انقلابيون پرتاب ننمائيد و به حمايت از آن محجبه مذهبی و ضعيفه سياسی که در مبارزات ضد صهيونيستی اش نوشته هايش را به نقاط حساس بدنش ميماليد و آنرا نثار حمله به رئيس جمهور اسرائيل مينمود و يا مسئول دانشمند! آن سايت "ايران زپرتی" آخوندک قدرت طلبی که بما دستور ميفرمود چه بنويس و چه ننويس و رسما من را از تروريست های رژيم خطر ناک تر ميدانست و صحبت مردم را ملوک والطوايفی شدن جو سياسی ميدانست برنخيزيد، آری، واقعا آقای پويه چه تضمينی وجود دارد؟ تعدادی هم معتقدند که شورا و مجاهدين و چريکها ايشان را جلو انداخته اند که بعنوان پيش قراول به درون مردم برود بحث مکانيکی همبستگی را مجددا به خاطر شرايط خطير به ميان جامعه پرتاب کند تا ببينند که جواب چيست جواب با توجه به رئاليزمی که شمايان در چهار چوب گذشته که در بالا توضيح داده شد از خود بروز داده ايد بعنوان خواست حداقل اين است. بدون اينکه هيچگونه سوس طبقاتی و يا بيشتر از آنرا به اين خواست ها اضافه کنيم ، چون مشخص است که اضافه کردن هر گونه سوس طبقاتی به دست پخت تغير دمکراتيک! شمايان جملگی را روانه بيکارستان خواهد کرد الف: تبری جستن از تمامی اشتباهات و کودتاها و معاشقه های اصلاحی- اتحادی گذشته و نفی سياست های نرم خويانه تغير دمکراتيک! و نظاير آن ب : گرايش به انقلاب و سرنگونی و اگر امروز امکان مبارزه قهری را نداريد تعهد به تئوری مبارزات قهری توده ها برای سرنگونی و نه تغير دمکراتيک! از بالا پ: عذر خواهی از مردم ايران برای تمامی بی حرمتی هائی که بر آنان روا داشتيد و اخراج عناصر نالايق و ضد مردم از شورا. ث: ايجاد زمينه برای همبستگی مردم در درون ارگانهای سياسی و فرهنگی خود و نشان دادن وجه انقلابی به مردم و پايان دادن به تئوريهای طلبکاری از توده ها و مردم
آقای پويه! از طرح تئوريهای سراسر اشتباه شما و سازمانتان در رابطه با عراق که به همين مقاله لينک ميشود در اينجا ميگذرم و علاقمندان به پيوستن به جبهه وسيع همبستگی آقای پويه را به آن رجوع ميدهم http://www.nawidakhgar.com/maghalat/Sazman%۲۰cherik%۲۰haye%۲۰fadayi%۲۰tavahom.htm
http://www.nawidakhgar.com/maghalat/Tahlil%۲۰hay%۲۰rast%۲۰ravane%۲۰cherik%۲۰ha.htm آقای پويه! وقتی مردم عملکرد ساليان شمايان را در سوزاندن زمينه برای ايجاد جبهه همبستگی با اين همه امکانات مادی و معنی که در اختيارتان قرار دادند و با اين همه عشق و عاطفه ای که به پاهايتان ريختند و با اين همه بی حرمتی و نادرويشی که از طرف شمايان ديدند به شمايان ميگويند، شما ها بايد قاچ زين همبستگی در درون خودتان را محکم بچسبيد که سکولار هائی نظير خانم الهه خواننده قديمی و خانم هشترودی را لچک بسر بدامان رژيم پرتاب ننمايد اسب دوانی در " جبهه وسيع " پيشکش تاريخ چهارشنبه تاريخ ۷ مارس سال ۲۰۰۷ ميلادی سوئد استکهلم آدرس سامانه اينترنتی نويد اخگر
|
|||
|
|
|||
|
» مطالب ديگرى از همين نويسنده |
|||
|
|
|||
|
Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com |
|
||