به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  صفحه دوم سایت: اول ماه مه، روز طنين برابری طلبی کارگران را به جنبشی جهانی عليه جنگ و جنايت تبديل کنيم

اول ماه مه، روز طنين برابری طلبی کارگران را به جنبشی جهانی عليه جنگ و جنايت تبديل کنيم

شورای نویسندگان بولتن شورا

اول ماه مه روز اعتراض متحدانه و ميليونی کارگران در راه است. اين روز، با قيام کارگران شيکاگو برای تحميل کاهش ساعت کار به سرمايه داران آغاز و به نقطه عطفی در تاريخ مبارزه ی طبقه کارگر تبديل شد به طوری که امروزه ميليون ها کارگر در سرتاسر جهان در اين روز به خيابان ها آمده و ضمن گرامی داشت آن، متحدانه بر خواست های انسانی خود پای می فشارند. اين در حالی است که هيولای سود و سرمايه با گذشت بيش از يک قرن از جنبش اول ماه مه، هم چنان سرنوشت بشر را در چمبره خود گرفته و روز به روز برعمق و دامنه ی  مصائب انسان ها می افزايد.

گسترش دامنه ی اعتياد و قاچاق مواد مخدر، بردگی جنسی و تن فروشی بی سابقه ی ميليون ها زن در اقصی نقاط جهان برای رهايی از کابوس نداری و گرسنگی، تکه تکه شدن صد ها هزار کودک و پير و جوان در جنگ ها، اختصاص هزاران ميليارد دلار برای سازمان دهی نيروهای مسلح و توليد و انباشت تسليحات نظامی در مقابل ديدگان ميلياردها انسان حسرت فرو خورده برای يک لقمه نان، وجود صدها ميليون کودک کار و ميليون ها کودک ديگر، که با حسرتی جانگاه شادی و رفاه کودکان بزک کرده برای تبليغات در صفحه تلويزيون ها را نظاره گرند،  زنده بگور شدن هزاران انسان در نتيجه ی بلايای طبيعی که با يک صدم هزينه های نظامی دول بزرگ سرمايه داری قابل پيش گيری است و استيصال و درماندگی ميلياردها انسان گرسنه برای سير کردن شکمشان در کنار وجود کوهی از ثروت و نعمت، همه و همه ارمغان مناسبات ضد انسانی نظام سرمايه داری در تحت شرايطی است که نسل بشر پس از هزاران سال تلاش برای چيره گی بر طبيعت جهت رفاه و آسايش خود، امروزه بطور معجزه آسايی به چنان قدرتی برای توليد ثروت و نعمت دست يافته است که می تواند آرزوی فرو خورده ی ميلياردها انسان اعصار گذشته و حال را برای داشتن يک زندگی شاد و مرفه جامه عمل بپوشاند.

تحت چنين شرايطی، يعنی امکان داشتن يک زندگی شاد و مرفه برای کل بشريت و غول سرمايه به مثابه سدی بزرگ در برابر آن، امر دخالت گری انسان ها برای تغيير سرنوشت شان، بمثابه کليدی برای گذر از وضعيت اسف بار موجود ، بيش از پيش معنا و مفهومی عينی پيدا می کند که قادر است سمت و سوی معادلات دنيای امروز را به نفع خوشبختی و بهروزی انسان ها تغيير دهد.

در اين ميان کارگران به مثابه توده ی عظيم ميليونی انسان ها که چرخ توليد ثروت بدست آنان است،     می توانند و قادرند با به ميدان آمدن خود ، سکان دار بهروزی ابدی انسان ها شده و برای هميشه به سيه روزی هزاران ساله نسل بشر خاتمه دهند.

 جنبش اول ماه مه در بيش از يک قرن پيش اساسا بر محور چنين تغييری در زندگی انسان ها و با خواست معين کاهش ساعت کار،  جبهه ای جهانی را در برابر تسلط سرمايه بر زندگی ميليون ها توليد کننده ی ثروت  گشود. از آن روز تا کنون بيش از يک قرن گذشته و سرمايه داری در طول اين ساليان قادر شده است با عبور از جنبش اول ماه مه و انقلاب کارگری اکتبر، ايده های متضمن حفظ منافع خود را بر جنبش برابری طلبانه کارگران تحميل کرده و جلوی تعميق و گسترش مبارزه آنان را تا مرز تعيين تکليف با خود، سد نمايد و امروزه با عبور از جهان دو قطبی و در باز تعريف منافع اش، بشريت را در کام نظم خون بار نوين جهانی خود فرو برد.

نسل کشی ميليون ها انسان در رواندا و يوگسلاوی و کشتار صدها هزار کودک و پير و جوان در عراق و افغانستان و نابودی مدنيت در اين کشورها و هولناک تر از آنها، خطر جنگ و جنايتی دهشتناک بر بالای سر مردم ايران که امروزه از جانب قطب های رقيب سرمايه در خاورميانه به آن دامن زده می شود اساسا محصول رويکرد پسا جنگ سردی سرمايه برای باز تعريف جهانی امن و يکپارچه برای تضمين انباشت سرمايه است که در روند خود چه بسا که بخش های بزرگ تری از جهان را در کام جنگ و آتش افروزی فرو برد.

تحولات حاضر پيش در آمد تعين بيش از پيش جهانی سرمايه بمثابه يک کليت واحد با قوانين و ساز و کارهای واحد در برابر يک طبقه ی واحد جهانی، همچون تعين يافتگی دو  طبقه اجتماعی در حوزه جغرافيايی يک کشور واحد در يک قرن پيش است.

وضعيت حاضر و دورنمای آن شرايطی به مراتب عينی تر را برای گشودن جبهه ای جهانی از طرف    طبقه ی کارگر در مقابل نظام سرمايه داری نسبت به بيش از يک قرن پيش قرار می دهد که در آن رويکرد نظام سرمايه داری، تعريف مرزهای جغرافيايی و نه تبديل جهان به دهکده ای کوچک بود.

در آن دوران و تحت شرايطی که جهان سرمايه داری در حال کشور سازی بود، طبقه ی کارگر قادر شد جبهه ای جهانی را حول کاهش ساعات کار در مقابل نظام سرمايه داری بگشايد، چرا امروز و تحت شرايطی که جهان، پروسه تبديل شدن به دهکده ای واحد را طی می کند، طبقه ی کارگر نتواند جبهه ای جهانی در مقابل جنگ و جنايت دول سرمايه داری و با هدف پايان بخشيدن به تسلط سرمايه بر زندگی انسان ها، بگشايد؟

اين امر فارغ از پيش شرط های عينی اش که زمينه های تحقق انترناسيوناليسم کارگری را بيش از هر زمان ديگری مهيا کرده است، از طرف ديگر ضرورتی است عاجل برای طبقه کارگر و کل بشريت متمدن، که می بايد برای خلاصی از جنگ و جنايت، با قدرتی جهانی به مصاف وضعيت خون باری برود که نظام سرمايه داری در حال رقم زدن برای زندگی ميلياردها انسان در کره زمين است.

 از اين رو اول ماه مه را بايد به مثابه بستری فی الحال موجود برای به ميدان آمدن طبقه ی کارگر عليه جنگ در يک بعد جهانی بر روی پاهای خود قرار داد، بايد از سنت "صرف" گرامی داشت و اعتراضات پراکنده در کشورهای مختلف در روز اول ماه مه عبور کرد  و پتانسيل موجود در خصلت بين المللی آن را به تسمه نقاله ای برای سازماندهی جبهه ای جهانی در برابر جنگ و جنايت افسار گسيخته ی نظام سرمايه داری به کار گرفت.

واقعيت اين است که بدون به ميدان آمدن طبقه ی کارگر و بشريت متمدن در يک بعد جهانی و در جايگاه قطب سوم در معادلات جهان امروز، نمی توان انتظار داشت که کل مدنيت در خاورميانه از هم نپاشد و جنگ و آدم کشی و فرو پاشی شيرازه ی زندگی در اين منطقه از جهان،  پايانی داشته باشد.

بايد از هم اکنون با تکيه بر خصلت جهانی اول ماه مه در تدارک ايجاد جنبشی قدرتمند در يک بعد جهانی و با  شعار و  پرچم واحد، عليه جنگ و کليت نظام سرمايه داری بود که امروزه در اوج پيشرفت و تسلط بشر بر طبيعت برای داشتن  يک زندگی شاد و مرفه، چيزی جز نکبت و سيه روزی و جنگ و فروپاشی شيرازه ی زندگی در تصوير و دستور خود از دنيای امروز ندارد.   
زنده باد اول ماه مه

پيش به سوی جنبشی جهانی بر عليه جنگ

۱۳۸۵/۱۲/۲۰


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com