به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  صفحه دوم سایت: کارگر شجاع، محمود صالحی، خار چشم جمهوری اسلامی و محبوب قلوب کسانی که برای رهائی همه ستمديدگان مبارزه می کنند

کارگر شجاع، محمود صالحی، خار چشم جمهوری اسلامی و محبوب قلوب کسانی که برای رهائی همه ستمديدگان مبارزه می کنند

کميته مرکزی حزب کمونيست ايران (م- ل- م)

در آستانه اول ماه مه، روز جهانی کارگر، دستگاه امنيتی جمهوری اسلامی بر فعاليت های خود برای زهر چشم گرفتن از کارگران و ديگر اقشار ستم ديده و محروم جامعه که عليه حق کشی و استبداد جمهوری اسلامی بپا خاسته اند، افزوده است. اقدامات آشکار و پنهان رژيم برای فلج کردن موج مبارزاتی که براه افتاده، گواه روشنی از تاثيرات سياسی عمومی اين مبارزات بر اوضاع جامعه است.
محمود صالحی (رئيس سابق انجمن صنفی کارگران خباز) و ديگر رفقای شجاعش، اولين بار در ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۳ بخاطر برگزاری مراسم روز جهانی کارگر، با يورش وحشيانه نيروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی و سرکوبگرانش مواجه شده و دستگير شدند. هر چند رژيم تحت فشار همبستگی کارگران و توده های مردم کردستان و فعاليت عناصر و سازمان های چپ خارج از کشور، کارگران را با وقيقه های سنگين آزاد کرد اما چند تن از اين کارگران را متهم به همکاری با کومله (حزب کمونيست ايران) کرده و برايشان پرونده سازی سياسی کرد. اما در مقابل ايستادگی و عزمشان در ادامه راهی که در پيش گرفته اند و همبستگی مبارزاتی سراسری و جهانی، باز هم رژيم مجبور به عقب نشينی شد. علاه بر فعاليت در انجمن صنفی کارگران خباز سقز، محمود صالحی همراه با يارانش تشکيلاتی به نام "کميته هماهنگی" را با قصد کمک به سازمان يابی کارگران در تشکلات صنفی مستقل خود ايجاد کردند.
از سال ۱۳۸۳ به اين سو، هر ساله در آستانه اول ماه مه، ارگان های حکومتی برای فشار روی محمود صالحی و رفقايش از هر ترفندی سود جسته اند. اما اين بار بر پايه اتهامات ساختگی او را محکوم به حبس تعزيری کردند. اين فشاری مضاعف بر فشارهای سالهای گذشته است تا کارگران مبارز را در چارچوب اوضاع سياسی کنونی يعنی حاد شدن تضاد ميان آمريکا و جمهوری اسلامی، تحت عنوان  "وفاق ملی" به سازش سياسی با رژيم بکشند.
 محمود صالحی، پيشاپيش موضع خود را در اين زمينه روشن کرده است. کارگران مبارز ايران، در دعوای ميان اين دو نيروی ارتجاعی و دو نظام پوسيده (امپرياليسم آمريکا و جمهوری اسلامی)  بايد آگاهانه صف مستقل کارگران را به ميدان آورده و در مورد ماهيت يکسان هر دو آگاهی کارگران را بالا برند تا در جريان تغيير و تحولات کلانی که در کشور رخ می دهد، تبديل به سياهی لشگر يکی عليه ديگری نشوند. فعالين کارگری ايران و ديگر جنبش های اجتماعی (دانشجويان، زنان و معلمان) بايد نسبت به اسارت و شکنجه اين کارگر دلسوز و پايدار، عکس العملی در خور و شايسته نشان دهند. 
کميته مرکزی حزب کمونيست ايران (م- ل- م)
اول ارديبهشت ۱۳۸۶

 


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com