به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  صفحه دوم سایت: گفتگوی مرجان افتخاري با گزارشگران و درباره دومين سمينار كشتار سراسري زندانيان سياسي

گفتگوی مرجان افتخاري با گزارشگران و درباره دومين سمينار كشتار سراسري زندانيان سياسي

هدف رژيم جمهوری اسلامی از کشتار زندانيان سياسی چه بود و در چه شرايطی صورت گرفت؟

 مرجان افتخاری

در مورد اين سئوال،فکر ميکنم، بايد مجموعه شرايط سياسی و اجتماعی در داخل کشورمان، موقعيت رژيم در منطقه و همچنين نقش کشور-های امپرياليستی را مورد ارزيابی قرار داد، بدون فراموش کردن سازمان مجاهدين بعنوان متحد رژيم صدام حسين. سعی ميکنم بطور خيلی کوتاه به هر يک از اين موارد اشاره-ای داشته باشم و نظر خود را در اين رابطه مطرح کنم.واقعيتی است دردناک که مردم ما و عراق متحمل جنگ فرسايشی شدند که از نظر زمانی طولانی تر از ۲ جنگ جهانی بود. جنگی که جز نکبت، ويرانی، آواراگی، کشتار،هيچ چيزديگری برای کودکان، زنان و مردم دو کشورنداشت. سرکوب نيروهای انقلالی و تثبيت رژيم اسلامی نتيچه  نهائيجنگ ۸ ساله در ايران بود . اما تا آنجا که مربوط به ايران می-شود. به موارد زير خيلی کوتاه اشاره ميکنم.

فرسايش روحی و روانی مردم

۸ سال جنگ تنها فرسايش نظامی را در پی نداشت، خستگی روحی و روانی مردم از آن مهمتر بود. تبليغات همه جانبه رژيم، راديو، تلوزيون، مطبوعات، جو کلی جامعه در مورد جنگ از يک طرف، تنگنا-های اقتصادی، گرانی، بيکاری، هرج و مرج قيمت کالا-ها و نياز-های روزانه، فرسايش روحی و روانی مردم را بدنبال داشت. از طرف ديگر سرکوب کلی، عدم وجود آزاديهای دمکراتيک،ترس، وحشت، زندان و اعدام همه با هم مجموعه شرايط سياسی و اجتماعی جامعه ما بود. در اين ۸ سال، مردم تقريبا از صحنه سياسی کنار کشيده بودند. با وجود اينکه هنوز زمان طولانی از تجربه مبارزه با ديکتاتوری شاه نگذشته بود، ولی مردم به راحتی صحنه سياسی را خالی کردند. رژيم اسلامی، بدون مشکل واقعی از طرف نيرو-های انقلابی و توده-های مردم، تثبيت شد و به سرعت ارگان-های سرکوب خود را بازسازی و تقويت کرد.

 شکست نظامی رژيم و نوشيدن جام زهر

شکست نظامی رژيم در مقابل ماشين جنگی صدام حسين و کمک-های کشور-های امپرياليستی که در آن زمان رژيم. عراق از حمايت و کمک-های آنان بر خور داربود ضربه و يا شوکی غير قابل باور برای خمينی و رژيم او بود. ديگر نه تنها برای خمينی وديگردست اندرکاران نظامی و غير نظامی بلکه برای آنانی که هنوز متوهم بودند مشخص بود که "راه قدس از کربلا غير ممکن است". شکست کامل و بی ترديد، قبول قطعنامه سازمان ملل و بسته شدن راه قدس، خمينی را مجبور کرد که جام زهر را بنوشد.  ولی، خمينی جام زهر را به بهای خون هزاران زن و مرد جوان، هزران سرو ايستاده سر کشيد. در واقع، جنبش انقلابی و شريف ترين انسان-های کشورمان بهای شکست اين جنگ نفرت انگيز بود.

سازمان مجاهدين

در چنين شرايطی، سازمان مجاهدين با اتکاء به کمک رژيم صدام حسين و اين تحليل و توهم که از حمايت مردم برخوردار است و توده-های مردم به استقبال آنها خواهند آمد، دست به عمليات فروغ جاويدان زد که به نظر من نمی-تواند عامل و مسبب کشتار سال ۶۷ باشد. ولی بدون هيچ ترديدی تسريع کنند تصميم گيری رژيم در اجراء قتل عام-ها بود. يا به عبارتی مجاهدين کاتاليز قتل عام سراسری زندانيان سياسی شدند.

منطقه خاورميانه

گر چه تشکيل يک رژيم اسلامی در جهان و بويژه در منطقه خاور ميانه برای دنيای اسلام، مردم، گروه-های عقب مانده و اسلامی منطقه که هميشه در اين آرزو بودند نويد بخش بود،و آنها می-توانستند از کمک-های بی د مالی، نظامی و سياسی رژيم اسلامی بهرهمند شوند، ولی اين رژيم نقاط ناهمگون و يا اختلافات ايدئولوژيکی-ملی آشکاری را  با دنيای عرب داشت. اسلام شيعه، ترس از نفوذ آن در منطقه، ناسيوناليسم عرب در مقابل مليت ايرانی که سابقه و گذشته تاريخی دارد و يا به عبارتی پان عربيسم، نکات و موضوعاتی بودند که مانع حمايت کشور-های عربی منطقه از رژيم اسلامی ميشد. در ضمن، تا آن زمان رژيم صدام تا حدود زيادی از محبوبيت در بين رژيم-های منطقه به جز سوريه بر خوردار بود. و هيچ دليلی برای مخالفت با او وجود نداشت. تنها پس از جنگ خليج و اشغال کويت، اختلافات دنيای عرب با رژيم صدام به گونه-ای مطرح شد. در واقع, سکوت رژيم-های منطقه به نوعی ادامه جنگ را تاکيد ميکرد. حتی اين کشور-ها از نظر مالی و افزايش ميزان فروش نفت بيشترين استفاده را کردند.

منافع کشور-های امپرياليستی

امپرياليست-ها بدون بکار گيری امکانات و نيروی زياد بيشترين استفاده را از شرايط موجود در ايران و منطقه بردند. سرکوب جنيش انقلابی–مترقی و بويژه جنبش چپ، ايجاد شرايط خفقان آميز خواست و هدف امپرياليست-ها بود، که بدون کمترين دخالت خارجی و بدست رژيم اسلامی انجام گرفت. بازار رقابتی فروش اسلحه نه تنها به ايران و عراق بلکه عربستان، کويت و ساير کشور-های منطقه، پائين آمدن قيمت نفت و انباشته ذخائر نفتی کشور-های امپرياليستی منافع مالی سرشاری برای آنها داشت. در اين جنگ همه کشور-های امپرياليستی به منافعی دست يافتند.

در چنين شرايطی، پس از اتمام جنگ، سياست بازسازی اقتصادی، بر قراری ارتباطات بين المللی شديدا آسيب خورده،مسئله حقوق بشر، تعداد بيشمار زندانيان سياسی موضوعاتی بودند که رژيم اسلامی بايد اجبارا به آنها پاسخ ميداد. بازسازی اقتصادی و روابط بين المللی پروژه-ها و برنامه-های دراز مدت بودند. آنچه که کوتاه مدت بود و رژيم می بايست بسرعت به آن پاسخ ميداد موضوع زندانيان سياسی و حقوق بشر بود. 

با توجه به اين موضوع که برای رژيم اسلامی، آزادی تعداد زيادی از نيرو-هائی که تا سال ۶۷ در زندان-ها مقاومت کرده بودند امکان پذير نبود. و با توجه به تجربه عمليات فروغ درخشان سازمان مجاهدين، کشتارسراسری زندانيان سياسی در دستور کار قرار گرفت. در آن زمان و هم اکنون مسئله "حقوق بشر" برای اين رژيم اهميت چندانی نداشت. در ضمن سازمان-های حقوق بشر وابسته به سازمان ملل هرگز و هرگز از منافع توده-های ستمديده، زندانيان، شکنجه شدگان دفاع نکره و نخواهد کرد. جناياتی که در شيلی، آرژانتين، رواندا، الجزاير، عراق و هزاران جنايت ديگر بشری که توسط رژيم–های وقت در اين کشور-ها صورت گرفت، نمونه-های مشخص تاريخی هستند دراثبات بی تفاوتی اين سازمان-ها. به اين ترتيب، دست رژيم برای کشتار سراسری زندانيان سياسی باز بود.

گزارشگران

۲-نخستين سمينار سراسری در باره کشتار زندانيان سياسی در ايران، در تابستان ۲۰۰۵ در کلن- آلمان بر گزار شد. امسال نيز، از ۲۴ تا ۲۶ اوت، دومين گردهمايی سراسری در شهر کلن تدارک ديده شده است. ضرورت بر گزاری چنين گردهمائی هائی را چگونه ارزيابی ميکنيد؟

مرجان افتخاری

اروپائيان و يهوديان از ۲ جنگ جهانی درس-ها و تجربيات گران بهائی گرفتند، که ما هم ميتوانيم از تجربيات آنها استفاده کنيم. هر سال به مناسبت-های مختلف، از طريق رسانه-های عمومی،مراسم ياد بود، سينما، تئاتروهر امکان ديگری، نکبت جنگ، جنايات بشری، کشتار هيتلری، آوراگی ميليون-ها انسان، شکنجه و کوره-های آدم سوزی اين بربريت تاريخی را ياد آور ميشوند. با در نظر گرفتن ۲ هدف، اول اينکه ديگر و هرگز چنين جناياتی تکرار نشود ودوم، آگاه کردن، نسل جديد و نسل-های آينده به آنچه که در يک دوره تاريخی اتفاق افتاد و خطرات آن برای صلح و بشريت. گر چه بحران-های اقتصاد جهانی، شرايط سياسی و منافع امپرياليست-ها نقش تعين کننده دربوجود آوردن جنگ-ها دارند. ولی رشد سياسی توده-های مردم در سراسر جهان، وجود اتحاديه-های سراسری کارگری در اروپا، ارتباط اين اتحاديه-ها با کارگران سراسر دنيا، حضور مردم صلح دوست و صلح طلب، وجود روزنامه نگران و خبر نگاران مسئول و مترقی و امکانات سراسری انترنتی را نبايد ناديده گرفت( صدای سوم). دنيا تنها دنيای جنايتکاران نيست، ميليون-ها انسان شريف ضد جنگ، ضد شکنجه، ضد اعدام و ضد قتل عام و ضد وحشيگری در سراسر دنيا وجود دارند که نيروهای اصلی در مقابل سياست-های جنگ طلبانه امپرياليست-ها و رژيم–های ضد بشری و مذهبی هستند.

با بکار گيری اين تجربه، ما زندانيان سياسی سابق که تجربه تلخ زندان، شکنجه روحی- روانی، جسمی و شرايط دردناک زندان را تحمل کرديم مسئوليم و وظيفه داريم که اجازه ندهيم چنين جنايتی يک بار ديگر تکرا شود. ما، خانواده-های ما، خانواده-های اعداميان، هر فرد سياسی و هر آن کسی که مخالف وجود پديده-ای بنام زندانی سياسی، شکنجه و اعدام است بايد به هر شکل، با هر امکان و با هر توان در اين راه گام بر دارد. به نظر من بايد کشتار سال ۶۰ و کشتار سراسری زندانيان سياسی سال ۶۷ را به موضوعی جهانی تبديل کنيم و در اين راه ازهمه امکانات موجود استفاده کنيم. برگزاری سيمنار-ها يکی از اين امکانات است.

گزارشگران

۳-به نظر شما در اين گردهمايی به چه محورها و نکاتی بايد توجه داشت؟

مرجان افتخاری

فکر ميکنم، در چنين گردهمائی بايد به موضوعات مهم از جمله،سرکوب بطور عام، وجود زندانی سياسی و اعدام بيش از هر چيز ديگر پرداخته شود. چون متاسفانه هنوز تفکر " زندان سياسی انقلابی!!"، " اعدام انقلابی!!" و انتقام گيری در بين فعالين سياسی وجود دارد. هنوز هستند در بين زندانيان سياسی سابق که به اين موضوع دو پهلو برخورد ميکنند. وحشتناک و درد ناک خواهد بود که ما بار ديگر در بين خود "لاجوردی" های ديگری داشته باشيم. به همين دليل بايد به اين موضوع به طور جدی و اساسی پرداخته شود. از طرف ديگربايد روی مسئله آزادی-های دموکراتيک، انديشه، بيان و قلم تاکيد کرد. در واقع، اين دو موضوع در ارتباط با هم هستند. جامعه آينده ما بايد آزادی انسان، به معنی آزادی از سرکوب و اختناق سياسی و آزادی ازمذهب اين عفريته و نکبت بشری را تضمين کند.

 گزارشگران

۴-گردهمايی امسال به موضوع زندانی سياسی و جنبش های اجتماعی می پردازد. رابطه جنبش های اجتماعی و پديده سرکوب را چگونه تعريف می کنيد؟

مرجان افتخاری

قبلا طی سلسله مقالات" در حاشيه برگزاری سمينار" به اين سئوال پاسخ داده-ام. و فکر ميکنم ديگر لزومی به تکرار آن نيست. 

  گزارشگران

۵-برای پيشبرد و موفقيت اين گردهمائی چه پيشنهادی داريد و در اين رابطه چه اهدافی درازمدتی را بايد در نظر داشت؟

 مرجان افتخاری

در اين مورد، شايد چند نکته بيش از همه مهم باشند.

۱-    شرايطی را فراهم کرد تا تعداد بيشتری از افراد جديد، که کمتر امکان اظهار نظر و ارتباط دارند فعال شده و ايده-ها و نظرات خود را از اين طريق مطرح کنند. اين کار امکانی است برای برخورد عقايد طرح نظرات و در عين حال راهی برای بيرون آمدن از حالت يک نواختی. زندان، شکنجه و اعدام جزء خود ويژگی-های کشور ما است، پس طبيعی است که طيف گسترده-تری از افراد را در بر گيرد. در حال حاضر به نظر من کمی يک نواختی در مصاحبه-های ويدئوئی، جلسات پالتا کی و گردهمائی-ها ديده می-شود. ادامه اين يکنواختی ميتواند حالت انفعالی و بی تفاوتی را در پی داشته باشد.

۲-       جهانی کردن کشتار زندانيان در ايران، برای اين کار بايد ارتباطات خود را وسيع تر کنيم. باانجمن-ها،کميته-ها و گروه-هائی که در زمينه شکنجه، اعدام و بطور کلی سرکوب فعاليت ميکنند ارتباط ايجاد کنيم. با همکاری متقابل ميتوانيم از تجربيات ديگران هم استفاده کنيم.  

۳-      در کنار فعاليت-های معمولی بايد به پروژه-های دراز مدت و مهم ديگری چون تهيه دادخواست زندانيان سياسی و خانواده-های آنان پرداخته شود. اين موضوع نه تنها به جهانی کردن موضوع کمک ميکند بلکه راهی برای همه کسانی است که به نوعی داغ خورده رژيم اسلامی هستند. در بين پاسخ-های داده شده رفيق ی-صفائی به اين موضوع اشاره کرده–اند. تا آنجا که من اطلاع دارم چند نفر ديگر هم اين موضوع را به شکل-های مختلف مطرح کرده-اند، رفقا ليلا دانش و زری هم ضرورت اين پروژه را متذکر شده-اند. ميتوان، درک و ضرورت-چنين پروژه-ای را در سمينار به بحث گذاشت.  

۴-             هنر به معنی وسيع آن و ادبيات جای کمی را دربين رفقای زندان و برنامه-های آنها دارد. سعی کنيم جای بيشتری به رفقای هنرمندمان داده شود. هنر و هنرمند هميشه جای مهمی را در جنبش-های انقلابی داشته و دارند. ميتوان گروه هنری زندانيان سياسی و يا گروه هنری سمينار را به آنها پيشنهاد داد. ويا هر شکل ديگر همکاری. کمبود کار هنری و ادبياتی انقلابی در بين ما کاملا احساس ميشود. وقتی نقاشی سودابه عزيز، برای اين سميناررا ديدم احساس عجيبی نسبت به آن داشتم.  

۵-     عدم وابستگی اين سمينار به گروه-ها، احزاب، و تشکل-های سياسی. گرايش و وابستگی به هر جريانی ما را از هدف دور خواهد کرد، بسياری از گروه-ها و سازمان-های سياسی بر اساس حرکت-ها و گذشته خود، تلاش کردند "چتر باز" گونه خود را سوار بر اين جريان کنند، هر گونه وابستگی به اين يا آن جريان، نه تنها باعث پاشيدگی آن خواهد شد بلکه از اهداف سمينار و تجمع زندانيان سياسی هم دور خواهد شد. برای من، استقلال اين جريان بيش از هر چيزی اهميت دارد.  سايت گفتگو-های زندان تا کنون توانسته است وظيفه دمکراتيک خود را در اين مورد عملی کند و اميد وارم در آينده هم به همين شيوه ادامه دهد.  

۶-    اين سمينار و کليه کتاب-ها مصاحبه-ها، فيلم-ها، بيان خاطرات و مقالات امکانی است برای مستند سازی حوادث، برای بازگوئی، ترسيم گوشه-ای از تاريخ دردمند مردم کشورمان و انتقال تجربه به نسل-های آينده. پس تلاش کنيم بدون ، بدون افزودن به وجه تبليغی، با طرح حقايق، فجايع انسانی در زندان-های جمهوری اسلامی را مستند کنيم. آنچه که به ما و به زندانيان سياسی که متاسفانه در بين ما نيستند رفت به خودی خود فاجعه-ای است باور نکردنی و نيازی به اقرار و يا شاخ برگ دادن ندارد.

مرجان افتخاری

 Eftekhari_marjan@yahoo.com

با سپاس از شما

بهروز سورن

۲۵.۶.۲۰۰۷

 

منبع:

www.gozareshgar.com


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com