به سايت کارگران ايران خوش آمديد
 
  صفحه دوم سایت: امیرجواهری لنگرودی:در پاسخ باید ها و نباید ها:به پیشواز اول ماه مه سال۸۹

امیرجواهری لنگرودی:در پاسخ باید ها و نباید ها:به پیشواز اول ماه مه سال۸۹

 کارگران ايرانيم؛ گرسنه ايم ، گرسنه!

اميرجواهری لنگرودی

mirjavaheri@yahoo.com


۲۳فروردين۸۹

درايران فقروگرسنگی بيداد می کند. سياست های اعمال شده توسط حاکميت سرمايه داری ايران به گونه ای است که فقردرزندگی شهروندان ايران ازيکطرف وکارگران ازطرف ديگر،انگارازجانب حاکميت اسلامی،جزء ذاتی وطبيعی سياست های شان شناخته شده وبه نظرمی رسد؛پذيرش آن تا حدی عادی وموهبت الهی می نمايد. روند رو به افزايش ففردرايران با شتاب غيرقابل کنترلی به مردم ايران تحميل ميشودواين مسئله با هدف مشخصی صورت می گيرد. پرسش مردم اين است:وقتی فقراينقدر گسترش پيدا می کند، معلوم نيست که با ثروت و دارايی مملکت چه کارکرده و می کنند؟

"کارگرهفت تپه ايم ؛ گرسنه ايم ، گرسنه" شعارويژه کارگران هفت تپه  شوش بود که دراعتراضات خيابانی خود برزبان آوردند . توگويی امروزدرقبال نضج فقرونداری کارگران بايد آنرادرسطح سراسری گسترش داد و فرياد برآورد : کارگران ايرانيم؛ گرسنه ايم ، گرسنه!

با يکی ازکارگران ايران تلفنی، تبريک عيد می گفتم وپرسش اينکه اوضاع چگونه است؟گفت :" چه می پرسی اميرعزيز؟

زندگی ما با ۳۰۳هزارتومان دربرابر۹۰۰هزارتومان خط فقرو گذران سطح معيشت هرکارگر،که تازه اگرحقوق روزها و ماههای کارگری مان راهم به موقع بپردازند. درقبال اين همه سختی معيشت، آياغيرازگرسنگی،حرفی می توان زد؟همه ما درحرف کارگريم ولی درعمل همان عمله ايم عمله وهميشه خدام گرسنه ايم و گرسنه. همين، توخود حديث مفصل بخوان ازاين مجمل" درمقابل اين کلام عريان تلفنی دوست کارگرم،زبانم بسته ماند وخجل ازشنيده هايم . تو گويی ادای شادمانی نوبرانه عيدی به دوست کارگرم را درگلويم فروخفتم وعطای برزبان آوردنش رابه لقای اش بخشيدم وشرمنده پرسشم گشتم : که زندگی برشما چگونه می گذرد؟!
خجالت آوروشرمگينانه است درسرزمينی که با چند ساعت فاصله ، گازچاه های نفت اش می سوزد و به هوا می رود ودود می شود. نفت اش با عطش سيری ناپذيرغارتگران بين المللی به يغما می رود.

آنگاه که بدل به دلارشد درخزانه دولت دزد و چپاول اسلامی درجيب های گشاد دزدان سر گردنه اش گم می شودودولت دروغگوی اش که می خواست، نقدينگی فروش نفت را به درون خانه ها وبرسفره  شهروندانش نهد. درحالی که زحمتکشان درگيراوليه ترين حقوق انسانی خودهستند، هزينه های هنگفتی درعرصه سياستهای خارجی برای حفظ قدرت ومنافع ضد بشری نظام، ازکيسه شهروندانش هميشه ازجانب دولت اسلامی پرداخته می شود.

تقلای شوق يک خيز بلند از يک سو، تبانی و سرکشی و سرکوب غير قابل مهار رژيم ازسوی ديگر، زمينه يک نبرد جان فرسايی را دربرابرهم به صف آرايی می کشد. کارگران جزء تشکيلات مستقل خويش و زدودن موانع سازمانيابی تجمع عظيم طبقاتی شان، دربرابرسرمايه، راه ديگری درمقابل خود ندارند . کارفرمايان دربرابراينان، با همان انديشه ی ماقبل سرمايه داری  به جوانب کارمی نگرند . کارفرمايانی که پيش ترارباب (زمين دارانی ) بودند که غيرخود را رعيت می ديدند ،امروزنيز، کارگر زحمتکش و توليد گررا همان ( عمله جات ) می پندارند که گويی ازحقوقی برخوردارنيستند. اين درحاليستکه کارگران ايران انقلابی را پشت سرگذاشته وتجربه دهها وصد ها اعتراض ،اعتصاب وتجمعات گوناگون از؛تشکيل شوراها– سنديکاها – اتحاديه ها – کميته های اقدام- اتحادعمل های گوناگون – تشکيل صندوق های همياری و تعاونيهای مسکن – مصرف وتوليد راايجاد کرده وتابه امروزهزينه های سختی رانيزپرداخته اند. زندان بودن منصوراسالو وابراهيم مددی،علی نجاتی ومحمد اشرفی،فرزاد کمانگرومهدی فرهی شانديز،محمد حيدری فرو ديگرزندانيان کارگر،محصول همين مدافعه ازضرورت داشتن وبرپايی تشکيلات مستقل سنديکايی است واين ازنظرسرمايه داری انگلی اسلامی ايران، جرم کمی نيست. جرمی که برای محوو پاک کردنش، زبان می برند، بازداشت می کنند ، به زندان می کشند ودربين زندانيان عادی و بيماران هيپاتيتی جای می دهند تا رو کم کنند . با ايجاد رعب و وحشت، صف کارگران را ازهم بگسلند و آنانرا ازپيشروی بازدارند . 

درتاريخ هفته سوم اسفندماه سال۸۸، شورای عالی کاربنا برخصلت وماهيت طبقاتی وسياسی وعملکرد تا به امروزی اش درتعرض به سطح معيشت کارگران درسلسله نشست هايی که از آذرماه۸۸ درکنار نماينده گان کارفرمايان – دولت ووزارت کار،جهت تعيين ميزان دستمزد کارگران برای سال۸۹،شروع شده بودبااعلام تعيين حداقل دستمزد کارگران،توسط سخنگويان شورای عالی کار،ميزان رقم آنرا از۲۶۳ هزارتومان سال ۸۸ به ۳۰۳هزارتومان سال ۸۹ خبردادند. تعيين اين رقم و اعلان آن، ضد کارگری ترين هجوم به زندگی وسطح معيشت فلاکت بار تماميت طبقه کارگرايران بود. آنجا که موضوع عدم دريافت حقوق های معوقه يکی ازپايه ای ترين خواست سال ۸۸ کارگران بود که به گسترده ترين شکل درروزشمار کارگری سال ۸۸ بازتاب يافته است . پس همين جابجايی ارقام ناچيزدربرابرگرانی فزاينده وتورم وبيکارسازی ها،به جای کارثابت واستخدامی،مابا شلاق کارقراردادی موقت بر گرده کارگران روبرو هستيم. هرچند که ما امروزغيرازقرارداد موقت، قرارداد ديگری نداريم . آنجا که " بنگاه های پيمان کاری " حرفه ای برآمده ازدرون همين نظام کارچاق کن وخانمان برباد ده، عمل می کند.اين حد جابجای ارقام مالی نرخ تعيين دستمزدها نيز،حفظ ونگهداری چنين بنگاههايی رانهادينه می سازد.موجوديت همين بنگاه های قراردادی درسراسرکشور،بردگی واستثمارپوشيده وعريانی است که نظام سرمايه داری اسلامی ايران ازچند سال پيش به اينسو، آنرا قانونی کرده است.

وقتی درمقابل بی سياستی حکومت گران ،قانون کارو وزارت کارش، طرح و نقشه وراهنمای عملی نداشته و ندارد،کارگربرای وصول نان به کارنيازمنداست.اوخودش داوطلبانه برای بدست آوردن آن به استثمارتن می دهد و به بنگاههای کاريابی مراجعه می کند.کارگربادريافت ورقه سفيد قرارداد، داوطلبانه می گويد: بياييد؛ استثمارم کنيد تا لقمه نانی گيرآورم وبا دست خالی برسرسفره ام نروم . شکی نيست که حد استثمارراهميشه کارفرما وصاحب کارتعيين می کند.کارگربرای امرارمعاش نيازبه کاردارد،حق زندگی،حق امنيت شغلی وآزادی بيان ازالزامات حد اقل زندگی کارگران است . حقوقی که تابه امروزبا سياست ضد کارگری جمهوری اسلامی روبروشده و سردمداران انحصار طلب – محافظه کارومدعيان اصلاح طلبی اش نيزبرای جاری نساختن آن به دستگيری ، زندان ، شکنجه کارگران به هرطريق ممکنی تشبث جسته و دست يازيدند. دربرابربرای طبقه کارگرايران،عليرغم دشواری های پيشروی آنان، تنها راه رودرويی با تورم واين سطح ميزان دستمزد اعلام شده ومبارزه با آن،بيش از هرچيزی درگرومبارزه متشکل ومستقل و توده ای طبقه کارگردرتمامی عرصه های اقتصادی – اجماعی و سياسی است .لازم می نمايد با توجه به دشواری زندگی کارگران درسال پشت سرگذاشته شده برای وصول حقوق های معوقه کاری،امسال کارگران برسروصول به موقع همين سطح ازدستمزدها، اضافه کاری ها وپاداش ها،بدون کمترين چانه زنی باکارفرما و آن ديگران،برسرهمين موضوع متشکل گردند وبه شکل سراسری دست به اقدام زنند.وهمچنين برسرانجام آن باديگرفعالان مزدوحقوق بگيرنظير؛معلمان وپرستاران وبازنشستگان مشاغل گوناگون به رايزنی پردازند واين مبارزه را به شکل همه جانبه و متشکلی به پيش برد. اين پيشروی را نيزبايد آزمود و با پرداخت کمترين هزينه برپای آن ايستاد. 
در حوزه بايد ها : کارگران ايران بيش ازهرموقع نياز به تشکيلات و با هم بودن وهمپيوندی با ديگر جنبش های اجتماعی خاصه معلمان درآستانه اول ماه مه امسال را بر دوش خود دارند.ملازمه پيشروی اين کار،فراخوان همراهی با جنبش عظيم ضد استبدادی دراين روز، همآوايی با روزجهانی کارگر را دردرون و بيرون ازمرزها، در تقويت همبستگی و پيوستگی بين المللی می تواند با خود همراه گرداند.

تجمع بلاواسطه کارگران سراسرايران درروزاول ماه مه (شنبه ۱۱ارديبهشت)با صف مستقل و تاکيد براستقلال طبقاتی خويش وپای کوبيدن بر همه خواسته های تا به امروزبرزبان رانده شده کارگران با سازمانيابی تجمعات توده ای عظيم دربرابرمجلس،اجتماعات اعتراضی ومطالباتی درمقابل ساختمانهای تامين اجتماعی،دربرابردفاتروزارت کار،دراستان هاوشهرستان ها درمقابل فرمانداری ها واستانداری ها برای طرح مطالبات خويش،درپيوستگی با جنبش مستقل دانشجويی، توده زنان،مادران عزا،مادران اعدامی ومعلمان سراسرکشوربا خود،دراين روز،پايه ای ترين مضمون حرکت اعتراضی کارگران درسال ۸۹ تلقی می گردد. لازم می نمايد ياد آورگردم: اعلان آدرس های فوق،تنها الزم شفافيت بخشيدن به صراحت بيان بايد های مورد نظرم است.چرا که کارگران يعنی اصلی ترين نيروی توليد کننده ثروت، تا به امروزوطی  سال های متوالی تجمعات اول ماه مه خود را درسالن های ورزشی ۱۲ هزارنفری ورزشگاه آزادی ، زمين ورزشی شيرودی،و .. به انجام رسانده اند. آنچه مد نظرم است؛ ارائه راهکارقطعی برپای آدرس های ثابت نيست. - اين خود کارگران هستند که محل تجمع خود را با توجه به ارزيابی ازشرايط موجود و بازوی سرکوب رژيم برمی گزينند- تاکيد بروجه بکارگری تنوع تاکتيک ها و تلفيق دوسطح کارمخفی وعلنی برای دورساختن فعالان کارگری ازضربه پذيری دشمن، خاصه درجنگ وگريزهای خيابانی واجتماعات اعتراضی، ازبايد های الزامی اين مرحله ازمبارزات کارگران و فعالان جنبش ضد استبدادی است.

نبايد ازياد ببريم؛ که آزادی سياسی بدون آزادی اقتصادی ، يک شعارتوخالی است. جنبش آزادی خواهی و جنبش نان در طلب وصول آن می تواند با هم گره خورند و اول ماه مه درايران وسراسر جهان، می بايست مارش چنين خواستی را با خود حمل کند. آنچه که دربالاذکرشد،همه کارنيست. فعالان کارگری طی سال های گذشته با تدارک نشست ها وبرپايی سيمنارها و تريبون های بحث آزاد وسازماندهی گلگشت های چند گانه، تجارب با ارزشی را از خود بجا گذاشته اند. بيشک ازادی همه آن دسته ازچهره های شناخته شده فعالان کارگری که تا به امروزدرزندان ها ی رژيم اسلامی درغل وزنجيرو اسيرند،شعارآزادی يکايک آنان می تواند وجه همت بزرگترين وپُرمضمون ترين کارزاراول ماه مه امسال باشد که می بايست با همبستگی انترناسيوناليستی اين روزدرسطح جهان پُرآوازه گردد تااسامی همچون:علی نجاتی – منصوراسالو- ابراهيم مددی - محمد اشرفی – مهدی فرهی شانديز- محمد حيدری فر و وکيل مدافع جسورکارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه وسنديکای کارگران نيشکرهفت تپه شوش،آقای محمداوليايی فر،معلمان دربند فرزادکمانگر- رسول بداقی- محمد داوری - هاشم خواستاروهمچنين اسامی ديگرانی که تا به امروز- عمدتا به دلايل گوناگون - اعلام نشده، همه همه می تواند،بسيج گرگسترده ترين تحرک عمومی جنبش آزادی خواهی مردمان ايران رادراول ماه مه امسال دردرون ايران وخارج از کشور را باخود همراه گرداند.
شعار: زندانی سياسی وکارگرزندانی بی قيد و شرط آزاد بايد گردد ، را می توان به مرکزی ترين شعار اول ماه مه امسال دردرون وخارج ازمرزها بدل ساخت.

درحوزه نبايدها : پرهيزازهرچه جداسری ها، جلوگيری ازتشتت و پراکنده گی دربرابرکل حاکميت، دولت،کارفرما،نهاد های شبه کارگری نظير(خانه کارگر– شوراهای اسلامی کار– حزب اسلامی کارو...)،فرقه ای نساختن تحرکات مربوط به روزاول ماه مه و پرهيزازانحصار طلبی ها ،عدم حذف گرايشات موجود کارگری  دربين فعالان کارگری ، تا دشمن دون با همه عمله ننگين اش، نتواند ازاين روزنه راهی برای پيشروی خود دردرون مبارزات مبارزان وخواسته های کارگران بيابد. جلوگيری ازتفرقه ومستقل شمردن حرکات کارگران دراين روزو رودررويی با مخالفين تشکلات مستقل کارگران ازاهميت شايان توجهی برخورداراست،عقب نشينی ازمضمون تشکلات مستقل کارگری،جنبش کارگری را از مسير اصلی خود جدا خواهد کرد .

ازياد نبريم که گفته اند  : کارگرمتحد همه چيزو کارگرمتفرق هيچ چيز! 

به نيروی کارگری خود باور داشته باشيم!


 
 

    » مطالب ديگرى از همين نويسنده

  

 

Copyright © 2005 - 2006 kargaran-iran.com